برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: What Akbar Ganji argues in his latest opinion piece is exactly the same argument that neo-conservatives have used to reject the policy shift in the US in accepting to start directly negotiating with the Iran. Compare it with Richard Perle and Reza Pahlavi's arguments. Unfortunately, his inability to read and communicate in English and the influence by his ultra-liberal close friends has only resulted in creating a liberal hawk. The best sign that describes Ganji's ideology now is where he adopts an American point of view when calling Iran nuclear program their "nuclear adventurism." In that he's gradually joining the native inofrmers, a term used by Hamid Dabashi to desribe those who look Iranian but think American and eventually help the Amercian empire to expand.

اکبر گنجی مقاله‌ای نوشته و در آن درباره‌ی مذاکره‌ی آمریکا با ایران اظهار نظر کرده است. نوشته که گفتگوی «شفاف» و مستقیم اشکالی ندارد و حتی خوب هم هست. این حرف جدیدی نیست و خیلی‌ها هم آن را می‌گویند. ولی بعد کمی پایین‌تر اصلا همین حرف خودش را نقض می‌کند.

او کمی پایین‌تر می‌نویسد که آمریکا دارد بطور مخفیانه با ایران مذاکره می‌کند و قرار است درباره‌ی بعضی مسایل کوتاه بیاید. او همچنین می‌داند که ایران قرار است از بعضی خواسته‌هایش کوتاه بیاید اگر آمریکا چشمش را بر رفتار سرکوب‌گرانه‌ی ایران ببندد و می‌نویسند که با این معامله درست مثل جنگ مخالف است و «رژیم ایران نباید مردمش را سرکوب کند، در منطقه بحران بیافریند و ماجراجویی اتمی اش را ادامه دهد.»

We believe the government in Tehran is seeking a secret deal with the United States. It is willing to make any concession, provided that the United States promises to remain silent about the regime's repressive measures at home. We don't want war; nor do we favor such a deal. We hope that the regime will not be allowed to suppress its people, foment a crisis in the region or continue with its nuclear adventurism.

مساله اینجاست که اصولا محتوای مذاکرات دیپلماتیک محرمانه‌ است و این در همه جا یک قاعده است. پس وقتی گنجی می‌گوید با مذاکره‌ی مخفیانه مخالف است، و ما هم می‌دانیم که اصولا مذاکره یک روند غیرعلنی است، پس گنجی در واقع با این مذاکره مخالف است، هر چند که بالاترش حرف دیگری زده است که با آن مخالفتش را مخفی می‌کند.

این دقیقا موضع نومحافظه‌کاران و رضا پهلوی هم هست که اصولا مخالف هر جور مذاکره‌ی علنی یا غیرعلنی ایران و آمریکا هستند و استدلالشان هم دقیقا مثل گنجی است که می‌گوید این کار رژیم ایران را جری‌تر می‌کند. مثلا ببینید رضا پهلوی هم دقیقا بخشی از استدلال گنجی را می‌آورد یا مثلا ريچارد پرل هم مشابه همین استدلال را در حمله‌اش به رایس برای موافقت با مذاکره‌ی مستقیم با ایران آورده است:

President Mahmoud Ahmadinejad of Iran knows what he wants: nuclear weapons and the means to deliver them; suppression of freedom at home and the spread of terrorism abroad; and the "shattering and fall of the ideology and thoughts of the liberal democratic systems."

President Bush, too, knows what he wants: an irreversible end to Iran's nuclear weapons program, the "expansion of freedom in all the world" and victory in the war on terrorism.

The State Department and its European counterparts know what they want: negotiations.

نمی‌گویم که گنجی دارد با نومحافظه‌کاران همکاری سازمانی می‌‌کند. ولی برنامه‌ی سیاسی او دقیقا منطبق با برنامه‌ی نومحافظه‌کاران طرفدار براندازی نرم است و به طرز شگفت‌انگیزی در عمل همیشه به نفع آنها می‌شود. هرچند که ژست‌های ضد بوش هم بگیرد. مثل کروبی که ژست ضد خامنه‌ای‌اش حرف ندارند، ولی در عمل همیشه نتیجه‌ی کارهایش به نفع خامنه‌ای تمام شده است.

