برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۴ آبان ۱۳۸۵ | 15 November 2006

 پشت‌صحنه‌ی جوایز دویچه‌وله

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: What happened in the jury sessions for choosing the winners of DW's The Bobs, 2006 and how the Iranian winners won -- or lost -- their awards. Also on why I'm against RSF's involvement in the awards next year for their non-transparent political agenda.

عجب مسابقه‌ای بود امسال. جای همه‌تان خالی جلسات داوری امسال از پارسال خیلی جدی‌تر بود. تصمیم‌گیری درباره‌ی برندگان حدودا هشت ساعت طول کشید.

نتیجه‌اش را هم که می‌دانید چه شد. وبلاگ بامزه‌ی عارف-ادیب جایزه‌ی بهترین وبلاگ بامزه که اسمش را گذاشته‌بودند BlogWurst (با اشاره به سوسیس‌های آلمانی) برد. خیلی هم راحت. در کمال تعجب من و محمود صالحی که از بخش فارسی دويچه وله در جلسات داوری بود. من رفتم آن بالا و نشانش دادم به همه. آن‌قدر این شباهت‌هایی که در آدم‌ها یا چیزها دیده است و عکس‌هایشان را کنار هم گذاشته جالب و گویا است که همه داشتند قاه قاه می‌خندیدند. برعکس بقیه‌ی نامزدهای آن بخش که زبان یک مانع بزرگ بود برای فهمیدن طنزشان. این یک جایزه‌ی غیرمنتظره برای ایران که به نظرم البته حقش بود شدیدا. چون این مهرداد واقعا بچه‌ی باهوش و بادقتی است و دید بی‌نظیری دارد.

برای بهترین وبلاگ فارسی، کار سخت بود. من راجع به نامزدها توضیح دادم و اضافه کردم که نمی‌دانم چه کنم. چون از یک طرف می‌خواهم زیتون ببرد و از طرف دیگر آن سوی دیوار. ولی آن سوی دیوار در بخش بهترین وبلاگ دنیا هم نامزد شده بود و شانسش هم خیلی زیاد بود. به هرحال با خودم گفتم که برای زیتون انرژی بیشتری بگذارم، چون قدیمی‌تر است و در بخش دیگری هم کاندید نیست. بعد در بخش بهترین وبلاگ حسابی برای آن سوی دیوار مایه می‌گذارم.

به هر حال موقع رای‌گیری که شد، زیتون از چای داغ رای بیشتر آورد و اول شد. که واقعا هم حقش بود و من خوشحالم که بعد از اشتباه فنی پارسال که در عمل زیتون را از راه‌یافتن به فهرست نهایی ده تایی بازداشت، امسال به جایزه‌اش رسید.

ولی چیزی که شانس آن سوی دیوار را در بخش بهترین وبلاگ جهانی پایین آورد، جایزه‌هایی بود که خبرنگاران بدون مرز با اصرار فراوان به کسوف و متقی داد. البته کسوف را من خودم نامزد کرده بودم و به نظرم شایستگی این جایزه را کاملا داشت. ولی نمی‌دانم چرا نماینده‌ی خ.ب.م (خبرنگاران بدون مرز) وبلاگ کسی به نام حامد متقی را هم نامزد کرده بود. من اصلا این وبلاگ را ندیده بودم و اسمش را هم نشنیده بودم. ولی بعدا که رفتم، دیدم که راجع به حقوق بشر در ایران است و مثل هزاران وبلاگ دیگر خبرهای مربوط به نقض آن را منتشر می‌کند.

با توجه به اینکه دیدم چقدر وبلاگش کم‌خواننده، کم کامنت و درنتیجه کم‌مخاطب است و موضوعش هم اصلا بدیع یا منحصر به فرد نیست، نمی‌دانستم چرا زولیان اینقدر اصرار دارد که حتما باید در کنار کسوف جایزه‌ی اول را بطور مشترک بگیرد.

جوابم را کمی بعدتر گرفتم که زولیان توضیح داد معیارش برای این جایزه‌اش چیست. برخلاف تصور من و احتمالا شما، خبرنگاران بدون مرز جایزه‌اش نمی‌خواهد به وبلاگی که برای گسترش آزادی بیان یا حقوق بشر فقط تلاش می‌کند بدهد. بلکه به قول خودش می‌خواهد به کسانی که در خطر دستگیری یا فشار حکومت‌های متبوعشان هستند جایزه بدهد تا به آنها کمکی کرده باشد.

