اگر احمدینژاد با موافقت خامنهای و به تبع آن لاریجانی به شورای امنیت برود، احتمالش هست که سعی کند گندی را که در این مدت زده است جبران کند. و بیشتر از همه سعی کند برداشتهایی را که از حرفهای ضد اسراییلیاش شده بود تصحیح کند، جوری که تا جای ممکن نشان دهد که ایران تهدیدی برای صلح جهانی نیست و قصد حمله به هیچ کشوری را ندارد.
این فقط یک حدس خوشبینانه و بر اساس منطق است، ولی خب همه میدانیم که احمدینژاد مثل بوش زیاد اهل منطق و حسابگری ملی نیست و منافع شخص خودش و گروه کوچکی از اطرفیانش را به منافع کشورش همیشه ترجیح میدهد. منتها اگر بوش تمام قدرت آمریکا را در دست دارد و کسی هم بالای سرش نیست، خوشبختانه احمدینژاد تمام قدرت را در دست ندارد و یک آقا بالاسر هم دارد که خیلی از خودش منطقیتر است.
اگر رفتار و گفتار احمدینژاد در حضورش در شورای امنیت ملی کوچکترین لطمهای به منافع ایران بزند، پس از عید بدون شک باید مقدمات استیضاح او را فراهم کرد. هیچ ایرانیای در روز کرهی زمین تا حالا بیشتر از او به منافع ایران (و حتی منافع جمهوری اسلامی ایران) لطمه نزده است.
البته احتمال این هم هست که اگر ایران به توانایی تولید گسترده (یا صنعتی) اورانیوم غنیشده دست پیدا کرده باشد، پس از اعلام پر آب و تاب آن، غنیسازی را در ازای تعلیق تحریمها متوقف کند. البته جوری که خودشان گفتهاند این اتفاق حداقل تا اواخر فروردین نخواهد افتاد و بقول البراعی مثل اینکه کار متصل کردن و کار انداختن بینقص ۳۰۰۰ سانتريفوژ که برای تولید سوخت اتمی لازم است به مشکل خورده است.
بهرحال جوری که بویش میآید کل جمهوری اسلامی به یک وفاقی رسیدهاند که بلافاصله پس از اینکه توانستند این ۳۰۰۰ سانتریفوژ را راه بیندازد و چند گرم اورانیوم پنج، شش درصد غنیشده درست کنند، پیشنهاد البرادعی را دربارهی تعلیق دربرابر تعلیق بپذیرند و وارد مذاکرهی جدی با ۵+۱ شوند.