سهراب رزاقی و محبوبهی عباسقلیزاده در گفتگوهای تازهشان به صراحت تایید کردهاند که موسسهی هلندی هیفوس مهمترین تامینکنندهی مالیشان بوده است و بیشترین سوالهای بازجویان هم از آنها پیرامون همین روابط مالیشان بوده است. ولی به نظرم میرسد که یک نکته را اینجا باید روشن کرد.
بودجهی ۱۵ میلیون یورویی که دولت هلند بر اساس پیشنهاد پارلمان هلند تصویب کرد کاملا با پولی که هیفوس به این سه موسسهی تعطیل شده در دوسال اخیر داده است تفاوت دارد.
پسزمینه
بر اساس وبسایت رسمی وزارت خارجهی هلند، بودجهی ۱۵ میلیون یورویی تحت عنوان مصوبهی «تکثر رسانهای در ایران» از مارس تا نیمهی سپتامبر ۲۰۰۵ شروع به پذیرفتن طرح از موسسات هلندی و غیر هلندی کرد و از اول نوامبر که طرحهای برنده اعلام شدهاند شروع به توزیع بودجه میان پروژههای برنده کرده است.
سند مربوط به این مصوبه نشان میدهد که بر اساس شرایطی که در آییننامهی تویع این بودجه آمده، به هر پروژه بر اساس هزینههای پیشبینی شده توسط طراحان آن، تنها یک بار کمک بلا عوض مالی داده خواهد شد. همین طور آمده که کل این مصوبه تنها تا آخر سال ۲۰۰۷ اعتبار دارد و پس از این تاریخ پروژههای برنده اگر میخواهند کارشان را ادامه بدهند، خودشان باید تامین مالی آن را ادامه بدهند.
شرایط دیگری هم برای این پروژهها در آیین نامهی مصوبهی وزارت خارجهی هلند آمده است از جمله اینکه این پروژهها باید در راستای سیاستهای رسمی دولت هلند و اتحادیهی اروپا دربارهی جمهوری اسلامی باشند.
بیشتر این پروژها ترکیبی هستند از کارگاههای آموزشی برای روزنامهنگاران ایرانی و وبسایتهایی که از کارآموختگان این کارگاهها برای تامین محتوایش استفاده میکند. ولی یکی دوتایشان فقط وبسایت هستند و یکی دوتا هم فقط کارگاه، حداقل تا جایی که من میدانم.
متاسفانه دولت هلند به دلایل گوناگون (عمدتا به دلیل نگرانیهای امنیتی اجراکنندگان پروژههای برنده)
هرگز فهرست کامل برندگان این پروژهها را اعلام نکرده است، ولی تا جایی که من میدانم موسسات پایین جزو دریافتکنندگان این کمکهای بلاعوض بودهاند:
- موسسهی هلندی «هیفوس» که «روز» را راه انداخته است.
- موسسهی هلندی «بنیاد دخترک» که «شهرزاد نیوز» را راه انداخته است
- موسسهی آمریکایی «فریدام هاوس» که «گذار» را راه انداخته است.
- موسسهی بریتانیایی «جدید مدیا» که «جدید آن لاین» را راه انداخته است.
- موسسهی هلندی «پرس ناو» که «رادیو زمانه» را راه انداخته است.
- موسسهی بریتانیایی «بی.بی.سی ورلد سرویس تراست» که «زیگ زاگ» را راه انداخته است.
- موسسهی هلندی «ورلد پرس فوتو» که تا حالا یکی دو کارگاه عکاسی در تهران راه انداخته، ولی نمیدانم درست کردن وبسایتی هم جزو پروژههایشان هست یا نه.
البته باید بگویم که در مورد «جدید مدیا» کمی شک دارم و همینطور ممکن است پروژههای دیگری هم باشند که من دربارهی آنها خبر ندارم. مثلا هنوز مطمئن نیستم که موسسهی هلندی «ارتباطات برای توسعه یا CFD» که «تولکیت فارسی» را راه انداخته است هم از همین بودجهی تکثر رسانهای در ایران وزارت خارجهی هلند استفاده کرده باشد. همان پروژهای که شرکتکنددگان در کارگاه آموزشیاش در هلند پس از بازگشت به ایران بازداشت موقت و بازجویی شدند. (اگر چیزی بیشتر میدانید برایم بنویسید.)
هر کدام از این پروژهها تا جایی که من میدانم حدودا بین یک تا دو میلیون یورو بودجه دارند که باید آن را تا آخر سال ۲۰۰۷ خرج کنند، وگرنه پولش را قاعدتا باید به وزارت خارجه برگردانند. (در شرایط مصوبه آمده است که طرحهای با هزینهای کمتر از صد هزار یورو پذیرفته نمیشوند.)
