برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Non-violent regime change in Iran is morally wrong and practically impossible. It's wrong because the Islamic Revolution is a progressing semi-democratic system which in many aspects has been more successful than Iran under the Shaah. And it's wrong because regime change needs an agent and the U.S. as the only candidate seriously lacks legitimacy to do so. Islamic Republic does not keep prisoners in Guantanamo, has not bombed civilians with nuclear weapons, has not invaded other countries for bogus reasons.

این نوشته قبلا برای انتشار در روز پیشنهاد و توسط شورای سردبیری رد شد.

مخالفت من با براندازی جمهوری اسلامی، چه از نوع نرم و بدون خشونت و چه از نوع کودتا یا حمله‌ی نظامی، هم از نظر اخلاقی است و هم پراگماتیک. (تغییر دموکراتیکی که از طریق برنده شدن در انتخابات و تغییر قانون انجام می‌شود را براندازی نرم نمی‌نامند. براندازی نرم یعنی شورش نظری و عملی بر ساختار حکومت و قانون موجود که معمولا هم به کمک یک نیروی خارجی انجام می‌شود.) در این نوشته دلیل مخالفتم را از دیدگاه اخلاقی‌ام توضیح می‌دهم و در نوشته‌ای دیگر از دیدگاه عملی.

مخالفت اخلاقی‌ام به این دلیل است که به نظر من اصل انقلاب ایران، چه اسلامی‌اش بدانیم و چه نه، یک پیشرفت تاریخی است. هم در چهارچوب تاریخی ایران که در آن استبداد و عدم شفافیت در شکل نظام سلطنتی نهادینه شده بود، و هم در چهارچوب منطقه‌ی خاورمیانه که تقریبا هنوز هم تمام حکومت‌هایش در همان ساختار استبدادی و غیر شفاف به سر می‌برند. اولی را با بیشتر خواندن درباره‌ی تاریخ معاصر ایران فهمیده‌‌ام و دومی را با دیدن کشورهایی مانند مصر و اردن و امارات و تونس و اسراییل از نزدیک.

درست است که می‌شود استدلال کرد استبداد و عدم شفافیت در ساختار جمهوری اسلامی هم بازتولید شده است، ولی علت این مساله ساختار جمهوری اسلامی نیست. نه تنها می‌شود قانون اساسی ایران را ریز به ریز با قانون مشروطه‌ی زمان پهلوی مقایسه کرد، بلکه می‌توان عملکرد و دست‌اوردهای جمهوری اسلامی را هم با دوران سلطنت پهلوی مقایسه کرد.

طبیعتا از بعضی جهات خرد جمهوری اسلامی کم می‌آورد، ولی در مسایل کلان کارنامه‌اش بسیار بهتر از حکومت پهلوی است.کافی است شاخص‌هایی بنیادی را مانند میزان تولید و مصرف انرژی و آب آشامیدنی، درصد بی‌سوادی بخصوص بی‌سوادی زنان، میزان پوشش آموزش ابتدایی و عالی، درصد پوشش رسانه‌ای، و میزان تولید دانش و محصولات فرهنگی، را در سال ۱۳۸۰ با سال ۱۳۵۰ مقایسه کنید. درست است که ممکن است فکر کرد گذشت زمان به خودی خود بعضی شاخص‌ها را بهبود داده است، ولی اگر کشورهای منطقه را با ایران فعلی مقایسه کنید می‌بینید که این پیشرفت به طور معنی‌داری بیشتر و سریع‌تر بوده است.

در مقابل تنها حیطه‌ای که جمهوری اسلامی در مقایسه با حکومت پهلوی کم می‌آورد آزادی‌های اجتماعی است که آن هم دلیلش ساختاری نیست. بلکه در نتیجه‌ی رفتار و ارزش‌های رهبران و مدیران کشور و برداشت آنها از قانون است که این سیاست‌ها به وجود آمده است. برای همین است که می‌بینید که حجاب اجباری زنان، به عنوان یکی از نمادهای این پس‌رفت در آزادی‌های اجتماعی، حتی در قانون اساسی و به گمانم قوانین مدنی جمهوری اسلامی هم به صراحت نیامده است و تنها با برداشت خاص حاکمان از قانون اساسی عملی شده است. در نتیجه از نظر منطقی بعید نیست که حاکمان دیگری با برداشتی متفاوت همین محدودیت را -- که خیلی‌ها به اشتباه از پایه‌های جمهوری ‌اسلامی و ویژگی‌های ذاتی آن می‌دانند -- از بین ببرند.

در تمام سه حیطه‌‌ی دیگر حکومت یعنی سیاست، فرهنگ، و اقتصاد ساختار حکومت ایران بسیار دموکراتیک‌تر و شفاف‌تر از زمان پهلوی است. حتی می‌توان استدلال کرد که بیشتر محدودیت‌های فرهنگی هم در واقع در محدودیت‌های اجتماعی ریشه دارند. مثلا ممنوعیت آوازخوانی زنان یا رقص یا موسیقی راک یا نمایش بدن زن در سینما یا نقاشی و امثال آن بخاطر برداشت محافظه‌کارانه‌ی حکومت از قانون اساسی است که اتفاقا بخش بزرگی از آن به شورای نگهبان برمی‌گردد که بر طبق خود قانون اساسی وظیفه‌ی تفسیر قانون اساسی را به عهده دارد.

