برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: A unfortunate misquote from a story about Farnaz Seyfi and her recent short detention, she has happily joined her mob of commentators to attack me, accusing me of working for the Islamic Republic and even wishing my death by making a photoshopped tomb for me. At the same time, Kayhan has painted me as an agent of Israeli intelligence service. What a lonely fight it is to save Islamic Republic from the Americans, the Israelis the and comprador Iranian activists, intellectuals, journalists, artists, etc.

فرناز سیفی پس از دستگیر شدن ماشاالله آن قدر سالم و سر حال است که نه تنها نقل قول بی‌دقت من را که پایین جریانش را می‌نویسم تصحیح می‌کند، بلکه به تک‌تک خوانندگانش که از روی تصادف همه‌شان هم با او بی‌بروبرگرد موافقند، جواب‌های شنگول می‌دهد و دلش را از فحش‌هایی که خودش و خوانندگان عزیزش به من داده‌اند خنک می‌کند.

حالا چرا خانم این‌قدر عصبانی است؟ برای اینکه من بجای اینکه از قول او بنویسم بیشتر سوال‌ها و حساسیت‌های ماموران وزارت اطلاعات درباره‌ی «بودجه‌ی دولت هلند برای ترویج دموکراسی بوده» نوشته‌ام که این حساسیت‌ها بیشتر درباره‌ی «گذار و فریدام هاوس بوده» است. یا حداقل این چیزی بوده که سیفی به روز گفته بوده و من در اثر کمی‌دقتی اصل آن را پیدا نکردم که به آن لینک بدهم.

ولی حالا این تصحیح کوچک چه تفاوتی در اصل حرف ایجاد می‌کند؟ اصل مطلب من (که سیفی از ترس اینکه خوانندگانش آن را بخوانند به آن حتی لینک هم نداده است) درباره‌ی این است که بابا،‌ جمهوری اسلامی به کل این بودجه‌ی هلند و پروژه‌های مربوط به آن مشکوک است و حق هم دارد. برای این حرفم هم شاهد و مدرک زیاد دارم.

حالا فرناز خانم، بخاطر همین یک کم‌دقتی که در اصل حرف هم هیچ خللی وارد نمی‌کند، آمده و به همراه خوانندگان عقده‌ای‌اش که هر جا ببینند کسی آمده چیزی بر ضد این حسین درخشان «دروغ‌گوی کثیف» و «زباله» و «دری وری گو» نوشته می‌آیند و جشن می‌گیرند، تا آنجا رفته که تلویحا من را متهم به همکاری با وزارت اطلاعات کرده است. سیفی نوشته «حسین درخشان هم نباید گله کند اگر او را اطلاعاتی می نامند، روی چنین دروغ های زشت و تهمت ها انگ ها نمی دانم چه نامی باید گذاشت.»

حالا هر چه می‌خواهید عقده‌هایتان را خالی کنید و به من یک لا قبای بی‌خانه هر تهمتی می‌خواهید بزنید. ولی من برای خودم روشن است که چه می‌کنم.

خیلی آشکار نوشته‌ام که من بی‌خدای بی‌نماز با براندازی خشن یا نرم همین جمهوری اسلامی به شدت مخالفم و با تمام وجودم برای نگه‌داشتن همین سیستم درب و داغان با تمام ایراد‌هایش می‌ایستم و تنها راه بهتر کردن آن را ادامه‌ی راه خاتمی برای دو، ‌سه دوره‌ی دیگر می‌دانم.

به عنوان یک روزنامه‌نگار هم سعی می‌کنم جلوی هرکس یا گروهی را که دارد به اسم حقوق بشر و دموکراسی آب به آسیاب جورج بوش و دیک چینی حرام‌زاده می‌ریزد،‌ بایستم و اگر زورم نمی‌رسد متوقفش کنم، لااقل آشکارش کنم تا یک سری نادان بی‌سواد محتاج نان را با خودش به چاه نبرد.

همزمان از آشغال‌هایی مثل کیهان و جمهوری اسلامی و وبلاگ‌هایی مثل پاسداران هم فحش می‌خورم که جاسوس اسراییل و عضو شبکه‌‌ی عنکبوتی و اشاعه‌گر هرزه‌نگاری‌ام.

