برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: News about Total's bribe to Mehdi Hashemi Rafsanjani was lost amid the UK sailors crisis, Iranian new year, and also ties that many Persian news websites, inside and outside Iran, have with people close to Rafsanjani. But if Ahmadinejad brought thousands of misfortune to Iran, one thing for he deserves to be praised, is removing the corrupt Rafsanjani family from Oil company and other sensative centers of economy. However, the Mosharekat party, unfortunately, has been forced to ally with Rafsanjani's circle for the recent and future elections. But I personally think progressive reformists such as Tajzadeh have much more in common with moderate conservatives like Larijani or Afroogh, than Hossein Mar'ashi and Atrianfar.

خبر تازه‌ی رشوه‌خواری مهدی هاشمی رفسنجانی در میان خبرهای سربازان دستگیر شده‌ی انگلیسی و تعطیلات نوروز گم شد. البته باید به این دلایل، ملاحظات سیاسی و مالی بسیاری از رسانه‌های ایرانی را هم اضافه کنید. نه تنها آنها که در ایران منتشر می‌شوند، بلکه حتی آنهایی که در بیرون از ایران درمی‌آیند.

در ماجرای تازه، مدیر عامل شرکت توتال فرانسه، متهم است که در بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳، یعنی زمانی که او مدیر بخش خاورمیانه‌ی شرکت توتال برای بوده است، چند ده میلیون فرانک سوییس نزدیک هشت میلیون دلار بطور غیرمستقیم به مهدی هاشمی رفسنجانی رشوه داده است تا شانس بیشتری برای برنده شدن در قراردادهای فازهای ۲ و ۳ پروژه‌ی پارس جنوبی داشته باشد.

تحقیقات پلیس سوییس و سیستم قضایی فرانسه نشان می‌دهد که این پول احتمالا از طریق یک ایرانی مقیم سوییس بنام بیژن دادفر که ظاهرا در استخدام هاشمی بوده است، به او که در آن زمان یکی از روسای شرکت‌های زیرمجموعه‌ی شرکت نفت ایران بوده است می‌سیده است.

اگر یادتان باشد حدود دو سال قبل هم یک شرکت نروژی بنام استات‌اویل در یک پرونده‌ی قضایی دیگر در نروژ فاشی کرد که بر اساس قرارداد مشاوره‌ی مشابهی، ولی این بار برای برنده شدن در قرادادهای مناقصه‌ی فازهای شش وهفت و هشت پارس جنوبی، ۱۵ میلیون دلار به‌طور غیرمستقیم (از طریق یک شرکت ثبت‌شده در انگلیس) به مهدی هاشمی رشوه می‌داده است. هرچند که بخاطر لو رفتن ماجرا، قرارداد مشاوره پس از پرداخت حدود ۵ میلیون دلار متوقف شد و در نتیجه مهدی خان ده میلیون دلار رشوه‌ی استات‌اویل را از دست داد.

من یادم هست که چند سال پیش شایعه شده‌بود که وزارت اطلاعات مهدی هاشمی و دوست نزدیک عباس یزدان‌پناه (با اسم مستعار یزدی که در پرونده‌ی استات‌اویل نامش آمده بود) را دستگیر کرده بود، ولی پس از اینکه رفسنجانی پیش خامنه‌ای می‌رود و شکایت می‌کند مهدی را آزاد می‌کنند، ولی یزدان‌پناه را نگه می‌دارند. (جالب است بدانید هر دوی این‌ها از فارغ‌التحصیلان دوره‌ی ۹ نیکان بودند، یعنی پنج سال از دوره‌ی ما قبل‌تر.)

واقعا نمی‌دانم که آیا خود اکبر هاشمی رفسنجانی از این پول‌ها بهره‌ای برده است یا نه و الکی هم نمی‌خواهم به او تنها بخاطر رابطه‌ی پدری با پسر فاسدش اتهام همدستی و همکاری بزنم. ولی حداقلش این است که او هرگز آن برخوردی را که مثلا با دخترش بر سر روزنامه‌ی زن کرد با پسرش بر سر کثافت‌کاری‌های مالی‌اش نکرد، یا حداقل هیچ شاهدی برای آن وجود ندارد.

ولی اگر آمدن احمدی‌نژاد هزار مصیبت برای ایران به ارمغان آورده باشد، از یک فایده‌اش هرگز نمی‌توان گذشت: او به کمک خامنه‌ای و شاهرودی دست خاندان مشهور به فساد رفسنجانی را از شرکت نفت و زیرمجوعه‌هایش و خیلی جاهای دیگر قطع کرد.

ولی متاسفانه بخاطر شرایط سیاسی، حزب مشارکت که شدیدا در این چند سال، به درستی، از باند رفسنجانی فاصله گرفته بود ناچار به نزدیک شدن مجدد به آنها شده‌است و برای بردن در انتخابات آینده‌ی مجلس یا دولت ببرد، ناچار است به ائتلافش با رفسنجانی و باندش ادامه بدهد.

کاش می‌شد حزب مشارکت باب گفتگو را با محافظه‌کاران میانه‌رو (مثل لاریجانی، قالیباف، افروغ، و انتظامی) باز کند و بجای لاس زدن خطرناک با رفسنجانی، اعتماد محفظه‌کاران جوان میانه‌رو را به دست آورد و به اختلافات قدیمی‌آش با آنها پایان بدهد.

راستش را بخواهید من هر چه فکر می‌کنم می‌بینم که اشتراکات آدمی مثل تاجزاده با افروغ خیلی بیشتر از نقاط مشترک بین تاجزاده و مرعشی است.

