برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: I can easily imagine if Rooz was being published during the nationalisation of oil crisis in Iran, in 1950s, it would publish a cartoon showing Mossadegh, frustrated, lying in bed next to a blond British girl, wishing he was not that old and he could get it up to satisfy the blond secretary of UK's ambassador to the UN. All this amid Mossadegh's popular revolt against the greedy British empire. What a shame!

می‌گویند کاریکاتوری که در شماره‌ی پیش روز آمده بود مال قبل از آزادی سربازان بوده است. خب، باشد. پس حالا این یکی جدیدترش را ببینید که حتی از آن یکی هم بدتر است.

کاریکاتوریست «روز» از حل شدن شگفت‌آور و خلاقانه‌ی بزرگترین بحران سال‌های اخیر ایران فقط یک چیز را -- لابد فرافکنانه -- دیده و آن هم دینامیک بی‌اهمیت و بچگانه‌ی جذابیت جنسی ملوان زن بریتانیایی است برای رییس‌جمهور کشورش. او آگاهانه تمام مناسبات موجود قدرت در این بحران دو هفته‌ای و همه‌ی لایه‌ها و ابعادش و پیامدهای آن را برای مردم کشورش، پدر و مادر و خواهر و برادرش، تقلیل داده به سکس و سردبیر «روز» هم با افتخار آن را منتشر کرده است.

car_2007_05apr.jpg

این توهین‌آمیزترین واکنشی است که یک ایرانی می‌توانست در ازای دویست یورو پول به چنین اتفاقی نشان دهد. واکنشی حقیرانه‌ که حتی زردترین روزنامه‌ی انگلیس، سان، هم هرگز به اتفاقاتی چنین نشان نداده و نمی‌دهد.

با همین طرز نگاه، شک ندارم که اگر «روز» در زمان مصدق درمی‌آمد، کاریکاتوری از نخست‌وزیر پیر و بی‌باک ملتش می‌کشید و در آن مثلا نشان می‌داد که مصدق پس از سخنرانی‌اش در سازمان ملل، شب‌‌هنگام، کنار منشی موطلایی نماینده‌ی چرچیل در سازمان ملل عاجزانه خوابیده و آرزو می‌کند که کاش می‌توانست راست کند و موطلایی انگلیسی را از نظر جنسی ارضا کند.

شیرین عبادی در آن مقاله‌ای می‌نوشت و به مصدق می‌تاخت که بجای جنجال آفرینی و به خطر انداختن منافع مردم ایران بهتر است ایده‌ی ملی شدن نفت و قطع دست بریتانیا از درآمد کشورش را به رفراندم بگذارد.

مسعود بهنود می‌نوشت که هنگام قدم زدن در خیابان ساوث کنزینگتون، روزنامه‌ی تایم در دست، دختر جوان خطیب‌السلطنه را دیده که در لندن دارد با تمام کردن دکترای حقوق برای خودش خانمی می‌شود و از قول دخترک جوان برای ما نقل می‌کند که در کلاس درس حقوق بین‌الملل تمام ششصد و بیست و سه نفر دانشجوی انگلیسی پس از شنیدن اسم مصدق از استادشان از شدت خنده به گریه افتاده‌اند و استادشان برایشان دو ساعت و چهل و چهار دقیقه‌ی تمام توضیح داده که چرا روش ایران را در علم حقوق بین‌الملل به عنوان دیپلماسی مندرس می‌نامند.

حسین باستانی با اسم مستعار نیک‌زاد حقیقت‌بین گزارشی می‌نوشت و در آن به نخست وزیر ایران «هشدار» می‌داد که «رویکرد» «تهاجمی»‌اش در «مواجهه» با «امپراطوری» محترم «و» بزرگ «بریطانیا» با توجه «به» شرایط «سنی» نخست‌وزیر به مصلحت نیست «و» بهتر است آن «روزنامه‌ی عصر طهران» به جای انتقاد از «دولت فخیمه‌ی» «بریطانیا» به «حقوق» پایمال شده‌ی کارمندان «بریطانیایی» «کمپانی» «انگلو-ایرانین» بپردازد.

امید معماریان با یکی دیگر از شش اسم مستعارش گزارشی درباره‌ی وضع نابسامان خانه‌های سالمندان طهران می‌نوشت و با مقایسه‌ی آن با وضع درخشان خانه‌‌های سالمندان در کالیفرنیای جنوبی به نخست وزیر پیر ایران تلویحا یادآوری می‌کرد که بهتر است به عنوان یک سالمند فکری به حال این وضعیت بکند.

مهرانگیز کار مقاله‌ای می‌نوشت و در آن با اشاره به وضع نابسامان حقوق بشر در ایران، از اینکه محمد مصدق باعث شده است کارمندان بریتانیایی بخاطر فشار ناشی از بیکار شدنشان زن‌هایشان را کتک بزنند شکایت می‌کرد و آن را غیرقانونی می‌دانست.

ابراهیم نبوی هم دماغ گنده‌ی نخست وزیر ایران و طاسی او را به سخره می‌گرفت و آن را با دماغ ظریف و قشنگ چرچیل و موهای تاب‌دار رییس شرکت انگوپرشین مقایسه می‌کرد و به مصدق پیشنهاد می‌کرد دفعه‌ی بعد که به نیویورک سفر می‌کند دماغ گنده‌اش را به تیغ جراح زیبایی مشهور آمریکایی بسپارد تا آبروی مردم ایران این‌همه در دنیا نریزد.

و آخر سر هم ترجمه‌ی مقاله‌ای از فیگاروی دست‌راستی منتشر می‌شد که در آن نوشته بود مردم ایران از اینکه توسط نخست‌وزیرشان به گروگان گرفته شده‌اند ناراحتند و از شاه خوش‌پوش و جوان ایران خواسته بود که مثل یک چوپان عاقل نگذارد رعیتش به چنگ گرگ‌های درنده‌ی ماجراجو بیفتند.

