برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۳۱ مرداد ۱۳۸۵ | 22 August 2006

 زخم خورده در برابر دوربین

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: What happened during my third appearance on VOA Persian's one hour TV show with Ahmad Baharloo in Paris.

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او از راه دیگر آید

این بیتی از حافظ بود که می‌خواستم دیشب برای خودشیرینی میان هم‌وطنان شعردوست عزیزم در برنامه‌ی میزگردی با شمای آقای بهارلو بخوانم و استکبار جهانی نگذاشت.همان‌طور که می‌بینید حافظ آن را درباره‌ی فیلترینگ و راه‌های رد شدن از آن سروده بود که تازه ما الان ان را درک می‌کنیم.

ولی در مجموع خوب بود. هر چند که خیلی سخت بود بدون مانیتوری که در آن بتوانم قیافه‌ی آقای بهارلو را ببینم یا اینکه بفهمم روی صفحه چه چیز نشان می‌دهند. تنها رابطه‌ی من با برنامه از طریق یک گوشی بود و این واقعا حس بدی داشت.

»» ویدیوی مصاحبه را ببینید (کیفیت بالا - کیفیت پایین)

ولی نمی‌دانید قبلش چی شد. صبحش که داشتم صورتم را شش تیغه می‌کردم که ملت عزیز نگویند که «این مرتیکه‌ی حزباللهی کیه که آوردن» یک دفعه در اثر این تیغ جدید عجیبی که خریده‌ام (و اصلا هم توصیه‌اش نمی‌کنم) سمت راست، پایین لبم برید. خیلی ضایع بود. خونش را بند آوردم و گفتم که لابد آنجا کسی هست و راست و ریسش می‌‌کند.

پیراهن سفیدم را پوشیدم و با تنها کتی که دارم (مخمل‌کبریتی قهوه‌ای-زیتونی) -- و البته شلوار و کفش -- رفتم به ساختمان رویترز در وسط پاریس که از آنجا برنامه را بطور زنده می‌فرستند به واشنگتن.

بالا که رسیدم به متصدی دوربین که تنها آدم ماجرا و دست تنها بود گفتم که باید فکری به حال این زخم ضایع من بکند که حسابی پیداست. ولی یک دفعه گفت که هیچ چیز در بساط ندارد. رفتیم دنبال خانم‌هایی که در دفتر هنوز مانده بودند و کار می‌کردند. از تک‌تک‌شان پرسیدیم که آیا کرم پودر همراه‌شان هست. ولی باور نمی‌کنید. حتی یک نفرشان هم کرم پودر نداشت در کیفش. (البته من خیلی حال می‌کنم که زن‌های اروپا این‌قدر کم آرایش می‌کنند و همین که کردم پودر ندارند واقعا قابل تحسین است. چون واقعا این آرایشی که زن‌های خاورمیانه‌ای می‌کنند زیادی است. حالا اگر پوست آدم بد باشد، اشکالی پیش آمده باشد عیبی ندارد. و گرنه کرم پودر اصولا چیز ضایعی است. امام خمینی)

بدبخت شدیم. نمی‌دانستم که باید چکار کنم. این آقاهه به عقلش رسید که می‌توانیم برویم و یک چیزی بخریم. یک جا را آن نزدیک پیدا کردیم و پرسیدیم که با چه کلکی می‌توان این زخم ضایع را پوشاند. یک مایع آرایشی عجیب پیشنهاد کرد که تقریبا رنگ پوست بود، ولی کمی روشن‌تر و یک مدل‌هایی عجیب. متصدی دوربین نسبتا گدا بود. آن را نخرید. همان‌جا کمی را مالیدم به صورتم تا برگردیم و در آیینه و سر فرصت درستش کنم.

