اجازه بدهید بر خلاف قواعد درست نوشتن، که میگوید متن باید منسجم باشد و آغاز و پایان و فراز و فرود داشته باشد، سفر دومم را به اسراییل در برشهایی پاره پاره خلاصه کنم:
- این بار تل آویو را خیلی بهتر و بیطرفانهتر دیدم. دفعهی پیش اصلا وقت نداشتم سرم را بخوارانم و در نتیجه فقط در بخش کوچکی از یکی از محلههای مرکزی میپلکیدم. ولی این دفعه وقت کردم و جاهای دیگری از شهر را با دقت بیشتری دیدم. باید اعتراف کنم که تل آویو -- که شهر ثروتمند و گرانی است -- از تظرپاکیزگی و سروضع خیابانها و پیادهروها در مقایسه با تهران کم میآورد. ساختمانهایش خیلی وضع داغانی از نظرآب و گرما و سرما و حتی قیافه دارند. انگار که سالهاست کسی برایشان هیچی خرج نکرده است. بخصوص که جمعیتش و مساحتش دهها بار کوچکتر از تهران است. به خودشان میگفتم پس پول شهرداریتان کجا خرج میشود؟ نکند بخاطر فساد مالی است؟ میگفتند که نه، بخاطر ناکارایی شهرداری و دولت ضعیف است که کسی سیاستها و دستوراتش را زیاد تحویل میگیرد. بهشان گفتم که ما یک کرباسچی داشتیم که با حمایت رفسنجانی تهران زیر و زبر کرد. باید بفرستیمش تلآویو شهرتان را کمی آباد کند.

خودپرتره در خیابان بن یهودا در تل آویو به همان تیشرت کذایی
- من که کلی خودم را سیاسی میدانم موقعی که همکنفرانسیهای ترک و مصریام در هتل اقامتمان در برشوا داشتند بحث سیاسی میکردند، من خسته شدم. آنجا فهمیدم که من فقط موقعی حوصلهی بحث سیاسی دارم یک جوری دربارهی ایران باشد. فهمیدم که چرا جوانهای اسراییل، بخصوص دخترها، علاقهای به سیاست و بحث دربارهای آن ندارند. بابا خیلی حوصلهسربر است. اگر ایران سوییس بود من الان یا یک گروه موزیک یا شرکت نشر موسیقی داشتم، یا یک ویدیوآرتیست یا فیلمساز بودم، یا عکاسی میکردم یا طراحی گرافیک، یا همهی اینها. البته به هر حال همهی کارهایم یک جوری سیاسی میبود. به معنی این که همهشان یک حس ضد نیروی تسلط یا طرف قدرت میداشتند.
- این دفعه بیشترین وقتم را در محلهی فلورنتین در جنوب تل آویو گذراندم که روزها جایی نسبتا صنعتی است، با کارگاههای کوچک متنوعش و مغازههای عمدهفروشی یا کاسبکاریهای فنیاش، به اضافهی کارگران مهاجرش. ولی عصرها و شبها کرکرهی تمام مغازه پایین است و باحالترین جوانهای شهر، دانشجوهای اهل حال و جوانهای هنرمند و بوهیمین بارها و کافهها و کلابهای محله را پر میکنند. بار محبوب من جایی است با نام عربی هودنا که یعنی صلح و یک جور اعتراض است به رفتاری که اسراییل با فلسطینیها میکند. صاحبان بار دو، سه تا جوان اسراییلی دنیادیده و پیشرو و چپ اند و همخانهی یکی از دوستان جدیدم در تل آویواند که شدیدا با ایران و ایدئولوژی شیعه حال میکند. موزیکش خیلی خیلی خوبی است. البته اگر با سلیقهی موزیک من حال میکنید. وگرنه بهتر است اصلا پایتان را آنجا نگذارید. چون لابد به نظرتان کثیف و زشت و دهاتی و عقبافتاده میآید. اگر توی کار مهندسی یا مدیریت یا پزشکی یا بیزنس و اینها هستید، بعید است با این جور جاها حال کنید. البته استثنا همه جا هست.