کاش مسایلی که بین من و «روز» پیش آمد نبود و من می‌توانستم بدون ترس از اتهام خصومت شخصی با نویسندگان «روز» بنویسم که کاریکاتورست مشهور ما، ناخواسته، حکایت خودش و سردبیرش را در این کاریکاتور کشیده است که از کل این اتفاق بزرگ، فقط بی‌اهمیت‌ترین آن را از دریچه‌ی دید کوچک‌شان دیده‌اند.

پسانوشت:
- بابا مطلب را درست بخوانید. بحث اصلا مقایسه‌ی احمدی‌نژاد و مصدق نیست. بحث سر این است که ایران آن زمان هم دنبال حقی بود و تمام غرب بخاطر منافعش جلوی ایران ایستاد. الان هم ایران هم می‌خواهد از حق قانونی‌اش بر اساس عهدنامه‌ی خود سازمان ملل استفاده کند و باز غرب با تمام نیرو جلویش ایستاده است. خود احمدی‌نژاد و مصدق هیچ ربطی به هم نداشتند، ولی رویارویی کل دنیا با ایران (البته تحت تاثیر قلدری و رشوه‌دهی آمریکا) در آن زمان کاملا با امروز قابل مقایسه است. همین‌طور برخورد بعضی از ایرانیان مزدور آن روز با آن مساله و بعضی از ایرانیان نادان و ذلیل امروز با مساله‌ی اتمی.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ایرانی طعنه‌آمیز»
«ایران‌شهر»
«عباس معروفی»
«بابک داد»
«زهرا»
«فانونایت»
«مهستی شاهرخی»
«صفا در ال.ای»
«نازخاتون»
«نانا»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ملکوت»
«یک پزشک»
«آق بهمن»
«ناهید رکسان»
«مریم اينا»
«کلاشینکف دیجیتال»
«سبیل طلا»
«مریم مومنی»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
«شکرخواه»
«جواد کاشی»
«بامدادی»
«کیبرد آزاد»
«یک وحید»
«توکا نیستانی»
«مطالعات فرهنگی رادیکال»
«مرد رومانتیک با کلنگ»
«لوبيا»
«کریم ارغنده‌پور»
«مونتاژ انتقادی»
«آچار فرانسه»
«شب پیشگویی»
«بازیگر آماتور»
«احمد جلالی»
«طاها بذری»
«روزنامه نگار نو»
«شبنم طلوعی»
«مسعود ده‌نمکی»
«فریادناممه»
«مریم ابریشم‌کار»
«خاکریزیسم»
«پویان و سیما»
«سینا دیلی»
«ضدمورچه»
«پاگرد»
«آزادنويس»
«شاخ به شاخ»
«امور ایران»
«دستنوشته‌ها»
«میرزا پیکوفسکی»
«خانوم حنا»
«سرزمین آفتاب»
«بلوط»
فالشیست
شهاب اسفندیاری
جمهور
خیاط باشی
هادی خرسندی
زيتون
فوکو بلاگ
آی‌تی.ايران
گردباد
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
علیرضا شیرازی
کافه ناصری
فروغ
زن نوشت
محبوبه حسین‌زاده
علیرضا خدابخش
۳۵ درجه
عبدالقادر بلوچ
تادانه
از پشت یک سوم
کافه اندیشه
پسر فهمیده
فانوس خيال
چرک‌نویس
آزاده عصاران
حسین نوش‌آذر
پاسداران
حاجی واشنگتن
حنیف مزروعی
سوگلی ریچارد پرل
موج
خوابگرد
محمود فرجامی
بچه‌های سوم تیر
کامپیتور و ارتباطات
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
ف.م.سخن
هپلی
نگارک‌ها
ابراهیم اسکافی
اکبر منتجبی
خبرنگار مسلمان
حسین پاکدل
ارزیابی‌های شتابزده
مازوخیسم محاسباتی
کمال
سولوژن
معصومه ناصری
مسعود بهنود
لیلی نیکونظر
حقوق‌دان پاریسی
من راه نشین
مهدی محمدی
انتخاب انسانی
نیما نامداری
نسرین افضلی
پویان طباطبایی
نگاه نو
هنوز
مسیح علی‌نژاد
کوروش علیانی
فلیسوف مآب رمانتیک
زیتون پرورده
آن سوی دیوار
شب‌نامه‌ها
سهند شمس
دردنوشته‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
خورشید خانوم
خط قرمز
یادداشت‌هایی از کابل
کتابلاگ
نیما دارابی
گناهکار
بی‌بی‌گل
امید معماریان
مژده
پیاده رو
میرزا
چلـــغوز
حسام‌الدین آشنا
خسرو نقیبی
بی اجازه کوچیکترا نه
دلبستگی
مريم نبوی نژاد
روزها
انتخاب زنان
وب‌نگاشت
نسل خمینی
هوشنگ دودانی
غلاف تمام فلزی
هادی نیلی
عنکبوت
نیکی اخوان
مشکات
سایه
منبر دات نت
افسون فسرده
آشپزباشی
مرد تنها
پرگلک
زمستان است
آرش غفوری
یک استکاان چای داغ
نگفتنی‌ها
کلفه گینزبورگ
شرح
تبرمرد
سیبستان
شنا در شنزار
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
حامد قدوسی
من و مانی
امشاسپندان
سلمان
شبح
کاملیا انتخابی فرد
روزنه
خودمونی
ddmmyyyy
سفره‌ماهی
حرف غریب
علی مزروعی
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
ققنوس
بارانی آبی
پاک‌نویس
تکینسون
دوم دام
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
نقیز
میان خطوط
علی معظمی
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
امنزیاک
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
چخوف منو نديدی؟
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
آدم و حوا
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
احسان
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
خارج از جعبه
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
ایمیان
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
سهیل کریمی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1721

