برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۰ بهمن ۱۳۸۵ | 30 January 2007

 جمهوری یا اسلامی؟

Excerpt: Another great story by Laura Secor (Whose Iran? New York Times Magazine) examines in detail the relationship between Mesbah Yazdi and Ahmadinejad and expands it to the contradictory-looking nature of the Islamic Republic: a strange mix of democratic authority and religious guardianship. But whet she fails to address, is that with the same argument of "Iran should chose either to be Islamic or Republic, otherwise it will collapse" one can not explain how the United Kingdom of Britain or Kingdom of Spain have managed to become democratic within the framework of a Monarchy, with strong presence of the Church.

مقاله‌ی تازه ی لورا سیکور در هفته نامه ی نیویورک تایمز خیلی خوب به ماجرای رابطه‌ی مصباح و احمدی‌نژاد پرداخته است. حتما بخوانیدش. خوبی کارهای او آن است که می‌رود از خود ایران و بعد از کلی مصاحبه و دیدار با آدم‌های اصلی گزارش‌هایش آنها را می‌نویسد. مثلا این دفعه مجبور شده چادر سرش کند و برود قم پیش نزدیک‌ترین آدم به مصباح، محسن قرویان، و با او حرف بزند. یا مثلا برود در جنوب تهران و با مردم عادی گفتگو کند. این کارها را بیشتر روزنامه‌نگارهایی که به ایران می‌آیند نمی‌کنند.

گزارش قبلی‌اش هم که در هفته‌نامه‌ی نیویورکر چاپ شده بود، با همین دقت و انصاف و همه‌جانبه‌نگری وضعیت اصلاح‌طلبی در ایران را شکافته بود. هرچند که در نهایت اصلاح‌طلب گزارشش، روزبه میرابراهیمی، به محض خارج از شدن از ایران و پیوستن به بیزنس حقوق بشر و پناهندگی به کشور جورج بوش تبدیل شد به یک فعال دانشجویی سیاسی ضد اصلاحات که همه چیز را از دید آمریکایی می‌بیند، مثل علی افشاری و حسین باستانی و بقیه‌شان که تقریبا همه از صدقه سر حسین باستانی در «روز» دستشان بند شده است. (مقاله‌‌اش را در دفاع از کمک علی افشاری و اکبر عطری به سناتور ضد ایران آمریکایی و مقاله‌ای دیگر را در حمله به خاتمی و اصلاح‌طلبان و تکرار حرف‌های نومحافظه‌کاران درباره‌ اینکه « در ایران کنونی ، دموکراسی و حقوق بشر در محاق است» بخوانید.)

لعنت به این مرتضوی احمق و اطلاعات موازی که این همه جوان با استعداد را هل دادند بغل جورج بوش جاکش.

بگذریم. مقاله‌ی سیکور را می‌گفتم. به گمانم تنها اشکالش بخش‌های آخر آن است که نشان می‌دهد فلسفه‌ی سیاسی پیچیده‌ی سیستم در ظاهر متناقض «جمهوری اسلامی» را نفهمیده است. چون آخر مقاله، با تکیه بر نقل قول‌هایی از زیبا کلام، می‌گوید که ایران یا مجبور است از شر اسلامی بودنش خلاص شود، یا جمهوری بودنش.

با استدلال مقاله، می‌توان همین حرف را هم درباره‌ی نظام «شاهنشاهی متحد بریتانیا» یا نظام «شاهنشاهی اسپانیا» و خیلی از دموکراسی‌های دیگر اروپا زد. اگر شکل ظاهری یک سیستم سیاسی یا قدرت روز کاغذ بخش‌های غیردموکراتیکش قرار است میزان دموکراسی و پاسخگویی آن نظام سیاسی را تعیین کنند، هیچکدام از این کشورها نباید امروز دموکراتیک می‌بودند.

مساله این است که آیا جمهوی اسلامی در برداشتش از مفاهیم مدرن مثل دموکراسی و حقوق شهروندی به اندازه‌ی کافی منعطف هست که بتواند میزان مشروعیت و کارآمدی‌اش را همین چهارچوب به تدریج افزایش دهد یا نه. به نظر من هست و اگر شما هم ایران امروز را با پانزده سال مقایسه کنید، به همین نتیجه می‌رسید. (مگر اینکه ربطی به دفتر تحکیم وحدت داشته باشید.)

در کدام حکومت غیردموکراتیک دنیا هر دو، سه سال انتخابات برگزار می‌شود و هر دفعه هم همه‌ی دنیا از نتایجش شگفت‌زده می‌شوند؟ اگر در مصر هر روز هم انتخابات شود همه می‌دانند که چه کسی در آن برنده خواهد شد.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=5ce6aa818a9ce75a63de480197bfa538 is currently inaccessible
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://hoder.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1662

نظرات ديگران

The UK and Spain are democracies, Iran, unfortunately for her people, cannot be considered so because of interference in the electoral process by unelected religious officials. In the UK and Spain democracies do not exist in the 'strong' presence of the church. According to surveys in both countries the majority of people do not count themselves religious (although Spain is usally considered 'more religious' than the UK). Neither does religion play any part in the democratic government of either country - no religious leaders make any governmental decisions in either country.

در جواب دوست خوب آقاي تکين آغداشلو درقانون ا ساسي بريتانيا ملکه قدرت مطلقه است صاحب مملکت و مردم داخل آن است . حالا اگر از قدرتش استفاده نمي کنه علت اينه که قانون مکتوب با قانوني که در کشورشون عمل مي شه مثل همه جاي دنيا فرق داره . پس اونچه مي خوام بگم اينه که خيلي فرقي نداره قانون نوشته شده چيه بايد قانوني را که در کشور عمل مي شه عوض کرد . شاد باشي

It's a good article but, as you suggest, it reaches a simplistic either/or conclusion about the future of Iran

محسن "غرویان" درست است. نه "قرویان"

حاج آقا تعداد انتخابات بدون تقلب ( اگرچه که بوده ) ملاک دموکراسی نیست. اینکه اخلاق دموکراتیک بین مردم نهادینه بشه و قانون حاکم بر همه شئون ملت، نشان از وجود دموکراسی است.