من کاملا با این معیار مخالف بودم و در نهایت در این بخش رای‌ام را دادم به یک وبلاگ هلندی که توسط چند مهاجر مسلمان نوشته می‌شود و درباره‌ی نژادپرستی مخفی و آشکار بر ضد مسلمان‌ها در هلند امروزی است. چون به نظرم این وبلاگ از همه‌ی نامزدهای دیگر کمک عملی بیشتری به گسترش حقوق بشر و آزادی بیان می‌کرد، حتی بیشتر از کسوف که خودم از بین وبلاگ‌های ایران نامزدش کرده بودم.

از همین‌جا یک بحث جدی بین من و زولیان درگرفت که خیلی داغ و طولانی هم شد. چون او اول اصلا زیر بار رای گیری هم نمی‌رفت و می‌گفت که باید همین دو وبلاگ را برنده اعلام کنید، چون ما اسپانسر این جایزه هستیم و مسوولیتش با ماست. اعتراض من این بود که اگر این‌طور است چه اصراری است که در قالب مسابقه‌ی دویچه وله این جایزه را بدهید. خودتان بروید و بیانیه بدهید. چرا می‌خواهید از اعتبار ما داورها خرج اهداف سیاسی‌تان کنید؟ ما که تمام کارهایمان تا حالا شفاف و دموکراتیک بوده، چرا باید به تصمیم غیر شفاف و غیردموکراتیک شما تن دهیم.

مشکل دیگر من هم این بود که چرا خ.ب.م همیشه فقط ایران و کوبا و روسیه و کشورهای دیگری را که آمریکا با آنها مشکل دارد این‌قدر برجسته می‌کند و این همه فشار بر آزادی بیان در بخصوص آمریکا و متحدانش را نادیده می‌گیرد؟ چرا هیچ‌وقت پاکستان یا عربستان سعودی جایی یا مکزیک و کلمبیا در این تبلیغات منفی جایی ندارند؟ آیا آمریکا که در طول این چند سال، بقول خود این سازمان، مسوول قتل حدود سی خبرنگار در عراق است وضعش از ایران و کوبا بدتر است؟ این چه جور بی‌طرفی‌ای است؟

خلاصه زولیان خان (که البته با هم کلی دوستیم و به خودش هم گفته‌ام که مشکل من با فرد او که یک جوان فرانسوی خوش‌تیپ و باحال است اصلا نیست، بلکه با سازمانش است که اصوال بی‌طرفی را این‌قدر نقض می‌کند) آخر سر قانع شد که لااقل به رای‌گیری تن دهد، ولی تاکید کرد که می‌‌خواهد این دو ایرانی حتما برنده شوند. که باز یک درجه بهتر بود، ولی مشکل اصلی را حل نمی‌کرد.

به هرحال، بدانید که من حامد متقی را نامزد نکرده‌ام و آن را شایسته نمی‌دانم. با برنده شدن یکی ایرانی هم در این بخش مخالفم، چون نه تنها کسوف با وجود اینکه خیلی وبلاگ خوبی است و کارش بدیع است، از آن وبلاگ هلندی کار مهم‌تری برای آزادی بیان و حقوق بشر نمی‌کند، به نظر من. دلیل دیگرم هم آن است که چرا همیشه باید کشورهای مخالف آمریکا بطور سمبولیک ناقض آزادی بیان و حقوق بشر معرفی شوند و در نهایت ابزاری بشوند برای پروپاگاندای ضد ایرانی، ضد کوبایی و امثال آن؟ بگذریم. ماجرا دامنه دار است. بعدا بیشتر می‌نویسم.