بیشتر محدودیت‌های سیاسی هم مانند نظارت استصوابی بر انتخابات یا فشار روی روزنامه‌نگاران یا روشنفکران یا گزینش برای استخدام کارمندان دولت یا پذیرش دانشیجویان و مانند آن به دلیل ساختار جمهوری اسلامی نیست. بلکه بخاطر تهدیدهای جدی قدرت‌های بزرگ است که از روز اول خواسته‌اند به هر ترتیب ممکن این حکومت را از روش‌های نظامی یا غیر نظامی ساقط کنند. به این تهدید، پارانویای کهن حاکمان ایران را (از رضا شاه بگیرید تا خامنه‌ای) هم اضافه کنید تا دلیل واکنش محافظه‌کارانه‌ی حاکمان را بهتر بفهمید. (برای همین است که می‌گویم اگر ایران بمب اتمی بسازد و در نتیجه خیالش از تهدید نظامی خارجی راحت شود، ناگزیر تمام فضاهای چهارگانه‌ی اقتصاد، سیاست، اجتماعی و فرهنگ را بازتر خواهد کرد. از این زاویه به آن نگاه کرده بودید؟)

از بعد دیگر، حتی اگر به فرض قبول کنیم که حکومت ایران بخاطر اینکه حقوق حداقلی مردمش را هم رعایت نمی‌کند مشروعیت اخلاقی حکومت را از دست می‌دهد، باید ببینیم چه کسی صلاحیت اخلاقی برانداختن این حکومت را دارد. الان فقط آمریکا است که ادعا دارد باید مردم ایران را از دست حکومتش نجات دهد. ولی آمریکای سال ۲۰۰۶ با کدام صلاحیت می‌خواهد جمهوری اسلامی سال ۱۳۸۵ را ساقط کند؟

آیا آمریکای امروز به رغم ساختار دموکراتیک و شفاف‌ترش در عمل از این دو نظر از ایران وضع بهتری دارد؟ تعارف که نداریم، ولی چه کسی جز آمریکا تا حالا از بمب اتمی استفاده کرده است در حالی که ایران حتی موقعی که عراق با اغماض جهانی به بمب شیمیایی روی آورده بود، هرگز حاضر نشد مقابله به مثل کند. چه کسی است که رسما شکنجه را در زندان‌هایش قانونی کرده است و آن را در زندان‌های زیر نظرش در همین سال ۲۰۰۶ اعمال می‌کند، خامنه‌ای یا بوش؟ بخوانید ببنید خود آمریکایی‌ها راجع به انحراف حکومت بوش از اصول اولیه‌ای که آمریکا بر مبنای آن تاسیس شده است چه می‌گویند. این حرف‌های فقط حرف‌های مسلمان‌ها یا سوسیالیست‌ها یا اروپایی ها نیست.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«شنا در شنزار»
«یک فتحی»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
ناهید رکسان
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1615

نظرات ديگران

Hello Mr. Derakhshan! I have been reading your articles for a while now. But this time i think you are not beeing fair dear. I am not sure what was the reason for you moving to Canada? But I have read a book recently about new generation in Iran and I am not agree whit you sir. If you are interested to know more about the real life of youngstres in Iran please go and check this book. I realy recomand you to read this. http://www.amazon.com/Persia-Cradle-Infidels-Ali-Sadeghi/dp/3981109007/sr=8-1/qid=1161591267/ref=pd_bbs_sr_1/104-8621204-3380726?ie=UTF8 this is where you can find it. I wonder if you would write what you wrote today after reading this book??? I am not sure on that! Anyway good luck with everything!

Since when cutting hands, stoning, raping, and killing people of a country is called progress?

من با شما موافق هستم. ولی میگما ایران اون ایران دوران پهلوی دیگه نیست.. خیلی بهتر از اون موقع شده...

طبق فرض شما پس : کره شمالی بمب اتمی دارد و خیالش از تهدید نظامی خارجی راحت است ! ناگزیر تمام فضاهای چهارگانه‌ی اقتصاد، سیاست، اجتماعی و فرهنگ در کره شمالی بازتر شده است؟

آقای حسین درخشان ! آیا واقعا چنین است ؟

بهتره بعد از اسراییل و سوریه و اردن و ... یه سر هم به کره شمالی بروید و یا قدری هم در تاریخ و وقایع اونجا و فقر و دیکتاتوری گره خورده به هم اونجا مطالعه کنید!

شما معادلات سیاسی را با معادلات ریاضی اشتباه گرفته اید! در معادلات ریاضی این اعداد هستند که اجزاء یک معادله را تشکیل می دهند و بار هر عدد از ازل تا ابد ثابت است! اما در معادلات سیاسی ، جای این اعداد انسان هایی "غیر قابل پیش بینی" و "مختار" قرار دارند که با "تصمیم آنی" خود نتیجه هر معادله و معامله ای را برهم می زنند!!

شما چطور؟ از این زاویه به آن نگاه کرده بودید؟!

