من یک سوال از همه دارم. اگر من را بگیرند و سه ماه زندان انفرادی کنند و بعد که بیرون آمدم مجبورم کنند که به یک حقیقت بیرونی که همه میدانند اعتراف کنم، آیا این به خودی خود موجب دروغ بودن حرفهایم خواهد شد؟
یعنی اگر پس از سه ماه زندان انفرادی بیایم و در ایسنا مصاحبه کنم که مثلا وبسایت صبحانه را من راه انداختهام و خود من بودم که به اسراییل رفتم و آن ویدیوها و عکسها و مصاحبهها را گرفتم، و شما هم بدانید که حرفهای من درست است، چه قضاوتی دربارهی من خواهید کرد؟ آیا صرف رفتار غیرانسانی و غیر اخلاقی وزارت اطلاعات در زندان با من موجب عوض شدن حقیقت هم میشود؟
اینجا دو تا سوال است که همه این دو را با هم قاطی میکنند: ۱) آیا بازجوها با من رفتار انسانی کردهاند؟ ۲) آیا حرفهای من حقیقت دارد یا نه
اگر معلوم شود که رامین جهانبگو واقعا برای موسسهی آمریکایی جرمن مارشال برای براندازی حکومت ایران به سبک حکومتهای کمونیستی در اروپای شرقی در ازای پول مشاوره داده باشد، حالا ولو که در زندان هم حقوقش نقض شده باشد، این تغییری در نادرستی کارش ایجاد میکند یا نه؟ به این سوال خوب فکر کنید.
نقض حقوق شهروندان ایران در زندانهای در جمهوری اسلامی بدون شک باید بررسی و به شدت مجازات شود، توسط هر کس و روی هر کس که انجام شده. ولی کسی که برای براندازی حکومت نیمه دموکراتیک ایران به حکومت نیمه دموکراتیک و سلطهگر آمریکا آگاهانه کمک فکری یا عملی کند هم باید محاکمه و مجازات شود.
اینها دو مفهوم کاملا از هم جدا هستند که در «اعترافات اجباری» در هم میآمیزند و ذهنهای تنبل و دنبالهرو را در قضاوت به اشتباه میاندازند.
البته اینجا یک بحث اساسی هم میماند و آن اینکه چرا به نظر من برانداختن جمهوری اسلامی ایران هم عملی نادرست و هم غیر ممکن است. این بماند برای یک فرصت دیگر.