برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۸ آبان ۱۳۸۵ | 09 November 2006

 «روز»، منصور اصانلو و من

Excerpt: Very disappointing that Rooz's publisher, Hossein Bastani, who himself has been an official employee of the Presidency office until a few years ago, preparing confidential news bulletins for them, is doing the same thing as the Islamic Republic. He doesn't acknowledge my rights and call it "hostage taking" and "blackmailing," refuses to pay me my overdue salary for over a year of maintaining Rooz's website and all technical aspects of it, and even accuses me of having other intentions behind the demand for my rights.

با توجه به فیلتر بودن این وبلاگ، از شما می‌خواهم با کپی کردن این مطلب در وبلاگ‌تان به رسیدن صدای من کمک کنید.

یادتان هست که در ماجرای اعتصاب اتوبوس‌‌رانان در تهران، ماجرا به کجا کشید؟ دولت احمدی‌نژاد گفت که کار اتحادیه غیرقانونی است و وقتی دید کسی اعتصاب را نمی‌شکند سربازهای نیروی انتظامی را آورد و جای راننده‌ها نشاند و از دادن حق راننده‌ها سرباز زد. بجایش آنها را به زندان فرستاد.

حالا هم ماجرا همین شده است. من جای راننده‌ی اتوبوس‌ام و حقوق بیش از یک‌سالم را نگرفته‌ام به اضافه‌ی کلی خرج که کرده‌ام. و حسین باستانی که اتفاقا تا همین چند سال به عنوان کارمند رسمی ریاست جمهوری برای رییس‌جمهور بولتن درست می‌کرده است، جای دولت احمدی‌نژاد را گرفته است.

همین جور که می‌بینید با اینکه از دیروز عصر برخلاف میلم و تنها بخاطر نمایش حسن نیت اعتصابم را داوطلبانه شکستم تا روند اطلاع‌رسانی روز مختل نشود، کارمند سابق ریاست جمهوری، آقای حسین باستانی، برداشته و چند سرباز نیروی انتظامی را آورده و نشانده پشت فرمان «روز» تا مجبور نشود حق و حقوق من را بدهد.

چقدر جالب. آن وقت یادتان هست که روز چقدر برای اصانلو و اتوبوس‌رانان سینه چاک می‌کرد و چقدر داد از حقوق صنفی و انسانی آنها می‌زد. حالا خودش را ببینید که چقدر به حقوق کارمندش احترام می‌گذارد.

از همه جالب‌تر اینکه کار حسین باستانی به جایی رسیده است که در ایمیل هایش من را متهم می‌کند که نیت دیگری در پشت این اعتصاب داشته‌ام و تلویحا تهمت‌های ناروا و غیرانسانی کارمند مورد حمایتش کوثر را که رسما مرا «همکار نظام جمهوری اسلامی» و «پسرخوانده‌ی وزارت خاکستری» می‌نامد، تکرار می‌کند. (در سرمقاله‌ی تازه‌ای هم اعتصاب من را در ادامه‌ی تلاش حکومت برای سرکوب رسانه‌های آزاد می‌داند) اگر یادتان باشد دولت احمدی‌نژاد هم در ماجرای اعتصاب اتوبوس‌رانان گفت که یک نیت سیاسی پشت ظاهر صنفی کار است و کار کار سی.آی.ای است.

ولی باستانی فکر نمی‌کند که من که برای رادیو فردا و جمهوی‌خواهان و رادیو زمانه هر کس و ناکسی یا مشاوره‌ی فنی داده یا وب‌سایت درست کرده‌ و خواهم کرد چون کارم و محل امرار معاشم این است اگر به فرض محال اختلاف فکری‌ای هم با «روز» داشتم -- که ندارم و اگر چیزی هست تنها اختلاف سلیقه است -- چرا باید تنها این بلا را سر «روز» بیاورم؟ فکر می‌کنید من با رادیو فردا یا تحاد جمهوری‌خواهان هیچ اختلاف فکری‌ای ندارم و آن‌وقت با «روز» که نزدیک‌ترین مواضع سیاسی را به من دارد آن قدر اختلاف دارم که حاضر باشم چنین ریسک بزرگی کنم که می‌دانستم ممکن است منجر به بیکار شدنم هم بشود؟

همین‌جا اعلام می‌کنم که همان‌طور که دیروز نوشتم آقایان می‌توانند تا پایان انتخابات شوراها و خبرگان به همان سیستم قبلی برگردند که حاصل صدها ساعت زحمت و عرق ریختن است، بی‌دردسر هم کار می‌کند و سیستم اشتراک ایمیلی هم دارد. امیدوارم که در این فاصله هم حق و حقوق مرا پرداخت کنند و پس از امضای یک قرارداد که وظایف و حقوق هر دو طرف را تضمین می‌کند پس از آن بتوانیم دوباره به کار ادامه دهیم.

