بدینوسیله اعلام میکنم که اینجانب حسین درخشان در یک سال اخیر از ورسیون 3.5 به ورسیون 4.0 ارتقا پیدا کردهام. این ارتقا عمدتا در قسمت مغز و دقیقتر بگویم قسمت Intellect (اگر نمیدانید چیست، احتمالا نداریدش) و در اثر سفر، معاشرتهای تازه، و خواندن رخ داده است.
شرح مفصلاش را پس از تولد ۳۲ سالگیام که ۱۷ دی یا ۷ ژانویه خواهد بود، مینویسم. ولی بد نمیدانم مزخرفاتی را که آدمهای عقبافتاده این روزها با دیدن این ارتقا میگویند به شدت رد کنم.
- من یا خانوادهام توسط هیچ کسی تهدید نشدهایم.
- هیچ خیال رفتن به ایران را ندارم.
- در نگرش شخصی من به مذهب و آدمهای مذهبی هیچ تغییری ایجاد نشده است. با اینکه میتوانم آدمهایی را که به خدا و پیغمبر اعتقاد دارند درک کنم، ولی این جور اعتقادات را نشانهی ضعف دارندگان آنها در در فکر و استدلال میدانم.
- هنوز هم هیچجا خانه ندارم و هیچجا اجاره خانه نمیدهم.
- از هیچ جا دیگر بطور ثابت حقوق نمیگیرم و با توجه به مسایل پیشآمده با «روز» که تنها منبع ثابت درآمدم بود، بقول خودمان دیگر کونم پاره است. هرچند پولهایی که این مدت سر مشاورهی فنی به رادیوفردا و نوشتن برای این ور و آن ور درآوردهام را پسانداز کردهام و وقتی هم که پول «روز» را بگیرم و کار «رادیو زمانه» را هم تمام کنم و پولش را بگیرم، فعلا با توجه به خرج کمی که دارم، تا چند ماه کفافم را میدهد. بعدش هم بالاخره یک گهی میخورم. در نتیجه آزاد آزاد آزادم.
- هنوز هم با هیچکسی رابطهی رومانتیک مونوگومیک ندارم و با هر کس که دلش و دلم بخواهد، میخوابم و بقول بچهها حالش را هم میبرم، چشم حسودهای جقی هم کور شود که نمیتوانند ببیند. (البته راستش را بگویم، ممکن است به زودی در این وضعیتم تغییراتی ایجاد شود و وارد یک رابطهی رمانتیک مونوگومیک شوم. فعلا چند میلیمتر با آن فاصله دارم.)
- هنوز هم کلهشقم و زیر بار حرف زور یا تعارف و توجیه مزخرف نمیروم.
- هنوز هم جرات دارم به خامنهای فحش بدهم. باور نمیکنید بفرمایید: خامنهای جاکش است. خامنهای ديوث است. خامنهای خر است. خامنهای هیچ گهی نیست. ببینم کسانی که میگویند فلانی اطلاعاتی است تخم دارند اصلا اسم خامنهای را این جوری بیاورند یا نه. فحش طلبشان.
- فحش دادن به بوش که کاری ندارد و اصلا نیازی به پز دادن هم ندارد. فعلا هم که دهانش سر این انتخابات جدید گاییده شده است و اصلا طفلکی زدن ندارد.
- هنوز هم فکر میکنم آدمهای عقبافتادهای که با دیدن عکس یا شنیدن نام «کیر» و «کس» و «خایه» و «کون» و افعال «گاییدن»، «سپوختن»، «گوزیدن»، «ریدن»، «دادن»، «کردن» و کلا هر چیزی که به توی شورتشان ربط دارد از عصبانیت یا خجالت غش میکنند، بهتر است بروند دکتر و از او بخواهند که از شر این اعضا خلاصشان کند. (البته مسوولیت عواقب دردناکش در توالت با خودشان است.)
