من دقیقا نمی دانم انتخابات شورها چند روز دیگر برگزار می شود. ولی به نظرم باید تمام توانمان را بگذارید و از تمام نفوذمان استفاده کنیم تا بتوانیم زنان و جوانان قشر متوسط و بالا را (که به نظرم مهم ترین گروه های بالقوه رای دهنده به اصلاح طلبان هستند) به رای دادن به فهرست اصلاح طلبان بکشانیم.
خوشبختانه در این انتخابات اثری از تحریمیها نیست. به نظر میرسد که اصولا با انتخاب احمدینژاد که یکی از مهمترین دلایلش ریزش رای زنان و جوانان قشر متوسط و بالا در نتیجهی گفتمان تحریم بود، حامیان تحریم دیگر از استدلال ضعیف ولی عامهپسندشان دست کشیدهاند. (شاید هم مثل گنجی آنقدر گرفتار دیدار با روشنفکران و نویسندگان و هنرپیشگان آمریکایی و اروپایی و عکس گرفتن با آنها هستند که اصولا تحریم و انتخابات و اینها را فراموش کردهاند.)
کاری که من از مدتی پیش در فکرش بودم این بود که بخاطر مشارکت پایین انتخابات شوراهای شهر در مقایسه با انتخابات مجلس و نیز محلی بودن آن (بر عکس انتخابات ریاست جمهوری)، ما ایرانیان وبلاگنویس با نفوذ بسیار بزرگی که داریم میتوانیم در این اتنخابات تاثیر جدی بگذاریم.
قبلا هم نوشته بودم که فرض کنیم فقط هزار وبلاگ فعال وجود داشته باشد و هرکدامشان هم بطور متوسط پانصد خوانندهی روزانه جذب کنند. این یعنی که قدرت نفوذ وبلاگستان فارسی با حدود پانصدهزار خواننده در روز از پرتیراژترین روزنامههای ایران بیشتر است. ولی کسی تا این نفوذ را در عمل نبیند آن را باور نمیکند.
ما به دو دلیل باید این انتخابات را در وبلاگستان جدی بگیریم. اول اینکه اصولا باید انحصار محافظهکاران را بر تمام مراکز قانونگذاری و اجرایی از بین ببریم و بردن انتخابات شوراها از همه در تئوری آسانتر است. بعدش طبیعتا نوبت مجلس است و بعد هم ریاست جمهوری. (هرچند که هنوز هم فکر میکنم ریاست جمهوری بعد از احمدینژاد باید به دست یک محافظهکار میانهرو و مورد اعتماد رهبر، کسی مثل لاریجانی باشد. ولی مجلس بدون کوچکترین شکی باید به دست پیشروترین اصلاحطلبان باشد.)
دومین دلیل برای اینکه چرا وبلاگستان باید در این انتخابات فعال باشد این است که باید سهممان را در ساختار قدرت طلب کنیم. وبلاگستان ایرانی اگر بتواند حتی یک نمایندهی مستقل به یکی از شوراهای شهرهای بزرگ یا متوسط بفرستد نشان داده است که نفوذش جدی است. آن وقت گروههای گوناگون اصلاحطلب مجبورند بخاطر نیازی که به رای همان جوانان و زنان قشر متوسط و بالا -- که اتفاقا دقیقا گروه مورد نفوذ وبلاگستان هم هست -- دارند، ما را در انتخابات بعدی جدی بگیرند. بخصوص که حالا هیچ رسانهای ندارند و برای رای جمع کردن که هیچ، برای رساندن پیامشان به رایدهندگان بالقوهشان به ما نیاز دارند.
البته نشانههای این نیاز همین الان هم به چشم میآید. مسوولانن حزب مشارکت شروع کردهاند به تماس با وبلاگداران با نفوذ و از آنها میخواهند تا دربارهی کاندیداها به آنها مشورت و کمک فکری بدهند. حتی فهرست اولیهی نامزدهایشان را به آنها فرستادهاند و از آنها کمک خواستهاند.
این نشانهی امیدوارکنندهای است برای روزی که جوانان و زنان حامی اصلاحطلبان بتوانند در نهایت نقشی بالاتر از ویترین یا فروشنده برای آقایان بازی کنند و بتوانند در سیاستگذاریهای آن و ساختار اصلی قدرت آن نقشی مهم بازی کنند.
فردا پیشنهاد مشخصم را در این زمینه مینویسم. ولی دوست دارم نظر شما را دربارهی این موضوع بدانم.