برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: On Ali Farahbakhsh's verdict and the fashionable ethical charlatanism among support-turned-opposition of the Islamic Republic in the last few years.

من توی کتم نمی‌رود که علی فرحبخش را فقط بخاطر شرکت در یک کنفرانس ساده دستگیر و محکوم کرده باشند. خوش‌بختانه من مثل بسیاری از کسانی که از او حمایت کرده‌اند، هرگز او را ندیده‌ام و هیچ رفاقتی با او ندارم که به تضاد منافع متهم شوم. (هر چند که من اصولا رفیق‌بازی و مرام و اینها هم حالیم نیست و اصلا از این جور اخلاق‌ها بدم می‌آید.)

سالی هزاران ایرانی به کنفرانس‌های علمی گوناگون در جاهای مختلف دنیا می‌روند و خرجشان را هم مطابق معمول همه‌ی دنیا دعوت‌کنندگان می‌دهند. خیلی از آنها هم نویسنده یا روزنامه‌نگارند و با این حال نه موقع رفتن کسی مزاحمشان می‌شود و نه موقع برگشتن. مثال هم برای این مساله خیلی زیاد دارم که اگر بزنم باز متهم می‌شوم به پرونده‌سازی برای بقیه. ولی خودتان در همین وبلاگستان کمی پرس و جو کنید این نمونه‌ها را راحت پیدا می‌کنید.

شرکت در کنفرانس یا مراوده با افراد غیر ایرانی هرگز بخودی خود مساله‌ای نیست و جمهوری اسلامی هم کسی را صرف شرکت در یک کنفرانس عادی یا مراوده با افراد غیر ایرانی دستگیر نکرده است.

بنابراین تا وقتی که دقیقا مشخص نشده که آقای فرحبخش توسط چه کسانی و به چه کنفرانسی در تایلند دعوت شده است و آنجا با چه کسانی صحبت کرده یا قرار و مدار گذاشته یا مشورت کرده است، نمی‌توان نتیجه‌گیری تمام دستگاه اطلاعاتی و قضایی ایران را اشتباه خواند و بودن هیچ اطلاعی از جزییات قضیه، تنها بخاطر مد بودن فحش دادن به جمهوری اسلامی و هر کاری که می‌کند، هر متهمی را بی‌گناه دانست و در عمل جمهوری اسلامی را ظالم‌ترین حکومت دنیا معرفی کرد.

مثالی برای خوانندگان کاپیتالیست و آمریکا پرست می‌زنم که بتوانند ماجرا را از زاویه‌ای دیگر هم ببینند:

فرض کنید یک مهندس شیمی آمریکایی به یک کنفرانس در اندونزی برود که سازمان اطلاعاتی آمریکا می‌داند در آن چند نفر از مهندسان عرب مرتبط با القاعده حضور دارند. فرض کنید کنفرانس درباره‌ی تکنولوژی‌های تازه در ساختن رنگ‌های صنعتی برای حفاظت ماشین‌آلات سنگین باشد، ولی اطلاعات آمریکا بداند که از طریق بعضی از این تکنولوژی‌ها می‌توان بمب‌های مایع بسیار قوی ولی کم‌حجم هم درست کرد. فرض کنید مشخص شود که مهندس شیمی مورد نظر در هتلش دو، سه بار با چند نفر از مهندسان نزدیک به القاعده گفتگو و جلسه کرده باشد و معلوم شود که از شش ماه قبل هم با یکی از آنها با ایمیل تماس گرفته است.