بی‌وجدان‌ها، با نابود کردن من چه چیزی به دست می‌آورید که حتی برایم سنگ قبر هم درست کرده‌اید؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آق بهمن»
«فانونایت»
«مرتضی نگاهی»
«ناهید رکسان»
«گردباد»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«مهستی شاهرخی»
«مرد تنها»
«لوبيا»
«آهستان»
«نانا»
«یک پزشک»
«علی معظمی»
«بامدادی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«امنزیاک»
«مریم مومنی»
«پسر فهمیده»
«تادانه»
«روزها»
«انتخاب زنان»
«عنکبوت»
«ف.م.سخن»
«ایمیان»
«شهرزاد»
«اکبر منتجبی»
«خبرنگار مسلمان»
«خوابگرد»
«دوم دام»
«گناهکار»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کتابلاگ»
«شبنم طلوعی»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آزادنويس»
«ابراهیم اسکافی»
«سینا دیلی»
«موج»
«زهرا»
«میرزا پیکوفسکی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«فریادناممه»
«علیرضا خدابخش»
«بیروت ریپورت»
«سرزمین آفتاب»
سولوژن
پیاده رو
نیما دارابی
خسرو نقیبی
بلوط
خورشید خانوم
حسین نوش‌آذر
طاها بذری
توکا نیستانی
جمهور
هادی خرسندی
خیاط باشی
جواد کاشی
شکرخواه
آدم و حوا
هنوز
کافه ناصری
لیلی نیکونظر
ایران‌شهر
از پشت یک سوم
مازوخیسم محاسباتی
دستنوشته‌ها
زيتون
شب پیشگویی
امور ایران
عبدالقادر بلوچ
آرش غفوری
فروغ
من راه نشین
چخوف منو نديدی؟
بابک داد
کریم ارغنده‌پور
حقوق‌دان پاریسی
احمد جلالی
روزنامه‌نگار ممسلمان
کیبرد آزاد
خاکریزیسم
مسعود ده‌نمکی
بی اجازه کوچیکترا نه
نگارک‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
مطالعات فرهنگی رادیکال
احسان
محمد نوری‌زاد
دلبستگی
یک استکاان چای داغ
شنا در شنزار
فلیسوف مآب رمانتیک
خط قرمز
علیرضا شیرازی
آن سوی دیوار
نسرین افضلی
زمستان است
مهدی محمدی
پویان و سیما
محمود فرجامی
سایه
حاجی واشنگتن
کمال
بی‌بی‌گل
صفا در ال.ای
نازخاتون
سیبستان
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
محبوبه حسین‌زاده
امید معماریان
عباس معروفی
آشپزباشی
جوانفکر
حسین پاکدل
مسیح علی‌نژاد
ارزیابی‌های شتابزده
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
شاخ به شاخ
کلنگ کمونیست کارگری
آی‌تی.ايران
شرح
چرک‌نویس
ضدمورچه
سلمان
سبیل طلا
عرب عصبانی
پویان طباطبایی
هوشنگ دودانی
جمال
یک وحید
سهیل کریمی
حامد قدوسی
زن نوشت
امشاسپندان
کامپیتور و ارتباطات
آچار فرانسه
مسعود بهنود
شب‌نامه‌ها
نگفتنی‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
هادی نیلی
کلاشینکف دیجیتال
مریم اينا
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
مرصاد
وب‌نگاشت
خانوم حنا
تبرمرد
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
مرصاد امروز
ققنوس
آزاده عصاران
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
منبر دات نت
لات‌لند
کافه اندیشه
پاسداران
نیکی اخوان
پاک‌نویس
تکینسون
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
پاگرد
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
افسون فسرده
پرگلک
کلفه گینزبورگ
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
لیلا خدابخشی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1666

نظرات ديگران

سلام حسین خان:

راستش این جمله آخرت رو یه بار دیگه بخون ببین چه معنی می ده. " جمهوری اسلامی دوست و دشمنش رو هنوز نمی شناسه". دو حالت داره یا مهنیش اینه که شما دوست عالیجنابان هستین و نباید تو کیهان چنین تهمتهایی بهتان زده می شد که می شود عذر بدتر از گناه!! یا هم که دشمنشان هستید که خوب کاملا منطقی است با چسباندن چنین وصله هایی ازت انتقام بگیرن.

