اکبر گنجی در مصاحبهاش با رادیو زمانه گفته: «باید بیاییم تعریف کنیم که آقا سیاستهای امپریالیستی این است، سیاستهای غیر امپریالیستی هم این است. بعد اگر من یک حرفی بزنم که مطابق آن سیاستهای امپریالیستی باشد، معلوم است که فریب آن سیاستهای امپریالیستی را خوردهام و در جهت آن دارم گام برمیدارم.»
من سعی میکنم نشان دهم که چگونه تعدادی از کلیدیترین مواضع او دقیقا مطابق با مواضع چند ایرانی مورد حمایت رسمی آمریکا است:
گنجی: «گذار به دمکراسی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناممکن است.»
گنجی: «شرط لازم دمکراسي، سکولاريزم و جدايي نهاد دين از نهاد دولت است. اما در قانون ايران نمي شود از اين راه تحولي ايجاد کرد و اين ساختار به ما اجازه چنين کاري را نمي دهد. در اين ساختار اگر حتي دکتر مصدق هم باشد نمي تواند به جايي برسد. البته ما مبارزه مسلحانه، انقلاب و شورش نمي خواهيم اما راهي جز نقض قوانين ناعادلانه نداريم و بايد نافرماني مدني را در پيش بگيريم و هر قانون نادرستي را نفي کنيم.»
رضا پهلوی: «۸ سال شعارهای فریبندۀ اصلاح طلبان حکومتی برای استقرار آزادی، مردم سالاری و عدالت اجتماعی، بی پایگی و ماهیّت فریبای خویش را بطور کامل آشکار ساخته است. آنانی که در شدیدترین و حسّاس ترین لحظات با « لبخندهای تَرفند»، جوانان، دانشجویان، معلّمان و زنان میهن ما را در میدان های آزادی و عدالتخواهی، تنها گذاشتند، در انتخابات اخیر، پاسخی محکم و روشن دریافت کردند. به عبارت دیگر: انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری، محصول شکست اصلاح طلبان بوده است. این امر، بطور قاطع ثابت کرده است که «اصلاح رژیم»، افسانه ای بیش نیست و دل بستن به آن، راه رهائی ملی را دراز و درازتر خواهد ساخت.»
رضا پهلوی: «ما مردم ایران هر دولتی را از حملۀ نظامی به ایران برحذر میداریم و اخطار میکنیم که فرآیند دیپلوماسی کنونی فقط اهدای بلاعــوض زمان برای مسلــح شدن جمهوری اسلامی است. تنها راه بُـرُون رفت از این بُحران کوشش همه جانبه برای احقــاق حقوق بشر و دموکـراسی در ایران است. از این رو ما از دموکراسی های جهان می خواهیم که نه فقط با جمهوری اسلامی که نمایندۀ مردم ایران نیست بلکه با صاحب نظــران و آزادیخواهـان ایران از هر راه ممکن منجمله سازمان ملل به مذاکره بنشینند.»
رضا پهلوی: «دربیست و ششمین سال جمهوری اسلامی شاهد رویدادهایی بودیم که نشانهً خاتمه حیات سیاسی آن است. شکست حرکت اصلاحات بدست خود رژیم گویاترین اعتراف اصلاح ناپذیری آن بود. در این سال تشکلی از دانشجویان و جمعی از فعالان حقوق بشر در داخل کشور با شجاعت اعلام کردند که اصلاح کشور با وجود قانون اساسی کنونی و نهادهای برخاسته از آن در هیچ جهتی متصور نیست.»
محسن سازگارا: «این ساختار قانون اساسی هم به گونهای است که نشان داد استعداد اصلاح کشور و گذار کشور به دمکراسی را ندارد. شکست جنبش اصلاحات هم به خوبی آن را نشان داد.»