برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۸ اسفند ۱۳۸۵ | 09 March 2007

 چرا شادی صدر؟ٌٰٔ

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: The only way I can comprehend why Shadi Sadr, the most reasonable women's activists in Iran now, had decided to participate in the street protest last week is one thing: She, as a member of the reformist branch of the movement, wanted to show sympathy and solidarity with the women from the rival group of 'secular' activists who were charged by a court for their role in organising another street protest last year.

تنها یک توجیه می‌توانم برای شرکت آدم‌هایی مثل شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌پور در اجتماع جلوی دادگاه انقلاب پیدا کنم:

از چندوقت پیش معلوم نیست چه کسی توی سر این خانم‌های عزیز انداخته که کسانی می‌خواهند بین این دو گروه سکولار و اصلاح‌طلب فعال زن اختلاف بیندازند و از این راه تیشه به ریشه‌‌ی اصل جنبش زنان ایران بزنند.

از آن موقع به این طرف، فشار زیادی بخصوص روی زنان اصلاح‌طلب آمده است که خودشان را با سکولارها متحد نشان بدهند و نه تنها هرجور اختلافی را رد کنند، بلکه اصلا وجود این انشعاب را هم منکر شوند.

البته بیچاره‌ها بخاطر اینکه با مشارکتی‌ها رابطه‌ی نزدیکی دارند زیر این اتهام هم هستند که نفوذی جمهوری اسلامی‌اند و در واقع برای این درست شده‌اند که رژیم خودش را از شر جنبش مزاحم زنان خلاص کند. این هم دلیلی مضاعف برای اینکه مجبور باشند برای رد این اتهام حتی بیشتر از سکولارها ریسک کنند و مرزبندی‌شان را با هسته‌ی محافظه‌کار قدرت نشان بدهند.

برای همین است که به نظرم آدمی مثل شادی صدر یا محبوبه عباس‌قلی‌زاده که مشغول زمینه‌سازی برای نوشتن منشور زنان ایرانی اند، می‌روند جلوی دادگاه انقلاب جمع می‌شوند تا به دادگاهی شدن دوستان‌شان که بیشتر هم از جنبش سکولار هستند اعتراض کنند. برای اینکه نشان دهند که با رقبایشان از جنبش سکولار هیچ مشکلی ندارند و همه در یک تیم هستند. و همین ابراز همبستگی باعث دردسرشان شده است.

وگرنه شادی صدر کجا و اعتراض‌های خیابانی هخایی کجا.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