فعلا

خيلي دلم به حالت ميسوزه..اين پست آخرت خيلي ترحم بر انگيز بود

هنوز هم توهم توطئه؟ دايي جان؟

حسین جان

حالا که یک ژاندارکی پیدا شده و یک پیت نفت ریخته رو خودش و قرار بوده بره هند که براش کبریت بکشن، تو با این سابقه ژورنالیستیت چرا کبریت به دست شدی؟ آخه حیف اون ابروهای تتو شده و دست و پاهای ظریف مانیکور پدیکور شده فرناز خانم نیست در آتش مبارزات سیاسی بسوزه؟ پس کی بره کافه چوکا قهوه بخوره و سیگار دود کنه و ایران ایران کنه؟ پس کی بره اون کله تنک کم مو رو مش بکنه تا ما کلی برای دموکراسی هورا بکشیم؟ آخه حیف این خانم نیست که تو اوین نگران کیف لوازم آرایشش باشه؟ تو بگو ... خدا وکیلی ما نباید نگران چنین سلبریتی باشیم که پا گذاشته جای پاهای اون بدبخت هایی که به حکم خلخالی خدابیامرز ( حالا جریان خدا بیامرز را هم برات میگم) رفتن زیر خاک های خاوران؟ اونم بدون سنگ قبر و بدون یک مراسم ساده خشک و خالی؟ من که میگم حیفه.. ما اصلا باید از چهره چنین بت های سیاسی ای، تمبر چاپ کنیم. تمبر چیه. باید مجسمشونو بگیریم بزاریم جای مجسمه مادر ته بلوار میرداماد. وقتی ما چنین قهرمان هایی داریم با دنیایی به وسعت یک قوطی کبریت، چرا شما هی جیش میکنی به این کبریت؟ بزار حالشو ببره. عزیز دله برادر: من یکی به شخصه وقتی خبر آزادی چنین اسطوره ای رو شنیدم، چند سانتی به قد کوتاهم اضافه شد. انگار یه طبقه دیگه به پاسارگاد اضافه کردن. کلی مشعوف شدم! اگه به فکر کبریت اون نیستی، به فکر قد کوتاه ما باش.

جریان اون خدا بیامرزی هم که به کون خلخالی بستم این حکایته: تو یه دهی یه کفن دزدی بوده که وقت مرگش به پسرش میگه: بابا جان، من دهن اهالی این ده رو صاف کردم. ببینم تو میتونی یه کاری کنی که بعد مرگم، لعنتم نکنن؟ پسره در جواب میگه: راحت بخواب پدر جان که چنان کاری کنم که برات خدا بیامرزی هم بفرستن. کفن دزد پدر میمیره و مردم ده خوشحال از اینکه دیگه مرده هاشون رو کسی اذیت نمیکنه. فرداش که اولین مرده رو خاک میکنن، پسره یارو کفن دزده میره مرده رو در میاره و کفنشو میدزده و یک چوب هم میکنه تو کون مرده و صاف واییمستونتش تو قبر. ملت که فردا از ماجرا خبردار میشن، میگن: بابا خدا پدر کفن دزد قبلی رو بیامرزه!

حالا حکایت وزارت اطلاعات ما شده. خانم خوشگلرو میگیرن، براش چلو خورشت هم میارن، احتمالا ماساژشم میدن، اونوقت ژاندارک عزیز میخواد خاطرات گهر براشم برامون تعریف کنه!

خدا بیامرزه خلخالی رو!

كلا حرف شما كه حساب است و قابل قبول. اما انصاف داشته باشيد، وقتي خودتان صداي مخالف را در صبحانه تحمل نمي كنيد و مخالفينتان را به بهانه هاي خنده دار و مختلف از صحنه حذف مي كنيد چه انتظاري داريد كه بقيه چنين برخوردي با شما نداشته باشند؟‌ اين يك مشكل فرهنگي است كه اتفاقا ربطي به اين ر‍ژيم و آن رژيم هم ندارد. داخل نشين و خارج نشين هم ندارد. اين يك مشكل عمومي است...

فرناز سيفي يك بيشعور بچه پولدار پرمدعاست! حالا براي چند ساعت زنداني شدن خودش را قهرمان هم ميداند. واقعا ما چه بدبختيم كه قهرمانمان اين باشد. كشوري كه احمدي نژاد رئيس جمهورش باشد قهرمانش هم اين مدلي ست.