نظرات ديگران

Mr. Hossein, Please stop writing these meaningless articles take a trip and shut up at least for a 6 monthes.Thank you Mina Seattle

آقای درخشان ، شما را از سال 80-81 که در یکی از مصاحبه های مطبوعاتیتان درباره وبلاگ ، حاضر بودم، می شناسم.آن زمان به خاطر جسارت در رفتار و گفتارتان تحسینتان کردم و به یکی از خوانندگان ثابتتان تبدیل شدم. تا قبل از فیلتر شدن مرتب به سایتتان سر می زدم و هنوز هم هر گاه فیلتر شکن پیدا کنم سری می زنم.آقای درخشان من آدم سیاسی نیستم و فقط مطالب را پیگیری می کنم. یک خواننده معمولی که کارهای شما را با علاقه دنبال می کردم. و از شخصیت شما خوشم می آمد. می دانم نظر امثال من مهم نیست برایتان ولی معتقدم بد جور تغییر کردین. جسارت شما توی حرف زدن تبدیل شده به از بین بردن همه حرمتها و استفاده از کلمات رکیک. و تحلیلهایتان در جهت اهداف آنان که روزی مخالفشان بودین. خودتون هم می دونین که همه چیز کار این کشور می لنگه ولی حرف غیر منطقی و بچگانه ای را قبول و ترویج می کنین: ما هم باید بمب داشته باشیم.هر بمب که به بمبهای جهان اضافه بشه برای کل جهان ضرر داره. ما اگر از خیر انرژی هسته ای بگذریم امتیازاتی می گیریم که به نفع مردمه. چرا شما از یک روزنامه نگار آزاد تبدیل شدین به کسی که اهداف شیفته گان قدرت را ترویج می کنه؟ شاید حرفام براتون تکراریه ولی من با شما خصومتی ندارم و یک زمانی از خواندن مطالبتان لذت می بردم حیف شما دیگر درخشان نیستید

چه آقاي نيكي و چه همشهري ابراهيم طنز را بالكل ول كرده و به هجو افتاده‌اند؛ بدجور! اين رسم طنزنويسي نيست...

برای من جالب است که ایرانی‌ها هرکس را که مخالف خودشان فکر می‌کنند مزدور، پست و ... می‌شمارند.

از مقایسه میان مصدق و احمدی نژاد (یا دوران آنها) یاد این عبارت مارکس در ابتدای کتاب هیجدهم برومر افتادم: همه وقایع در تاریخ دوبار تکرار می شوند. یک بار به شکل اصیل و جدی آن و بار دیگر به شکل کمدی و فکاهی آن!

سلام با اینکه از نظر فکری هیچ جور سنخیتی با عقایدت ندارم ،ولی خوشحالم می بینم تو اپوزسیون هم ادمهای منصف و وراقع نگر هم پیدا میشن . به امید سربلندی ایران

اولین ملوانی که با آب و تاب ماجرای دستگیری و تجاوز به حریم ایران را شرح داد این خانم بود.ضمنا این خانم سیاستهای انگلیس را به باد انتقاد گرفت .پس فکر کاریکاتور کاملا درست میباشد.در اینکه روز زیادی شلوغ میکند بحثی نیست ولی شما هم بعضی اوقات افسارت رو میدازن گردن خودت.

Go back to Iran you are needed there . You are a sick person in the image you saw what is inside you.

می خوام خودت به خودت نمره بدی غرض ورزی=؟ نون به نرخ روز خوردن=؟ دلتنگی برا وطن=؟

ببين، برداشت خودت را محور قرار دادي و به همين راحتي تاختي و رفتي ، بنابر برداشت بنده دانشجو، نيش و كنايه اين كاريكاتور نفس عمل اعتراف گيري است نه زن يا مرد بودن معترف؛ شايد دليل انتخاب عكس خانم، سمبل بودن اين عكس براي نظاميان انگليسي در رسانه ها ست. شايد انتخاب يك مرد اين اندازه گويا نبود زيرا تصاوير نظاميان مرد در شكلهاي گوناگون در رسانه هاي مختلف پخش مي شود و استفاده از آن در كاريكاتور گويايي زيادي ندارد، اما عكس اين خانم با اين حجاب تنها عكسي است كه براحتي بيانگر دستگير شده هاست. بطور خلاصه برداشت من از اين كاريكاتور، نقد احساس لذت حكومت از شنيدن اعتراف متهمين است. حالا مهم نيست اين معترف خانمي انگليسي باشد يا جهانبگلو.

What these hardliners in Iran do, does not have to do ANYTHING with the Iranian's right. . By the way we still are waiting for your friends in Iran to suspend the enrichment to show their power. The question is still that "WHAT IF THEY DIDN'T" and what if Bush and their allies ... let's not even talk about that . Don't you think even Saddam was a better politician, He at least had the support of EU. Sometimes RETHINKING is the most brave thing some people can do

You are a stupid IR agent, I think I hate you a lot these days :D

اگه نمیتونی مثل نویسنده های روزآنلاین خوب و پرمحتوا بنویسی لزومی نداره اینجوری خودتو خالی کنی... چون اونوقت اونهایی که نمیدونن هم میفهمند که تو چقدر پست و حقیری، دقیقا لنگه شریعتمداری کثیف!!!! نبوی درست میگه که تو ارزش اینو نداری که آدم برات مطلب طولانی بنویسه، همین تیکه انداختن و فحش خواهر و مادر دادن به تو هم از سرت زیاده!! جرات داری مثل \"زیتون\" کامنتدونیتو بدون سانسور کن تا بفهمی یک من ماست چقدر کره داره؟!