تبعیدی عصبانی
یک پزشک
خوابگرد
دوشیزه شین
سولوژن
عرب عصبانی
فلیسوف مآب رمانتیک
آهستان
حاجی واشنگتن
کوروش علیانی
دوم دام
بچه‌ی قلهک
زهرا
یادداشت‌هایی از کابل
بلوط
۳۵ درجه
آرش «کمانگیر» آبادپور
حسین پاکدل
۴ دیواری
یک وحید
مونتاژ انتقادی
پویان طباطبایی
نگارک‌ها
شب پیشگویی
آدم و حوا
کتابلاگ
دادابیس
از پشت یک سوم
حسین نوش‌آذر
عبدالقادر بلوچ
سینا دیلی
نانا
خورشید خانوم
پویان و سیما
گناهکار
ناهید رکسان
سیبستان
بامدادی
رویای آريایی
نگاه نو
نگاه نو
امنزیاک
فوکو بلاگ
مریم مومنی
خیاط باشی
فروغ
نیما دارابی
نازخاتون
مارسی نیومن
مرتضی نگاهی
هوشنگ دودانی
دستنوشته‌ها
روزنامه‌نگار ممسلمان
کریم ارغنده‌پور
شرح
کمال
راه من
مسعود بهنود
مریم ابریشم‌کار
فانتازیا
مسعود ده‌نمکی
روزنه
توکا نیستانی
مازوخیسم محاسباتی
زیتون پرورده
زيتون
جمهور
من راه نشین
آق بهمن
هپلی
امور ایران
حمید مافی
محمود فرجامی
پاسداران
حقوق‌دان پاریسی
طاها بذری
پاگرد
گردباد
خانوم حنا
میرزا پیکوفسکی
موج
صفا در ال.ای
فریادناممه
ملکوت
غلاف تمام فلزی
آن سوی دیوار
ارزیابی‌های شتابزده
لات‌لند
یک فتحی
شکرخواه
ایرانی طعنه‌آمیز
مهستی شاهرخی
جمال
پیاده رو
سمیرا سامانی
ایران‌شهر
آزادنويس
ایمیان
نوه‌ی غلامرضا تختی
لیلی نیکونظر
سبیل طلا
خط قرمز
لگوماهی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
بابک داد
وب‌نگاشت
حسام‌الدین آشنا
محمد نوری‌زاد
افسون فسرده
هادی خرسندی
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
منبر دات نت
مرصاد
بی‌بی‌گل
نسل خمینی
جواد کاشی
امیرحسین ثابتی
ف.م.سخن
آچار فرانسه
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
راهرو
کلنگ کمونیست کارگری
اکبر منتجبی
آی‌تی.ايران
خاکریزیسم
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
خسرو نقیبی
حامد قدوسی
کیبرد آزاد
سلمان
ddmmyyyy
مهدی یوسفی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
روزها
انتخاب زنان
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
مهدی محمدی
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
کامپیتور و ارتباطات
مهدی اسماعیلی
هنوز
زمستان است
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
شاخ به شاخ
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://hoder.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1696

نظرات ديگران

عمو جان! اگه نمي دوني كه از تو دادگاه اومد بيرون كه خيلي كم اطلاعي. اگه هم مي دوني و ميخاي با تجاهل جلب توجه كني كه خقتع حسين شريعتمداري 50% سهمشو بهت بده! سواد و مطالعه هم چيز بدي نيست ها عمو جان!

بابا خاله زنكي از نوع اينترنتي اش رو نديده بوديم كه اين حسين في الحال نشانمان داد. رفيق تو كه اينقد دلت براي خاله زنك بازي تنگ مي شه چرا بر نمي گردي ايرون خودمون.

نوشته هات خنده دار و کمی ترسناکه. چیزی که تو نمی فهمی اینه که آدم ها میتونن به هم اعتماد کنن. این یکی از بهترین دستاوردهای این حرکته. در ضمن شادی وکیلشونه... فکر می کنی این بچه ها با هم بد هستن و به زور کنار هم ایستاده ان؟ تو فکر می کنی که همه این زن ها خنگ هستن و گول می خورن فکر نکنم دیگه به اینجا سر بزنم چون به قول یکی واقعا وقتمو تلف کردی.

چرا شادی صدر؟؟؟!! معلومه از بس که تو موجود شومی شده از کسی تعریف کنی و بدبختش نکرده باشی؟؟؟ تو اصلاً استدلال میفهمی که کسی بخواد در جوابت استدلال کنه . فقط باید تورو مسخره کرد و لعن و نفرین . مردم وبلاگستان اخ و تفشون رو باید یه جا خالی کنن دیگه

lotfan shut up

حالا من می ترسم تو زندان بهشون تجاوز بشه و یه جسم سنگینی هم به سرشون بخوره انوقت این دست راستی های امریکایی و اروپایی هم راه می افتن شعار حقوق بشر می دن. واقعا از خانم شادی صدر بعید بود.

Dear Mr. Derakhshan: I believe a peaceful protest turned violent and abusive is a sad story worthy of retelling and researching and understanding. Women of iran are oppressed because men of Iran are as yet ignorant about how when half of a nation are mistreated by laws, the other half will also suffer, shrink, and deteriorate over time. I think it is not fair to label our women's legitimate and ongoing objections to their inhumane treatment as a frivolous, pointless, and silly effort, equivalent to the Hakha nonesense. I am proud of those women and particularly Shadi Sadr for what they have done and continue to do.