خوشم اومد. شجاعت يعني وقتي آدم بدونه قراره چيزي به حق بنويسه و انگشت نماي اين و آن بشه، ولي بازهم اينكار رو بكنه. ياد شعر "با چشم‌ها" ي شاملو افتادم: اين گول بين كه روشني آفتاب را از ما دليل مي طلبد طوفان خنده‌ها ------ به اين تمسخرها اعتنا نكن. اگر ادعاي كمال دارند بيايند موقع نوشتن كامنت به جاي احساس از عقلشون استفاده كنند و حرفت رو نقد كنند. -------- هر چند گاهي توي ايران كه زندگي ميكني اينقدر بهت فشار مياد كه آرزو ميكني آمريكا هرچه سريعتر حمله كنه (مثلا توي ترافيك، توي صف بانك، پشت كاغذبازي و پارتي‌بازي ادارات، وقتي همه به نوعي فكر ميكنن به مادر و خواهرشون نظر بد داري، و در نهايت پشت اينترنت كم سرعت) . ولي فكر ميكنم حقيقت اينه كه وقتي اين نظام تقويت بشه و دشمن نداشته باشه، مردم راحت‌تر ميتونن مشكلات و كوته‌بيني ها و سختگيريهاي مذهبي و سياسي را برطرف كنند.

من با کردن تو چه نرم و چه خشن موافقم.

Hussein nice job getting people to talk! I do not get it why people thing you are a spy for Mosad! It seems that in Iran if someone does not agree with public opinion then that person is a spy for Mosad, CIA, MI5 or Islamic Republic! I agree with the spirit of your argument although you have over simplified the situation to get to the point!!! Before another revolution people of Iran (that means you and me) must learn how to tolerate one another! Toleration is important for co-existence! Right now this entire people who right against Hoder just like to insult him and none of them actually have anything useful to say! I am sorry but just because Hussein, or others like Hussein, do not live in Iran does it mean their opinion is less-valid, invalid or irrelevant to what is happening in Iran! A lot of times being away actaully helps to see with a clear vision, thus make better judgments!!! Finally, before asking for a regime change we, Iranians, must identify what it is that we what and how we want to get it! Write a declaration of independence and make the charter of a solid opposition party! Iranian people are the most un-united people on earth. Iranians are a collection of individuals and not a united whole!!!(I have been told that by my Canadian friends)! Before any revolution we must learn a thing or two from Chinese people who know how to back one another! Islamic Revolution was done by our parents and it went to hell because hardly any of them had an idea what they wanted they only new what they did not want! What happened when Shah went! Well look around and you will know! The other point is we need to tolerate with one another and in the process unite over what we have in common and learn to leave with our differences!!! I am outta here!!!!

قبلا نوشتم من مخالف کودتا هستم. دلیل اینست که هربار دراین کشور کودتا شد، دمار از مردم بدر آمد. کودتای 28 مرداد که کشور را به خاک سیاه کشاند تا چائی که شما آن زمان را با حالا مقابسه میکنید! کودتای خرداد 1360 که وضع نابسامان کنونی نتیجه آن شده است: ادامه بی مورد جنگ، افتادن قدرت دردست مافیاها( اعم از اصلاح طلب و راست و نظامی و غیره) یعنی همانهائی که کودتا کردند. قساد و چپاول سرمایه های ملی و فراردادن مغزها و.... اگر کودتا نمیشد، چگونه پسر آقای رفسنجانی 5.2 میلیارد می توانست رشوه بگیرد تا ایران را به غارت بدهد و....

باعث بسي تاسف است كه حسين درخشان ديدگاه تحليلي اش فقط تا نوك بيني اش را پوشش مي دهد و تمام واقعيتهاي موجود را به اين راحتي ناديده گرفته است...

ای خاک بر سرت حسین درخشان . چرا اینقد سنگ رژیم رو به سینه می زنی؟ بی وجدان چه طور می تونی این همه جنایت های رژیم رو نادیده بگیری؟ از مقایساتت فهمیدم هیچی بارت نیست!! چون امریکا از بمب اتم استفاده می کنه ایران باید داشته باشه؟ هر جنایتی رژیم دلش می خواد می کنه و بعدش هم تو بیا بگو که چون امریکا قبلا این کارو کرده اشکالی نداره. عجب استدلالی واقعا امثال شماها به بیماری پول جمهوری اسلامی دچار شدین. از رژیم تشوق می گیرین ازون طرف هم از مزایای زندگی در امریکا و کانادا و اروپا استفاده می کنین (البته سو استفاده). اگه غیر از اینه چرا بر نمی گردی ایران زندگی کنی؟؟ تو هم خامنه ای رو می خوای هم Night Club و Sex Club و کثافت کاری - ولی تو ایران خودمون هم اینا هست خصوصا واسه خودی ها خیلی راحته فقط اسمش فرق می کنه: صیغه کلاب - عفاف کلاب- به نظر من مشکل تو فقط اینه - برات متاسفم. منتظر جوابت هستم

با شما موافقم . به نظرم خیلی از مشکلات از حکومت نیست بلکه از خود مردم ایران است .بدون خواست و درک مردم حکومت دموکراتیک شکل نمیگیرد و نیاز به عملکرد اگاهانه مردم هم هست .مثالش همین همین انتخابات ریاست جمهوری بود . جایی که بسیاری از نخبگان و اندیشمندان وفعالان سیاسی علیرغم مخالفت با حکومت ودشمنی با شخص اقای رفسنجانی از مردم میخواستند تا به احمدی نزاد رای ندهند وبا حضور فعال به هاشمی رای دهند بسیاری فقط برای روکم کنی وبسیاری دیگر به دلیل درک بایینشان به احمدی نژاد رای دادند .حالا اگر خامنه ای نباشد چه باید کرد ؟

چون تو مأمور رسمي وزارت اطلاعات هستي. چون بچه آخوند هستي و توي مدرسه آخوندها درس خوانده‌اي. چون وقتي مي‌آيي ايران با تو كاري ندارند. چون دستمال به دست هستي و وقتي مي‌وري اسرائيل هم با تو كاري ندارند. چون حسين درخشان هستي و اين يعني فضاحت به كامل. برايت متأسفم درخشان. ديگر به اين صفحه لعنتي و مرده‌شور برده سر نمي‌زنم. اينجا پايگاه رسمي خايه‌مال‌هاي جمهوري اسلامي است...