اگر مهندس آمریکایی مذکور در هنگام برگشت به آمریکا دستگیر و بازجویی شود و در دادگاه هم به همکاری بر ضد امنیت ملی آمریکا محکوم شود، چه‌طور باید درباره‌ی این ماجرا قضاوت کرد؟ آیا باز هم او فقط به یک کنفرانس علمی رفته است و کل دستگاه اطلاعاتی و قضایی آمریکا با صدها ساعت کاری که روی آن پرونده کرده‌اند به خطا رفته‌اند و شمای نوعی که راجع به جزییات ماجرا هیچ نمی‌دانید بر حقید؟

بگویید من مزدور جمهوری اسلامی‌ام، ولی نمی‌توانید من را قانع کنید که سیستم اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی مثل سالهای اول انقلاب خرتوخر و هردمبیل است. هیچکدام از دستگیری‌ها و فشارهای یکی دو سال اخیر روی افراد و گروه‌های گوناگون از روی شکم نبوده‌اند و سیستم قضایی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای تمام آنها، درست مثل همتایان آمریکایی‌اش، ده‌‌ها ساعت کار دقیق کارشناسی کرده است. مگر اینکه بر اساس مد روز خود را ذلیل‌تر و ناتوان‌تر از هر کسی که موهایش بور است ببینید و در نتیجه فکر کنید سیستم اطلاعاتی‌ای که یک مملکت گنده مثل ایران را نزدیک به سی سال حفظ کرده است را یک سری آدم کودن و ابله و عقده‌ای می‌چرخانند که اندازه‌ی گوسفند هم حالی‌شان نیست.

بجز شواهد بیرونی که آدم در خبرها می‌خواند، من خودم از این مساله تجربه‌ی شخصی هم داشته‌ام. ماموری که دو سال پیش مرا اول در فرودگاه و بعد در ساختمان وزارت اطلاعات بازجویی کرد (که اسم مستعارش هم فرجامی بود) از تمام چم و خم وبلاگ‌ها آگاه بود و معلوم بود هر روز صدهاتا از آن‌ها را -- حتی تا توی کامنت‌هایشان -- می‌‌‌خواند. همه‌ی باندها و دوست و دشمنی‌های موجود در وبلاگستان را می‌شناخت و خلاصه بگویم یکی بود عین خود من منتها در آن طرف ماجرا. حتی اعتراف کرد که یکی از فرزندانش هم وبلاگ دارد.

درست است که همین آدم و همین جمهوری اسلامی خود من را اذیت کرده است و تمام وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایم را فیلتر کرده است. (آقای فرجامی می‌گفت که نماینده‌ی وزارت اطلاعات در کمیته‌ی فیلترینگ است). همین آدم جلوی خروج مرا از ایران گرفت و با تهدید اینکه پرونده‌ی مرا به مسر قضایی وارد می‌‌کند، مرا مجبور به عذرخواهی کتبی بخاطر نوشته‌هایم کرد تا اجازه دهد از ایران خارج شوم. همین وزارت اطلاعات در عمل باعث شده است که من نتوانم فعلا به ایران برگردم.

ولی مساله این نیست که آنها بی‌خودی و از روی تفریح من را اذیت کرده باشند. من خودم می‌دانم که قوانین جمهوری اسلامی را از دید مامور اطلاعاتی آگاهانه شکسته‌ام و می‌دانم که آنها کاملا حق دارند بر اساس قوانینی که دارند من را جریمه کنند. ولی حرف من این است که بسیاری از این قوانین یا خودشان احمقانه و ضد انسانی‌اند یا برداشت آقایان از آنها بسیار منقبض و محدودکننده است.

اگر می‌خواهیم وضع بهتر شود، راهش این نیست که وقتی از دید آنها قانون را می‌شکنیم و به دردسر می‌افتیم شروع کنیم به مظلوم‌بازی و ادعای بی‌گناهی و زیر سوال بردن کل صلاحیت سیستم اطلاعاتی و قضایی مملکت. بلکه یا باید از راه قانون آنها را قانع کنیم که قانون را نشکسته‌ایم یا اینکه سعی کنیم از راه‌های گوناگون این قانون‌ها را اصلاح کنیم. یعنی کاری که هزاران نفر در این نزدیک به سه دهه کرده‌اند تا مملکت از آن وضع جنگلی که در زمان خلخالی بود رسیده به وضعیت متمدنانه‌ی امروز.

از اصل مطلب دور افتادم. ولی می‌خواهم بگویم که ما یا باید مشروعیت قانون‌های مملکت را درست یا غلط قبول کنیم و اگر هم می‌خواهیم آنها را بشکنیم، پای هزینه‌اش بایستیم. یا اینکه در عمل به آنها ملتزم باشیم و برای اصلاح آنها کاری کنیم.