اقای درخشان ٬ باین خانم ها که دو سه ساعت دستگیر شدنشان تا کاخ سفید رفت و یا دیگرانی که با اب و تاب قصه مینویسند از جانب من پیر مرد بانها بگو خانم ها وقتی اشرف دهقان فریادش بعرش میرفت از اذیت و شکنجه آرش خان بازجوی بیرحم ساواک همه سلول های زندان وحشتزده دنبال وضعیت ان خانم بودند اما شاه و نیکسون ککشان میگزید !؟ ای بابا این روش توجه بی حد و اندازه نتیجه اش میشود کشک

Vive le khatami.I agree with u mr.derakhshan.

مشکل اینجاست تو بعضی وقتها حرف حساب هم که می زنی بلد نیستی درست بزنیش. ادبیات خوبی به کار نمی گیری و با بی دقتی و عجله می نویسی نتیجش می شه این. والا اصل حرفت دسته. اینها هر چند که یک عدشون از سر دلسوزی کارهای مثبتی می کنند خیلیهاشون جو گرفته شدند و فقط آب به آسیاب دشمن می ریزند.

سلام حسین! «چوب دو سر گهی شدن» مهم نیست به شرطی که تخمت نباشه! به کاری که میکنی ادامه بده و یادت باشه که با خودت و خواننده های وبلاگت رو راست باشی.

آخه بابا، تو خودت تو یکی از مقالاتت گفتی اسلام با دمکراسی سازگاری نداره. آخوند با آخوند هیچ فرقی نداره، چه اصلاح طلب چه رادیکال، هردوشون ایران و ایرانی رو فدای اسلام میکنند.

Salam. I have been reading your material for a long time, but it's the first time I'm leaving a comment because I see that you really need some (unsolicited) advice:

1. Please take a deep breath. You are a political figure now, whether you like it or not. Learn to tolerate criticism, even if it doesn't feel good. Criticism from your friends will help you get better. 2. Since you have obviously generated a lot of interest in yourself (deservedly), please work on gathering your facts better. No more "bi-deghati"as you say it. 3. About what Kayhan says, my friend, who gives a hoot? You should be proud to be mentioned by those idiots. Remember, "...Joz Nekoo Ra Nakoshand." 4. You are smart, brave, and compassionate. So sometimes you might make mistakes; who doesn't? Dikteh nanveshteh ghalat nadareh. Just work on your material, and do better next time. 5. You bright young journalists/activists of Iran, don't need to turn your websites into a place to say nasty things about each other. Leave the smear campaigns to the Kayhans of this world, who can do no better, more constructive work. You can do so much. Go do it. We read you, we pay attention. Take care and be good even (and especially) when others want to be bad.

Hosein Derakhshan please shut up and zip up

تا اونجائي كه ما مبارزه كرديم و زندان رفتيم اونم نه چند ساعت تا سالها نمي تونستيم در موردش بنويسيم يا حتي فكر كنيم و نه تو زندون به ما زرشك پلو با مرغ ميدادن! يه كاسه ساچمه پلو يا آب زيپو و كفش پخته بود و نميذاشتن حتي يه دمپائي از خونه مون بردايم چه رسه به اين كه كوله و لوازم آرايشمونو برداريم!! جائي كه ايشون رفته احتمالا هتل اوين بوده نه زندان اوين! بعد هم به همين راحتي شبش برگشته خونه پاي چت كردن و اينترنت ديگه ماشاالله داره! خسته نباشي خانم مبارز قهرمان! كسائي كه كار مبارزاتي و تشكيلاتي كردن خوب ميدونن چي ميگم و حرفاي اين دختر خانم كم تجربه و خود شيفته از كجا آب ميخوره. بعد هم زندون كشيده ها بيشتر ميدونن كه اين دختره يه كاسه اي زير نيم كاسه شه كه داره خاطرات خودشو به اين راحتي مينويسه و اگه قبلش شك داشتم با اين هول شدنش يقين كردم كه اينا يه جرياني دارن راه ميندازن كه با كمك امثال سيفي و دوستاش با اين تمارضا مبارزات زنان رو از درون متلاشي كنن. باش تا معني اين حرف رو تو آينده بفهمي.

Hi there! I am not sure you read any of these comments so each time I want to write a comment, I change my mind. I don’t want to talk to a wall. But, today you pissed me off. I don’t like people you complain everyday of their life about how “others” think about them. What, are you so insecure that you have to justify yourself on every move?? You do your job, you write what you think and your readers are hopefully wise enough to judge who is right and who is wrong. In any case, if you want to be a controversial person, you’ll always have enemies. That’s not that bad. You can’t have an opinion and at the same time no enemies. Just do us a favor, be yourself and stop complaining about others reactions.