رسیدیم به جایزه‌ی بهترین وبلاگ جهانی. آن سوی دیوار یک رقیب بزرگ داشت که یک وبلاگ آمریکایی بود که راجع به مسایل مالی مصوبه‌های کنگره‌ی آمریکا کار بسیار جالبی می‌کرد. رقیب سختی بود. ولی من تمام زورم را زدم. یک سخنرانی کوتاه و محکم کردم. ولی در نهایت رای داور روسیه که به وبلاگ ابطحی رای داد و البته رای ژولیان که بین آن سوی دیوار و این وبلاگ آمریکایی مردد بود، باعث شد که وبلاگ آمریکایی با پنج رای دربرابر سه رای جایزه را ببرد.

البته برنده شده سه ایرانی تا آن موقع هم موجب شده بود که بعضی‌ها بگویند دیگر بس است و ایران خوب نیست این همه جایزه ببرد. ژولیان در نهایت، شاید کمی بخاطر اینکه از من شاکی شده بود، رایش را به آمریکایی‌ها داد. حیف شد. چون همان رای تعیین کننده بود و باعث می‌شد چهار-چهار مساوی شوند تا دوباره رای گیری شود و شاید داور روسی در آن حالت به آن سوی دیوار رای می‌داد و می‌برد.

خلاصه، فکر می‌کنم با توجه به حرف‌های ضدآمریکایی امسالم شانسم برای داوری در سال آینده زیاد بالا نباشد. باید دید چقدر دویچه‌وله‌ای‌ها تحمل شنیدن حقیقت را دارند.

ولی به هر حال، آن سوی دیوار جایزه‌ی مردمی بهترین وبلاگ فارسی را با بیش از هزار رای برد که خیلی خیلی جالب است برای رسانه‌ها که صبح تا شب می‌‌خواهند نشان دهند که ایرانی‌ها اگر یک اسراییلی را ببینند حتما می‌کشند. جایزه‌ی دوم را سبیل طلا با بیش از دویست رای اختلاف گرفت که بسیار قابل تحسین است. بعد از او کلاشینکف دیجیتال سوم و زیتون چهارم شد. آق بهمن پنجم، چای داغ ششم و عصبانی تبعیدی هم با چهارده رای اختلاف با وبلاگ بعدی، یعنی ملکوت، به مقام هفتم دست پیدا کرد. ژرف نهم شد و سرزمین آفتاب هم دهم.

به همه‌ی برنده‌ها تبریک می‌گویم و امیدوارم بقیه هم تشویق شده باشند تا در مسابقه‌ی سال دیگر فعال‌تر شرکت کنند. بقول خمینی، چه من در میان شما باشم، و چه نباشم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«فروغ»
«عرب عصبانی»
«دادابیس»
«مریم ابریشم‌کار»
«تبعیدی عصبانی»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«هوشنگ دودانی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«یک پزشک»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«ملکوت»
«یک فتحی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«کوروش علیانی»
«گردباد»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
«مرد تنها»
«بامدادی»
«جمهور»
«محمد نوری‌زاد»
«امنزیاک»
«نانا»
«امور ایران»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«مسعود ده‌نمکی»
«آن سوی دیوار»
«گناهکار»
«آهستان»
«۳۵ درجه»
«خیاط باشی»
«من راه نشین»
«کمال»
«مسعود بهنود»
«حقوق‌دان پاریسی»
«حاجی واشنگتن»
ایمیان
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
سینا دیلی
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
نگارک‌ها
لوبيا
یادداشت‌هایی از کابل
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
خوابگرد
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
جواد روح
ابراهیم اسکافی
حامد قدوسی
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
سولوژن
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
شهرزاد
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
خسرو نقیبی
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1628

نظرات ديگران

برادر حسین درخشان معورف به برادر حسین کوچک از اینکه قضیه جایزه گ ب م را به استکبار جهانی پیوند زدی و سریع از جایزه اون امریکایی و اسراییلی رد شدی خیلی چیزها معلوم میشه.متاسفم که بگویم با بستن سایت روز به بهانه های واهی فرقی بین تو و برادر حسین کیهان نیست.حالا هم که به همشهری ما یعنی حامد متقی گیر دادی.بس نیست برادر عزیز

