تا جایی که من در این چند ماه فهمیدهام، حساسیت سیستم اطلاعاتی ایران روی پروژههای هلندی چند دلیل مشخص دارد که شاید بعضیهایش برایتان تازه باشد.
اول اینکه خانم فرح کریمی تا سال ۱۹۸۶ عضو رسمی سازمان مجاهدین خلق بوده است. یعنی حتی سه سال پس از فرار رجوی و اعضای گروهش در سال ۱۹۸۳ به پاریس هم همراه آنها مانده است. درست است که خودش میگوید از آن به بعد با این گروه قطع رابطه کردهاست و کتابی هم راجع به خاطرات تلخش نوشته است. به نظر من هم دلیلی برای شک در بریدن او نیست. ولی سیستم اطلاعاتی ایران حق دارد که همیشه به او و کارهایی که راجع به ایران میکند شک داشته باشد. (فرض کنید یک آمریکایی برای سالها عضو القاعده بوده باشد. با او چه رفتاری میکنند؟)
برای همین ایران از همان روز اول با سوءظن به مصوبهی پارلمان هلند برای دادن پول به مخالفان ایرانی برای راه انداختن رسانههای «حقوق بشری» نگاه کرده است.
ولی بعدا آشکار شد که فریدام هاوس، موسسهی نزدیک به نومحاافظهکاران آمریکایی که ماموریت اصلیاش درواقع کمک به براندازی بدون خشونت حکومتهای مخالف آمریکا است، بخشی از پولهای مصوبهی هلند را برای پروژهی «گذار» دریافت کرده است. این دیگر کار تمام پروژههای هلندی را خراب کرد. مثل قطرهی نجسی که به قول بچهمسلمانها تمام یک ظرف آب را نجس میکند.
از آن به بعد دیگر هر جور تماس ایرانیان با این پروژه از دید حکومت ایران یک تهدید امنیتی تلقی میشود. مگر اینکه خلافش اثبات شود.
برای همین است که مثلا مهدی جامی، سردبیر رادیو زمانه را در ایران میخواهند و چند جلسه سوال و جواب میکنند و از او ساعتها دربارهی گذار و فریدام هاوس و «روز» (که متاسفانه مدتهاست محتوایش دیگر فرق چندانی با گذار ندارد) پرسش میکنند. ولی در نهایت با دیدن او از نزدیک و شنیدن فلسفهی کاریاش به این نتیجه میرسند که رادیو زمانه میةواند با ادامه دادن خطی مشی بیطرفانهاش یک استثنا در پروژههای هلندی باشد.
یا برای همین است که وقتی یک گروه روزنامهنگار از طرف انجمن صنفی که همینطوریاش مورد شک اطلاعات ایران است به هلند میرود تا در یک کارگاه آموزشی که از همان بودجهی نجس هلندی راه افتاده شرکت کنند، همهشان را موقع برگشت نگه میدارند و بازجویی میکنند.
همین اتفاق برای سه فعال زنان از شاخهی سکولار هم میافتد. آنها برای شرکت در کارگاه آموزشیای که وبسایت زنان شهرزادنیوز -- باز هم از جمله پروژههای تامین شده از بودجهی هلندی است -- راه انداختهاند دعوت میشود. به گفتهی فرناز سیفی وزارت اطلاعات به تمام خانمهای دعوت شده هشدار میدهد که به این کارگاه نروند. ولی این سه نفر را هم بازداشت میکند بازداشت میکند و پس از ۴۸ ساعت آزاد میکند. اتقاقا سیفی هم میگوید که بیشتر سوالها و حساسیتهایشان دربارهی بودجهی هلند برای ترویج دموکراسی در ایران بوده است. (تصحیح شد.)
بنابراین آشکار است که جمهوری اسلامی نگران است که با توجه به مشارکت آمریکاییها، حداقل تا جایی که ما میدانیم در همان یک پروژهی گذار، کل این پروژهها در واقع پوششی هلندی است برای هدفی آمریکا که چیزی جز براندازی بدون خشونت نمیتواند باشد.
من نمیگویم که این حقیقت ماجرا است. ولی با توجه به محتوای بسیاری از این پروژهها که شاید بهجز رادیو زمانه همه همان پروپاگاندای ضد ایرانیای را که آمریکا دوست دارد پیش میبرند و دیگر شواهدی که در بالا گفتم، این نگاهی است که جمهوری اسلامی به این پروژهها میکند.
حالا چیزی که شک آدم را بیشتر میکند این است که چرا وزارت خارجهی هلند چرا از شفاف کردن پروژههای دیگری که از همین بودجه تامین شدهاند، سرباز میزند. بخصوص که این بودجه از بیتالمال هلند و مالیات مردم آن میآید.
بنابراین بجای شلوغ کردن قضیه و جار زدن اینکه «آی، جمهوری اسلامی تمام فعالان زنان را سرکوب میکند. وای جمهوری اسلامی اصولا مخالف تماس فعالان زن با دنیای بیرون است و...» سعی کنید قضیه را بفهمید. اتفاقا اگر دور و برتان را نگاه کنید میبینید که فعالان زن دیگری هستند که راحت به خارج میروند و برمیگردند و کسی هم کارشان ندارند. چون حواسشان هست که در پروژههایی که اطلاعات ایران به عنوان تهدید امنیتی نگاه میکند شرکت نکنند و برای پیوستن به مهرانگیز کار و رویا طلوعی دنبال دردسر هم نگردند.