حسین! تو به وضعیتی اعتراض میکنی که خودت به وجود آوردی. مثل فروشنده‌ای شدی که واسه جلب مشتری، لخت وایساده تو ویترین مغازه، ولی میگه چرا ملت میگن یارو کون لخته و بعضیای دیگه هم میگن طرف کم داره و بعضیای دیگه هم راجع به سایز مینیمال فلانش نظر میدن! خوب شب تا صبح نشستی راجع به مسائلی که نمیدونی از روی معده و قسمتهای تحتانی بدنت، کس و شعر تفت میدی و تز میدی! استدلالهات هم که واقعا در حد در پیت و تخمی است! چپ و راست و وسط و بالا و پایین و بدون دلیل و مدرک محکم میکوبی یا یه هو میشی دایه عزیزتر از مادرش! خوب ملت چی بگن!؟ بگن این حسین درخشان آدم متفاوتیه!؟ نه بابا! راستش رو میگن! میگن طرف مخش تاب برداشته. تو یه اشکال اساسی دیگه هم داری که بلانسبت مثل گاو ده من شیرده‌ای از یه طرف، ده من شیر میدی با فعالیتهات و کارهات و از طرف دیگه با دری وری گفتن و حرف مفت زدن لگد میزنی به سطل شیر و...طلبکار مردم که نیستی! یا بهتر بگم ملت که بدهکار تو نیستن! کی بهت گفته وبلاگ بزنی و مسافرت بری و گزارش و کس و شعر بنویسی!؟ مثل همه یه کار درست و حسابی پیدا کن و دست از کون گشادی وردار و یه جا هم بتمرگ و یه خونه اجاره کن! اگه هم نمی‌تونی برگرد ایران تو فرش فروشی بابات کار کن و یک کلاه چل کلاه کن و ایشالله زن سوم رو هم خود آقای مصباح واسه‌ات عقد می‌کنه!

حسين جان من فقط می خواهم در تائيد نظرت بگم که رفتم و در وبلاگ اين فرناز خانمه يه کامنت زير اون همه کامنت های «قربونت برم» گذاشتم مبنی بر اينکه: جرم حسين درخشان اينه که پشت پرده شماها رو افشا کرده ولی اين خانم خانم های فريدام هاوسی ظاهراً فقط از کامنت های «الهی قربونت برم تو چقدر خوشگلی» خوشش می آد و اونا رو پابليش می کنه

hossein jan, don't worry i'm behind you. I support you because i think you are one of the freest iranian that i know.

حسين جان دست روی نقطه درستی گذاشتی می بينی چقدر خانم ها و آقايون رو عصبانی کردی؟ حرف اصلی اونا اينه که تو غلط می کنی زشتی ها و بی ريختی ها و خيانت ها و خوش رقصی های ما برای آمريکا از جمله فريدام هاوس رو افشا می کنی اون سه تا خانم هم الان فکر کردن جميله بوپاشا يا ژاندارک و امثال اينا شدن و کلی احساس ورشون داشته که: بابا ما هم گُهی هستيم دمت گرم حسين جو وا نده و مقابل جو سازی و هوچی گری اين خائن ها مثله اون ابرام نبوی نيک آهنگ شريعتمداری جا نزن و برو جلو و افشاشون کن که خدا باهاته بربو جلو که آب ريختی تو خونه مورچه ها

هودر، معلومه که بی خانمانی روت تأثير گذاشته. زيادی جوشی شدی. منم آن مقوله را خوندم. زياد بی ربط نبود و نکته اساسی ش اون آخر بود که اين خانم تصميم گرفته بی خيالی بگيره و به نکته های تکنيکی بپردازه. شک ندارم اگر در غرب بود تا حالا سو شده بودی. بهرحال به خود نگير. اينهام مثل همه کسانی که قبلاً دستگير شدن اظهار بی خبری مي کنن، تا اينکه بالاخره معلوم مي شه که جريان از چه قرار بوده. حالام شروع کرده خاطرات زندان بنويسه. مث اون تبعيدی عصبانی.