من برای سرویس فنی‌ای که به این طرف و آن طرف می‌دهم، درست مثل یک چاپخانه، عقاید سیاسی‌ام را داخل نمی‌کنم. هر وقت روز طلبم را بدهد و قراردادم را امضا کند همه چیز به حالت عادی بر‌می‌گردد. من چیزی بیشتر از حقم نمی‌خواهم.

پانوشت:
- مثل اینکه ذهن‌های شریعتمداری و باستانی از نظر تئوری توطئه پروری فرقی با هم ندارند. کیهان امروز نوشته که تعطیلی روز بخاطر نارضایتی عوامل اطلاعاتی انگلیسی که منابع مالی روز را تامین می‌کرده‌اند است. همان‌جور که باستانی فکر می‌کند دلیل اعتصاب من نارضایتی وزارت اطلاعات از فعالیت روز است. چقدر به هم می‌آیند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«از پشت یک سوم»
«جواد کاشی»
«یک فتحی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«نانا»
«یک پزشک»
«گناهکار»
«دستنوشته‌ها»
«ایران‌شهر»
«امنزیاک»
«ناهید رکسان»
«شنا در شنزار»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
آزادنويس
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1622

نظرات ديگران

من آدمی نیستم که به مردم خیلی راحت فحش بدم ولی این حسین باستانی و رفیقش علی افشاری از آن مادرقحبه های روزگار هستند . فکر می کنند ما یولیم و از سابقه و نیت مردم خبر نداریم.

Nikahang Kowsar, the biggest hypocrite in Persian blogosphere, he has collected all the vices of the Iranian culture at the same time. He sneaks into people's private lives, spread rumours and lies against them, censor his comments and harasses his commentators.

He is publicly against homosexuals and constantly harasses some of his gay opponents in the blogosphere. His blog is full of cheap sexist jokes, childish reactionary comments against reformists and especially Khatami, and never-ending ramblings about lack of sleep etc.

A devoted Muslim, he wears his religion on his sleeve, constantly showing off his objection towards alcohol and sex for non-married people.

His lack of tolerance for criticism is a well-known issue among bloggers. He replies to criticism with personal insults, either with his blog posts or his cartoons.

In one word, his blog has no intellectual depth, doesn't provide insight and is full of insignificant ramblings against people the authors doesn't like, for merely personal reasons.

This is a blog of an unintelligent bully, with no ethics.

... ولی بگذریم از همه اینها فرق تو با مرتضوی فقط یه چیزه اون تو داخل کشوره ولی تو خارج از کشور؛ دوتا تون واسه یه سیستم و یه هدف می جنگین. و یه شباهت بسیار بزرگم دارین خود بزرگ بینی و ادعای منم منم خصوصیت شما دوتاست.

جناب درخشان با پیگیری مطالب شما به این نتیجه رسیدم که جنابعالی یک روحیه دمدمی مزاجی داری تو باید تکلیف خودت را روشن کنی یا رومی رومی باشی ویا زنگی زنگی . برای به دست آوردن یک لقمه نان نباید آنقدر خواری بکشی که هر کسی به تو یک تهمتی بزند تو باید برای خود مشخص کنی که می خواهی در زندگی چه کار کنی تو نباید کار و رفتاری انجام دهی که نه دوست و نه دشمن به تو هیچ اطمینان و توجهی نداشته باشند بنابراین من فکر می کنم تو باید در زندگی و کارت استقلال عمل داشته باشی و نباید این استقلال را به هر قیمتی از دست بدهی چنان که همان طور که خودت گفته ای تا کنون این گوهر ارزشمند استقلال را به بهای بسیار نازل به رادیوهای مخالف و اشخاص مجهول الهویه فروخته ای از نظر من تا دیر نشده باید توبه کنی و از زیر یوغ افراد و رسانه های که وابستگی آنها به سازمان های جاسوسی و مزدور روشن است بیرون بیایی بالاخره این که اگر در خانه کس است یک حرف بس است استقلا ل حرفه ای عزیزتر و گرامی تر از هر نوع خوشی و لذت است

شما اونجا بابت همچین سایت ساده ای چقدر پول میگیرید مگه که اینها ندارند بدن؟

آقاي درخشان، پس از اينهمه سال و آشنايي با تو و نوشته ها و ... من درك سياسي از تو انتظار ندارم. اما بلايي كه سر روز آوردي در خور يك ايراني فرهيخته نبود. يادم هست يكبار از بي نيازي و استغناي خودت گفته بودي. من اينجا بچه هاي دانشجويي مي شناسم كه وام دانشجويي خود را صرف انتشار نشريه مي كنند به اميد يك جو بسط انديشه...