سلام من آقای درخشان رو نمی شناسم و فقط یک بار حرفهای ایشون رو از یک رسانه شنیده ام. عضو هیچ گروه و دسته ای هم نیستم. یک شهروند عادی عادی ایرانی ام. اینا رو گفتم که شبهه وابستگی وجود نداشته باشه.

۱- فکر می کنم ایرانی ها در سراسر دنیا شرایط بسیار سختی رو بعد از انقلاب ۵۷ گذروندن و بهمین دلیل هم معتقدم که باید از این شرایط فوق العاده دشوار که سرکوب و آوارگی و توهین و از دست دادن عزیزان و فشار اقتصادی و فساد و ... جزء کوچکی از اون بودن بخوبی درس گرفت. یکی از این تجربیات می تونه این باشه که اگر دوست نداری بهر وسیله ای نگذارند حرفتو بزنی خودت هم نباید وقتی کسی حرفشو می زنه توهین و مسخره کنی. بهتر نیست که حرف رو شنید و منطقی با اون برخورد کرد حتی اگر از ریشه و بن قبولش نداشته باشی؟ فحش و تو هین چه مشکلی رو حل می کنه؟

۲-حرفی که می خوام بزنم متاسفانه بدلیل عدم امکان عملی پشتوانه آماری نداره ولی بر اساس مشاهداتم فکر می کنم که مجموعا حکومت فعلی ایران جایگاه و مقبولیت مردمی لازم رو نداره. بعضی معتقدند قانون اساسی فعلی ظرفیت های لازم رو نداره و بعضی فکر می کنند که ازظرفیت های قانون اساسی فعلی استفاده نمی شه. بعضی می گن این قانون اساسی با تغییرات کوچک ظرفیت ها را پیدا می کنه بعضی تغییرات اساسی رو راه حل می دونن. من شخصا فکر می کنم که این قانون اساسی جوابگو نیست.ولایت فقیه و شورای نگهبان و ... همگی موضوعاتی هستند که من رو به این نتیجه می رسونه. ... من معتقدم که تغییرات اساسی و ریشه لازم هستند ولی امکان انجام مسالمت آمیز آنها وجود نداره. سوال اصلی اینست: چه هزینه ای باید پرداخت؟ و چه کسانی حاضر هستند واقعا و نه شعارگونه این هزینه ها رو پرداخت کنند؟

البته تاكنون چندين با بااينكه ظاهرت ضدحكومت است ازاين حكومت دفاع كرده اي كه باعث تاصف است .جنابعالي كه دراايران زندگي نميكني درخارج هستي ويك مقداري اثرات آن محيط باعث شده فكركني ايران هم مثل كانادا است . ولي بدان اگر ترس ازسازمانهاي حقوق بشر وترس از اروپاوآمريكا نبود همين آخوندها مثل زمان آقامحمدخان مردم رابابستن طباب به كتفشان اسيرميكردند وراحت مثا آب خوردن ميكشتند يا مثل همين آقا كه گفتم چهل من چشم ازمردم شهري كه باانها همكاري نميكردند درمي آوردند .

If this is the best that our younger generation can offer, then we haven't learned much! Common sense must be a heridatery trait. This generation lacks it as much as the one that caused the 79 fiasco! Boy, first lear to rationalize your thoughts before putting them down . Isalamic anti-republic of mollahs is of mollahs, by mollahs and for mollhas and their cohorts. period

نادر-حسین اقا عینک جدید شما خیلی کارش درسته. شمارةاش را عوض نکنید

جالبه بلاخره هرکسی یک نظری دارد در واقع بخواهی حساب کنی همه جای دنیا عدالت یک جوری اجرا نمی شود ولی من که امریکا نبودم نمیدونم، شما هم در حال حاضر ایران نیستی ببینی. فکر میکنم چیزی که حکومت را عوض می کنه فکر مردمه نه زور واقعا بعضی ادمها که میبینم فکر میکنم این حکومت در برابر جهلات و حماقتشان خیلی هم روشن فکر است ولی سرجمع من با 31 سال سن احساس میکنم که هیج چیز از این وطنم دریافت نکردم به غیراز حقارت ، توهین به شعور و فکر م .

You have contradicted yourself. First you defend the Iranian Revolution and then you say you are against non-violent regim change. Isn't revolution a non-violent regim change?

خوبه سفر به اسرائيل کم کم داره تاثيرشو ميزاره ...ما به کنایه گفتيم حرف خويش

قانون اساسي زمان پهلوي كپي قانون اساسي كشور بلژيك است .اين كشور با استناد به همين قانون يكي از كشورهاي واقعا دموكراتيك و پيشرفته اروپا محسوب مي شود.چطور مي شود كه قانون اساسي جمهوري اسلامي در مقايسه با چنين قانون اساسي كه محور پيشرفت كشوري اروپائي است پيشرو محسوب شود!!! استاد گرامي بايد عرض كنم كه تفسير و شمائي كه از وضعيت كشور و حكمرانان ارائه كرده ايد مبتني بر استدلالات آكادميك نبوده و بيشتر احساسي است. اما به عنوان نگاهي ديگر و تفسيري متفاوت حق شماست .شايد علت عدم پذيرش اين نگاه توسط روز عدم عمق نگاهتان از ديدگاه علمي و كار شناسانه نسبت به موضوع مورد نظر بوده باشد.

