درست است. نظر من از یکی دو سال پیش تا حالا دربارهی برنامهی ایران تغییر کرده است و الان فرصت خوبی است که دربارهی این دگرگونی توضیح بدهم. بگذارید اول موضع جدید را خلاصه بگویم، بعد شرحش میدهم:
با ساختن نیروگاه اتمی مخالفم، ولی با ساختن سلاح اتمی به شدت موافقم.
بگذارید توضیح بدهم. من قبلا هم با تولید انرژی اتمی و هم با تولید سلاح مخالف بودم. ولی تفاوت عمدهای که در این یک حدودا دوسال گذشته کردهام آن است که به یقین رسیدهام که آمریکای فعلی مسالهاش اصلا جمهوری اسلامی و حقوق بشر و دموکراسی نیست. اینها همه برایش بهانه است، چون یک کشور قوی و ثروتمند و مستقل را در این وسط خاورمیانه به نفع منافع آمریکای امروز نیست.
ریشهی خود این هم در آن است که آمریکا از چند دههی پیش روز به روز بیشتر به یک امپراطوری شبیه شده است. بحثش مفصل است، ولی خلاصهاش اینکه آمریکا بخاطر ایدئولوژیای که بر مبنایش شکل گرفته ناگزیر است از بزرگ شدن و بزرگ شدن هم نیاز به منابع انرژی و تسلط سیاسی و اقتصادی دارد.
برای همین حتی اگر ایران یک کشور کاملا دموکراتیک و سکولار و مرتب و منظم هم بود، ولی هنوز همینقدر مستقل و قوی میماند، آمریکا باز هم آن را مانعی سر راه خودش میدید. این را فقط خامنهای و احمدینژاد نمیگویند، بسیاری از روشنفکران آمریکایی هم این تمایل امپراطور شدن را در آمریکا که بعد از یازده سپتامبر کور و بیرحم و سریع تر از همیشه شده را میبینند.
برای همین حرف سادهلوحانهی احمدینژاد -- بدون اینکه خودش بفهمد چه گفته است -- کاملا درست است که اگر حقوق بشر نباشد آمریکا به حقوق حیوانات در ایران گیر میدهد و اگر آن هم درست شود به حقوق گیاهان!:)
در نتیجه ایران باید راهی برای مقاومت جلوی قویترین ارتش دنیا و در نهایت دفاع از مستقل بودنش پیدا کند و متاسافنه باید قبول کنیم که داشتن حتی پنج کلاهک اتمی و موشک دور برد تنها چیزی است که میتواند ایران را حفظ کند. نمیگویم جمهوری اسلامی را. چون بقول یکی از کامنتگذاران الان بودن ایران و جمهوری اسلامی به هم وابسته شده است. (ممکن است بگویید استقلال در دنیای بههمپیوستهی جدید ارزشش را از دست داده است که خودش بحث جداگانهای است.)
در نتیجه به نظر من، هر حکومتی که در ایران باشد، باید به سلاح اتمی دست پیدا کند. نه فقط بخاطر آمریکا. بلکه یادمان نرود که پاکستان چه همسایهی خطرناکی است و چقدر حکومتش بیثبات و غیر قابل اطمینان است. پاکستان سلاح اتمی دارد و درست است که بخاطر تعادل قدرت با هندوستان دنیا این اجازه را به آنها داده است، ولی ایران هم میتواند ادعا کند که پاکستان تندروی سنیمذهب اصولا با ایران شیعهمذهب آبش توی یک جوب نمیرود و اگر روزی مشرف مثلا ترور شود، معلوم نیست سلاح اتمیای که دست مسلمانان تندرو و اماثل آن سپاه سحابه که تا حالا کلی شیعهی ایرانی کشته است با امنیت ملی ایران چه خواهد کرد. یاد بحران طالبان بیفتید.
همهمان میدانیم که تولید انرژی اتمی چقدر خطرناک، گران و در کشوری مانند ایران احمقانه است. حالا همهی جنبههایش را بگذارید کنار، چرنوبیل را بخاطر بیاورید و بعد هم استانداردهای ایمنی در ایران را در ذهنتان مرتبط کنید به یک یا چند رآکتور اتمی که نزدیک شهرهای پرجمعیت هم ساخته شده باشد.
ایران باید تعارف را کنار بگذارد و نیت اصلیاش را که ساختن سلاح اتمی برای دفاع از خود است بدون شرمساری رسما آغاز کند. این به نظر من کاملا شدنی است ولی به نظرم قبل از آن یک کار اساسی ولی باز هم شدنی باید بکند: اعلام صلح با اسراییل.
بزرگترین دلیلی که دنیا حتی از برنامهی صلحآمیز فعلی ایران میترسد تهدیدهای احمقانهاش علیه اسراییل است که ضررش دههها بار بیشتر از سودش بوده است. بزرگترین ضررش انزوای جهانی و فرار مغز و سرمایه است و بزرگترین سودش حمایت کمسوادترین و کمدرآمدترین بخشهای بدنهی اجتماعی کشورهای مسلمان که فعلا چند صباحی عاشق احمدینژادند و بخاطر بیسوادی و تاریخ نخواندن به زودی او را فراموش خواهند کرد.
اگر ایران اسراییل را به رسمیت بشناسد و تهدیدهای توخالی احمدینژاد را -- که حتی قانون اساسی به او اجازهی جابجا کردن یک سرباز را هم نمیدهد -- به نابودی این کشور پنجاه و چند ساله متوقف کند، دوتا از بهانههای بزرگ آمریکا برای فشار به ایران ادر افکار عمومی دنیا کمرنگ خواهد شد. یعنی طبیعتا دیگر نمیتواند از حماس و جهاد اسلامی و حزبالله به این شکل فعلی حمایت کند، و در نتیجه میتواند حتی برنامهی اتمیاش را به عنوان یک اقدام دفاعی در برابر پاکستان و حتی شاید خود آمریکا -- و در روز مبادا چین -- به دنیا نشان دهد.
ولی برای حل بحران فعلی ایران باید غنیسازی را متوقف کند. ولی همانطور که گفتم باید تنها به قیمتی بالا از آن صرف نظر کند. چرا که ایران خطایی انجام نداده است و کارهایش کاملا بر اساس حقوقی است که NPT به اعضایش میدهد. برای همین، به نظر فقط در ازای گرفتن ترکیبی از امتیازهای اقتصادی، دیپلماتیک و نیز تضمین امنیتی از آمریکا باید از این حق قانونیاش بگذرد.
در قدم بعد میتواند شروع کند به عادیسازی روابطش با اسراییل و پدیرفتن موجودیت آن. پس از آن میتواند از NPT خارج شود تا بتواند پنهانی یا آشکارا روی ساختن اورانیوم بسیار غنیشده برای استفادهی دفاعی کار کند.
با این سناریو میتوان هم خدا را به دست آورد و هم هم خرما را. به آن فکر کنید و نظرتان را در وبلاگتان یا در کامنتهای همینجا بنویسید. ناسلامتی این مهمترین بحرانی است که تمام ما به عمرمان دیدهایم و کک هیچکداممان هم نمیگزد.