با سلام . یکی از دلایل شروع علاقه ام یه وبلاگ نوشته های شما میباشد. که از ابتدا آنها را جدای از این که با نظرات ابراز شده موافق یا مخالف باشم دنبال کرده و خوانده ام. جدای از این که موافق یا مخالف عمل ایران در مورد دستگیری ملوانان باشیم ، اما نمیتوان این عمل دولت ایران را فارغ از افرادی که بر سر کار هستند و در ایران حکومت میکنند بررسی کرد . میتوان به رفتار دولت آمریکا و یا سیاستهای آن انتقاد داشت یا رفتار دولت انگلیس ، اما از اینکه از رفتار دولت فعلی ایران را درست بدانیم از شما بعید است . به نظر من در کاریکاتور مورد نظر شما هیچ اهانتی به مردم ایران نشده است و اصلا حساب احمدی نژاد را با مردم ایران یکی ندانید . با ارزوی موفقیت شما

هر کسی که جلوی امپریالیزم بیاستد لزوما آدم خوبی نیست! موگابه ؟؟؟؟

آقاي درخشان عزيز! 1_قبلا هم نوشته بودم(مطلب قبلي شما) كه حتي حرف زدن درباره تفاوت و شباهت دكتر مصدق و نظام ليبرال دموكرات او با احمدي نژاد(خامنه اي) و رژيم ديكتاتوري جمهوري اسلامي رفتن به قهقهراست وچيزي چز سطحي نگري نيست.من واقعا متاسفم كه براي دومين بار در وبلاگ شما اين مطلب را مي خوانم. 2_شما به عنوان اولين و احتمالا آخرين شخصي هستيد كه از اين كاريكاتور برداشت سكسي كرديد! 3_به نظر حقير سايت وزين روز بهترين سايت خبري طي اين دو سال بوده است.چرا كه هيچگاه حقيقت بيني را كنار نگذاشته و هميشه موضع متعادلي داشته و من هر روز بيشتر مطالب اين سايت را مي خوانم و لذت مي برم و از سر دبير و نويسندگان آن كمال تشكر را دارم. ونمي دانم به چه دليل شما هميشه بر عليه اين سايت مطلب مي نويسيد؟

بنظرم حق با بهنود است. کل ماجرا مسخره بود. کار خراب تر از این حرفهاست. با بحران نمی شود مسائل مهم سیاسی را حل کرد.

Good analysis Hussein! Although I have to say that you still need to work on the application of your knew learnt political theory but you seemed to be a fast learner. I always thought that u are attacking something that other intellectuals in Iran hardly do. You remind of Khatami. Majority of Iranian intellectuals want political freedom and hardly talk about cultural freedom. U are different because u are after the second to get to the first one! and your way is hard. I mean I saw an interview from Nic-kosar on CBC and looked like a decent man (and I am sure he is) and some one who really believes in political freedom. But then I read some of his blogs and I saw that he is not in support of cultural democracy and does not hesitate to attack people who want to choose their personal values rather than following the mainstream! So, good luck! One more thing: lately I laugh really hard when I read your blogs because u r responding to people who have bad mouthed for a long time u in very sarcastic manner. Keep it up

حسين عزيز؛ خواندم چيزي را كه نوشتي و مي دانم نخوانده اين 50تا كامنت 39تايش حداقل چه فضيحت‌هاييست. من گفتم برايت چيزي بنويسم كه يك كامنت بين فحش‌ها و دريوري‌ها نفس بكشي.

بچه‌هاي روز از بهنود تا معماريان دارن زندگي مي كنند. مي‌داني كه زندگي سخت است. معيشت وحشتناك است. بعضي‌هايشان خب، بيشتر مي‌خواهند. خب بگذار به شلوار احمدي‌نژاد نزديك شوند. كساني كه از ميل جنسي ايشان آگاهند،حتما دستي به سرشان كشيده محمودخان قصه ما. بگذار نيك عزيز خاطراتش را چنين مرور كند.

حسين عزيز؛ مي‌دانم نمي‌خواستي مقايسه كني اما اين را هم خودم بگويم كه قصه احمدي‌نژاد قشنگ‌تر از مصدق تمام مي شود. فقط به اين دليل كه حال فحاشانش آشفته‌تر از مداحانش است.

لطفاً اون لینک احمقانه تلویزیون صدای آمریکا رو از وبلاگت حذف کن. جایی که عبدالمالک ریگی آزادی خواه معرفی میشه به نظر من جرمش از "روز" یا "گاردین" سنگین تره !!

متاسفم برای اونها که سر این کاریکاتور با تو مجادله می کنن و گویا اصلا هیچی از کنه مطلبی که گفتی و تیکه ای که بدرستی بار بعضیا کردی بی تفاوت می گذرند. بهرحال بالاخره سنگ پاهای قزوین زیاد سر و کله اشون اینجا پیدا می شه و بهت توهین می کنن غم بدلت راه نده. برای من هم قیافه و رفتار احمدی نژاد شاید از خیلیها دلچسب تر نباشه ولی همین اینها بهرحال دارند جلوی این اجنبی ها وا می ایستند نه اینکه تا کمر خم بشند و بگن بفرما. واقعا کی می تونست به این زیبایی به ارتش ائتلاف بفهمونه که در صورت دست اندازی به ایران تا اینقدر آسیب پذیرید؟

خوشم میاد جرات داری به این کسانی که سالهاست فقط مزخرف تحویل میدهند و کسی هم بخاطر سابقه شان در روزنامه های بعد از دوم خرداد یا چند ماه زندانی که رفته اند نمیتواند بگوید بالای چشمشان ابروست گیر میدهی. اینها تبدیل به یک جور بتهای توخالی شده اند که کسی شهامت ندارد برود بلندشان کند و ببیند اصلا چیزی داخلشان هست یا نه. البته از موقعی که از ایران رفتن دیگه کسی حرفاشونو جدی نمیگیره. ولی بهرحال نماینده یک سری آدم از خود متنفرند که با چهار تا کلمه سواد اسم خودشان را گذاشتند روشنفکر در حالی افکارشون همیشه به اندازه راننده های تاکسی توی تهران قابل پیش بینی است. این ها موج سوارند، نه روشنفکر و همیشه در کنار قدرت وایستاده و به مظلوم تاخته اند.

