برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۱ آذر ۱۳۸۵ | 02 December 2006

 ۵

Excerpt: The number 5 (۵) is a lovely and erotic number in Persian.

واقعا مایه‌ی آبرویزی است .همیشه هر وقت قول می‌دهم همین می‌شود. ولی چه کنم. الان لندنم. کارم را در رادیو زمانه تمام کردم و دیگر کاری در آمستردام ندارم. قرار بود پنجشنبه‌ی قبل برگردم، ولی وقتی رفتم فرودگاه گفتند که اسمت در فهرست پرواز امروز نیست. گفتند که بلیط برگشت تو هفته‌ی بعد است. بله. همان حسین حواس‌پرت همیشگی. دوستم شاهین برای همین چیزها همیشه به من می‌گفت حیرون. راست می‌گفت.

دارم برای اولین بار در یک لپ‌تاپ مکینتاش فارسی می‌نویسم. آن هم در جی میل. ولی چون جی میل انگلیسی نوشته‌های راست به چپ را نمی‌فهمد، مجبور شده‌ام زبان عربی را در بخش تنظیماتش وارد کنم تا بتوانم مثل آدم در آن فارسی بنویسم. همین جا از ایران‌پرستان دوآتیشه عذر می‌خواهم. البته، راستش عذر نمی‌خواهم. گور بابایشان. می‌خواستند کمی عقاید عقب‌افتاده‌ی نژادپرستانه‌شان را کنار بگذارند تا اینقدر حرص نخورند.

راستش بزرگترین دلیل تنبلی من در نوشتن این روزها لپ‌تاپم است. پیر و فروتو شده است. گفته بودم که کند شده و جانش بالا می‌آید وقتی می‌خواهد یک پنجره‌ی اضافی باز کند. پروانه‌ی خنک‌کنده‌ی موسوم به فن‌اش بعد از چند دقیقه کار می‌افتد و شروع می‌کند به عرق ریختن. بیچاره. بجز این پایه‌ی سمت راست مانیتورش هم شکسته است. دلخراش است، دیدن لپ‌تاپ هودری این روزها. پول دارم، ولی نمی‌خواهم بدهم بالای لپ‌تاپ‌هایی که اینجا می‌فروشند، به این گرانی. قرار بود به دوستانم سفارش بدهم تا از مالزی برایم یکی بخرند و بفرستند که می‌دانم خیلی ارزان‌تر تمام می‌شود. ولی خب، کون‌گشادی و بی‌خانگی دو بیماری بزر‌گ‌اند که درمان‌شان اصلا ساده نیست.

آخ، گفتم کون! ناراحت شدید؟ وای... من بمیرم برای شما که اینقدر فرهیخته‌اید. از این به بعد جای کون یک عدد پنج می گذارم که سکسی‌ترین نشانه‌ی زبان فارسی است. خوب نگاهش کنید: ۵

درست شکل قمبلی کون می‌ماند. البته حالا که خودمانی شده‌ایم یک رمز دیگر این نشانه‌ی خوشگل را هم برایتان بگویم. اگر در هر کدام از این دو قمبلی‌ها یک نقطه بگذارید، کون قلمبه و بامزه‌ی شما تبدیل به یک جفت ممه‌ی خوشگل و دوست‌داشتنی می‌شود که می‌دانم همه‌ی شما یا داریدش یا اینکه به سبک امام خمینی که ورزشگار نبود ولی آنها را دوست داشت، شما هم حتما یک جفت ممه‌ی نرم و خوشگل را دوست دارید. چون که حتی اگر هنوز بالغ نشده باشید و نفهمید که من چه می‌گویم، حداقل از ممه‌های مادرتان که شیر خورده‌اید، لابد. بهرحال. ۵ عدد دوست‌داشتنی است و از همه مهم‌تر اینکه شکل قلب هم هست، اگر برعکسش کنید.

حالا که صحبت ۵ و دوست‌داشتن و اینها شد، راستی بگویم که آن بخش از مانیفست هودری ورسیون چهار (نمی‌گویم ورژن که آنگلوساسکون نشوم) که درباره‌ی رابطه‌ی رمانتیک مونوگامیک و فاصل‌ی چند میلیمتری با آن بود متاسفانه تغییر کرده است و چند روز پس از آن نوشته‌ی نحس، این فاصله به چندصد متر یا حتی چند کیلومتر رسیده است. این را گفتم چون خیلی‌ها این طرف و آن طرف کنکجاو شده بودند که بدانند موضوع چیست.

خب، این هم از ماجرای کون و ممه و عدد پنج که بهانه‌ای بیش نبود برای اینکه اعلام کنم که من زنده‌ام ولی کمی گرفتارم.