جالبه بالاخره از نظرات ایرانیها در مورد مسائل مختلف آگاه می شوم. من فکر می کنم داری روی مردم در همین زمینه (نظرات) مطالعه می کنی، نه؟ این هم کاریه . راستی نظرم رو بگم . من هم با براندازی این رژیم مخالفم. باید تغییرات ایجاد کرد مطمئنم رفتن ای گروه و آمدن گروه دیگر دوباره مملکت را 25 سال عقب می برد.

آقا دستتان درد نکنه. به نظر من هم باید زد توی دهن هرچی روشنفکر و ضد استبداد و ضد نواستعمار ( از نوع انگلیسی و فرانسوی اش) و ... است. من تازه فهمیدم توی چه بهشتی زندگی می کنم و بی خبر بودم. خدا سایه علما و وزارت اطلاعاتشان را از سر ما کم نکند که در کنار پرداختهای کلان به اروپا مقرری وبلاگنویسان خوش قلم ما را هم از یاد نمی برند. راستی شماره پرسنلی شما در مواجب بگیران خارج کشور چیه ؟ آیا وزارت اطلاعات بیمه درمانی هم پرداخت می کنه ؟

1- اگر انقلاب قبلی خوب بوده است چرا فکر می کنی انقلاب بعدی باید بد باشد؟ حکومت ایران مثل پوست ماری است که تا حدی کشش دارد و در برابر بیداری و آزادیخواهی ایرانیان کم می آورد. بار اول مشروطه، بار دوم انقلاب اسلامی و مسلما بار سومی هم خواهد بود. عیب از ساختار غیر دموکراتیک حکومتهای ماست. 2- کره شمالی وپاکستان بمب اتم دارند. آیا آزادی و رفاه برای مردمانشان آورده اند؟ 3- جان کلام را دیگران گفتند: چرا خودتان تشریف نمی آورید به این بهشت؟

مسئله محیط زیستی قضیه که قبلا نگرانش بودی چطوری رفع شد؟

حسین جان درخشان! من برای شما احترام زیادی قائلم بنابراین خواهش میکنم سخن مرا ناسزا نگیری! برادر ماجرا تمام شدهو به خصوص برای آدمی مثل تو. اینجا دیگر کسی کاری با تو ندارد. مطمئن باش. از نظر آنها تو بدرد نمیخوری. خیالت راحت. جمهوری اسلامی هم به پایان کارش خیلی نزدیک است. من هم ترجیح میدادم خودمان اصلاحشان کنیم. نخواستند. حالا فقط میتوانیم بنشینیم و تماشا کنیم.

من هيچ كاري به درست بودن يا اشتباه بودن حرفهاي آقاي درخشان ندارم و فقط از دو جمله اي كه ايشان در متن به كار برده بودند به فهم و شعور سياسي ايشون و همچنين اطلاعات وسيعه ايشون در رابطه با جهانه پيرامونشون اشاره مي كنم. يكي اينكه ايشون جمهوري اسلامي را دموكرات تر از اسرائيل ناميدند.كاملا درسته!!!اسرائيلي كه در همين زمان رئيس جمهورش را به خاطر اتهامي كه هنوز ثابت نشده به پاي ميز محاكمه ميكشد و حتي او را به 3 الي 6 سال زندان متهم ميكنند صد در صد از جمهوري اسلامي كه اكبر گنجي را فقط به خاطر تذكراتي كه به رهبر داده بود و هيچ گونه اهانتي هم نكرده بود به 6 سال زندان محكوم كرد دموكرات تر است!!! نكته دوم هم ايشان اشاره به شكنجه كردن در زندانهاي امريكا اشاره كرده بودند. هميشه بايد به ياد داشته باشيم كه اگر در زندانهاي گوانتانامو يا ابوغريب زندانيان توسط امريكا شكنجه ميشوند فقط به خاطر اين است كه دولت امريكا خود را ملزم به ايجاد امنيت براي مردم خود ميداند و هميشه هم خارجيها و غير امريكاييهايي را كه قصد بر هم زدن امنيت مردمش را داشته اند را مورد آزار و اذيت قرار داده نه مانند جمهوري اسلامي كساني را كه به رهبرش تو بگويند را اعدام يا زندان و يا شكنجه كند.و در عوض از غير ايرانيهايي مانند حزب الله كه طرفداري از آنها صد در صد متضاد با منافع ملي است حمايت كند