فکر کنم تنها کسی که برداشت سکسی از این کاریکاتور کرده تو بودی:)

تا حدود زيادي مطالب نوشته شده را قبول دارم، اينكه گاهي مسائل را با هم قاطي مي كنيم و خصومت هاي شخصي را با مسائل ملي خلط مي كنيم، وقتي مسئله اي براي ايران مطرح است ديگر شخص رئيس جمهور كه ما دوست نداريم مهم نيست مسئله منافع ملي ماست، اين را فارغ از نويسنده مطلب و كساني كه در مطلب از آنها نام برده شده مي گوي، بلكه مفهوم(concept) كلي مد نظرم است.

Hossein jan unfortunetely, those new comers to Canada since 2000 are strong type!especially the Iranian journalist one! Omid Memarian is nice guy (kami soosool in a good way) we should let him to write, but he is in comparsion stage I call it, similar when you and Marjan came to Canada! Nik Ahang is also on the same note. I also passed those years. The difference is you chose to study and go to school. Nik Ahang doesn't. Omid jan ham is exposed too much to Iranian culture in N. California! these are just matter of time. let them write and leave them alone! as many leave you alone! The idea is you guys try your best. time will show who is on the right path. and I am sure all of you after 10 years will be different. one more thing Mr. Nabavi is in Iran, if I am not mistaken, so he has his own stage and can not be put in the same glass of others. hopfully all of you newbie Journalists learn to live in harmony and peace. peace

حسین درخشان ... دنیا تازه داره قدرت ایران و رژیمش را میشناسه ٬غربیها فکر میکردند ایران هم مثل پاکستان و مصر و عربستان اگر پخ کنند جا میزنند اما ریرند تا دسته امروز یکی از ناوهای امریکا از خلیج فارس بی سر و صدا بیرون رفت ...یک کارشناس ان بی سی میگفت ناور را فرستادیم تا ایران را بترسانیم اما انها پانزده تا ملوان انگلیسی را بغل گوش ناو هوا پیمابرمان مثل بز دستبند زدند یک بیلاخ هم بناو دادند و رفتند حسین خان بزار این کیسه کش های مرده چشم ابی ها بمالند بخاطر چند دلار و بکشند بخاطر چند دلار ....اما نه شاه تو درباره و نه مصدق بیچاره در عذاب از دربار و فشار انگلیس و امریکا و شووروی ...اخوندهایی که پدر جد روباه های انگلیسی و امریکایی را رنگ میکنند و بجای موش مرده میفروشند ...سی بی سی کانادا امشب گفت تو این یکی جنگ روانی احمدی نژاد بوش و بلیر را اچماز کرد

تو صرفآ یه گوسفندی و نه بیشتر. یه گوسفند ملازاده و اخوند دوست. بی مصرف حشری

Rooz pretends that is is both against Imperialism and the Iranian regime. if you just look at the cover of the paper, you may believe this claim to a "third voice". But as it is always with any third world paper, it is usually the cultural / movie pages that show what kind of political economy the newspaper actually wishes for the society. Rooz is always filled with propaganda for the most stupid Hollywood movies, just do yourself a favour and see how many great third world subaltern movies rooz writes about? Rooz wants us to stop maing the nights of barareh, and replace it with Hollywood garbage like hanibal and ghostrider.

Ahmad: Thanks Hosein for the thought- provoking articles you are writing these days! One wonders how our intellectuals might be manipulated ,without their own knowning, by the Neo-colonial /Capitalist systems. Certainly Rooz 's stance is not always in line with our national intersts. They (the staff of Rooz) shouldn't see themselves above criticism. Even though what you wrote might seem to be a personal issue, to me it seemed quite an interesting and legitimate article.

Keep the good work! Ahmad, Vancouver

مطلبت را خودت هم دوباره «درست» بخوان. چطور می‌گويی بحث «اصلاً» سر مقايسه‌ی مصدق و احمدی‌نژاد نيست؟ گيرم حرف تو درست و شرايط ٱن موقع و اين زمان شبيه هم است (که من مخالفم ولی خب فرض می‌کنيم که هست)، حالا اگر کسی آمد و به احمدی‌نژاد گير داد به‌خاطر کارهای ناپخته‌اش و ذوق‌زدگی‌اش از ديده‌شدن و توی اخبار رفتن ـ که خودت هم قبول داری، معنی‌اش اين است که اگر در زمان مصدق هم بود همين‌کار را با مصدق می‌کرد؟ «اگر» من بدانم مصدق اين‌قدر بی‌وجهه و ناپخته بود که احمدی‌نژاد هست (که نبود)، می‌گويم حق‌ش بود همه‌ی اين‌ها که تو گفتی. ولی آن‌چه مصدق را از احمدی‌نژاد جدا می‌کند و جايی می‌نشاند که مقايسه‌اش هم با جايگاه احمدی‌نژاد توهين به شعور ايرانيان است، دفاعش از حق ايران ـ و خودِ خود ايران، نه يک ايدئولوژی و حکومت و نزديکانش ـ بود. بالاخره تکليفت را مشخص کن حسين. احمدی‌نژاد هم جزو آن چيزهايی‌ست که يواش يواش (يا يک‌هو) نظرت راجع به‌شان عوض شده؟