در تائید کامنت بختیار باید اضافه کنم که در امریکا ۳۰۰ میلیونی هر گاه قتلی ٬واقعه ایی ٬ که بنوعی یک سرش وصل بیهودیان نباشد اصلا خبر نیست از اوجی سیمپسون و قتل گلدمن و همسر سابق بیچاره اش تا قضیه کلینتون و مونیکا لوینسکی تا فرماندار کالیفرنیا و قتل خانم لوی از کارکنان دفترش و هر چه که در سر خط اخبار برود وگرنه خبر نیست چنانچه در هر روز چند هزاری !!در امریکا بقتل میرسند یا با ماشین یا با اسلحه ...حالا که احمدی نژاد در افشانی کرده در باره نابودی اسراییل!!! دیگه انگاری خر وامونده معطل چش بود بیا و ببین چه خبر شده در دنیا ٬ نتیان یاهو الترا دست راستی در سی ان ان ببرنامه ساز بد تر از خودش گلن بک !)که چرا دنیا نشسته احمدی نژاد مثل هیتلر !!مانیفست نوشته و تازه دایم تکرار میکند وگرنه هر عاقلی که بود باید کمی سیاست پیشه میکرد یا نفی یا شک و شبهه اما احمدی نژاد هر بار تکرار میکند و اصرار هم دارد که در غرب پخش شود !!!باید هر چه زودتر تا دیر نشده کلک ایران را کند ( نه احمدی نژاد را ) حالا بالاخره خیلی از وبلاگها باید مشتری جمع کنند و یهودیان با هوش ترند

البته وقتی به وبلاگ آنسوی دیوار نگاه کنی خواهی فهمید چرا این وبلاگ را به عنوان یک وبلاگ برتر انتخاب میکنند. کافی است از یهود بگویی تا همه دنیا ترا تحویل بگیرند. وگرنه وبلاگستان ایرانی خالی نیست از وبلاگهای غنی که آنسوی دیوار در مقابلشان حتی کوچکترین عرض اندامی نمیتواند بکند. جالب است کامران (که از ان سوی دیوار) مینویسد در وبلاگش که پر است از آهنگهای عبری خودش هم اظهار تعجب کرده شاید هم این بازی جوجه جو(یهود) وبلاگ نویس ما است. پشت پرده این مسابقه را حسین درخشان خوب و درخشان ننوشته است. سفری به اسرائیل داشته است شاید دستاورد این سفر باید همین میبود.

من زیتون را خیلی دوت دارم و فکر میکنم که لایق جایزه را داشت. حسین جان میدونم شما حرفم را قبول ندارید!

faran : همون آمریکایی های به قول شما بیتاریخ و بیکلاس خیلی با شعور تر امثال ما ایرانی های تاریخ دار هستن.

فران با نظرت موافقم چون مي بينم تو آمريكا كمتر آدم بي شعور و بي فرهنگي مثل تو پيدا ميشه كه تاريه و فرهنگ چند هزارساله خودشو به 500 سال فرهنگ غرب وحشي بفروشه

اقا/خانم فران ....حسین پر رو و بی چاک و دهن !!احتیاج بدستمال من ندارد ٬که حرفش را رک و راست میزند اما دستمالی که برای بارگاه بوش شما بدست گرفته اید از زیلو های کرمان خشن تر است و بیاض بوش - چنی را میازارد !!!بهتر است کار را بکار دان محول کنید در سطح بچه کودکستانی نوشتن که دیروز ایران چی بوده و امروز امریکا چی هست بحثی در گذر تاریخست که یونان و روم مصر و ایران ...و تزار و شوروی تا انگلیس و فرانسه همین دیروز ...انچه نوشتم را بزرگان و اندیشمندان دنیا و خود امریکا معتقدند که نیوکانهای امریکا دنیا را نمیشناسند و حماقت میکنند و چوبش را کل جامعه امریکا میخورد پس بفهم که بیکلاس و سلطه جو کیها هستند وگرنه جیمی کارتر ها هم برای ابروی امریکا هنوز زحمت بی وقفه میکشند بر عکس بوش بیسواد و الت دست نیوکانها

کریم جان دستمال بدم خدمتتون. اینقدر تاریخ و فرهنگ ایران رو به رخ نکش. الان چی هستیم. همون آمریکایی های به قول شما بیتاریخ و بیکلاس خیلی با شعور تر امثال ما ایرانی های تاریخ دار هستن.