با سلام: نمیدانم چرا نام "اخلاق" به روش برخورد خود با یک مقوله به پیچیدگی یک نظام داده اید. واین نام گذاری باعث شده است که با مسئله بسیار ساده واحساساتی برخورد کنید. من هم با کودتا از هرنوعش مخالفم.اما اگر نظامی راه را برتحول بست، نهایتا میشود انقلاب. مثل زمان شاه. تحول برای یک جامعه مخصوصا جوان از ضروریات است. این نظام جلوی تحول را سد کرده است. مقایسه ای که کرده اید با رژیم سابق درست نیست. اگر مردم آن رژیم را قبول داشتند انقلاب نمی کردند. مقایسه را باید با پتانسیل بالقوه موجود در نزد دیرانیان کرد. چه هستیم؟ و چه میتوانستیم باشیم؟ و بعد، این نظام به نام اسلام بر کار است. خلاف اسلام عمل می کند. یعنی به قانون اساسی، خوب یا بد، بی توجه است. نمی توان با گفتن "اخلاق" بی اخلاق را تایید نمود. مسائل زیاد است و میترسم حوصله کافی نداشته باشید. به هر حال این مطالب را تیتر واری نوشتم . امیدوارم روشن باشد. من تعجب میکنم از روشنفکرانی که به وضع راضی باشند. نگوئید که شما نگفته اید که راضی هستید. نوشته این رامی گوید. آقای خامنه ای امروز یا دیروز با دانشجویان صحبت میکرد و به آنها گفت: نقل به مضمون: اگر دانشجو از شرائط خود راضی باشد، کشور پیشرفت نخواهد کرد. راس استبداد این را می گوید و روشنفکر ما چنین می نویسد. شاید به این دلیل است که شما این وضع را تایید میکنید! البته باید به آقای خامنه ای گفت: دوصد گفته را چون نیم کردار نیست. موفق باشید

In the human developement report published by UN every year you can actually see the overall estimation of level of developement for every country( in all aspects of human development from economy to freedom of speech to..)This is a comparative report. I have a little doubt about the accuracy of the data( or at least I don't belive people working in the UN are consciecly manipulating their data). Iran's overall ranking in terms of human dvelopment has essentially remaind the same as it was before the revolution. Each individual indicator may have changed over time, but the overall development indicator is still the same. I'm not sure how you can interprate these data . One possible interpretation is that compared to the wrold Iran did not undergo really drastic changes in the last thirty years. you can google the said report . Anyhow being moderate in attitude is hard . But you are not all that wrong in terms of your comparision of Iran's development status before and after the revolution.

خوشم آمد کم کم سر عقل می آیی. آفرین بر تو که با گشت و گذارهای خود در کشورهای محتلف تازه به مظلومیت جمهوری اسلامی پی برده ای . درمورد آنهایی که عفت قلم را نگه نمی دارند و برایت لجن پراکنی می کنند خاموشی اختیار کن چرا که جواب ابلهان خاموشی است

حرفهات درسته اما این دیدن قسمت پر لیوانه تو از این غافلی که قسمت خالی لیوان لااقل 10 برابر قسمت پر اونه ..یک سری مشکلات ساختاری وجود داره که به این آزادی های اجتماعی محدود نمی شه مثل رابطه با غرب مثل به رسمیت شناختن اسراییل مثل نهاد های غیر دموکراتیک مثل رهبری! مثل شورای نگهبان که خیلی این ها رو ساده گرفتی... نمی دونم چرا مغرضانه از یک سیستم پر از اشکال حمایت می کنی.. تازه شاخص های اقتصادی رو هم که گفتی مطمئن باش توی این دولت دموکراتیک! و کریمه نهم به باد دادند و می دهند...

I do agree with you mate, I wish our people could understand what you mean

بسیار واقعبینانه و عمیق نوشته ای . واقعا از این منظر کمتر کسی به موضوع نگاه کرده است. ناراحت این جنفگیات و توهین ها هم نباش. احتمالن یواش یواش یه متخصص تاریخ معاصر ایران و تحلیلگر سیاست منطقه ای داری می شی. ناقلا نکنه داری توی این رشته تحصیل می کنی؟

آیا مقایسه حال حاضر با 27 سال قبل منطقی است؟ به نظر من اگر از 1357-1385 شاه بر سر کار می بود وضع ما بهتر از حال می بود و اگر از1320-1357 ج.ا.ا بر سر کار می بود وضع ما بسیار بدتر از قبل می بود و این پیشرفت تاریخی مورد اشاره اصولا حادث نمی شد. اگر می توانی خلافش را ثابت کن!

هر کسی به هر نحوی از جمهوری اسلامی حمایت کنه به مردم و مملکت بد و خیانت کرده .اقای درخشان فقر و فلاکت از در و دیوار میباره .

خوب این که معلومه چون از امریکا بیرونت کردن ناراحتی ولی دلیل نمیشه که این جوری هم بنویسی . تازه اروپا داره تا میتونه ایران رو میچاپه دیگه لازم نیست در بر اندازیش هم تلاش کنه ولی این رو بدون که هروقت احساس خطر کنه از امریکا صد برابر بد تر با این حکومت رفتار میکنه نمونه ان هم دو کشور معروف انگلیس و فرانسه که کارهاشون برای مردم ایران کاملا روشن .

خوب باش!