"هشدار پلیس: احتمالا فردا یا حسین شین یا حسین دال مقاله ای در مورد وابستگی دانشگاههای هاروارد و ام آی تی به فریدام هاوس شصت چهار تا مقاله می نویسند." دست مریزاد نبوی (16 بهمن)

هودر عزیز بهتر نیست به جا ی عقده ای خواندن بقیه و تحقیر کردن کمی در خودت غور کنی و ببینی چی شده که اینجور نگاه همه به تو بد شده کمتر از دوسال پیش احترام قابل توجهی داشتی و حرفت هم برو بود ولی حس تمامیت خواهی و دیکتاتوری که تو همه ما هست گریبان تو رو هم گرفت بعضی حرفات جایگاهت رو نه تنها متزلزل کرد بلکه باعث له شدن شخصیتت شد درباره جریان فرناز ه داری تحریف می کنی و حرف هایی زدی که خیلی هاش از خودت بوده دوست من .من به شخصه یه همون اندازه زمانی که در جامعه مطلب می نوشتب برات احترام قائم به نظر من بهتره یه نگاه دوباره به خودت و جایگاهت بکنی

من نمی دانم این چه خوره ایست که به جان ما افتاده. این فحش دادن ها این عصبیت های بیهوده.آقای درخشان شما دست بردارید لطفا.تا کی می خواهیم جواب فحش های همدیگر را بدهیم.یکی آن بالا نشسته و حسابی دارد به ریشمان می خندد.

جناب درخشان. مرامي يك نگاهي به كامنت هاي پستهاي وبلاگت از اولين پيام تا اين آخرين پيام بيانداز. طرفدارانت به تعداد انگشتان دست رسيده اند. فكر مي كني مشكل كار از كجاست؟

میگم عجب گیری کردی ها!

برادر خود کرده را تدبیر نیست . تو اگر با بر اندازی نرم هم مخالفی یعنی با حکومت آخوندی موافقی . نظراتت هم به شدت مثل داریوش سجادی و دباشی و ...است که خوشبختانه پنج نفر هم نیستند. از لحاظ روانی هم آدم نرمالی نیستی . خب انتظار داری ملت حلوا حلوات کنند ؟

Your level of intellectuality is higher than these money sniffers. Keep up the good work bro...

برای مخالف بودن برو برگردی لازم نیست ببین چند تا کامنت خورده پست خانم سیفی ، یعنی هیچ کدومشون متن تورو نخوندن ؟ مگه میشه ؟ از روی کنجکاوی هم که شده همه یه سر اینجا میزنن ببینن دروغ جدیدا چی داری

ااااااای ننه من غریبم.

برادر! مشكل اينجاست كه در دنياي امروز كسي به اصل حرف توجهي نمي كند. نحوه بيان حرف براي انسانهايي كه از زور تنبلي حوصله فكر كردن را ندارند مهمتر است. حتا اگر اصل حرفت درست باشد (كه به نظر من تا حدود زيادي هست) كمي تند مي روي و بهانه مي دهي دست آدمهاي غوغايي تا يكي دو خط از بخش نادقيق نوشته ات را بگيرند و پيراهن عثمان كنند. اينطور مي شود كه مخاطبانت مي شوند 4 تا آدم خاص كه آنها هم صدايشان تا كوچه بغلي هم نمي رسد.

حسین بالا ٬ایران بخصوص وقتی پای استقلالش در میان باشه دچار این خائن های اگاه و نا اگاه میشه که بعضی اصلا ماموریت دارند تا خودشان را خوار کنند بعضی هم احمقند که فکر میکنند حالا که ایران در گیره مثلا برای حقوق از دست رفته هزار ساله حقوق بشریشان !!!!؟بهترین و مناسبترین وقته ...اینکه از بی همتی و کله شقی ندانم کاریهای محافظه کاران بسیار مذهبی دلخوری بخاطر ایرانست و اینکه این استقلال فعلیش جایش را بحامد کازای و جلال طالبانی ها ندهد ...فکر نکن تنهایی ۹۰ در صد خارج نشین های ساکت !!با تو همراهند بیشتر از داخلی ها٬ بنویس و بدان که بسیار اثر گزارست نوشته هایت از عکس العمل نوشته هایت بخوان که دردش بدل اگاهان ضد استقلال ایران بیشتر اثر کرده

You are ruining yourself dude! I know you very well (based on your writings from Asr e Azadegan to now). You were such a smart and good guy, but you've not been behaving very well in cyber Iranian community. I know you don't mean to hurt anyone but you act like people who do not exactly know whether they are Iranian or Western. Wake up dude, you can fix it.