کاری که خیلی‌ها در این سالها در بی‌اخلاقی و پستی محض می‌کنند این است که می‌دانند قانون چیست، از آن موقعی که به نفعشان باشد بهره‌ی کامل می‌برند ولی وقتی به نفعشان نیست آن را به بهانه‌ی اینکه برای آن مشروعیتی قایل نیستند آن را آگاهانه می‌شکنند و موقعی هم که قرار است هزینه‌ی آن را بدهند کل صلاحیت و مشروعیت مجری قانون را زیر سوال می‌برند و خود را بی‌گناه و معصوم نشان می‌دهند. حالا باز هم این چیزی نیست، خیلی از آنها نه تنها هیچ تلاشی هم برای تغییر این قانون نمی‌کنند، بلکه مثلا با ترویج استراتژی تحریم دیگران را هم از این تلاش باز می‌دارند.

یعنی در یک کلاه‌برداری اخلاقی نه مشروعیتی برای قانون قایل می‌شوند نه مشروعیتی برای تغییر آن.

رفتار اکبر گنجی و عماد باقی را در این سالها مقایسه کنید تا بفهمید چه می‌گویم. اکبر گنجی تا جایی که به نفعش بوده از جمهوری اسلامی سود برده است و مشروعیت آن را پذیرفته است. در همین جمهوری اسلامی پست و مقام داشته است، امتیاز نشریه داشته، از وام‌های دولتی استفاده کرده و امثال آن. ولی به محض اینکه بخاطر شکستن قانون‌های همان سیستم -- که تا دیروز مشروع بود -- محکوم و مجازات می‌شود، نه تنها کل مشروعیت آن را از اساس زیر سوال می‌برد (با اعتصاب غذا و نوشتن مانیفست ضد قانون اساسی)، بلکه جلوی هر جور تلاشی را هم که دیگران برای اصلاح قانون‌هایی که او فکر می‌کند نا عادلانه است را هم (با دعوت به تحریم و نافرمانی مدنی) سعی می‌کند بگیرد.

در مقال عماد باقی که اتفاقا خیلی کمتر از مزایای شهروندی در جمهوری اسلامی بهره برده است وقتی محکوم می‌شود که قانون‌هایی را شکسته است، بدون اینکه مشروعیت همه چیز را زیر سوال ببرد مجازاتش را می‌پذیرد و زندانش را هم می‌رود و بر اساس همان رویه‌ی قضایی هم بخشوده می‌شود و در نهایت آزاد می‌شود. ولی بر عکس گنجی پس از آن شروع می‌کند به تلاش برای اصلاح قوانین یا برداشت‌هایی از قانون که به نظر او عادلانه نیستند، نه اینکه مشروعیت کل سیستم را زیر سوال ببرد.

من هم یکی دو سال دیگر که خواستم به ایران برگردم همین کار را خواهم کرد. جزییاتش را در یک نوشته‌ی دیگر توضیح خواهم داد. این دارد زیادی طولانی می‌شود.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«یک پزشک»
«شنا در شنزار»
«یک فتحی»
«جواد روح»
«سولوژن»
«شهرزاد»
«خسرو نقیبی»
«هوشنگ دودانی»
«دادابیس»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آهستان»
«خوابگرد»
«سینا دیلی»
«حامد قدوسی»
«جمهور»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایمیان»
«تبعیدی عصبانی»
«ابراهیم اسکافی»
«نگارک‌ها»
«فروغ»
«گردباد»
«نانا»
«عرب عصبانی»
«محمد نوری‌زاد»
«مریم ابریشم‌کار»
«اکبر منتجبی»
«مرصاد»
«هادی خرسندی»
«بابک داد»
«طاها بذری»
«احمد جلالی»
«هادی نیلی»
«سبیل طلا»
«ضدمورچه»
«مهستی شاهرخی»
«یک استکاان چای داغ»
«موج»
«کیبرد آزاد»
«حسین نوش‌آذر»
«عبدالقادر بلوچ»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«پسر فهمیده»
«مازوخیسم محاسباتی»
«جواد کاشی»
«منبر دات نت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«از پشت یک سوم»
«آزادنويس»
ناهید رکسان
آق بهمن
مرد تنها
بامدادی
امنزیاک
امور ایران
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
گناهکار
۳۵ درجه
خیاط باشی
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
مارسی نیومن
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
۴ دیواری
ایران‌شهر
حمید کریمیان
نیما دارابی
میرزا پیکوفسکی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
کتابلاگ
مریم مومنی
نگفتنی‌ها
یک وحید
محمود فرجامی
لات‌لند
کریم ارغنده‌پور
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
دستنوشته‌ها
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
غلاف تمام فلزی
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
مرتضی نگاهی
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
نیکی اخوان
احسان
شرح
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
آرش غفوری
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
سلمان
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1727