You don't understand what Hossein's message is. He is saying that when Iranian women(or men) attend a demonstration they should go prepared not empty handed. So they can defend themselves against Savama, Komete, Pasdars ... etc

هودر، پارسال 9 مارس 2006 پرستو ی زن نوشت پست وبلاگش اینگونه شروع کرد: حواسمان باشد، هی می‌خواستم درباره چيزی بنويسم اما ترديد داشتم. کامنت بی‌نامی که گذاشته شد، ترديدم را برطرف کرد برای نوشتن. روز سه‌شنبه يکی از دعوت‌شدگان به ميزگرد وبلاگ‌نويسان به من تلفن می‌کند که: «برنامه‌ی ميزگرد از راديو پيام پخش شده. برگزارکنندگان چه کسانی هستند؟ مشکوک است!» بماند که فک من تا روی زمين کش آمد، می‌گويم: «خيلی اين کار راديو عجيب بوده و برگزارکنندگان کسی غير از خودمان نيست.» خوب يادم است سه سال پيش را که همه‌ی دوستان و هم‌فکران علی‌رضا علوی‌تبار گرفتار شده بودند؛ هرکدام به نوعی. اما او آزادانه حرف می‌زد، گفت‌وگو می‌کرد، درس می‌داد و مشکلی برايش پيش نمی‌آمد. و سؤال‌های بی‌شماری که همراه با تهمت به طرفش شليک می‌شد: «دستت با آن‌ها توی يک کاسه است که نگرفته‌اندت؟» و علوی‌تبار که می‌گفت: «می‌خواهند من را بسوزانند.» با دامن زدن به شک وابستگی، تا حالا خيلی از همبستگی‌ها گسسته شده. کاش حواسمان به اين نکته‌ها باشد. کامنت‌گذار عزيز و مهربان نمی‌دانی چقدر دلم گرفته از اين بابت. خوشحالم که اين را برايم نوشتی تا من هم اين پست را بنويسم.

http://weblog.parastood.ir/archives/003498.php از 9 مارس 2006 تا 9 مارس 2007 هم پرستو و هم هودر به یک نکته ی خیلی مهم اشاره می کنند. ای کاش این جماعت درک کنند.

آدم رو یاد اون کوتولهه تو گالیور میندازی... ... من میدونم نمیشه... .. کارمون تمومه... ... حرکاتشون هخاییه... ... ما همه خائنیم... ... همه ما ها گاوییم....

هودر مگه تو با این دخترا دشمنی داری؟! با توجه به اینکه از ایران دوری و از نزدیک نه بچه هایی که جلو دادگاه انقلاب بودن میشناسی نه...به خودت اجازه نده اینطور 100%ای راجبشون نظر بدی! آدم حسابی ترین واصلاح طلبترین بچه های دانشجو و فعال درون مرزن. به هههههیچ وجه بر چسب و توهین هخایی بودن و اینا به اینها نمی چسبه... بسیار آگاه و با سوادن وبه مسالمت آمیز ترین شکلی خواسته های بر حقشونو بیگیری میکردن...

شما لابد میدانی که شادی صدر بعنوان وکیل در دادگاه حضور داشت و برای تظاهرات آنجا نرفته بود بهتر است برای این تفسیر معذرت خواهی کنی و آنرا اصلاح کنی

تنها چيزي كه ميشه گفت اينه كه اميدوارم پول كافي براي فعاليت هاي اخيرت بگيري دوست محترم.