با سلام حسين جان سلام فقط يك سوال از باستاني بكن .اينهمه كمك ها مالي كه از فرانسويها مي گيره رو كجا خرج مي كنه و يا يه كار ديگه بكن يك نامه به وزارت امور خارجه فرانسه بنويس و از باستاني بخاطرعدم پرداخت چندر غاز حقوق شكايت كن تا ببني دو روزه كارت درست مي شه .تو كه اينهمه تو كار عكس و خبر واردي يه راه بطرف خونه باستاني برو و از وضع زندگيش عكس و خبر تهيه كن تا معلوم بشه اينهمه خرج از كجا مياد آنوقت معلوم ميشه كه اينهمه نه نه من غريبم بازي اين آقايون كه مي گن بخدا پولي تو بساط نيست چرته اينا مي خوان هم ادعا كنند وابسته بجائي نيستند و هم از توبه بهانه اطلاع رساني بي گاري بگيرند .تو براي من عزيزي چرا كه خالصانه مي خواهي در راه اطلاع رساني به مردم كمك كني ولي خيلي ها با رندي از اين احساس تو سوئ استفاده مي كنن .خدا وكيلي يك تحقيقي از اين آقايان و خانم ها كه در غرب زندگي خوبي را بدون داشتن شغل مشخصي رو براه كردن تهيه كن تا معلوم بشه اينها دست كمي از آقا زاده ها معروف ندارن اصلا دعوا در همه جاي دنيا سر لاف ملاست و الا بقيه حرفها يك مشت شعاري كه بتوان از ديگران سواري گرفت .اميدوارم كه اشتباه كرده باشم ولي اينقدر قرائن و شواهد هست كه بايد آدم خيلي خودشو به خريت بزنه تا همه حرفهاي اينا رو قبول كنه همانطور كه خودت گفتي اگر خواستي دوباره به اين آقايان سرويس بدي ايندفه مواظب باش سرويس نشي يك قرار داد بنويس تا موقع خلف وعده با ارائه اين قرار داد معلوم بشه كي تقصير كاره .با اينهمه كمكي كه به اينها كردي با پروئي تمام مامور اطلاعاتت كردن اگر بازهم ادامه بدي يه انگ ديگه بهت مي جسبونند. كار خوبي كردي موقتا سايتشونو راه انداختي م خ ل ص حميد

خیلی باهات حال می کنم . اصلا مهم نیست که با همه این ادم ها هم عقیده باشی, تفاوت خودتو نشون بده . دلیلی نداره که حرفای اینارو تکرار بکنی که بگن روشنفکری .کار خودتو بکن هر جوری که می خوان بذار فکر کنن و بنویسن. همین طوری ادامه بده.

بعضی ها متاسفانه آدمهای بدی در معامله و کار هستند .من در یک موسسه ایرانی کار میکردم که که نقش من در اون جا خیلی کلیدی و حیاتی و درآمدزا بود با این وجود میشد که 4-5 ماه به بهانه هایی که الان دستمون تنگ است و اینها حقوقم را نمیدادن . اما بعد معلوم میشد که مثلا به جای پرداخت حقوق من ایشون داره زمین وخونه میخره !!! من خیلی مدارا کردم اما بالاخره اونجا را ول کردم و جالبه که بعد از رفتن من اونجا تعطیل شد و البته من هم وقتم خیلی اونجا تلف شد و هم 20000 دلار حقوقم را نداد . چون من باید خیلی زودتر اونجا را ول میکردم برای آدمی که ارزش نداره و بد حساب و کلاهبردار است نباید انسانیت به خرج داد . جالبه که ایشون به واسطه حضور من در اون شرکت تونست یک وام خیلی بالا از یک بانک بگیره و با اون وام یک تجارت دیگه در یک کشور دیگه راه انداخت و حالا اونجا هم حتما داره سر یکی دیگه را کلاه میذاره و همین سیکل همش ادامه پیدا میکنه . من نمیدونم چرا بعضی آدم ها نمیتونن از روش های سالم در آمد کسب کنن ولی در تضییع حق دیگران و کلاهبرداری نبوغ دارن

