چیزی که وکیل شادی صدر گفته یک توضیح تازه برای سوال عجیب من است که شادی صدر را به اعتراض خیابانی چهکار. او گفته که صدر به عنوان وکیل آنجا بوده و داشته موکلانش را که همان روز قرار بوده در دادگاه حضور داشته باشند همراهی میکرده. چون واقعا روش شادی صدر در دفاعش از حقوق زنان این نبوده و نیست.
بجز این، با توجه به تغییر رفتار وزارت اطلاعات بعد از اصلاحاتی که در زمان خاتمی در آن انجام شده و شهادت تقریبا تمام خانمها و آقایانی که در این مدت بازداشت و بازجویی شدهاند، نباید برای سلامت و بدرفتاری با صدر و عباسقلیزاده نگران بود. پس از از بین رفتن سیستم اطلاعات موازی در این دو سال، واقعا بیانصافی است که کسانی میگویند نگران هستند که بلایی که سر زهرا کاظمی آمد سر این دو نفر هم بیاید. اگر یادتان باشد حتی سر ماجرای زهرا کاظمی هم نتایج تحقیقات نشان داد که مقصر در آن واقعه وزارت اطلاعات نبوده است، بلکه شخص سعید مرتضوی و سیستم اطلاعات قوهی قضاییه مسوول آن فاجعه بوده است. (فکر میکنید به چه دلیل شاهرودی مرتضوی را پس از آن ماجرا تقریبا به حاشیه رانده است و نقش مستقیم او را در پروندههای اینچنینی به حداقل رسانده است؟)
ایرج قادری کردن فضا با کشیدن پای دختر خردسال صدر و گریهها و دلتنگیهای او برای مادرش هیچ کمکی به صدر نمیکند. بلکه ممکن است برعکس بازجویانش را عصبانیتر و مشکوکتر کند. این از آن روشهای بدی است که از زمان کوی دانشگاه در روزنامههای اصلاحطلب (بخصوص صبح امروز) رایج شد و الان هم همه بر طبق عادت هر اتفاقی میافتد از همان روش برای حمایت از دوستان بازداشتشدهشان استفاده میکنند.
نکتهی دیگر اینکه کسانی که من را از نزدیک میشناسند میدانند که هر وصلهای به من بچسبد، سکسیست بودن به من نمیچسبد. من همیشه گفتهام که یک مرد فمینیستم و به آن هم افتخار میکنم و در نوشتههایم هم کوچکترین علامتی از اینکه زنها را بطور بیولوژیک پایینتر یا ناتوانتر از مردان ببینم وجود ندارد. همیشه با زنانی باهوش و قوی زندگی کردهام و از جکهای ضد زن مردان (چه ایرانی و چه ایتالیایی) منتفر بودهام.
انتقاد من از رویکرد بخش «سکولار» جنبش زنان بخشی از مخالفت اصولی من با کل رویکرد «سکولار» یا بهتر بگویم کلنیال و استراکچرالیست به حقوق بشر و سیاست است و ربطی به زن و مرد بودن آدمها ندارند. اگر هم نگاه کنید همانقدر بر گنجی و باطبی و تحکیم وحدت تاختهام که بر عبادی و کار و روشهای مرکز فرهنگی زنان.
دقیقا هم به همین دلیل از شادی صدر، محبوبه عباسقلیزاده، شهلا شرکت، الهه کولایی و فریده ماشینی و همراهانشان در بخش اصلاحطلب (بخوانید پستکلنیال و پستاستراکچرالیست) جنبش زنان دفاع کرده و میکنم.
خلاصه بگویم، وجود دو رویکرد رقیب در جنبش زنان توهم نیست و صحبت کردن دربارهی آن هم به معنی تفرقه درست کردن نیست. این دو رویکرد این روزها با دو کمپین نمایندگی میشوند: ۱) منشور زنان که زنان اصلاحطلب دنبالش میکنند ۲) یک میلیون امضا که زنان سکولار
من بدون کوچکترین شکی و بر اساس دلایلی که گفتهام با تمام وجود از تلاش زنان اصلاحطلب برای نوشتن «منشور زنان» حمایت میکنم و از شما هم میخواهم پس از خواندن مطالب پایین از آنها حمایت کنید:
- منشور زنان، فرصتها و چالشهاي پيش روي؛ محبوبه عباسقليزاده
- نگاهي به منشورهاي زنان کشورهاي مختلف: اصول جهاني، راه حلهاي بومي؛ شادي صدر
- نميخواهيم چرخ مطالبات زنان از اول اختراع شود؛ مصاحبه راديو زمانه با محبوبه عباسقلي زاده
- گزارش جلسه فعالان جنبش زنان براي بررسي ايده منشور زنان
- سه ساعت گفتگوي زنده از وراي ديوارهاي شيشه اي ؛ گزارش دومين جلسه فعالان جنبش زنان درباره منشور زنان
- گفت و گوهاي حاشيه اي دومين جلسه تدوين منشور زنان
بهرحال امیدوارم حالا که فعالان اصلاح طلب زنان فرصتی پیدا کردهاند که بطور مستقیم با وزارت اطلاعات وارد گفتگو شوند، به کمک ما بتوانند خیال حکومت را راحت کنند که تلاششان برای برابری حقوق زنان نه تنها تهدیدی امنیتی برای جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند، بلکه مستقیما باعث افزایش رضایت و کاهش تنش در سیستم خواهد شد و در نتیجه ثبات و امنیت آن را بیشتر خواهد کرد.