بررسی
از نظر تاریخچه و عملکرد، از میان موسسات بالا، تنها فریدام هاوس است که میتواند از دید جمهوری اسلامی «دشمن» به حساب آید، بخصوص اینکه آمریکایی هم هست و جمهوری اسلامی هم حق دارد که آمریکا را دشمن خود بداند. بقیهی این موسسهها چنین وضعیتی ندارند، بخصوص که خیلیهایشان یا اصلا اهداف مستقیم سیاسی ندارند (مثل هیفوس، پرس ناو و ورلد پرس فتو و ورلد تراست)، یا تازهتاسیس شدهاند (مانند جدید مدیا و دخترک).
البته از دید جمهوری اسلامی مثلا به ورلد سرویس تراست بی.بی.سی بخاطر رابطهی سازمانیاش با بی.بی.سی ورلد سرویس مشکوک بود. (بر خلاف بقیههای بخشهای بی.بی.سی که بودجهشان مستقیما از مالیات مردم بریتانیا تامین میشود، بی.بی.سی ورلد سرویس کل بودجهاش را از مستقیما از وزارت خارجهی بریتانیا میگیرد و بطور منطقی استقلال بسیار کمتری دارد.)
در مورد بنیاد دخترک هم چیز زیادی نمیدانم، ولی جمهوری اسلامی میتوان بخاطر سابقهی موسسش که عضو رسمی فداییان اقلیت است، به آن مشکوک باشد. (فداییان اقلیت یک گروه چریکی مسلح بود که پس از نقلاب همزمان با مجاهدین خلق به شورش مسلحانه رو آورد و توسط جمهوری اسلامی سرکوب شد.فداییان اکثریت کاملا از نظر روش و سیاست با فداییان اقلیت فرق دارد.)
از نظر فعالیت آموزشی همهی پروژههای بالا جز گذار و روز کارگاههای آموزشی روزنامهنگاری برگزار کردهاند. این کارگاهها معمولا در بیرون از ایران برگزار شدهاند و من تا حالا شاهدی از اینکه در آنها چیزی جز روزنامهنگاری آموزش بدهند، سراغ ندارم. حتی دو، سه تای این کارگاهها در یک سال اخیر بودن هیچ دردسری در تهران تشکیل شدهاند که طبیعتا اگر کار مشکوکی میکردند جمهوری اسلامی با آنها برخورد کرده بود. ولی حتی از بین کارگاههای بیرون از ایران هم وزارت اطلاعات فقط به کارگاه دوم شهرزاد نیوز مشکوک بوده و جلوی آن را گرفته است. حداقل پنج، شش کارگاه دیگر انجام شدهاند که هیچکس بهخاطر آنها دچار گرفتاری نشده است.
از نظر محتوا بجز گزار که موضعی آشکارا ضد جمهوری اسلامی دارد و روی مضمونهای حساسی مثل اقلیتهای نژادی، حقوق بشر، قانون اساسی و نافرمانی مدنی کار میکند، بقیهی پروژهها وضعی متفاوت دارند. بعضی از آنها که اصلا سیاسی نیستند (مثل زیگزاگ یا جدیدآنلاین). محتوای بقیه را هم نمیتوان
کاملا ضد جمهوری اسلامی دانست.
مثلا روز با وجود گافهایی که گهگاه داده است (مثل مصاحبه با تروریستهای بلوچ یا بعضی از کاریکاتورهای ضد ایرانش)، هرگز اصل جمهوری اسلامی را زیر سوال نبرده است، و رادیکالترین مواضعش که نزدیک به مواضع تحکیم وحدت است هنوز هم در مجموع در چهارچوب جمهوری اسلامی است. شهرزاد نیوز هم که روی مسایل زنان متمرکز است هرگز از مرحلهی انتقاد به نفی جمهوری اسلامی نرسیده است. رادیو زمانه هم سعی کرده است که زیاد سیاسی نباشد و وقتی هم هست بسیار محتاطانه است و باز هم از مرحلهی انتقاد فراتر نمیرود. حتی از نظر خبری بسیار متعادلتر از روز هم هست و پوشش خبریاش تصویر تاریکی را که روز از ایران میسازد، ارایه نمیدهد.