برو جمعش کن جوجه بازاری که از یه خونواده انگل مذهبی ریختی بیرون. همه شما اسهال طلبهای خاتمی چی عضو اون یکی باند وزارت اطلاعات هستی حالا هم دارین یه مدته گه اسراییلیها رو میخورین مثل اون خاتمی جنده با یه روزنامه اسراییلی یا گه خوردن های تازه تو. بدبخت الان چند ساله مردم دارن شما گه ها رو تو مستراح بر میگردونن تا روتون سیفون بکشن. تازه اولشه. کجا شو دیدی!

بالاخره مشکل نطنز حل شد. به دنبال اعلام نگرانی از فعالیت های اتمی در نطنز، سازمان انرژی اتمی امکان بازدید از اصفهان را برای خبرنگاران فراهم کرد. این سازمان برای اینکه نشان بدهد که در نطنز هیچ فعالیت خاصی صورت نمی گیرد، سه دوربین اضافی هم در اصفهان نصب کرد. قرار است در روزهای آینده هم برای ایجاد اعتماد بیشتر در فعالیت های مرکز نطنز، بازرسان آژانس یک ماه در مرکز یو سی اف اصفهان بخوابند. بنا به گزارش اداره راهنمایی و رانندگی فعلا همه راهها به نطنز بسته است. غلامرضا آقازاده امروز آب پاکی را روی دست شورای امنیت ریخت و گفت: « قطعنامه را اجرا نمی کنیم.» وی بلافاصله توضیح داد که: « ایران به اجرای پیمان ان پی تی متعهد است.» از طرف دیگر علی اصغر سلطانیه هم خبری را که آژانس مبنی بر سفر به کره شمالی و همکاری با آن کشور را تکذیب کرد. وی گفت که اصلا نمی داند کره شمالی کجاست.

Some times, one gets so wrapped up about bringing up and admonishing somebody else’s wrong that he becomes ignorant of his own perhaps much worse atrocity. Let’s be honest now. Isn’t the above paragraph fashioned to induce in the reader the thought that Iran’s Atomic Energy Organization is trying to divert suspicion from Natanz? Isn’t it just about screaming out a warning, to whoever should listen, not to be fooled by Islamic Republics nuclear dog and pony show? Is it possible that the above paragraph could stoke the fire of a government change, espoused by the neo-cons, further yet?

That is Mr. Nabavi’s latest writing. To me he is helping a violent overthrow of the present regime by that sort of writing. If there were a scale by which journalistic prostitution could be measured, the above piece would rank much higher than everything Hoder has written, combined. I thought the referees were supposed to be fair!

Why do you listen to these folks mate? I mean these stuff zaps your energy and distracts you from your goal. Your goal is worthwhile, don't let bunch of scumbags pull you down. Personally I am against any regime change - particularly if it is encouraged/financed by the greatest douchbags of all time i.e. W and the big Dick.

Keep up the good work buddy; you are appreciated, trust me.

J Zandi

Sounds like hoder haters are increasing by the hour. I would not worry though, you are still the only one that is totally open and honest and straight to the point. The Iranian society, especially the older ones like Nabavi, still need to get a notch over the closed culture they grew up in. They will get there though. I'm hopeful...