دویدیم. وقت کم بود. عرق کرده و پریشان بنده رفتم داخل توالت، جلوی آیینه. حیف که یادم رفت دوربینم را ببرم.و گرنه نشان‌تان می‌دادم که چقدر خنده‌دار بودم قبل از اینکه آن کرم عجیب را پخش کنم روی صورتم. پخشش کردم. دیدم وای، خانومی برای خودم شده‌ام! وقت نبود. با دستمال کمی پاکش کردم و بیشتر مالیدمش. (الان که فکر می‌کنم می‌بینم که احتمالا مایع برای از بین بردن کبودی چشم بود) حالا زیادی پاک شده بود و کمی از زخم پیدا بود. ای بابا. حالا چه خاکی به سرم بریزم؟ یک دفعه دیدم یک ذره از آن مایع هنوز به انگشتانم دارم. نیشم باز شد. خوش‌بخت شدم. موهایم را درست کردم. رفتم توی استودیو.

شما چزی ندیدید؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«گناهکار»
«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
شنا در شنزار
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

تا حالا مشتاق بودم ببینمت که چه شکلی حرف می زنی که به لطف اینترنت پر سرعت دانشگاه دیدم. خداییش این بهارلو که من بعید میدونم بدونه اینترنت چیه. اما نظر منو بخوای شبکه ها ارزش دیدن ندارن نظر من اینه که یه شبکه مثه آدم اول اینا راه بندازن (فارسی منظورمه ها)

Can you be kind enough and write here as a post what is your new method to circumvent internet censorship?

Was nice to see you somewhat live. I'm glad you were on the program. I don't care much for Baharloo, as he's extremely inarticulate for a TV persoanality, but he has good guests sometimes, yourself a good example. As long as he mostly stays quiet and let his guests talk.

ببم جان خیلی جیگر شده بودی. کاش این طرف ها (قزوین ) هم می آمدی به ما روش دور زدن از "پشت" فیلترینگ یاد میدادی.

Man... I don not understand Persian :(......

سلام مصاحبه تلویزیونی رو دیدم. زخمت اصلا مشخص نبود و لبخند و نحوه صحبتت هم خوب. فقط من درباره نحوه جواب دادن به سوالهات دو تا کامنت دارم:

اول اینکه جواب سوالها رو دقیقا نمی گویی که هیچ بلکه پراکنده گویی هم می کنی، یعنی در جواب سوالها، ایدئولوژی های خودت رو بدون ارتباط به سوال مطرح می کنی. من فکر نمی کنم این کار رو از روی نادانی انجام دادی. این یعنی بی احترامی به شعور بیننده و یعنی اینکه تو مشتاقی حرفای خودت رو بزنی تا به جواب سوالها پاسخ بدی! این کار رو در مصاحبه قبلیت هم فکر کنم انجام میدادی.

دوم اینکه ترجیح می دادم به عنوان یک وبلاگ نویس بیشتر راجع به فیلترینگ و راه های مبارزه باهاش حرف می زدی. وقتی راجع به فیلترینگ حرف زدی خیلی گنگ و نا مفهوم بود( اگر مخاطب رو کسی بدونیم که کمترین اطلاعات از اینترنت رو داره). آیا بهتر نبود که بیشتر راجع به فیدها و نحوه استفاده شون به زبان ساده تر و گویا تر صبحت می کردی و اینقدر واژه "مثلا" رو مدام به کار نمی بردی. یا قضیه ایجاد پراکسی بر روی کامپیوترهای شخصی.

با آرزوی موفقیت.

جالبه، چون اون خباثتی که در نوشتن داری، در صحبت کردنت وجود نداره. اصولاً به نظر آدم وحشتناکی - که این همه بهش بد و بیراه بگن - نمیرسی.

اگر مجددا" به صداي امريكا دعوت شدي، لطفا" به اين آقاي بهارلو فرق وب سايت و وبلاگ را ياد بده. ظاهرا" بنده خدا اصلا" اطلاعي راجع به اين مسائل ندارد.

I didn't see the interview, but I loved this post!

نا بابا فقط من تعجب کردم که چرا انقدر پوستت سفید شده ! اون ماده ی آرایشی هم معرفی کن خیلی بدرد می خوره ل.او.ل لونا بعد از رفتنت گفت می خواین من شهر بخونم ...