سلام

آقای درخشان خسته نباشید ،مطلب جالبی نوشته اید ، من هم با نظر شما در اینباره که انقلاب ایران یک پیشرفت تاریخی بود موافقم .انقلاب می خواست تا ساختار سلطنتی و دیکتاتوری را به یک ساختار مردم محور تبدیل کند.اما این آرمان و بسیاری دیگر از آرمانها فقط تا وقتی باقی ماند که انقلاب به پیروزی رسید ،از زمان پیروزی انقلاب تا به حال و در سیری تصاعدی بسیاری از این آرمانها به شعارهای دهان پر کنی تبدیل شده اند که تمسخر آمیز به نظر می رسند.... انقلاب یک پیشرفت تاریخی بود، استبداد بازتولید شده است ،عملکرد و دستاوردهای جمهوری اسلامی بهتر از حکومت پهلوی است و... با همه جملاتی از این دست که در نوشته تان فروانند به نظر می رسد که همچنان اعتقادی به مشروعیت حکومتی جهموری اسلامی ندارید و فقط این راه حلهای موجود را نمی پسندید که به نظر می رسد این دو راه تغییر از راه حمله نظامی و یا براندازی نرم باشد.حمله نظامی را هر عقل سلیمی محکوم می کند آنچه می ماند براندازی نرم است که شما آنرا هم به دلیل دخالت آمریکا نمی پسندید.در ضعفهای حکومت امروز آمریکا تردیدی نیست اما تنها گزینه موجود آمریکا است و قبول کنید که نمی توانیم چراغ به دست دور شهر بگردیم و حکومت پاستورلیزه مورد علاقه مان را بیابیم و بعد درخواست بدهیم که بیاید و یک سیستم حکومتی برایمان طراحی و پیاده کند. بنابراین یا باید از خیر رها شدن از دیکتاتوری بگذریم و وضع موجود را تحمل کنیم و یا به انتظار بنشینیم که رهبر کاریزماتیک دیگری پیدا شود و دوباره بیست-سی سالی در گوش این مردم نجوا کند و بعد اگر به لطف خدا هم میهنان شریفمان از خواب ناز خرگوشی بیدار شدند و دل به این رهبر تازه دادند دوباره از نو به راهی برویم که پیش از این پیموده ایم؟

از همه این کامنت ها فقط یک جمله اصل مطلب را گفته: حکومتی که از مردم‌اش به جای اعتماد، اعتقاد طلب کند، برای بی‌اعتقادان چاره‌ای جز براندازی نمی‌گذارد.

I liked what I read especially your comparison between Iran and the US. However, Hamed sounds absolutely logical, when he asks you to heed the time factor. I would add something else to it: please, do not become as hostile and absolutist as your own adversaries. Absolutism is just the beginning of a swift and bitter failure. Keep on blogging though. I enjoy it.

بدبخت تو هم شدی ان خور آخوندها برو گم شو کثافت قلم بدست مزدور

انگار شما خوابید و هیچ کدام از جنایتهای این رژیم را نمی بینید؟! آمریکا اگر اینقدر پرنسیپ دارد که شکنجه را به مجلسش می برد تا قانونی کند جمهوری اسلامی به هیچکدام از اینها اعتقادی ندارد و خودش هر کار که بخواهد می کند. شکنجه که چه عرض کنم با 70 ضربه چاقو یک زن و شوهر را می کشند که اسلام را حفظ کنند. بیش از 5000 نفر را در سال 67 یکجا اعدام می کنند. با کدام قانون تصویب شده؟ اصلا جمهوری اسلامی احتیاج به قوانین تصویب شده ندارد و قتی همه چیز روی بیضه رهبری و حکم او می چرخد. هنوز هم آمار می خواهید بدهم از کشتار های رژیم؟ خود جنگ را نمی گویید که با هوی و هوس حکومت داران ادامه پیدا کرد تا مخالفان خود را از بین ببرند! 600000 نفر کشته جنگ برای حفظ کشور بود یا چیز دیگر؟ وقتی همه کشور های منطقه و عراق پیشنهاد صلح دادند و جمهوری اسلامی قبول نکرد چند سال جنگ ادامه پیدا کرد تا راه قدس از کربلا بگذرد؟ توی این چند سال چقدر کشته دادیم؟ مقایسه پیشرفت های فرهنگی خیلی مسخره تر بود. کره جنوبی و ایران و ترکیه باهم شروع به پیشرفت صنعتی و فرهنگی کرده بودند حالا شما می گویید کشورهای منطقه از سال 50 در جا زده اند و جمهوری اسلامی پیشرفت کرده؟ مسئله آزادی های فردی که فقط حجاب نیست(البته حجاب هم یکی از آنهاست). آزادی بیان مهم ترین آنهاست. چقدر روزنامه نگار زندانی داریم؟ چقدر در داخل و خارج کشته شدند برای فقط فکر متفاوتی که داشتند؟ گناه حاجی زاده شاعر کرمانی و فرزند 9 ساله اش چه بود که نیمه شب با کارد سلاخی شدند؟ گناه سعیدی سیرجانی چه بود؟ اصلا موافقت و مخالفت تو چه اهمیتی دارد وقتی یک حکومت خودکامه برای بقایش هر کاری می کند و همه امید یک رژیم دموکرات سکولار را دارند و تو از آن دفاع می کنی. برایت فقط متاسفم.

یک نکته جالبی هم که یادم آمده اینکه این روزها آدمهای رانده شده ای مثل حسین درخشان و خیلی از ایرانی های مقیم خارج خیلی خیلی بیشتر نگران وطن هستند تا آدمهای رانتخوار عزیز کرده ای مثل علی افشاری و سازگارا و برخی نویسندگان روزآنلاین که به طبع صد بار از فیلتر گزینش جمهوری اسلامی گذشته اند. حداقل باید فهمید که فیلتر گزینش فقط طلبه قدرت و مقام را گزینش می کند.