سلام. از این جهت که از جو زدگی اپوزیسیون دوری خوشحالم. ولی یه چند تا چیز رو یادت باشه. یکی اینکه تاریخ رو درست بخون. در زمان مصدق آمریکا حامی ایران بود تو پرونده نفت. به هر حال می فهمم که آدم وطن پرستی هستی و به همین خاطر هم دوست داشتنی هستی. هر چند که بهت توصیه میکنم به خاطر دعوات با یکی دو نفر بقیه رو هم با خودت دشمن نکنی

سلام....ممکنه لطفا یک پست بنویسین در مورد اینکه چطور با اینهمه حمله ای که به مطالبتون میشه خسته نمیشین و باز هم مینویسین...من گاهی از اینهمه آدم که همه اش دنبال برچسب زدن هستند و اصلا مطلب آدم رو نمیخونن و اظهار نظر میکنن خسته میشم و برای همین هم خزیده ام در سکوت...با بعضی حرفهای شما گاهی موافق نیستم...اما از این مسخره بازی همه که تا چیزی مینویسید یک نخوانده برچسب میزند خسته شده ام...

من هم مانند بسیاری دیگر از دوستان با دیدگاه حسین در قضایای اخیر مشکل دارم و احساس می کنم گاه به قیمت بی منطق بودن و بی ربط بافتن می خواهد این متفاوت بودن و متفاوت دیدن را پاس بدارد. اما یک نکته در مورد کار نیک آهنگ این است که ایشان اصولا کارتونیست کم استعدادی است. منابع خلاقیت محدود و متن های ازارنده ی همیشگی و ضعف های عمده در طراحی... به خاطر بیاوریم که کل چهره شدن ایشان هم بر اساس یک قضیه ی ناخواسته و غیرهنری بود، یعنی که اگر ماجرای استاد تمساح پیش نیامده بود دور می دانم کارهای ایشان به نشریات چندانی راه می یافت. به هر حال شانسی بوده که ایشان آورده و مزایایش گوارای وجودش. ما هم از این منظر که کارهایش زیاد دیده می شود می توانیم آن ها را بررسی کنیم ولی انتظار داشتن از کارهای او بیهوده است.

من نميدونم چرا فهم مطلب به اين روشنی از نظر خيلی دوستان سخته؛ هر کی يه چک و لغت از يه بسيجی تو ايران خورده ، هر کی پخی نبوده و پخی حسابش نکردن ميخواد کل سيستم رو ببره زير سؤال.

يه ذره از پیش زمينه هاي ذهنيتون فاصله بگيريد، اگر شما دوستی يا فاميلی داری که بخاطر هر دليلی زندان افتاده يا قربانی شده، اگر زجر کشیدن کسي رو تو سيستم ايران ديديد…؛اگر واقعاً از اين رژيم متنفريد، باور کنيد همه چيزو خراب کردن و از صفر شروع کردن کمکی نميکنه.

همينطور که ماها درگيريم که به هم بپريم، کشوراي دورو بر دارن تيکه تيکيه ايران رو ميچاپن.

حسين 2 تا حرف خيلی خوب رو براي يه عمر داره ميزنه:

1) ايران حتماً بايد با اسراییل روابط دوستانه ای شروع کنه 2) تو اين شرايط حاکم ما به "هسته" نياز داريم

من اصلا برداشت جنسی از کاریکاتور نداشتم. مسئله اینه که تصویر اون زن خیلی بهتر از تصویر یکی از 14 مرد دستگیر شده، نشان دهنده پخش اعترافات انگلیسی هاست. اگه تو بودی چه تصویر میذاشتی توی تلویزیون که به این قشنگی فیلم رو تداعی کنه؟

عجب خری هستی توی مزدور. آخه خره این شوی تبلیغاتی جمهوری اسلامی کجاش شبیه دوران مصدقه؟ چند تا کتاب تاریخ تو عمرت خوندی بی سواد. آخه تو که ناخن انگشت کوچیکه بهنود هم نمی شی به اون ایراد می گیری! راستی با چند تا از همکلاسیهای دوران مدرست که همه آقازاده های جمهوری اسلامی بودن رابطه داری؟ چطوری به مدرسه آقازاده ها راه پیدا کردی؟ راستی خوبه نظرات جبهه ملی ایران رو هم در باره این قضایا بخونی. البته به نظر تو اونها هم خائنن! البته حق داری چون اونا ضد جمهوری زر و زور و تزویرن.

what behnood said is true: even if they handled the situation well, their strategic victory was over-shadowed (at least in the western media) by ahmadinejad's theatrics. i'm surprised you thought he came off as "one hell of a statesman".

آقای درخشان چند سال است این بلاگ را میخوانم ولی نوشته های اخیر شما مرا یاد کسانی میاندازد که در اوایل انقلاب صدای هر انتقادی را خفه کردند و کشور را با این روز انداختند و حالا اغلب آنها یا اصلاح طلب شده اند یا زندانند ویا مهاجرت کرده اند. کسی که تحمل انتقاد را ندارد نباید مسئولیتی را در صحنه سیاسی کشور به عهده بگیرد. موفق باشید

CIA is a big business. it makes money on its own and spend it on its own without congressional approval. Even google was started with seed money from CIA. this is how they have done it in other places. but what they need to know is that our colective history will prevent people like rooz and other online places who receive money from cia or freedom house to have that kind of destructive influence. Iran is not Georgia, Iran is not Ukraine, and certainly, Iran is not Lebanon.