گنجی یک کلمه انگلیسی نمی‌تواند بخواند و حرف بزند و مثلا تمام سفرش به آمریکا از طریق مترجم انجام شده است. در نتیجه آگاهی او از معادلات و اوضاع سیاسی آمریکا بر مبنای منابع دست چندم است که معمولا هم قدیمی‌اند و بخاطر سرکوب ايدئولوژی چپ در بعد از انقلاب، معمولا از دیدگاه طرفدار آمریکا نوشته شده‌اند. دور و بری‌هایش هم آدم‌هایی کاملا لیبرال (در مقابل سوسیالیست) و دست‌راستی (در مقابل چپ) هستند که فوق فوقش مواضعشان شبیه به دموکرات‌های تندرو (Liberal hawks) است، بخصوص درباره‌ی ایران، حتی اگر خود را اصلاح‌طلب بدانند.

بهترین شاهد برای این مدعا که گنجی و لیبرال‌های نادان شبیه به او حتی مسایل ایران را هم از دید آمریکایی‌ها می‌بینند همین عبارتی است که درباره‌ی برنامه‌ی اتمی ایران استفاده کرده است، یعنی «ماجراجویی اتمی» یا «Nuclear adventurism».

گنجی روز به روز دارد به مفهوم خبررسانان بومی یا Native Informer که حمید دباشی درباره‌ی آذر نفیسی و کتابش استفاده کرده نزدیک می‌شود. یعنی کسی که ظاهرش ایرانی است و فارسی حرف می‌زند، ولی آمریکایی فکر می‌کند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

You didn't explain what was wrong with having the same idea as Reza Pahlavi does on some thing, or you did and I missed it

خوب نیست آدم به مرگ کسی راضی باشد ولی بی طرفانه بخواهیم قضاوت کنیم جمهوری اسلامی به گنجی زیادی رحم کرده است. حکم کسی که اسرار امنیتی رو فاش می کند اعدام اگر نباشد مردن در تصادف است.

Salam

1- would like to appriciate "AMIN" 'S very great comment and wish you read it carefully and several times

That is what you seem did not understand from GANJI's points

3- You are just emphasising on similarities between Ganji and Reza pahlavi,, if so, your recent posts are in more similarities with KEYHAN's and Hossein Shariatmadari.

Regards"

I think you still have to work on your translation:-) hossein jan read the paragraphs again and I think you will learn what has gone wrong in your translation:)

اولا که مذاکره همیشه محرمانه نیست. دوما که اگر گنجی انگلیسی نمی داند ولی فکرش آمریکایی است تو انگلیسی میدانی (By the way, your English sucks) ولی طرز فکرت شبیه طلبه های حوزه است سوما رژیمی که شب و روز مرگ بر آمریکا را به ماتحت مردمش فرو می کند حق ندارد با آمریکا مذاکره کند. آنها نه آنقدر شهامت دارند که بگویند در این ۲۷ سال به خاطر مرگ بر آمریکا بوده که این همه بلا به سر کشور آمده و حالا می خواهیم تمامش کنیم و نه آنقدر خایه دارند که تا ته خط بروند و بهای دشمنی با آمریکا را بپردازند. چهارما یک کمی هم خایه شاهرودی را یادت رفت بمالی جون که ایران احتمالا به زودی رفع توقیف می شود. پنجما Inductive Reasoning هات به درد همون حوزه علمیه می خوره. جدی می گم شانس خودت را در نوشتن یک رساله بول و غائط و حیض و نفاس امتحان کن.

نوشته شما به نظرم غیر منطقی آمد. مخصوصا در قسمت"نقض حرف" مغلطه کرده اید. با تشکر.

درخشان لطف کن حالا که میخواهی حقیقت بنویسی راسته حسینی همه اش را بنویس بابا این جماعت ضد کل رژیم همه امیدش در سر پا نگاه داشتن دشمنی ایران و امریکاست چون اگر بطریقی حل بشه این اقایون/ خانم ها توی امریکا بجای مصاحبه و مقاله نویسی و روز شب میهمان این مجلس و ان دانشگاه همه دود میشود و باید بروند یا ولفر بگیرند یا پیتزا دیلیوری کنند یا تاکسی برانند ان لیدرهایشان مثل رضا پهلوی و مریم بانو ! مایه دارند که حالا حالاها خوش بگذرانند اما اطرافیان دیگر مایه چه عرض کنم خایه انها را هم دستشان نمیرسد