واقعا جالب است که اینها قبل از رفتن بهشان تذکر و یا اخطار داده شده بود که به این جریانی که می خواهند بروند، نروند، چون بودار است. اگر کسی نداند ، ما اینجا (خارج از کشور) بهتر از هر کسی میدانیم که چه کسانی چند ماه پیش با ساسان قهرمان (مسئول سایت گذار) تماس گرفتند و ایشان هم که از شدت بی پولی و بیکاری بهر دری میزد، بلافاصله پیشنهاد آنان (حقوقش را سالی 70 هزار دلار تعیین کرده اند و بقول دوستی ارزشش بیش از این هم نبوده است!) را قبول می کند و با افرادی برای همکاری در نوشتن مقالات تماس می گیرد. قراری که فریدام هاووس با ساسان گذاشته بود، مبنی بر این بوده است که به هر نویسنده ای برای مقاله اش پول نیز پرداخت شود. البته من واقعا نمی دانم که ساسان این پول را به نویسندگان مقالات می دهد، یا خیر، یا همه را به جیب خود می ریزد. بهرصورت اصلا نمی توانم بگویم که نویسندگان پول می گیرند یا خیر، چون نمی دانم. چیزی که می دانیم اینست که فریدام هاووس به گردانندگان "گذار" حقوق می پردازد. تعیین خط و خطوط سایت را هم که در ابتدا گشاد گذاشته بودند، هم اکنون رفته رفته با کنترل بیشتری از سوی فریدام هاووس صورت می گیرد. - برای من جالب است که این خانم ها 12 نفر بوده اند که می خواستند به آن برنامه بروند، ولی با اخطار ماموران اطلاعاتی، تعدادی منصرف می شوند و فقط همین سه خانم پاشون را در یک کفش می کنند که بروند! چرا؟ چرا وقتی می دانند خطر دستگیری آنهم به شکل صددرصدش در انتظار آنها بوده است، همچنان اقدام به رفتن می کنند! پشت این خانم ها به کجا گرم بوده است؟ چه کسانی از نادانی و حماقت این خانم ها می خواسته سوء استفاده کند؟ شاید این یا یک جریانی در داخل حکومت است که به اینها دلگرمی داده و مثل طعمه آنها را جلو قفس ببرها انداخته و یا از بیرون کشور، کسانی آنان را تشویق و ترغیب به این سفر کرده اند، علیرغم تمامی خطراتش!.. - .در عین حال بنظر می رسد که این خانم ها برای وزارت اطلاعات هم تبلیغ مفت و مجانی و خوبی انجام داده اند. این جالب است و برای بار اول است که می شنوم وزارت اطلاعات قبل از رفتن افراد به جلساتی که مضر تشخیص می دهد، قبلا به کسی هشدار دهد. بنظرم یا گذاشته افراد رفته اند به این جلسات ( مانند برلین) و در بازگشت دستگیرشان کرده اند و یا بدون هشدار قبلی در هنگام پرواز در فرودگاه دستگیرشان کرده است( خواهر زاده دکتر نصر برای مثال) این خانم ها تبلیغات خوبی دانسته و یا ندانسته برای دستگاه اطلاعات جمهوری اسلامی انجام داده اند چرا که بعداز بازداشت بلافاصله در وبلاگ خود(شان) شروع می کنند، به افشاگری راجع به دستگیریشان!!!! خدایا یک "ماشین حساب سیاسی" نصیبمان کن که تمامی این معادلات را بتوانیم بریزیم در آن و جواب مسئله را بگیریم . من هیچ توهین به این خانم ها نمی کنم، چون آنها را نمی شناسم . ولی سیاست را می شناسم و می دانم که برخی از آن چه بیرون می دهند. ضمن آنکه این خانم ها باید بسیار عاقلانه تر از این عمل می کردند. راجع به سرنگونی جمهوری اسلامی هم من فکر می کنم، این توهین به شعور مردم ایران است که با دخالت خارجی چه از نوع حمله نظامی و یا دخالت مخملی، بخواهیم رژیم را عوض کنیم.

بابا دلمون رو کباب کردی! تو تحلیلت رو بکن. نه قرار هست همه تحلیل هات صد در صد دقیق باشه. نه هم صد در صد چرت و پرت. اونی که فحشت میده یعنی شعورش همین هست. این طور آدما یا مهره یک جایی هستن که اعصاب آدم رو داغون کنن و ... یا اینکه آدمای بی تخمی که شعورش همینه و عرضه ای بیشتر از این ندارن. بقیه هم که نوشته های تو کارای تو و دیگران رو می بینند با فهم خودشون میتونن بفهمنن کاری که درسته و دمش گرمه.

هاها این دختره وسطِ نوشته های غلط غلوط و بی سر و ته اش و خاطراتِ زایده ی تخیلات اش و دهن جوابی های چیپ به مردم، هر از چند گاهی بی دلیل به یکی پارس می کنه که آروم بشه. این دفعه نوبتِ‌ تو بوده خب هودر! من نمی دونم یعنی این مملکت اونقدر دچار ‌ِ فقر ِ‌ فرهنگی شده که امثالِ‌ این آدم حرفی برای گفتن دارن!!؟ که باید به خاطر ِ این مزخرفات برن زندان؟؟! دنیای وارونه ی وارونه ی وارونه...

این پروژه اخیرت که می خوای به هرقیمتی مطرح بشی که خیلی تخمیه