واقعا مایهی آبرویزی است .همیشه هر وقت قول میدهم همین میشود. ولی چه کنم. الان لندنم. کارم را در رادیو زمانه تمام کردم و دیگر کاری در آمستردام ندارم. قرار بود پنجشنبهی قبل برگردم، ولی وقتی رفتم فرودگاه گفتند که اسمت در فهرست پرواز امروز نیست. گفتند که بلیط برگشت تو هفتهی بعد است. بله. همان حسین حواسپرت همیشگی. دوستم شاهین برای همین چیزها همیشه به من میگفت حیرون. راست میگفت.
دارم برای اولین بار در یک لپتاپ مکینتاش فارسی مینویسم. آن هم در جی میل. ولی چون جی میل انگلیسی نوشتههای راست به چپ را نمیفهمد، مجبور شدهام زبان عربی را در بخش تنظیماتش وارد کنم تا بتوانم مثل آدم در آن فارسی بنویسم. همین جا از ایرانپرستان دوآتیشه عذر میخواهم. البته، راستش عذر نمیخواهم. گور بابایشان. میخواستند کمی عقاید عقبافتادهی نژادپرستانهشان را کنار بگذارند تا اینقدر حرص نخورند.
راستش بزرگترین دلیل تنبلی من در نوشتن این روزها لپتاپم است. پیر و فروتو شده است. گفته بودم که کند شده و جانش بالا میآید وقتی میخواهد یک پنجرهی اضافی باز کند. پروانهی خنککندهی موسوم به فناش بعد از چند دقیقه کار میافتد و شروع میکند به عرق ریختن. بیچاره. بجز این پایهی سمت راست مانیتورش هم شکسته است. دلخراش است، دیدن لپتاپ هودری این روزها. پول دارم، ولی نمیخواهم بدهم بالای لپتاپهایی که اینجا میفروشند، به این گرانی. قرار بود به دوستانم سفارش بدهم تا از مالزی برایم یکی بخرند و بفرستند که میدانم خیلی ارزانتر تمام میشود. ولی خب، کونگشادی و بیخانگی دو بیماری بزرگاند که درمانشان اصلا ساده نیست.
آخ، گفتم کون! ناراحت شدید؟ وای... من بمیرم برای شما که اینقدر فرهیختهاید. از این به بعد جای کون یک عدد پنج می گذارم که سکسیترین نشانهی زبان فارسی است. خوب نگاهش کنید: ۵
درست شکل قمبلی کون میماند. البته حالا که خودمانی شدهایم یک رمز دیگر این نشانهی خوشگل را هم برایتان بگویم. اگر در هر کدام از این دو قمبلیها یک نقطه بگذارید، کون قلمبه و بامزهی شما تبدیل به یک جفت ممهی خوشگل و دوستداشتنی میشود که میدانم همهی شما یا داریدش یا اینکه به سبک امام خمینی که ورزشگار نبود ولی آنها را دوست داشت، شما هم حتما یک جفت ممهی نرم و خوشگل را دوست دارید. چون که حتی اگر هنوز بالغ نشده باشید و نفهمید که من چه میگویم، حداقل از ممههای مادرتان که شیر خوردهاید، لابد. بهرحال. ۵ عدد دوستداشتنی است و از همه مهمتر اینکه شکل قلب هم هست، اگر برعکسش کنید.
حالا که صحبت ۵ و دوستداشتن و اینها شد، راستی بگویم که آن بخش از مانیفست هودری ورسیون چهار (نمیگویم ورژن که آنگلوساسکون نشوم) که دربارهی رابطهی رمانتیک مونوگامیک و فاصلی چند میلیمتری با آن بود متاسفانه تغییر کرده است و چند روز پس از آن نوشتهی نحس، این فاصله به چندصد متر یا حتی چند کیلومتر رسیده است. این را گفتم چون خیلیها این طرف و آن طرف کنکجاو شده بودند که بدانند موضوع چیست.
خب، این هم از ماجرای کون و ممه و عدد پنج که بهانهای بیش نبود برای اینکه اعلام کنم که من زندهام ولی کمی گرفتارم.
از آنجا که تازگیها خیلی پستمدرن شدهام، در مطلب بعدی قولی را که راجع به انتخابات شورای شهر داده بودم عملی میکنم. فعلا بروید و با این نرمافزار تازهی سیفون که برای شکستن سد این فیلترینگ جاکش بیپدردست شده است و نیز تور که باید مفصل راجع بهشان بنویسم، حال کنید. وسط قنوتش ما را هم دعا کنید.