مهدی خلجی تنها ایرانیاست که هم غیر مستقیم برای دفتر خامنهای (در روزنامهی انتخاب) کار کرده و مشاوره داده است و هم غیر مستقیم به دفتر دیک چینی (از طریق موسسههای پژوهشی واشنگتن). کسانی که تصمیم دارد محل کار چند سال پیش خلجی را، به اضافهی هزاران مرد و زن و بچهای که در اطراف آن زندگی میکنند، بمباران کند.
چند وقت پیش یک موسسهی دستراستی نزدیک به اسراییل به اسم «شواری سیاست خارجی آمریکا» یا AFPC چندی پس از یک نشست یک روزه دربارهی «خطر ایران»، کمپین تبلیغاتی را شروع کرد که به مدت یک هفته مردم آمریکا را علیه خطر روزافزون ایران میترساند. این تبلیغهای سیثانیهای یک هفتهی تمام در شبکههای سی.ان.ان، اس.ان.بی.سی، هدلاین نیوز، و فاکس نیوز پخش شدند. (یکی از ویدیوهای سیثانیهای ضد ایران AFPC را ببنید.)
در آن کنفرانس (که در قالب برنامهی تازهی موسسه به نام «آزادی ایران» برگزار شد) مهدی خلجی به همراه ایلان برمان، پاتریک کلاسن، و جیمز وولسی و چند نفر دیگر دربارهی خطر روزافزون جمهوری اسلامی و ریشههای آن برای حضار و خبرنگاران سخن گفتند.(ویدیوی تمام سخنرانیها را ببینید.)
مهدی خلجی، در حالی که برای خواندن روان از روی متن ترجمهشدهی انگلیسی مقالهاش عرق میریخت، سعی کرد نشان دهد که چرا تغییر سیاسی از درون ایران غیر ممکن است و در نتیجه آمریکا برای از بین بردن «تهدید روزافزون ایران بر ضد صلح جهانی» نباید با ایران مذاکره کند، بلکه باید از طریق تحریم اقتصادی (یا حتی تلویحا از طریق حملهی نظامی اگر امکان عملیاش وجود داشت) حکومت ایران را فروبپاشد.
من نمیدانم شما چه اسمی میخواهید روی کمک آگاهانهی فکری آقای خلجی به بیرحمترین و کثیفترین دشمنان ایران و بشریت بگذارید. ولی میدانم که اگر خودم روزی با او روبرو شوم بجای سلام فقط یک تف بزرگ روی صورتش خواهم انداخت.