این گفتگو را باید با مردان حاکم بر جمهوری اسلامی ادامه داد.
پسانوشت:
۱) وقتی مینویسم زنان اصلاحطلب منظورم روشی است که آنها برای پیشبرد اهدافشان دنبال میکنند. اصلاحطلبی یک روش است، نه یک حزب یا گروه سیاسی. گروههای سیاسیای هستند که روششان اصلاحطلبی است، که حزب مشارکت برجستهترین آنها است. ولی من حتی نگفتهام که شادی صدر عضو حزب مشارکت است، گفتهام فقط به آنها و مواضعشان نزدیک است و طبیعتا معنیاش این نیست که با آنها هیچ اختلافی ندارد.
برای این ادعا هم سند دمدستیام سخنرانی چندماه پیش خود اوست به همراه الهه کولایی و فاطمهی راکعی از اعضای رسمی حزب مشارکت است. گزارشگر وبسایت کنشگران مینویسد:
شادی صدر، از فعالان حقوق زنان نيز به موضوع جايگزيني براي كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان پرداخت و گفت:" حداقل سه سال است که کنوانسيون به عنوان یک دستور کار معلق در مجمع تشخيص مصلحت نظام خاک می خورد. همه ما می دانيم در این انسداد سیاسی و حقوقی که سیدا (مخفف نام همان کنوانسیون) به آن گرفتار شده، دو راه داریم یکی این که بشینیم و ببینم چه فرصت هایی را از دست دادیم و حسرت بخوریم اما یک راه دیگر هم وجود دارد فکر کردن به این که می شود چکار کرد ."
وي افزود: "به هر حال همه ما می دانیم در شرایط سیاسی موجود نه تنها هیچ اراده ای برای تصویب سیدا وجود ندارد بلکه بارها حکومتگرات ارداه خود را برای اینکه ایران به هیچ وقت به سیدا نپیوندد، اعلام کرده اند."
صدر گفت: "قانون گذاري در كشورها از دو راه صورت مي گيرد؛ از مجراي بالا به پايين كه قانون توسط دولتمردان نوشته مي شود هرچند اين قانون ممكن است به قانون مردم تبديل نشود و از مشروعيت هم برخوردار نشود. اما در شرايطي كه مجراي قانونگذاري از بالا به پایین مسدود است، در این شرایط است که قانونی که توسط مردم نوشته شود از اهیمت خاصی برخوردار است."
وي افزود: "اكنون زمان خوبی برای نوشتن سندهای آلترناتیو است چون این سندها در ناامیدی محض نوشته می شوند. این اسناد نه تنها آینده را تغییر می دهند بلکه حال را هم تغییر می دهند چون در پروسه نوشتن این اسناد، آگاه رسانی نیز هست. و ما اگر این پروسه را می داشتیم این همه کنوانسیون منع تبعیض برای زنان ما بی ربط نبود و بستری هم ایجاد شده بود برای بسیاری از تغییرات."
صدر ادامه داد: "در حال حاضر ما دو سند آلترناتیو داریم . منشور حقوق و مسئولیت های زنان در جمهوری اسلامی ایران که با تصویب این سند در شورای عالی انقلاب فرهنگی، این مشنور جزو قوانین داخلی ما هست ولی هنوز اجرایی نشده است.این منشور که در دستور کار کمیسیون حقوقی و فرهنگی مجلس قرار گرفته کاملا تکلیف مدار است و بر ایدئولوژی خاصی استوار است و اصالت و نقش اصلی زن را نقش مادری و همسری می داند. منشور بر همین اساس تعریف شده است و خيلي اثری از حقوق انسانی زن در آن دیده نمی شود. این منشور بیشتر از 90درصد چیزی از قوانین فعلی بیشتر ندارد و تنها نکته مثبت آن اگر به تائید برسد، حق تابعیت زنان است".