Correction to accuracy: In the devolved government of the UK, the Church of England has no representational power in Scotland, where other churches work

correction: the monarchy in the UK is purely ceremonial (it has no absolute power and cannot influence matters of the state) secondly the Church of England represents the official national religion (as it's the majority religion) of the UK but the UK is a secular state. The influence of the Church is marginal and there is a clear separation between Church and State in the UK. Your arguments are basic bullshit.

سیستم انگلیس با جمهوری اسلامی نمی دونم چطور قابل مقایسه هست. ملکه / پادشاه انگلیس کجا همچین قدرتی رو دارن که رهبر ایران داره؟ حتی روی کاغذ هم قدرتی که رهبر ایران داره رو نداره و در ضمن اگر هم داشته باشه همیشه هر کسی می تونه از سر تا ته سیستم مشروطه سلطنتی انگلیس رو نقد بکنه و کسی هم بهش دست نمی زنه.

بحث سره اینه که جمهوری اسلامی اول باید حقوق بشر و آزادی بیان رو رعایت بکنه بعد می شه از نظر ساختار قدرت اون رو با دولت های دیگه مقایسه کرد. شما بیا بگو بعله اصلاً در مملکت ما هر کسی می تونه کاندید بشه و هر روز هم انتخابات آزاد برگزار می کنیم فقط اگر کسی انتخابات رو برد و از این و این سیاست پیروی نکرد و این حرف و این حرف رو زد زندانیش می کنیم! خوب این که نشد دموکراسی یا انتخابات آزاد. انتخابات وقتی معنی می ده که مخالف اولاً بتونه شرکت کنه (نه جبهه مشارکت بلکه مثلاً حداقل نهضت آزادی) و دوماً کسی که برنده می شه بتونه آزادانه قانون تصویب کنه و سیاست تعیین کنه. مملکتی که سیاست کلی نظامش (حتی خاتمی هم 100 بار این رو گفته) رو رهبر تعیین می کنه و رییس جمهور فقط اون ها رو اجرا می کنه انتخابات برگزار نکنه سنگین تره. البته من هنوز هم می رم به اصلاح طلب ها رای می دم ولی آدم نباید آرمان هاش رو زیر پا بگذاره و به هر کوفتی راضی شه. اگر آزادی و دموکراسی می خوایم همیشه باید موانع رو بشناسیم و از سره راه اون ها رو برداریم. حالا هی گیر دادن به انگلیس و آمریکا یا هر کشور خارجی دیگری و ذهن خود رو مشغول کردن به اون ها به جای موانع آزادی در ایران کار احمقانه ایه.

United Kingdom or Monarchy in Spain has no roles in Politics or normal life and believes of the British or Spanish people. Queen of the UK must pay tax and must obey the roles of the parliament and goverment. In addition any time people plan can vote for abolition of monarchy in Spain or the UK.A Queen or King is alliance for all the nation, but in Iran we have Bahai, Jews, Christian, Zoroastrian and even some people who do not believe in God, the term as Islamic Republic exclude non Muslims in Iran and can not make all Iranians alliance but constitutional monarchy or secularism can do it.

در تاریخ ایران کمتر کسی به اندازه خمینی تیشه به ریشه اسلامی گری و عربی گری زده. درسته که در ظاهر حکومت اسلامی برقراره و کمیته ملت رو به جرم بدحجابی دستگیر میکنه و غیره، اما در اصل در همین ۳۰ سالی که از انقلاب ضددیکتاتوری ۱۳۵۷ گذشته، مردم ایران تبدیل به یکی از سکولارترین، بازفکرترین و روشن ترین مردم منطقه غرب آسیا شدن. الان نگاه کنید، توی همه کشورهای همسایه مردم از حکومت ۱۰۰ برابر مسلمون تر و ضدغربی تر هستند. برعکس در ایران مردم از حکومت ۱۰۰ برابر بازتر و سکولارتر و مسامحه طلب تر هستند. ده سال دیگه وقتی کشور افتاد دست نسل ماها میبینیم که چطوری میشه (البته اگر تا اون موقع آمریکاییها با بمب اتم ما رو نابود نکرده باشن)

حسین خان افق دیدت گاه برویا شبیه میشود گاه بحقیقت این حکومت باید بدست روحانیون میافتاد که افتاد ٬ خمینی همه با همش منظورش رجوی و کیانوری نبود اخوندهای درباری بود شریتمداری و گلپایگانی و نجفی مرعشی بود ...وگرنه همین رفسنجانی چرچیل چقدر بخمینی التماس کرد اقا مجاهدین خلق را قبول کن و نمیکرد تازه بدیع زادگانها را رضایی ها را انهم وقتی هیچ حبری از انقلاب نبود ...حالا این گوزوها با اب نبات چوبی و الاسکایی با مایکل لدین و بولتن و چنی قاطی میشن ...و ملت و مردم ایران هم میگویند بیلاخ !!؟؟

But whet she fails to address, is that with the same argument of "Iran should chose either to be Islamic or Republic, otherwise it will collapse" one can not explain how the United Kingdom of Britain or Kingdom of Spain have managed to become democratic within the framework of a Monarchy, with strong presence of the Church.

A gooood and reasonable question, indeed. But who bothers to care and think about such"details", now that Iran is in a hegemonial "educational" focus??? (Sarcasm off) :-)

با قسمت آخر نوشتت موافقم