برخلاف شما من معتقدم که مذاکره آمریکا با دولت ایران با توجه به اینکه هنوز آمریکا حکومت را به رسمیت نشناخته باعث مشروعیت بخشیدن به حکومت میشه و بد نیست یادآوری کنم که احمدی نژاد و خاتمی هم همین درخواست ها را به صورت دیگه ای مطرح کردند

به نظر من آقای درخشان در ترجمه عبارت گنجی اشتباه کرده اند. "is seeking...." به این معنا است که حکومت ایران میخواهد پنهانی مذاکره کند و یا به دنبال این ست که چنین کاری کند نه اینکه هم اکنون دارد این کار را میکند. در مورد شفاف بودن هم خوانندگان با ادبتون به اندازه کافی ارزش حرف شما را نشان داده اند.

محتوای مذاکرات ديپلماتيک همه جا محرمانه است، اما مشکل آن‌جاست که در ايران حتی خود اصل مذاکرات هم محرمانه است و اغلب تکذيب می‌شود. بنابراين، گفت‌وگوی مشخص و مستقيم به اين مفهوم است که حکومت ايران بپذيرد که در حال مذاکره با امريکاست و نه در حال جنگ و نابود کردن استکبار جهانی. در غير اين صورت می‌توان همواره شک داشت که حاکمان دارند بر سر بقای خود معامله می‌کنند و هم از توبره‌ی بنيادگرايی و هواداران حزب‌اللهی خودشان می‌خورند و هم از آخور معامله با امريکا در عراق و لبنان و جاهای ديگر. شما شايد چون مدت زيادی است که از ايران دور بوده‌ايد خاطرتان نيست که اوايل سال 1385، بحث مذاکره با امريکا در عراق به چه بلوايی در ايران کشيده شد و حزب‌اللهی‌ها چه يقه‌ها که ندراندند تا خود آقای خامنه‌ای در يک سخن‌رانی در مشهد آمد و مثلاً از موضعی حق به جانب کل قضيه را منکر شد. در روايت او گويا امريکايی‌ها منت ايشان را برای امنيت عراق کشيده بودند و ايشان هيچ نگرانی از بقای حکومت مطلقه‌ی مادام‌العمر خود نداشته‌اند، ولی به دليل بی‌ادبی امريکايی‌ها و برعکس نشان دادن قضيه، ايشان مذاکره را قطع کرده بودند. اين خامنه‌ای همان کسی است که يک بار به دليل يک مقاله که مهاجرانی در زمان هاشمی درباره‌ی مذاکره‌ی مستقيم با امريکايی‌ها در روزنامه‌ی اطلاعات نوشته بود سخن‌رانی وا انقلابا سر داده بود. زيردستان و مريدان‌اش همان‌ها هستند که در مجلس پنجم مهم‌ترين دليل‌شان برای تخطئه‌ی مهاجرانی همان مقاله‌ی «مذاکره‌ی مستقيم» بود، و سفر هر کس به امريکا را به معنای «گرفتن مزد خدمات به استکبار» تعبير می‌کنند. بنابراين، نکته‌ای که شما به آن توجه نمی‌کنيد اين است که پذيرفتن گفت‌وگوی مستقيم و بر سر مسائل کاملاً مشخص، به طور جدی در پايگاه‌های ايدئولوژيک حکومت ايران دشواری ايجاد می‌کند، چرا که بنياد نظام ايران بر دشمنی با يک گروه موهوم به اسم «استکبار جهانی» است و اگر روابط با امريکا و اسرائيل صلح‌آميز شود و باب مذاکره گشوده شود، بسياری از پايه‌های ايدئولوژيک اين حکومت نابود شده و سرسخت‌ترين موافقان آن بسيار سرخورده خواهند شد. اما با معامله‌ی پشت پرده، اين حکومت می‌تواند با فروختن منافع ملی ايران هم پز عالی استکبارستيزی را برای حزب‌اللهی‌های دونبش داخلی حفظ کند و هم منافع امريکايی‌ها را در منطقه تأمين کند.

It is a long time that the Iranian Regime is imprisonin people just because they talk like Israelis and American etc. We all know that such an argument is so worthless, and now you are using the same line of reasoning to say Ganji is shit because he acts like some assholes whatsover....