I dont agree with this article for two reasons. First Ahmadinejad is not comparable to Mosadegh and I hope you know that better than I do. Secondly, you can not make up a story like this based on speculations. We are not in the same era, people react differently in different times, the same way that you change your opinions about politics every few years (I am not criticizing you, I am just reminding you). But I agree whole hearthedly that we should not by default give the reason to western coutries because we are suffering from complex of inferiority! I just wish we had a bit of self confidence and value for our country and our intelligence. Thats all ... Cioa

من نمی فهمم چرا توی نظر خواهی اینجا باید اینقدر بد و بیراه خوند؟ من هم فکر می کنم اگر قراره احمدی نژاد نقد بشه، باید این اتفاق درست بیفته. اگر نه همه بد و بیراه گفتن بلدند.

1-با این حرف که همه نویسندگان روز قلم به دست و مزدور هستند و نیک آهنگ کوثر، شیرین عبادی، مسعودبهنود، حسین باستانی، امیدمعماریان، مهرانگیز کار و ابراهیم نبوی و هر کس که برای روز بنویسد ، برای پول بر ضد ایران مقاله می نویسد مخالف هستم.روز به عنوان رسانه خبری نکات مثبت زیاد دارد و خیلی از این نویسنده ها که گفتید مورد احترام و قبول من هستند. 2-از این کاریکتور خوشم نمی آید.ترجیح می دادم همین کایکاتور اینطور کشیده می شد که احمدی نژاد فیلم سخنرانی خودش را مرتب تماشا می کرد که می شد کنایه ای به خودشیفتگی او و به نظرم به واقعیت نزدیکتر می شد. 3-جالب است که اکثر نظرهای این مطلب اشاره ای به اصل بحث شما ندارند.(مگر منظور اصلی شما مقایسه احمدی نژاد با مصدق است؟) 4-این که به هر کس که نظرش با ما مخالف است بگوییم مزدور و جاسوس، کار خوبی نیست.اگر اینطور ادامه دهیم اوضاع می شود مثل....... متاسفانه مثل همین وضع که داریم!

You need to relax and realize that this is only a cartoon and caricature. He does have the right to put a funny spin on a situation. ... He is a cartoonist and if he sees humor in portraying Ahmadi Nejad looking at the British woman, so be it. Sometime you act like you stepped off the plane from Tehran yesterday! Haven't you learned anything about the freedom of press.....

والله ... چه عرض کنم . مقایسه احمدی نزاد با مصدق غلطه ... کاریکاتور نیک آهنگ هم خنده داره . باید اینو بدونی که کاریکاتور نباید لزوما هدفی رو د نبال کنه و فقط میتونه خنده دار باشه . بهرحال وقتی کسی مخالف احمدینزاد است راست یا دروغ بهش میتازه. دولت مکرمه اسلامی بجای این جنجالهای الکی یه فکری به حال وصعیت اقتصادی مردم و مملکت کنه.

حسین جان اينکه گفتی «کاش مسایلی که بین من و «روز» پیش آمد نبود و من می‌توانستم بدون ترس از اتهام خصومت شخصی با نویسندگان «روز» بنویسم که کاریکاتورست مشهور ما، ناخواسته، حکایت خودش و سردبیرش را در این کاریکاتور کشیده است که از کل این اتفاق بزرگ، فقط بی‌اهمیت‌ترین آن را از دریچه‌ی دید کوچک‌شان دیده‌اند.» نکته مهمی است خيلی دلم می خاد در اين مورد شفاف تر حرف بزنی چون اون سردبير هميشه با عوام فریبی خيلی خودش رو مبادی آداب نشون داده و می ده اگه ميشه در اين مورد بيشتر حرف بزن و يا اينکه لااقل اگه امکان داره به من در اين مورد ايميل بزن

You are really stupid to compare Ahmadinejad with Mosadegh. Dont use such great characters to give a good image of ahmadinejad.

everybody knows How stupid he is.

آقای درخشان بدجوری دارید به بیراهه می روید. شاید دلیل آن دور بودن چند ساله شما از ایران باشد. مقایسه ابلهی چون احمدی نژاد با مصدق دیگر از شاهکارهایی است که نمی توان به این سادگی از آن گذشت. دوباره فکر کنید همین!

فکر کنم نمی توان اوضاع کنونی را با زمان مصدق مقايسه کرد. در زمان مصدق روزنامه ها به شدت به سياست های او حمله می کردند. با اينکه کاملاً ليبرال و ناسيوناليست بود به وی اتهام می زدند که کمونيست است و در فکر سلطنت است. حتی می گفتند که يهودی زاده است و نوکر انگليس هاست. مصدق هم اينقدر ساده لوح بود که نمی دانست و چون ليبرال بود پس طرفدار آزادی مطبوعات بود. ولی بيشتر اين حملات توسط تبليغ چی های سازمان سيا نوشته می شد ويا سازمان سيا خرجش را می داد. تخمين زده شده که چهار پنجم روزنامه های تهران در آن زمان تحت نفوذ سازمان سيا بودند. آن زمان اينترنت و ماهواره و غيره نبود. حالا دستشان باز تر شده. ولی سران ج.ا. هم به ساده لوحی مصدق نيستند.

این نوشته یکی از بهترین هایی بود که در طول حداقل 6 ماه اخیر خونده بودم. از خوندن خیلی از کامنت ها هم بیشتر از اینکه خندم بگیره گریم گرفت که بعضیا چقدر کور و کر میشن که این حرفا رو هم نمی فهمن. به نظر من کارایی که حسین داره در ارتباط با اسراییل و نقد روشنفکرهای حال حاظر ایران میکنه اهمیتش فرای اینه که من بتونم توضیح بدم. فقط امیدوارم تو راهت خسته نشی و بدونی که بعدها ارزش این کارات بیشتر مشخص میشه. و بدون که خیلی ها مثل من هم هستن که باحات خیلی حال می کنن و صرفا حال این رو ندارن که در ازای هر فحشی که یکی اینجا می نویسه یه جواب به اون فحش بدن.

Je suis 100% d’accord avec vous. Vous devez continuez comme ca et négligez tous les opinions non-rationnelle.