نتیجهگیری
به نظر من برخوردی که جمهوری اسلامی با کل این بودجهی ۱۵ میلیونی میکند را میشود برخورد پیشگیرانه (pre-emptive) نام نهاد که آن هم بیشتر بر اساس سوابق موسسات یا اجراکنندگان پروژه هاست. به این معنی که وزارت اطلاعات احتمالا سند قاطعی از اینکه هیچکدام از این پروژهها در پی براندازی حتی از نوع نرمش (از راه نافرمانی مدنی) باشد سراغ ندارد، برای همین آنها را هنوز تهدید امنیتی مستقیم نمیداند. ولی بخاطر شرایط حساس این روزها و تهدیدهای بزرگتر امنیتیای که بخصوص از طرف آمریکا وجود دارد، میخواهد خیالش را راحت کند و اصلا اجازه ندهد که این پروژهها حتی اگر بخواهند هم تبدیل به تهدید عملی امنیتی شوند.
ولی بر اساس احتمال خطری که از هرکدام از این پروژهها حس میکند، اقدامهای پیشگیرانهی متفاوتی میکند. مثلا جلوی خروج روزنامهنگاران زن را برای شرکت در دومین کارگاه شهرزاد نیوز میگیرد و بعضی از آنها را دستگیر می:ند، ولی در مورد کارگاهها یا رفت و آمد افراد درگیر در بقیهی پروژهها به حداکثر سوال و جوابهای یکی دو ساعته یا احضارهای کمسروصدا و اخطار و تذکر بسنده میکند.
ولی با تمام اینها به نظر من اگر وزارت خارجهی هلند طرح فریدام هاوس را قبول نکرده بود و اگر مدیر بنیاد دخترک سابقهای در گروه چریکی مسلح فداییان اقلیت نداشت، جمهوری اسلامی با مدارای بیشتری این پروژهها را تحمل میکرد و همین بازداشتها و ممنوعالخروج کردنها را هم انجام نمیداد.
متاسفانه این دو پروژه تمام پروژههای دیگر را به دردسر انداخته است، حتی پروژههایی که هیچ ربطی به بودجهی ۱۵ میلیون یورویی هلند دارند. همان طور که گفتم گذار مثل یک قطرهی نجس کل این ظرف پول را بقول بچهمسلمانها نجس کرده است. چون به تحلیلگران بدبین وزارت اطلاعات این بهانه را داده است که نکند اصلا این بودجه یک جور همکاری بین دولت هلند و دولت آمریکا است برای براندازی از راه به سازماندادن دانشجوها، زنان، کارگران، معلمان و اقلیتهای دینی.
از همه تلختر آن است که جنبش خودجوش و اصیل زنان ایران این وسط دارد قربانی میشود و مقصر اصلی این اتفاق وزارت خارجهی هلند است و دو پروژهای که به فریدام هاوس و بنیاد دخترک داده است. چرا که وزارت اطلاعات دو، سه سال است که میداند این سه موسسه را هیفوس تامین مالی میکند، ولی هیچوقت برخورد جدی و بازدارندهای با آنها نکرده است.
حتی میدانم که مسوول امور زنان قوهی قضاییه از کارهایی که موسسهی راهی شادی صدر در حمایت از حقوق زنان بیپناهی که میخواهند طلاق بگیرند و پول ندارند وکیل بگیرند یا زنانی که میتوان از اعدام و سنگسار نجات داد نه تنها اطلاع دارد، بلکه حمایت ضمنی و معنوی و حتی عملی هم میکند.
حالا بیا و برای آقایان توضیح بده که پولی که هیفوس به روز داده است با پولی که دو سال است به موسسههای زیر نظر سهراب رزاقی و شادی صدر و محبوبهی عباسقلیزاده داده است زمین تا آسمان فرق دارد. هم منبعش و هم هدفش.
همینجاست که میگویم اگر گیوتین تهدید امنیتی آمریکا از بالای سر جمهوری اسلامی کنار برود، تحمل جمهوری اسلامی در تمام زمینهها بالاتر خواهد رفت و فضا برای تمام فعالان دموکراسی و حقوق بشر و جامعهی مدنی بازتر خواهد شد. همانطور که در یکی، دو سال اول خاتمی که تهدیدهای آمریکا به حداقل رسیده بود، در جمهوری اسلامی اتفاقهایی میافتاد که کسی خوابش را هم نمیدید. یکی از استدلالهای من برای دفاع از توانایی ایران برای تولید سلاح اتمی در همین جا ریشه دارد.
تکمیل:
- کمکهای هیفوس به موسسههای گوناگون در دنیا اطلاعات مخفیانهای نیستند و در وبسایت رسمی خود هیفوس میتوانید با شفافیت تمام حتی از رقم دقیق این کمکها مطلع شوید. مثلا: صفحهی موسسهی راهی، صفحهی موسسهی کارورزی سازمانهای جامعهی مدنی، صفحهی موسسهی کنشگران، صفحهی مرکز فرهنگی زنان، صفحهی موسسهی ایرانگویا، صفحهی موسسهی ندای عدالت، صفحهی کانون زنان ایران