ـ1 ـ اصولا محتوای مذاکرات ديپلماتيک محرمانه است. چند سطر آنطرفتر” وهمه ما ميدانيم که اصولا مذاکره يک روند غير علنی است.” ـ2ـ گنجی با مذاکره مخفيانه مخالف است پس : گنجی با مذاکره مخالف است در مورد پيش فرض اول درخشان بگويم که متاسفانه “همه ما” نميدانيم که اصولا مذاکره يک روند غير علنی باشد. و برای فهميدن اين نيازی هم نيست تا در جرگه روشنفکران خلاقی مثل ايشان بود. بله هر روزه هزاران مذاکره مخفيانه صورت ميگيرد همچنانکه علني و شفافش هم برگزار ميشود. مذاکرات اگر فرار است مخفيانه باشد يا محتوای آن مخفی ست و يا برگزاری و صورت گرفتن آن مخفيست ( که بعدا محتوايش ميتواند علنی يا غير علنی شود) و يا هم انجام مذاکره و هم محتوای آن با هم مخفی و غير علنی ميباشد.

يک مغلطه مهم درخشان در اينجا شروع يک مذاکره، روند مذاکره و نتايج مذاکره است. شفاف بودن مذاکرات لزوما بدين معنی نيست که روند مذاکرات غير علنی نباشد، بل از همه مهمتر اين ست که نتايج آن روشن و عمومی بوده و صرف نظر از روند آن ، معلوم شود که اين نتايج در ازای چه امتيازات داده يا گرفته شده است.

گنجی اولا مذاکرات شفاف و روشن را ـ بر خلاف آقای درخشان ـ ممکن و عملی ميدانند. ثانيا با ‏ديپلماسي پنهان مخالف است چرا که : “به ضرر مردم و مبارزات ما براي آزادي و حقوق بشر تمام مي‌شود. حکومت تهران در درجه‌ي اول مايل است که ‏هيچ اعتراضي در مورد سياستهاي سرکوبگرانه‌اش نشنود.”

مذاکرات غيرعلنی مورد قبول نيست چرا که رژيم ايران ميخواهد از طريق اين مذاکرات غير علنی کسی مزاحم سياستهاي سرکوبگرانه‌اش نشود.

کوتاه اينکه مخالفت گنجی ويا هرکس ديگری با مذاکره غير علنی معنای مخالفت با هرگونه مذاکره ای نيست چونکه اين نوع مذاکره تنها نوع مذاکره نيست.و مذاکره غير علنی مذموم ست چرا که به ضرر مردم ايران خواد یود.

عزيز دل برادر!! بازم كه سفسطه ميزني. كي گفته مذاكرات ديپلماتيك اصولاً محرمانه‌است. به علاوه نگاه امريكايي داشتن مهم نيست چون منطق تابع مليت و جغرافيا نيست. اينو از دوستان زبانشناست بپرسي واست توضيح ميدن.

He is saying he's in favor of "direct talks" but against "secret deals". Saying no to secret deals, dude, does not imply in any way "no talks" or "no negotiations". You just can't say he's against 'mozaakere' or 'goftegoo-ye mostaghim' because he's against secret deals, period. This is tabloid-style pseudo-journalism, man, and you're getting better and better at it everyday.

What is wrong if some one's method and ideas align with Bush or anyone else. The point that you must debate is why their method is or is not acceptable. For example Bush and Khamenei both wanted to get rid of Taliban, does that make khamenei's desire for removal of Taliban in-line with neocons?

برو گه بخور تو کثافت توله آخوند.

Dear Hossein, I don't think anybody bus Ganji's argument whether in Iran or abroad. He ended his political life by starting this trip. I reached to this conclusion while I was visiiting Iran last month. It's a shame he didn't have this much of vision to forsee this and shame on the people like Behnood who encourage and in fact pushed him to this hell. What a pitty!!

من دو تا از جمله های تو را نمی فهمم (هر چند با باقیش هم بزور می توانم کنار بیایم). 1- ...اصولا محتوای مذاکرات دیپلماتیک محرمانه‌ است و این در همه جا یک قاعده است. پس وقتی گنجی می‌گوید با مذاکره‌ی مخفیانه مخالف است، و ما هم می‌دانیم که اصولا مذاکره یک روند غیرعلنی است، پس گنجی در واقع با این مذاکره مخالف است: حتی اگر استدلال تو را بپذیریم محرمانه‌ و مخفیانه هم معنی نیستند. 2- گنجی یک کلمه انگلیسی نمی‌تواند بخواند و حرف بزند...: داری اغراق می کنی دیگه؟