از آنجا که تازگی‌ها خیلی پست‌مدرن شده‌ام، در مطلب بعدی قولی را که راجع به انتخابات شورای شهر داده بودم عملی می‌کنم. فعلا بروید و با این نرم‌افزار تازه‌ی سیفون که برای شکستن سد این فیلترینگ جاکش بی‌پدردست شده است و نیز تور که باید مفصل راجع بهشان بنویسم، حال کنید. وسط قنوتش ما را هم دعا کنید.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«شنا در شنزار»
«یک فتحی»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
ناهید رکسان
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1632

نظرات ديگران

I had the same address issue when I was travelling for years contracting with Nortel. All it takes is a quick stop at a UPS store (previously MailBox Etc) to get a small box with address. They keep whatever is sent to you and even re-ship it to your new address for $3-5. It's about 250 a year and gives you an apartment address.

this is like one of your all-time famous pick-up lines. ;-)

Also you can suggest to your english readers to use number 8 for the same purpose . unfortunately it has to turn 90' and it's not as sexy as our own 5 but then I thought number 3 will be even sexier . Again you juast have to turn it 90'. anyway you are a blessing for human being

من هم توصیه به مک‌بوک می‌کنم ترا. یادته اون کنفرانسه چقدر به مک ملت حسودیت شده بود؟

مک بوک حدود هزار دلاره

خدمت خواهران و برادران دينی و کونی عزيز و غير از آنها !برای آنهايی که در غربت نيستند و اين را ميخوانند عرض ميکنم( و آنهايی هم که هستند،تصديق ميکنند)که من بعدها متوجه شدم که اين فشار زندگی در غربت است که اين بلاها را بر سر آدم مياورد و خيلی خيلی قوی باشی فقط نامتعادل و کسخل بشوي...مثال؟؟ همين بی آدرسي!! اونهايی که توی ايران هستند متوجه نخواهند شد، چون در آن مملکت آدرس اصلا مهم نبود ، يا اگر بود اينقدر وحشتناک مهم نبود،سالي، ماهی توی فرمی چيزی مينوشتی و تمام! اينجا؟ مستراح هم که ميخواهی بروی آدرس و کد پستی بايد بدي...حالا که اين حسين خان درخشان که من مدتها منتظر آخ و ناله اش از بی آدرسی بودم و ميايد و ميگويد "سخت است" ميدانيد (و شايد هم هنوز نميدانيد) که چه ميگويد... مثال ديگر ميخواهيد؟ همين خود من! الان يکشنبه صبح ساعت 6 صبح است و من بجاي غلت زدن و خرو پف کردن و لذت بردن از خواب نوشين بامداد رحيلِ روز تعطيل، دارم توضيح و مؤخره مينويسم براي چيزي که خودم دارم توضيح ميدم که کس شعر است...حالا عدد پنج را شبيه کون ديدن و با يک جفت نقطه شبيه ممه! ديگر جای خود دارد...

می دونی بستگی به سلیقه هم داره . تا اونجا که من می دونم ملت بازاری مزاج ایرانی ممه هایی که با ن نستعلیق ساخته می شه و نقطه اش تو گودی سمت راست می افته رو بیشتر از 5 دوست دارن. این 5 مال این باربی های خارجی و نسل جوون بالا شهر تهرونه که سینه های جفتی و سربالا رو ترجیح می ده.

این نشون می ده کم کم داری سلیقه ایرانی جماعت رو از یاد می بری هاا ! فکر کنم فقط جمالزاده بود که با اینکه بیشتر عمرش ایران نبود تا آخر عمر ایرانی جماعت و خوب می شناخت .

Get a freaking Macbook and you'll be good for the next 5 years at least. Even though you wrote a bunch of crap in this post, it was funny! and in some way, imaginative. I will definitely look at #5 in a different way! Sorry that the millimeter business didn't work, you probably cursed it. Good for me though, I still have a wee chance then

حسین دیگه داشتی خستم میکردی از بس ننوشتی. یه کم اون ماتحت رو هم بکش هفته ای یه بار حداقل یه کس شعری اینجا بنویس.

حسین بالا تو دنیای سیاست خبری نیست که دندان گیر !!شما باشه ؟؟ انگاری همه خوابند هر سایت و وبلاگی میرم همش کرسی شعره ٬انگاری بعد از انتخابات امریکا و شکست بوش ان تتمه امید نیوکانها بادشان خوابید ...نه اینکه احمدی نژاد و دارو دسته اش برای ان هارت و هورتها اصلا ارزش چسی قایل بودند