با توجه به فیلتر بودن این وبلاگ، از شما میخواهم با کپی کردن این مطلب در وبلاگتان به رسیدن صدای من کمک کنید.
یادتان هست که در ماجرای اعتصاب اتوبوسرانان در تهران، ماجرا به کجا کشید؟ دولت احمدینژاد گفت که کار اتحادیه غیرقانونی است و وقتی دید کسی اعتصاب را نمیشکند سربازهای نیروی انتظامی را آورد و جای رانندهها نشاند و از دادن حق رانندهها سرباز زد. بجایش آنها را به زندان فرستاد.
حالا هم ماجرا همین شده است. من جای رانندهی اتوبوسام و حقوق بیش از یکسالم را نگرفتهام به اضافهی کلی خرج که کردهام. و حسین باستانی که اتفاقا تا همین چند سال به عنوان کارمند رسمی ریاست جمهوری برای رییسجمهور بولتن درست میکرده است، جای دولت احمدینژاد را گرفته است.
همین جور که میبینید با اینکه از دیروز عصر برخلاف میلم و تنها بخاطر نمایش حسن نیت اعتصابم را داوطلبانه شکستم تا روند اطلاعرسانی روز مختل نشود، کارمند سابق ریاست جمهوری، آقای حسین باستانی، برداشته و چند سرباز نیروی انتظامی را آورده و نشانده پشت فرمان «روز» تا مجبور نشود حق و حقوق من را بدهد.
چقدر جالب. آن وقت یادتان هست که روز چقدر برای اصانلو و اتوبوسرانان سینه چاک میکرد و چقدر داد از حقوق صنفی و انسانی آنها میزد. حالا خودش را ببینید که چقدر به حقوق کارمندش احترام میگذارد.
از همه جالبتر اینکه کار حسین باستانی به جایی رسیده است که در ایمیل هایش من را متهم میکند که نیت دیگری در پشت این اعتصاب داشتهام و تلویحا تهمتهای ناروا و غیرانسانی کارمند مورد حمایتش کوثر را که رسما مرا «همکار نظام جمهوری اسلامی» و «پسرخواندهی وزارت خاکستری» مینامد، تکرار میکند. (در سرمقالهی تازهای هم اعتصاب من را در ادامهی تلاش حکومت برای سرکوب رسانههای آزاد میداند) اگر یادتان باشد دولت احمدینژاد هم در ماجرای اعتصاب اتوبوسرانان گفت که یک نیت سیاسی پشت ظاهر صنفی کار است و کار کار سی.آی.ای است.
ولی باستانی فکر نمیکند که من که برای رادیو فردا و جمهویخواهان و رادیو زمانه هر کس و ناکسی یا مشاورهی فنی داده یا وبسایت درست کرده و خواهم کرد چون کارم و محل امرار معاشم این است اگر به فرض محال اختلاف فکریای هم با «روز» داشتم -- که ندارم و اگر چیزی هست تنها اختلاف سلیقه است -- چرا باید تنها این بلا را سر «روز» بیاورم؟ فکر میکنید من با رادیو فردا یا تحاد جمهوریخواهان هیچ اختلاف فکریای ندارم و آنوقت با «روز» که نزدیکترین مواضع سیاسی را به من دارد آن قدر اختلاف دارم که حاضر باشم چنین ریسک بزرگی کنم که میدانستم ممکن است منجر به بیکار شدنم هم بشود؟
همینجا اعلام میکنم که همانطور که دیروز نوشتم آقایان میتوانند تا پایان انتخابات شوراها و خبرگان به همان سیستم قبلی برگردند که حاصل صدها ساعت زحمت و عرق ریختن است، بیدردسر هم کار میکند و سیستم اشتراک ایمیلی هم دارد. امیدوارم که در این فاصله هم حق و حقوق مرا پرداخت کنند و پس از امضای یک قرارداد که وظایف و حقوق هر دو طرف را تضمین میکند پس از آن بتوانیم دوباره به کار ادامه دهیم.
من برای سرویس فنیای که به این طرف و آن طرف میدهم، درست مثل یک چاپخانه، عقاید سیاسیام را داخل نمیکنم. هر وقت روز طلبم را بدهد و قراردادم را امضا کند همه چیز به حالت عادی برمیگردد. من چیزی بیشتر از حقم نمیخواهم.
پانوشت:
- مثل اینکه ذهنهای شریعتمداری و باستانی از نظر تئوری توطئه پروری فرقی با هم ندارند. کیهان امروز نوشته که تعطیلی روز بخاطر نارضایتی عوامل اطلاعاتی انگلیسی که منابع مالی روز را تامین میکردهاند است. همانجور که باستانی فکر میکند دلیل اعتصاب من نارضایتی وزارت اطلاعات از فعالیت روز است. چقدر به هم میآیند.