این همه که از سیستم فنی روز و اشتراک ای‌میل و اینها حرف می‌زنی و تیم فنی تیم فنی می‌کنی، من نمی‌فهمم با این همه ادعا چطوری یه امکانی نذاشتی که ملت بتونن از اشتراک ای‌میلی روز خلاص بشن. حرفه‌ای بودنت در همین حده؟

سلام حسین با این کارت فقط گند زدی به روز همین . آخه خیلی راههای دیگه هم بود که میشد با اونها به حقت که همه هم قبول دارند باید بهت پرداخت میشد) میرسیدی . با این کار می دونی چند هزار نفر خواننده رو ناراضی کردی . این راه تو آخرین راه بود بعد از تمام شدن همه راههای دیپلماتیک!! تو میگی سر پرونده مذاکره و .. اما خودت زدی ترکوندی که برادر . خلاصه از ما گفتن بود . خود دانی . موفق باشی

مقایسه خوبی بود، همانطور که بکار گماردن بسیجی ها بجای رانندگان زحمتکش شرکت واحد عملی زشت و شنیع بود، کار این آقایان هم زشت است. به هر حال بهیچوجه از حق و حقوقتان نگذرید.

تو داري غرق مي‌شي. و به جاي نفس‌گرفتن داري مذبوحانه دست و پا مي‌زني. ببين از كجا به كجا رسيدي. چند نفر باقي موندن كه براشون مهم باشه كه تو وبلاگتو ببندي يا نه؟ ولي خيليا روز رو مي‌خونن و دعواي حقوقي شما دو طرف هم كوچكترين اهميتي نداره براشون حتي اگه حق كاملا با تو باشه پسر. چه جوري مي‌خواي از اين باتلاق بياي بيرون؟

قبول دارم.

تماشای بال بال زدن موجود نفرت انگیزی مثل تو بسی لذت بخشه در ضمن نگران نباش ما تو ایران به راحتی با یه فیلتر شکن سایتت رو میبینیم

Wrong again. Teach them a lesson in global economy. Shut down the site and ask for your renumerations + activation fee. They should learn how to do business properly.

کار حودر در مورد بستن سايت روز و اعلام اينکه موسسه ايران گويا به قرارداد های مالی پايبند نيست، فقط و فقط يک دليل دارد. حودر از طرف وزارت اطلاعات جمهوری ا سلامی ماموريت دارد تا با به گند کشيدن وجه عمومی رسانه های خارجی به مخاطبان اينگونه القا کند، که اپوزيسيون منتقد نظام حتی قادر به پرداخت هزينه فنی سايت اينترنتی خود نميباشد. چگونه جرات ميکند از ما انتقاد کند. در واقع اين مانور قدرت بعد از ضايع شدن "حودر" در جريان رای گيری مسخره "دويچه وله" بوده است. حودر با اين ادعا که من 40 هزار خواننده دارم، حتی نتوانست نيمی از اين تعداد تا به پای رای گيری اينترنتی بکشد. نتيجه اينکه ز هرش را جای ديگر ريخت.

ببین حسین من از خیلی وقت پیش نگرانم که دعوای تو (ونیکان) و عالم وآدم اونقدر بالا بگیره که ...یه روزی منزوی بشی. نمی دونم تو کله ات چی می گذره ولی چند وقته که عوض شدی. اینکه قضاوت من و نیکان و چند نفر دیگه در باره کار اخیر تو هم جهته (ضربه به گردش آزاد اطلاعات رسانه ای از نوع مرتضوی) دلیلش این نیست که من همدست نیکانم یا با کسی دشمنی دارم(خودت هم میدونی که دورادور از سر آشنائی نادیده اما دراز هم که شده طرفدارت بودم ومعمولا کارهات رو توجیه می کردم) فکر می کنم دلیل این قضاوتها و برخوردها به خودت بر می گرده. یه کم بیشتر فکر کن ببین اشکال کارت از کجاست. البته من که کاره ای نیستم و از خیلی مسائل هم بی خبر این وسط اما چند بار هم برای این نیک اهنگ پیغام گذاشته ام که دخالتش توی مسائل خصوصی زندگی تو و نحوه برخوردش بچه گانه و زننده است همونطور که کینه ای که تو از این جماعت به دل گرفته ای بچه گانه است و دور از انتظار و...مایه خجالت این یک پیغام شخصی منه به تو، اگر دوست داشتی بهتره منتشرش هم نکنی. امیدوارم خبر موفقیتت رو بشنوم و پستهای امیدوارانه تری ازت بخونم.