حسين جان! مقايسه احمدي‌نژاد با مصدق از بيخ و بن غلط است. احمدي‌نژاد را بايد همان‌طور كه دوست دارد با خميني مقايسه كنيم. آزادي ملوان‌ها هم كاري قهرمانانه نبود و به نوشيدن جام زهر مي‌مانست.

الاغ جان، باز هم زر زيادی زدی؟ مصدق چکار داره به اين احمدی نژاد گوز مثل خودت. تو حتما بايد زر بزنی؟ اصلا دعوای تو با روز و نويسندگانش يک دعوای بين اعوان وانصار و بريده ها و دفع شده های همان سيستمی است که اکر يک قلم سرعت اينترنتش کافی بود، توی الاغ ، الان زير سايه همان الاغی بودی که اولين بار عقد ترا اجاء کرد.

از قديم گفتند: حرف حقيقت اينهو كون خيار تلخ ه !! ايناي هم كه اينجا سينه زنه " روز " با اين "نيك آهنگ" شدن، همشون حال و روزشون معلومه!

I don't get it Hossein, Whats your problem? I'm not suprised you dont have any friends no more. U have got to learn how to respect people when you write about them.

خیلی کاریکاتور سخیفی بود.

ببین حرفهات خیلی جالبه چون از یه زاویه دیگه ای دیدی اما کاریکاتور تعریف مشخصی داره و نقد یه کاریکاتور یه کم انصاف می خواد چون کاریکاتوره!اسمش روشه... یه پشنهاد هم دارم اینکه تلویزیون ایران رو ببینی. منظورم شبکه های صدا و سیما است... نمی دونم دیدی یا نه ولی این روزها بازی ایدئولوژیکی راه انداختند که حال آدم به هم می خوره... بعد این کاریکاتور بیشتر معنی می گیره... به اعتقاد من ایرانی های بیرون از ایران یه عنصر مهم به نام صدا و سیما را نادیده می گیرند خصوصا در تحلیل های سیاسی شان. در هر حال من شخصا تحلیل های تو رو همیشه می خونم هرچند گاهی سر در نمی یارم !!!

أّیا یک نفر از همراهان یا همفکران دکتر مصدق (جبهه ملی و نهضت آزادی و ...) مواضع و کارهای احمدی نژاد را تاييد می کند؟ اصلا مساله انرژی هسته ای با نفت قابل مقايسه است؟ چرا برای خراب کردن ديگران چند تا مو ضوع بی ربط را به هم ارتباط ميدی؟ در مورد این مسئله که قضیه نفت با انرژی هسته ای فرق داره حداقل صد تا لینک تو صبحانه هست.

من با تمام حرف های شما در اين مورد موافقم روزنت در سرازيری سقوط و خيانت افتاده و هيجان گرفته و جو زده اين خيانت ترمز بريده و سعی دارد با هر چه تندتر رفتن فراموش کند يا فرصت آن را نيابد تا از خود بپرسد: چرا به اين بدبختی افتاد؟ منظورم بدبختی خيانت است

Once again very well said, Bravo. You have really gone through a transformation. Good for you and good for Iran.

گوسفند اون مصدق بود، اين احمدي نژاده! يعني تو اين قدر بي شعور شده اي؟

شرم آور است که مصدق را با این بیسواد مقایسه می کنید!!!

این عادت ما ایرانی هاست که همه چیز و همه کس رو سیاه و سفید(و بیشتر وقتها سیاه) میبینیم. الان نیک آهنگ، و بروبچه های روز همه چیز و همه کس رو تو ایران رو سیاه میبینند. خوب البته 200 یورو پول زیادی نیست اما وقتی این خوی ایرانی رو درش ضرب کنی همون ... میشه که شده. پست باحالی بود.

گفتی توني بلر هيچ گهی نميتواند بخورد ديدی چطور24ساعته همان گه را توی حلقوم تو و خامنه ای واحمقی نژاد وسران هوچيگر اسلام چپاند که هرگزفراموش نخواهيد کرد اگر خايه داشتيد چرا هنوز مهلت 48 ساعته تونی بلرتمام نشده گه تونی بلر را با لذت تمام و رافت اسلامی نوش جان نموديد و گروگانها را با احترام وعزت و اسکورت ويژه تا پای هواپيما بدرقه کرديد که اگر نميکرديد ناچاربوديد گه ملکه و خاندان سلطنتی بريتانبا را نيز بخوريد برو سايت بازتاب را که خودت راه اندازی کردی بخوان وببين مردمی که خود حامی رژيم فاشيستی اسلامی هستند چقدر احساس ذلت وخواری ميکنند بعد بيا بنويس فلان کس يا فلان کشور گهی نميتواند بخورد اگر ميبنی در مورد هسته ای تا کنون اولتيماتم محکم نداده اند بخاطر دوشيدن گاو پر شير حکومت فاشيستی اسلامی است وهر گاه شير ان تمام شود انرا به کشتارگاه خواهند سپرد

I think you mistake about the meaning of the caricature. In addition Mr. Behnood in his article mentioned and criticized the show up of Iran authorities after release of the British sailors! It seems you misunderstood and exaggerate about things! Sorry for my poor English as I did not know how to use Persian fonts here!

می خواستم بگم که از شورت کسی مثل مصدق برای یکی مثل احمدی نژاد هفت دست کت و هفت دست شلوار و هفت دست کلاه و هفت دست شال گردن و هفت دست جوراب در میاد تازه با بقیه پارچه تنبان میشه کل ساختمان ریاست جمهوری را پرده دوزی کرد . احساس می کنم با غرض ورزی و به انگیزه اختلافات شخصی به نیک آهنگ می تازی

جز معدود دفعاتی است که تقریبا به طورکامل با تو موافقم!