مقالهی تازه ی لورا سیکور در هفته نامه ی نیویورک تایمز خیلی خوب به ماجرای رابطهی مصباح و احمدینژاد پرداخته است. حتما بخوانیدش. خوبی کارهای او آن است که میرود از خود ایران و بعد از کلی مصاحبه و دیدار با آدمهای اصلی گزارشهایش آنها را مینویسد. مثلا این دفعه مجبور شده چادر سرش کند و برود قم پیش نزدیکترین آدم به مصباح، محسن قرویان، و با او حرف بزند. یا مثلا برود در جنوب تهران و با مردم عادی گفتگو کند. این کارها را بیشتر روزنامهنگارهایی که به ایران میآیند نمیکنند.
گزارش قبلیاش هم که در هفتهنامهی نیویورکر چاپ شده بود، با همین دقت و انصاف و همهجانبهنگری وضعیت اصلاحطلبی در ایران را شکافته بود. هرچند که در نهایت اصلاحطلب گزارشش، روزبه میرابراهیمی، به محض خارج از شدن از ایران و پیوستن به بیزنس حقوق بشر و پناهندگی به کشور جورج بوش تبدیل شد به یک فعال دانشجویی سیاسی ضد اصلاحات که همه چیز را از دید آمریکایی میبیند، مثل علی افشاری و حسین باستانی و بقیهشان که تقریبا همه از صدقه سر حسین باستانی در «روز» دستشان بند شده است. (مقالهاش را در دفاع از کمک علی افشاری و اکبر عطری به سناتور ضد ایران آمریکایی و مقالهای دیگر را در حمله به خاتمی و اصلاحطلبان و تکرار حرفهای نومحافظهکاران درباره اینکه « در ایران کنونی ، دموکراسی و حقوق بشر در محاق است» بخوانید.)
لعنت به این مرتضوی احمق و اطلاعات موازی که این همه جوان با استعداد را هل دادند بغل جورج بوش جاکش.
بگذریم. مقالهی سیکور را میگفتم. به گمانم تنها اشکالش بخشهای آخر آن است که نشان میدهد فلسفهی سیاسی پیچیدهی سیستم در ظاهر متناقض «جمهوری اسلامی» را نفهمیده است. چون آخر مقاله، با تکیه بر نقل قولهایی از زیبا کلام، میگوید که ایران یا مجبور است از شر اسلامی بودنش خلاص شود، یا جمهوری بودنش.
با استدلال مقاله، میتوان همین حرف را هم دربارهی نظام «شاهنشاهی متحد بریتانیا» یا نظام «شاهنشاهی اسپانیا» و خیلی از دموکراسیهای دیگر اروپا زد. اگر شکل ظاهری یک سیستم سیاسی یا قدرت روز کاغذ بخشهای غیردموکراتیکش قرار است میزان دموکراسی و پاسخگویی آن نظام سیاسی را تعیین کنند، هیچکدام از این کشورها نباید امروز دموکراتیک میبودند.
مساله این است که آیا جمهوی اسلامی در برداشتش از مفاهیم مدرن مثل دموکراسی و حقوق شهروندی به اندازهی کافی منعطف هست که بتواند میزان مشروعیت و کارآمدیاش را همین چهارچوب به تدریج افزایش دهد یا نه. به نظر من هست و اگر شما هم ایران امروز را با پانزده سال مقایسه کنید، به همین نتیجه میرسید. (مگر اینکه ربطی به دفتر تحکیم وحدت داشته باشید.)
در کدام حکومت غیردموکراتیک دنیا هر دو، سه سال انتخابات برگزار میشود و هر دفعه هم همهی دنیا از نتایجش شگفتزده میشوند؟ اگر در مصر هر روز هم انتخابات شود همه میدانند که چه کسی در آن برنده خواهد شد.