من می خواهم به همین ماجرا از منظر تاریخی نگاه کنم. فرض کنیم ما با جمهوری اسلامی دویست سال یا بیشتر فاصله داریم. آیا دموکرات بودن خامنه ای مهم است یا ببخشید ها خایه داشتنش؟ یعنی امروز برای ما مهم است که نادر شاه یا شاه اسماعیل آدمهایی بودند که به هر وسیله مملکت را از دست عرب و ترک و تاتار نجات دادند یا مثلاً اینکه شاه های خوب و با انصاف و دموکراتی می بوده اند؟ شاید شاه سلطان حسین خیلی هم آدم خوبی بوده باشد. و احمد شاه خیلی دموکرات. ولی آیا ما امروز مدیون احمد شاه هستیم یا رضا شاه که آدم با خاصیتی بود؟ یک کمی هم باید به آینده فکر کرد. اصلاً ما آمدیم و به دموکراتیک ترین و مخملی ترین روش حکومت را برانداخیم به دامن جرج بوش. بعداً نسلهای آینده در مورد ما چه قضاوتی خواهند کرد؟ الآن شش هزار سال است که ما این آب و خاک را حفظ کرده ایم. در دنیا هیچ کشوری وجود ندارد که در مدتی به این درازی مستقل بوده باشد. برای هر وجب از این خاک در این شش هزار سال خون ریخته شده. ما نه فقط جواب آیندگان بلکه جواب این شش هزار سال را هم باید بدهیم. حالا چون از آخوند خوشمان نمی آید دلیل نمی شود به وطن خیانت کنیم. مذهب اصلاً مهم نیست. صدها از این مذهب ها آمده و رفته اند. از میترا پرستی بگیر تا مزدک و مانی و و تمام فرقه های اسلام. اما آنچه مانده ایران بوده و باید هم همیشه بماند. برای حفظ ایران خامنه ای که سهل است با خود ابلیس هم اگر لازم باشد باید بیعت کرد.

Dear Mr. Derakhshan

Just to remind you one mistake that you made in your text: In order to compare the improvement of Iran before and after revolution, you brought the example of comparing the percentage of literacy of women, education in elementary and middle schools and so on, which is statistically wrong! In your quick comparison you totally eliminated the time factor. Undoubtedly, after 30 years there has been an increase at all those values, but that doesn’t mean anything. You should have compared the “rate” of building schools or any other factor at 1350 with the rate of that in 1380. Let’s give an example: if in 1350 the rate of building elementary schools was 500 per year that means if the previous regime could keep going by now after 30 years we would have 150,000 elementary schools and if we only have 75000 elementary schools that means the new regime moved 50% backward not forward. I hope that could help.

گلارا kpars و بقیه اونهایی که بوی حقیقت میدهید و مثل بقیه این ارا‌ذل که برای خوردن از ماتحت پهلوی له له می زنند نیستید هشدار! گول این حرفهای حسین درخشان را نخورید! این ها همه اش با برنامه است برای خر کردن من و تو صادق بچه مسلمون! شک نکنید حودر مامور اسراییل است و این هم برنامه اش هست. من و برادران دیگر مدرک کتبی داریم از این امر. گول نخورید. مومن باید زرنگ باشه. مکروا و مکر الله ان الله خیر الماکرین. یا حق.

حسین. تازگی ها فیلسوف حکومت کثیف و لجن اسلامی شدی؟ راستشو بگو که غرب برات تره هم خورد نکرد و دست به دامن حکومتی شدی که بتونه بابت خرج سنگینی که بدون کار کردن نمیتونی در بیایی حمایتت کنه! اینطور نیست؟ فکر نمیکنی این پولی که مسلمین کثیف حکومت بهت پرداخت میکنند ِاز گلوی آلوده ات پایین هم که بره در نهایت خفه ات میکنه؟ حیف و حیف اون پولی که صدای امریکا و احمد رضا بهارلو خرجت کردن و مصاحبه با تو را ترتیب دادند و امیدوارم که دیگه انگلهای حکومت ترور و تروریست پرور رو مثل تو به امریکا دعوت نکنن که چار کلمه اراجیف ببافی در مقابل تلویزیونی که بینندگان زیادی در سراسر دنیا داره. افسوس و صد افسوس که هنوز ایرانیانی هستند که زودهنگام اعضای وزارت اطلاعات رژیم را که تو هم از گول خوردگانش و شاید عضوش باشی راباور میکنند. باش تا صبح دولتت بدمد.

" که در امریکا این انحرافات از اصول با انتقاد و مباحثه جبران می شود"

کجاش جبران میشه؟ پس کره و ویتنام چیه؟ اگر جبران شده پود که هی دوباره تکرار نمیشد مثل عراق! فقط هر چند سال نفس تازه میکنند...

عجیب این است که هنوز از همان استدلال امریکا می کند پس عیبی ندارد استفاده می کنی. به قول خودت امریکا در خود امریکا مورد انتقاد است و هرگز هم مرجع نبوده. تفاوت دیگر ایران و امریکا در این است که در امریکا این انحرافات از اصول با انتقاد و مباحثه جبران می شود ولی در ایران فقط هر روز بر انحراف افزون می شود چون مکانیسمی برای اصلاح وجود ندارد.

حسین خان اگر چه با حرفت موافقم ولی یک سوال و نکته را نادیده گرفته ای و آن اینکه چه موقع براندازی یک نظام مشروع میشود / شاید پاسخ این است که نظامی که تمام راهها را برای اصلاح و اعمال تمایلات مردمش مسدود کند براندازیش مشروع میشودهمانطور که محمد رضا شاه کرد و با انقلاب مواجه شد/ حالا سوال این است آیا جمهوری اسلامی راهی برای اصلاح خود باقی گذاشته با نه/ به نظر میاید پاسخهای متفاوتی به این سوال وجود داردکه باعث میشود مثلا خاتمی و سازگارا را از هم جدا کند/ امیدوارم در ادامه نظرت را در ای