نوشتهی پایین پیش از این برای انتشار در «روز» پیشنهاد، ولی توسط شورای سردبیری آن رد شد.
خانهی آزادی یا Freedom House یک سازمان آمریکایی است با منبع درآمدی تقریبا به کل دولتی که هدف ظاهریاش گستردن لیبرال دموکراسی در دنیا است.
ولی نتیجهی عملکردش در این چند دهه بیشتر به سمت برانداختن حکومتهای کمونیست و ضدآمریکایی و کمک به نیروهای سیاسی طرفدار آمریکا بوده است. از همکاری برای ساقط کردن کاسترو در کوبا بگیرید تا کمک به «انقلاب تارنجی» اوکراین.
جیمز ووزلی رییس سابق سی.آی.ای ا سال ۲۰۰۵ رییس هیات مدیرهی آن بوده و پیتر اکرمن الان جایش را گرفته. در هیات مدیرهاش هم از آذر نفیسی که همه با نزدیکی و خدماتش به نومحافظهکاران آشنایید تا مارک پالمر که سفیر سابق آمریکا در مجارستان بوده و از بنیانگزاران نشنال اندامنت فور دموکراسی (National Endowment for Democracy) هم هست. او نویسندهی کتابی به نام «چطور محور شرارت را به زانو درآوریم» که در سال ۲۰۰۳ چاپ شده است و تازگی هم در دوبی یک شرکت رسانه ای به نام سیگنال وان تی.وی درست کرده تا با آن برای جوانان ایران و عراق و سعودی برنامه درست کند.(یک بلاگر آمریکایی مینویسد که این شبکهها قرار است درواقع فاکسنیوز برای خاورمیانه باشد)
حالا همین «خانهی آزادی» که بر اساس گزارش فایننشال تایمز از وزارت خارجهی آمریکا برای عملیات مخفیانه بودجه گرفته است، در ادامهی گسترش فعالیتش دربارهی ایران، وبسایتی به زبان فارسی راه انداخته با نام «گذار» که خودش آن را مجلهای ماهانه برای «دموکراسی و حقوق بشر» معرفی میکند. و اتفاقا لوگویش هم برگرفته از لوگوی خود خانهی آزادی است.
اولین مقالهی آن را هم کارل گرشمن و مایکل آلن از اعضای برجستهی نشنال اندامنت نوشتهاند که از جورنال این موسسه یعنی دموکراسی ترجمه شده است و در آن توضیح میدهند که چطور باید جلوی دولتهای «دوزیست» که در آنها انتخابات آزاد و سازمانهای دولتی وجود دارند ولی در مقابل مثلا پارلمانشان ضعیف است، رسانههایشان دولتی است، قوه قضاییهشان مستقل نیست و امثال آن ایستاد. در آن از «انقلاب نارنجی» اوکراین هم تچلیل شده و آن را نشانهای از موفقیت روش پیشنهادی مقاله میداند.
گذار ادعا میکند که میخواهد با درست کردن فضایی Inclusive (که نمیدانم چرا به «ويژه» ترجمه شده نه «باز و دربرگیرنده» که معنی اصلی آن است) و Provocative (یعنی «بحثبرانگیز») دربارهی مفهوم آزادی به ایرانیان دموکرات کمک کند. ولی در عمل همهی مطالب آن نگاه مشابهی به چند مسالهی خاص دارند که در این جملهها خلاصه میشود: وضع حقوق بشر در ایران فاجعه است؛ برنامهی اتمی ضد حقوق بشر و دموکراسی در ایران است؛ وضع مطبوعات فاجعه است؛ سانسور در سینما بیداد میکند؛ شاعران زن و فمینیستها «خار چشم» جهوری اسلامیاند؛ وضع حقوق اقلیتها فاجعه است؛ وضع حقوق کارگران دهشتبار است؛ ایران حامی حزبالله است و...
ماجرای گذار یک جنجال هم در هلند به پا کرده است. برای اینکه توماس اردبرینک، خبرنگار روزنامهی مهم NRC در تهران، هفتهی پیش فاش کرد که فریدام هاوس از طریق پولی که وزارت خارجهی هلند به آن داده وبسایت گذار را راه انداخته است. منبع این پول هم احتمالا همان بودجهای است که از پارلمان هلند برای کمک رسانهای به ایران در نظر گرفته شده بود و دولت هلند آن را خرد کرد و به سازمانهای گوناگون داد.
چند روز پیش نوشتم که کمک به گفتمان جهانی دموکراسی و حقوق بشر بیشتر به نفع حکومت آمریکا است تا مردم ایران، و برای همین همکاری با پروژههایی این چنین کاملا برخلاف منافع ملی است. گذار از همان اول در همین گفتمان خود را تعریف میکند و برای همین خود را «نامهای برای دموکراسی و حقوق بشر» مینامد.
بخش غمانگیز ماجرا آنجا است که تعدادی از همکاران این ماهنامه کسانی هستند که همیشه با دریافت پول از آمریکاییها برای دخالت در اوضاع ایران مخالفت کردهاند. از بین آنها کوثر حتی کار صرفا فنی برای جایی مانند رادیو فردا را محکوم میکند و نشانهی بیاخلاقی و خودفروختگی میداند، ولی حالا خودش دارد به یک موسسهی نزدیک به نومحافظهکاران آمریکایی که هدفی جز سرنگونی جمهوری اسلامی ایران از زاویهی ترویج دموکراسی و حقوق بشر کمک میکند. عباس معروفی و رویا طلوعی و عیسی سحرخیز و خیلیهای دیگر هم در همین پروژه دانسته یا ندانسته دارند به بوش برای سرنگونی خامنهای کمک میکنند. آیا این تصمیمشان آگاهانه است یا بازی خوردهاند؟