بجز حضور خاتمی در داوس ( در سه پانل گوناگون: ویدوی پانل اول، پانل دوم با جان کری را ببینید)
حضورش در یک پانل به همراه جان کری، یک پانل دیگری هم دربارهی ایران بود که دیوید ایگنیشو، ستون نویس مشهور واشنگتنپست، آن را اداره میکرد. اسم پانل بود «صداهایی از ایران.» (ویدیوی کاملش را ببینید / صدای آن را گوش دهید / گزارش رسمی از جلسه را هم بخوانید)
در آن حسین عادلی و ولی نصر و چند جوان ایرانی شرکت داشتند. در کل خیلی بحث خوبی بود و کاملا با پانلهای مشابهی که میخواهند ایران را بقول خود ایگناسیو یک کرهی شمالی اسلامی نشان دهند، فرق داشت.
همینجا باید به کسانی که به ایگناسیو ویزای روزنامهنگارانه بدهند تا بیاید از ایران دیدن کنند، آفرین گفت و تشویقشان کرد که از این کارهای بیشتر بکنند. چون بقول خودش پس از دیدار از ایران، تمام آن تصوری که از یک کرهی شمالی اسلامی داشت به هم ریخته و ایران را یک جامعهی به شدت زنده و پرتنوع یافته است.
کاشکی آقایان عقل میکردند و مثلا ماهی صد نفر روزنامهنگار یا فعال سیاسی آمریکایی را دعوت میکردند به ایران و خرجشان را هم میدادند و ولشان میکردند هرجا که خواستند بروند. بعد هر کدام از اینها تبدیل میشوند به بزرگترین دشمنان حمله و فشار به ایران و موافقان مذاکرهی مستقیم و بیشرط آمریکا با ایران.
حرفهای ولی نصر (که پسر حسین نصر هم هست و تازگی کتاب پرطرفداری دربارهی ظهور دوبارهی شیعه نوشته) در این پانل خیلی خیلی جالب بود. اگر در اثر فشار روزمرهی زندگی در ایران خیلی ضد جمهوری اسلامی شدهاید، ببینید که یک ایرانی تحصیلکرده که تمام عمرش را در آمریکا بزرگ شده و پدرش در دستگاه محمد رضا شاه آن قدر نفوذ داشته، چطور واقعیتهای امروز ایران و خاکستریهایش را میبیند و چطور از این واقعیت دفاع میکند.
حرفهای عادلی قابل پیشبینی بود. ناسلامتی طرف سالها سفیر ایران در لندن و کانادا بوده. ولی آنجایی که در آخر جلسه میخواهد جواب یک نفر را که راجع تهدید ایران برای اسراییل بپرسد، بدهد خیلی جالب است. چون میخواهد بدون اینکه اسم اسراییل را بیاورد بگوید که ایران هرگز به اسراییل حمله نخواهد کرد و آن را به رسمیت میشناسد.
حرفهای جوانهای دیگر پانل هم جالب بود. ولی هیچکدامشان آنقدر روان و مسلط نبودند که گوش دادن به حرفهایشان هیجانانگیز و جذاب باشد. بیاعتماد به نفس، شل و ول، بدون هیجان، و با انگلیسیهایی نه چندان روان.
ولی واقعا دم دیوید خان گرم که با وجود آمریکایی بودن و روزنامهنگار بودنش، این قدر آدم مستقل و باشعوری است.