پانوشت:
- نوشته‌ی قدیمی من را در مخالفت با رای دادن به رفسنجانی که قبل از انتخابات ریاست جمهوری قبل نوشته بودم، با عنوان «چهار افسانه درباره رفسنجانی» بخوانید.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک فتحی»
«شهرزاد»
«یک پزشک»
«جواد روح»
«سولوژن»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
«ناهید رکسان»
«آق بهمن»
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1723

نظرات ديگران

خيلي ابله و از مرحله پرت است كسي كه فكر كند باند احمدي‌نژاد و قاليباف و امثال او و يا حتي مشاركت كمتر از باند رفسنجاني فساد مي‌كنند! ببا ببين پسر همين قاليباف تو شهرداري چه لفت و ليسي راه انداخته. حالا اين دله دزدي‌ها به كنار اصل كار جاي ديگر است: سپاه... ضمنا شيلنگ تخته‌هاي مهدي هاشمي هم به خاطر درگيري‌اش با سپاه است. خلاصه قضيه خيلي پيچيده‌تر از آني است كه فكر مي‌كني. درباره‌اش تحقيق كن اگر مي‌تواني. زت زياد

این جمله ات را قبول ندارم؛ او به کمک خامنه‌ای و شاهرودی دست خاندان مشهور به فساد رفسنجانی را از شرکت نفت و زیرمجوعه‌هایش و خیلی جاهای دیگر قطع کرد. نفوذ اختا پوسی آقای کد18 بالاتر از این حرفهاست

They are all stealing and corrupt. Many of the Ayatollahs' sons (including the offspring of your favourite Ayatollah Khamenei) are confirmed to be corrupt. They all have their hands in the cookie jar! The Revolutionary Guard generals (sardars) who have pretty much taken over everything with the last election are worst than the Aghazadehs now. DOn't try to ang Rafsanjani and his sons now. The Rafsanjanis are yesterday's thieves. We wonder why you keep bringing Rafsanjani up when the Sardars are the current thieves! And the poor Iranian poor Iranian people have to pay with the lives of their sons in the coming war(s) just so that the Ayatollahs and their protecting Revolutionary Guards can continue to sit at this abundant spread (sofreyeh por nemat) of petro dollars!

چهار افسانه در مورد رفسنجانی خیلی باحال بود ، به نظرم حالا که از انتخابات ۲۰۰۵ فاصله گرفتیم خوبه که همه اون رو یک بار دیگه بخونند و یک بار دیگه به موضع گیری شون در قبال رفسنجانی فکر کنند

/ با وجود اینکه مخالف فساد در عرصه سیاست هستم و عقیده دارم سیاستمدارها همیشه باید زیر تیغ دادگاه باشند ، اما به نظرم تیم کارگزاران اولین و منسجم ترین تیمی در عرصه سیاست جمهوری اسلامی بودند ، طوری اگر یکی شون فساد مالی داشت همه خبر داشتند و از فساد اون فرد منتفع می شدند ، پس اول نباید فساد یک کارگزارانی رو فقط به پای اون نوشت

دوم اینکه سیاست همیشه با فساد اقتصادی همراهه ! البته دلیلی نمیشه که همه تبرئه بشند ، اما اگر همین حساب های بانکی چند دست اضافه تر می چرخید به راحتی لو نمی رفت

در واقع همه حزب های بزرگ و مستقل دنیا عملا چنین موقعیت هایی رو تاریخشون داشتند ، اما کارگزاران مثل بقیه سیاستمرد های ایرانی موقعیت زمانی خودش رو در نظر نگرفت ، مخ های متفکرش هم جاهلانه عمل کردند

// توصیه می کنم در مورد شاهرودی و سیاستمردهای جدید مثل احمد نژاد و لاریجانی بیشتر بپرسید تا فورا این طرف رو جاهل سیاسی یا هر چیز دیگه ندونید. چون سابقه ۴ ساله مجلس هفتم و فضای انتخابات ۲۰۰۵ و بعدش رشد اقتصادی احزاب این چنینی ، خودش نشون میده چطور این افراد ناشناخته حالا سیاستمرد ایران شدند

آقا ما نفهميديم اين انتظامي كيه كه تو مرتب اون را نام مي بري. اگر منظورت مدير روزنامه همشهري است كه معلوم ميشه از مسائل داخلي ايران خيلي فاصله داري چون اون در حدي نيست كه بخواد در كنار قالباف و لاريجاني ديگران باشه و در اين حد و اندازه ها نيست و نشون ميده تحليلهات الكي است. مگر اينكه توافق كرده باشي اون را تبليغ كني

tend to agree with husein. we also know that faezeh rafsanjani is a closeted lesbian and that she wascornered by her family not just for her speches and politics, but for her lavish nightlife of drinking and smoking pot and hanging out with hot persian girls in her mansion.

never the lesss, rafsanjani family are an inevitable creation of any new regime who desperately creates its own economic elite. look at the history of israel, and you will se the families who were there with the zionist movement, made a lot of money and guaranteed success for anyone in that family.

the same thing happened in Cuba. But don't get me wring, just becayuse I compare this, doesn;t mean i think rafsanjani family are cool or ok for stealing.

سلام! اولاً مهدی یزدانپناه از بچه های دوره 16 بود. همدوره حامد (برادرت). اونی که درگیر پرونده استات اویل بود، برادرش (یعنی عباس) بود. یزدی هم اسم مستعارش نیست. اسم کاملشون اگه اشتباه نکنم یزدانپناه یزدیه!