وي از منشور حزب مشاركت براي زنان به عنوان سند آلترناتيو دوم نام برد و گفت: "منشور حزب مشارکت برای زنان هنوز نهایی نشده است اما از نظر محتوایی بسیار مترقی است ولی همانند منشور شورای عالی انقلاب فرهنگی اين مشکل را دارد که پروسه تدوين آن از بالا به پایین است. با این شرایط می توان گفت جای یک منشور برآمده از دل زنان خالی است. منشوری که هم بومی باشد و هم خواسته های زنان ایران را در نظر بگیرد و مسلما این منشور با فرض این که اکثریت مردم ایران مسلمان هستند نمی تواند از آن چیزی خلاف اسلام بیرون بیاید."
صدر در پايان سخنان خود گفت: "نکته مهم این است که حالا که نمی توانیم امیدوار باشیم تا در چند سال آينده به سیدا بپیوندیم، باید به فکر یک سند جایگزین باشیم. سند جایگزینی یک سند حداقلی است و وقتی می توانیم به توافق همگاني برسیم که نگاه مان، نگاه حداقلی باشد. در اين صورت است كه مي توانيم موافقت همگان را جلب کنیم."
۲) بعضی از دوستان میگویند که هیچ اختلافی بین گروههای مختلف جنبش زنان نیست. به نظر من هم کاشکی نبود، ولی هست و سند و مدرک هم برایش فراوان است. برای نمونه این را به عنوان یک شاهد دم دستی از حرفهای خود محبوبه عباسقلیزاده آوردهام که دقیقا از اصطلاحاتی مشابه من در توضیح رویکردهای مختلف در بین فعالان زنان حرف میزند.
رادیو زمانه: این منشور مخالفهایی هم دارد؟ اگر مخالفی دارد، حرف آنها چیست؟
محبوبه عباسقلیزاده: ما تازه دور همدیگر جمع شدهایم که بنشینیم ببینیم که چطوری برای تدوین منشور برنامهریزی بشود . اولین مرحلهاش این است که گروههای مختلف بنشینند برنامهریزی بکنند که چطوری وارد مردم بشوند. نحوه ورود به جامعه یکی از مهمترین بخشهای کار است. آیا این نحوه ورود باید از طریق فضای مجازی باشد، از طریق فضای واقعی باشد یا مثلا رسانهها، رسانههایی مثل شما چقدر در آن نقش دارند. من اصلا نظرم این است رادیو زمانه یا هر رسانه دیگری که وجود دارد، اینها مهمترین پایگاه میتوانند باشند، میدانی باشند برای اینکه نظرات زنان و جوانان را در رابطه با خواستهها و خواستههای اصلیشان منعکس کنند و این خودمحلیست برای اینکه ما هم استناد کنیم و بگوییم مثلا رادیو زمانه با دخترهای جوانی که مصاحبه کرده این و این و این را گفتهاند و اینها محل سند باشد برای ما.
ولی اینکه چه کسانی مخالفاند. موافقها از طیفهای زنان اصلاحطلب بودند تا زنان سکولار.
ولی یک بخشی از زنان که اصولا به تغییر اساسی ساختار معتقدند یا حالا اصولا یک نگاه دیگری به بحث فمینیسم دارند و پساساختارگرا هستند از منشور استقبال نکردند. یعنی بیشتر سرش بحثهای فلسفی و تئوریک است، برای اینکه مثلا منشور دنبال این است که سندی را تدوین کند و یک ساختار آلترناتیو را تعریف کند. خیلی از فمینیستها دنبال این هستند. ما میگوییم جنبش فمینیستی کارش باید این باشد که بیاید روی تغییر ساختار حرف بزند، ولی در واقع یک ساختار آلترناتیو هم همیشه مطرح بکند. حالا بعضی از گروههای فمینیستی اصولا به ساختار اعتقاد ندارند. فقط اختلاف نظرهایی در دیدگاهها و رویکردهای فمینیستی وجود دارد که فمینیستهای مدرن و فمینیستهای سکولار و فمینیستهای اصلاحطلب هستند که روی تغییر دارند کار میکنند، منتها وقتی در مورد تغییر دارند حرف میزنند آلترناتیوهایی هم برایش ارائه میدهند، خیلی فرق میکند نگاههای فلسفیشان در رابطه با موضوعات فمینیستی تا کسانی که با دیدگاههای پستمدرن به قضیه نگاه میکنند. خب البته تعداد این افراد در ایران خیلی کم است و خیلی هم داخل خود جنبش فمینیستی فعال نیستند و بیشتر به صورت نگاههای فمینیستی مطرحاند. آنها در واقع خیلی دنبال منشور و و اینجور بحثها نیستند.