- من حدود یک سال است شروع کردهام به سیگار کشیدن. روزی دو، سه نخ البته. حالش را هم میبرم، خیلی زیاد. هرکس حال نمیکند برود کالیفرنیا.
- از فرهنگ انگلوساکسون دیگر اصلا خوشم نمیآید و به زودی شروع میکنم به دست و حسابی یاد گرفتن یک زبان دیگر تا از شر عواقب این فرهنگ جواد و مزخرف انگلوساکسون خلاص شوم. به احتمال زیاد اسپانیایی و شاید هم فرانسه.
- شدیدا میخواهم بروم کوبا و ونزوئلا را ببینم. بخصوص کوبا را تا قبل از اینکه فیدل عزیزم بمیرد.
- از حدود پارسال خمینی را هم یک قهرمان تاریخی میدانم که فعلا آدمهای عقبافتاده شعور فهمیدنش را ندارند. سی، چهل سال دیگر که شد قهرمان همهی آدمهای پشرفتهی دیگر میفهمید.
- هنوز هم پروژهی دوستی ملت ایران و اسراییل را دنبال میکنم و هر کاری از دستم برآید برای آن میکنم. دفعهی بعد هم که رفتم اسراییل حتما به دو، سه تا دختر و پسر تلآویوی فحشهای آبدار فارسی یاد میدهم و ویدیویش را هم میگیرم و میگذارم روی اینترنت. هرکس حال نمیکند برود و خودش را دار بزند.
- هنوز هم عقیده دارم ایران، و حتی همین جمهوری اسلامی، باید و باید برای دفاع از خودش بمب اتمی درست کند. به همین اندازه هم با درست کردن رآکتور اتمی برای تامین انرژی بهخاطر خطرهای محیطزیستیاش مخالفم.
- هنوز هم از اصلاحطلبی در ایران دفاع میکنم و چاکر خاتمی و تاجزاده و مشارکت هم هستم و هر جور بتوانم بهشان کمک میکنم.
- هنوز هم در نهایت در سی، چهل سال آينده به نظرم قانون اساسی ایران باید طوری عوض شود که دیگر مذهب به عنوان منبع قوانین جزایی و مدنی و غیره مطرح نباشد. ولایت فقیه در نهایت یا از بین برود یا تبدیل به یک شکل سمبولیک بدون قدرت تبدیل شود. سپاه پاسداران و آخوندهای شورای نگهبان هم باید در نهایت حذف شوند و تلویزیون و قوهی قضاییه هم برود زیر نظر مستقیم مجلس یا رییسجمهور.
- هنوز هم با براندازی، حتی به شکل نرمش مخالفم و هر جور کمک و زمینهسازی فکری یا عملی به آن را غیراخلاقی و خیانت میدانم.
- هنوز هم با تحریم انتخابات در ایران مخالفم و آن را کمک عملی به براندازی نرم میدانم و حاضرم با طرفدارانش آنقدر بحث کنم که از گرسنگی غش کنم و کنند.
- هنوز هم با اکبر گنجی و شیرین عبادی و رامین جهانبگلو و تحکیم وحدت مخالفم و رفتارشان را به نفع براندازی نرم میدانم و سرکوب قانونیشان را با رعایت کامل حقوقشان حق جمهوری اسلامی میدانم.
- هنوز هم با افتخار تمام خودم را مدافع حقوق مساوی زنان با مردان، و همجنسگراها با غیرهمچنسگراها میدانم و هر کس جوک ضد زن یا ضد گی بگوید، حالش را با رعایت کامل حقوق بشر میگیرم.
- هنوز هم هفتهای یکبار ریشم را میزنم، تنها یک شلوار جین آبی دارم، یک کفش کتانی و یک کفش زمستانی.
فکر کنم دیگر بس باشد. فعلا تا برنامهی بعد (یعنی پست بعدی همین وبلاگ) خداحافظ همهی شما.