آقا جمش کن بره بابا یه وبلاگ کس شعر و کاملاً بی محتوا کاندید کردی و معلوم نیست از زیر کدوم بته اون چند تا رای واسش پیدا شده.والا این همه وبلاگ با محتوا و خوب که قابل شمردن نیست.وب گردی درست و حسابی نمیکنی و سلیقه کس شعرت هم باعث شده که یه وبلاگ فارسی که از اسراییل درباره فرانسه نوشته میشه انتخاب بشه!کسی آن سوی دیوار رو نمیشناخت که آوردی بازیش دادی.بقول یکی از کامنت ها در زیر معرفی وبلاگ:اینقدر که نمره گرفته به نظرم حقش نبوده و وبلاگ ضعیفی بود.

با همه بد و بیراه هایی که بعضی از ملت بهت میگن، بازم دمت گرم که آستینی بالا زدی و این مسابقه دویچه وله رو به انجام رسوندی. خودش کار مهمی بود و همین که از ایران یک نفر آشنا به فن توی هیات داوران قرار داشت کلی کار برای ما انجام داد.

ایرونیها هم مثل همه مردم دنیا سلیقه های مختلف دارند. تنها فرقشون با اروپاییها اینه که فقط میشینن و قر میزنن و بدوبیراه میگن ولی برای انجام کار جدی حتی یک قدم جلو نمیذارن. از این جنبه شخصیت حسین درخشان خوشم میاد که هم مرد حرفه و هم مرد عمل، اگرچه در خیلی زمینه ها باهاش موافق نیستم اما در این مورد تحسینش میکنم.

عجب دلایل احمقانه ای برای وبلاگ حامد متقی نوشتی. خدا رو شکر به جز رای تو، رای خبرنگاران بدون مرز هم تو نتایج دخالت داشته!

نگران نباشید. آمریکایی ها زیاد به دل نمی گیرند. همین که از رفیق آن سوی دیوار پشتیبانی کافی کردید، برایشان کافی است. حتی ممکن است به شما جایزه بدهند (اگر تا به حال نداده باشند).

معلومه که باید عاشق سینه چاک خمینی باشید. شما هرچه دارید از اون دارید والا اگه انقلاب نمیشد طبقه متوسط جامعه که اصیل تر و فرهنگی تر بودند جایی برای شما که طبقه بازاری و لمپن جامعه بودید نمیذاشتند. طبقه متوسط ادعای دیئداری نمی کرد ولی معتقد به ارزشها و اصولی بود ولی امثال شما جی؟ با داشتئ والدین بیسواد و عامی تربیت نشدید و به جز شارلاتان بازی و جابلوسی با اصولی به نام ارزش آشنا نشدید( ارزش شما= خیانت -جاسوسی). از قبل انقلاب اعتماد به نفس کاذب گرفتید. الان هم با وجود ایئکه امسال شما آقازاده ها برای زندگی و تحصیل والبته خدمت به انقلابتون راهی خارج میشید باز هم منفورید و منفورترهم خواهید شد .

حسین درخشان یک رگ ملی گرایی دارد که کسی متوجه ان نیست ٬اینکه ایران یک کشور تاریخ داره و سری تو سرها داشته و این امریکای تازه بدوران رسیده بیتاریخ و بیکلاس میخواهد ایران را در رده بی ستاره ها بزور جا بزنه خوب نه میتونه و نه دیگر کشورهای اروپایی که اجبارا زیر سیطره امریکا افتادند بخاطر دنیای کمونیسم و ترس از بلعیده شدنشان توسط خرس قطبی ( شوروی سابق ) امروز ازاد ترند و مایل نیستند ...شاید حسین از بی حرمتی ها و توهین های امریکا/ انگلیس بخود شاه هم که اسم ایران را یدک میکشید ولی بی پشتوانه مردمی بود و انها میدانستند هم ناخوشایند بوده باشد ...و حسین از همین استقلال عمل ایران فعلیست که دفاع میکند و خوب میداند امریکا/انگلیس یا مثل مشرف و عبدالله و مبارک فرمانبردار میخواهد (مثل شاه سابق ایران هم ) یا کرزای و طالبانی در عراق وگرنه حسین بابا کشتگی با با غرب ندارد ٬ یک جو احترام برای رهبران کشورهایی که با سیاست سلطه انها مخالفند همین