حرفاتون که بسیار ساده انگارانه بود، راجع به شکایت کردن وکلا از فیلترگذاران و فتوا دادن مراجع راجع به فیلترینگ که سایت، مال شخصی است و تصرفش حرام! انگار شما اصلن تو ایران زندگی نکرده ای!

حسین جان، برنامه دیشب خوب بود، کاشکی شعرت هم می خوندی و VOA وقت بیشتری می داد! زخمت هم نشون نمی داد! اگر نیک آهنگ بفهمه، .... میاره جلو چشت!

دیدن قیافه‌ات پس از چند سال فقط خوندن مطلبت جالب بود یک کمی هم شبیه چی‌توز بودی. اونجور که به نظر می‌رسید بهارلو و دیگر عوامل voa خیلی از اینترنت سردر نمی‌ارن پس از اونها نمی‌شه انتظاری داشت. درباره وکیل و شکایت هم می‌شه خیلی بحث کرد و کلاً‌ بگم که فایده نداره. راه بهتر گسترش اینترنت در بین مردم با ساده کرن و فارسی کردن و راهنما نوشتنه تا مثل دیگر رسانه‌ها (ویدئو،‌ماهواره و...)‌ انقدر زیاد بشه که نشه جلوش رو گرفت. در این مورد خیلی می‌شه مطلب گفت و بحث کرد ولی فکر نمی‌کنم حالش رو داشته‌ باشی.

You are funny! I like your posts

راستی میگم خواستی فتوای مالکیت خصوصی برای وبلاگ بگیری یکی هم برای سر و سینه من بگیر مردم از بس مانتو روسری پوشیدم

درود بر شما . من یکی از وبلاگ نویسان ایرانی هستم. با عقاید شما موافقم. اگر بخشی از وبلاگ خودرا به بررسی تاریخ ایران باستان اختصاص دهید از شما سپاسگذار خواهم بود. در پناه اهورا بدرود. جاوید کوروش مقدس...

سلام آقای درخشان راستی من اخبار صدای آزادی رو دیدم و گفتم بزار بیام سایت شما رو بیبینم راستش فیلتر بود سریع از یکی از دوستام یه ÷روکسی گرفتم تا تونشتم سایت شما رو ببینم..... خیلی زیباست من علی از کرج هستم می خواستم بیبینم اگه می شه تعداد ÷ستا تونو تو صفحه کم تر کنید

LOL! What a pitty that you were not able to read that poem, it was nice. I watched it online , but I didn't see naything around your lips, let me re-check it;)

به نظر من روژ گونه ات خیلی کم رنگ بود اصلا خودشو نشون نمیداد... بعدشم باید تی شرت آی لاو تهرانو میپوشیدی. اگه من اونجا بودم روی زخمه رو ماچ میکردم خوب شه...

خیلی خوشحالم که امروز اتفاقی تکرا برنامه صدای امریکا را دیدم تا با وبلاگ بسیار زیبای شما اشنا بشم. فقط همین طور که خودتون گفتین یه گله از صدای امریکا دارم که نزاشت شما درباره فیلترینگ زیاد حرف بزنید

همون که به جای خانم های اروپايی شما استفاده می کنی بسه

دیشب خیلی با حال بودی جون تو من که کشته اون لبخندات شدم زخم هم مشخص نبود شاید هم مشکل از چشمای بابا قوری من باشه که مانیتور پدرشونو در آورده ولی اون آقا راست میگفت زیاد به این مساله خوش بین نباش امیدوارم موفق باشی راستی من مرتبه اولی است که وبلاگ تو رو میبینم امیدوارم این حافضه زاقارت ما یاری کنه بازم بیام به وبلاگت

LoL نه کسی متوجه نشد! بهارلو که گفت چی شد شعرت، شما رفته بودی.

حالا مثل اينكه به عنوان Photo Model رفته اونجا!