زور دارد کیهان از چیزهایی که خودم راجع به گذار نوشتهام نقلقول کند و بعد من را به همکاری با آنها متهم کند و بکوبد! واقعا که اینها شاهکارند.
من نه تنها هرگز با گذار کار نکردهام، بلکه اولین نفری بودم که به زبان فارسی دربارهی آنها بطور مفصل نوشتم و همه را از خطر همکاری با آن آگاه کردم.
مدتها هم هم هست که بخاطر اعتصابم برای گرفتن حقوق عقب افتادهی یکسالهام از «روز» اخراج شدهام. هرچند که دراین ماههای اخیر «روز» کاملا تبدیل به تریبون تحکیموحدتیها شده است و در عمل در خدمت آمریکاییها برای پروپاگاندای ضد ایرانشان.
ولی چسباندن من به این پروژهها که من خودم بزرگترین مخالفانش هستم، دیگر آخر بیانصافی است.
روز کوچکترین ربطی به مشارکت ندارد. اگر داشت که اینقدر ضد ایران نبود. مصطفی تاجزادهی بدبخت هم هیچ ربطی به روز ندارد. شاهدی هم برای همکاری سحرخیز وجود ندارد.
اسم سینا مطلبی را هم نمیدانم از کجا آوردهاند و به گذار چسباندهاند. نیک آهنگ کوثر هم قبلا نوشته بود که همکاری با گذار را قطع کرده است،هر چند که اسمش هنوز در زمرهی همکاران آن هست.
دیگر اینکه من هرگز پولی از موسسهی ممری یا هر موسسهی اسراییلی دیگر نگرفتهام. فقط در سر اول دانشگاه تل آویو پول بلیط هواپیمایم را داد، و دانشگاه بن گوریون هم پول پرواز و سه، چهار روز هتلم را که خیلی چیز رایجی در تمام دنیا است. من اتفاقا کاملا با ممری مخالفم و آن را یک موسسهی نژادپرست ضد ایرانی میدانم که فقط برای نومحافظهکاران آمریکایی برای تدارک حمله به ایران خوراک رسانهای تولید میکند.
کل سفر من به اسراییل برای جلوگیری از حملهی اسراییل و ایستادگی جلوی پروپاگاندای وحشتناک ضد ایران رسانههای آنجا است و عکسالعملی است که به عنوان یک فرد میتوانستم به مزخرفات خطرناک احمدینژاد نشان دهم. من یک تنه در اسراییل کاری را برای دفاع از ایران و سیاست و جامعهی پر از تنوع و زندهاش کردهام که هیچ ایرانیای، از حزبالهی تا ملیگرا، در تمام این ۲۸ سال نکردهاست.
تعارف که نداریم. هزینهاش هم کم نیست. مثلا با این وضعیت معلوم نیست دیگر حالا حالاها بتوانم با پاسپورت ایرانیام به ایران برگردم.
بزرگترین مشکل جمهوری اسلامی این است که دوست و دشمنش را تشخیص نمیدهد.