نظرات ديگران

ببين اين راهي كه توميروي به تركستان كه چه عرض كنم بلكه به سين كيانگ است.دست وردارباشه آفرين.

خیلی جالبه رژیم اسلامی تومملکت داره جنایت میکنه وروی چنگیزومغول را سفید کرده تازه بعضی از این مشتریا ن نوبلاگ جنابعالی سر صدایشان بالارفته که چرابه این رژیم اهانت کرده اید وغیره..جناب حسین خان عزیزبرای شمامتاسفم که وبلاگت جولانگاه هواداران رژِیم شده..و شایدخودشمابخواهید.باعث تاسف است که انجادرخارج باوجودانهمه منابع خبری علمی و دیدن سبک و سیاق زندگی شهروندان غربی هنوزاگاه نشدی که واقعااین چه طرزحکومت کردن ورفتاراست که رژیم اسلامی برای خودانتخاب کرده. هنوزاگاه نشدیدکه حق شهروندی چیست وتاچه میزان حکومت این حق رادرقبال مردمش ادا میکند.انزمان با حالتی ابلهانه وحق بجانب نیر بمب گذاری بغداد می گذاری و می گوئید که فلان فلان شده ها میخواهند ایران هم مثل عراق بکنند .. مگر مردن و کشته شدن فقط در بمب گذاری است مگر ناامنی و رعب و وحشت فقط در انفجاربمب است ..بگذار خیالت را راحت کنم اگر به ایران حمله بشه هرگز بمب گذاری این چنینی نخواهیم داشت به دلایل مختلف ازجمله که باعث و بانی این بمب ها رژیم است که قبلان نابود شده دومااین بسیجیها و پاسدارها شهامتشان فقط برای چنتا دختر مدرسه است که ایراد حجاب بگیرند که بعداز 30سال هنوزحریف نشدن .ماجرای گروگان گیری ملوانان رادیدی چطور به غلط کردن افتادن .. افای درخشان برروی رژیمی حساب باز کرده ای که خود اهی دربساط نداردو قبلاورشکسته شده .یک سخن هم دارم برای هواداران رژیم اسلامی: لنین میگه برای بوجودامدن انقلاب یاتغیرات اساسی در حکومتی باید دوشرط فراهم بشه ابتدا حکومت به شکل سابق نتواند حکومت کند ودوم مردم نخواهند به شکل سابق پذیرای حکومت باشتد.بافراهم امدن این دو شرط است که ما ناظر تغیر وتحول در رژیم میشویم .واین که هنوز این رژیم به حیاتش ادامه میدهددلیل برحق بودن وبر اوردن خواستگاه واقعی مردم ایران نیست .درغیراینصورت ایا خواست واقعی شمااز ریاست جمهوری احمدی تژاد است . اگربلی واقعامتاسفم . ازسیاست بیابیرون و خودراالوده نکن.خیلی چیزهای خوب هستندکه درانجا میتوانی استفاده کنی وزندگی متعالی داشته باشی .

خیلی دلم می خواد بیای تهران و همین وزارت اطلاعات خشتکت را سرت عمامه کند اونوقت ببینم بازم خایه مالی جمهوری اسلامی رو می کنی یا نه.