حسین اعتراض در همه دنیا انجام میشه و خیلی از دولت ها هم هیچ مشکلی باهاش ندارن. این جمهوری اسلامیه که باید یاد بگیره که اعتراض رو تحمل کنه. اعتراض به دستگیری فعالین زن خیلی کار پسندیده ایه. اینکه تو اسم هخایی یا هر چیز دیگه ای روش بذاری هم ماهیتشو تغییر نمیده. اعتراض خیابانی اتفاقاً از متداول ترین روش های اعتراضه که از قرن ها قبل از هخا وجود داشته.

سلام اقاي حسين درخشان . اين بدترين نوشه اي بود كه مي توانستم از شما بخوام . الان يادداشتي از جمهور ديدم كه به راستي در مورد شما صدق مي كند نگرانی برای سلامت حسین درخشان

یکی از نظرات روی مطلب قبلیت عالی بود. حیف وقت که آدم بگزاره استدلال های سست و بی ربطت رو جواب بده. فقط حضرت والا، ای وای ببخشید ، جناب آیت الله، یه هفته از حرکت خانمها نمیگذره. اعتراض خیابانی هخایی کجا بود برادر من؟ خانمها نه توپ داشتند نه تانک نه مسلسل نه کوکتل مولوتف نه حتی چاقو. یه بلندگوی سبزی فروشی داشتند و جمعشون هم که به قول برادرت ، حسین خان، چهل پنج نفر بیشتر نبوده. رفتند اونجا تا بگند که اعتراض داریم به این دادگاه و... . همشون رو گرفتند و زندانی کردند. به نظرم فقط یه ابله بعد از این قضیه اوج بحران مشروعیت نظام رو درک نمیکنه یا اگه درک میکنه ربطش بده به تحریم و جنگ و ... . اخوی! بحران ایران و نظام، کار تحریم و جنگ نیست. بحران نظام بحران اجتماعیه! از کارگرش بگیر تا راننده ش تا معلمش تا خانمش تا دانشجوش . این بحران داره ذره ذره نظام رو از درون میخوره و تو هم هیچی نمیبینی چون به جای اینکه حرکات ذره ها رو نگاه کنی همش نگاه معطوف به خانه آزادی و واشینگتن اینترپرایز و امثالهمه. گنجی چه بگه چه نگه، بحران اجتماعی ایران سرانجام وقتی بحران اقتصادی بهش پیوند بخوره و بحران فرهنگی که سالهاست بوجود آمده چاره ای نداره جز اینکه سرریز شه.

جناب آقای حسین درخشان گل و گلاب،سیاه سفید شدی بابا ! خاکستری ها هم حق دارن!دو تا دنیا برای خودت تعریف کردی اینوری ها و کسایی که خواسته و نا خواسته آب به آسیابشون میریزن،اونوریا و کسایی که خواسته و نا خواسته آب به آسیابشون میریزن. منم تاریخو خوندم ،تاریخ آفریفا رو هم خوندم.دخالتها و جنگ افروزی های مدعیان دموکراسی رو هم میدونم.اما دنیا امپریالیزم و غیر امپریالیزم نیست!خودت اومدی همون دسته بندی رو دوباره داری ارایه میدی اما با یک فاکتور اضافه.کل مجموعه رو دوباره باز کردی تو یک پکیج جدید بستی!تو خودت الان تو یک کشور امپریالیستی داری متفاوت فکر میکنی.انسان خیلی پیچیدست.آدما آزادن که فکر کنن و تصمیم بگیرن و عمل کنن. به من چه که حرکت من آب به آسیاب کی میریزه؟مگه من اینجا نشستم بیکارم که مواظب امپریالیزم یا جبهه مقابلش باشم ؟به من چه! من انسانم ،حقمو میخوام!لازم بشه واسش از رو امپریالیزم و سوسیالیزم و جبهه های مقابلشون در جا با تراکتور رد میشم.آدما تار سیاست رو میتنن،بعد خودشون توش گیر میکنن.بکش بیرون از همش.آزاد فکر کن.من میتونم ازاد باشم و تو تار هیچ کدوم از این جناح بندی های مسخره هم نباشم