آنچه کلاه برداری اخلاقی می خوانیدش، نافرمانی مدنی نام دارد که سال های سال است که به عنوان یک روش مبارزه شناخته می شود. اگر سیاهان آمریکا هم به توصیه های بهداشتی شما عمل می کردند الان شما از داشتن یکی دو تا برده که در به روز رسانی وبلگتان، در ازای کمی غذا، کمکتان می کردند محروم نبودید و زندگی راحت تری داشتید.

از بازی کردن با اسامی مفهومی زاییده نمی شود. اما اگر مفهمومی به نام شجاعت وجود داشته باشد «کلاه بردار اخلاقی» که به زندان می افتد بس شجاع تر از کسی است که در این طرف دنیا به عنوان تماشاچی نشسته و در حالیکه قهوه اش را می خورد سعی می کند که مردمی را که برای دفاع از زندانی قصه جمع شده اند بی انگیزه و متفرق کند.

این خط و این نشان ۱۴ آوریل ۲۰۰۷، ببینیم این یکی دوسالی که گفتید کی به سر می رسد و کی به ایران بر می گردید و ببینیم آن وقت حاضرید که ۶ سال زندان اکبر گنجی را صبورانه تحمل کنید.

تنها چیزی را که از وبلاگتان تحسین می کنم آزدی بیانی است که در حد دشنام خواهر و مادر به خوانندگانتان می دهید.

خوب نوشتی . حیف که من قلم مودبانه تو را ندارم وگرنه به این بچه کونی هایی که خایه به قول تو مو بلوند ها را قورت می دهند جواب خوبی می دادم. یک مشت آدم بی سواد که تمام درکشان چه از جمهوری ایلامی و چه از آمریکا دلار هفت تومن است و آبجوی شمس و خانم بازی. اصلاً ماجرای عراق و فلسطین و نقشه ای که این نئوکان ها برای ما کشیده اند به تخمشان هم نیست. خدا را شکر که مملکت دست اینها نیست.

بچه ننه تو كه جيگر اين كارها رو نداري به كسي تهمت نزن.برات متاسفمممممممممممممم.

حسین د. دیوانه منطقی! برای ایران برگشتن همان گه خوردم غلط کردمی که نوشتم باید کافی باشد. چرا دشمن برای خودت درست می کنی؟ ضمنا مسئله ات با داور را حل کن، اگر چیزی هست. نگذار وجه ات بدتر از این شود.

من حقیقتا دارم به توشک میکنم آدم کی هستی

I think you are wrong, those people who are imprisoned by current Iran government are just Journalist, they are not doing anything physical, it is the key point. Even in south africa when Nesloson Mandela was just speaking against apartheid they couldn’t and didn’t do anything before he started to fight in a aggressive way, cause it was just speech! I don’t say Iran is like south Africa. what I say is that in the US or anywhere in Europe you can simply stand up and say I think the whole government (or state) is wrong, I don’t believe in them and I think we should try to put them down. as long as you are not doing anything physical you are allowed to talk and publish whatever you like. when I say physical I mean killing people or damaging public possessions but you can demonstrate or do anything that you like, this is the core stone of difference in democratic societies.

آقا حسین ببین اگه تو نوشتت فوش ندی چقدر بهتر و تاثیر گذار تر میشه! استاد این کارم مسعود بهنوده که وقتی میخاد نظرش که ۱۸۰ درجه عکس یه نفره بگه...حتی به اسم اون آدم هم اشاره نمیکنه...ولی در نهایت هم حرفش تاثیر خودشو میزاره...هم احترام و مرجعیت خودشو محکم تر میکنه!

Hossein, you already know that you and I share very similar views , attitudes and feelings towards the IRI, and I agree with a lot of things that you say. However, I'd like you to read this article on the Iranian Supreme Court turning a blind eye on a bunch of murderers who killed bcz they thought people who do unIslamic acts should die. I don't know the details so I can't really say much, but just by judging from the surface, I say that no, our judicial system is not even close to being half-decent. http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/6557679.stm

Dadash you dont know shit... one thing to think about... what is the major source of ur income? who signs ur paychecks? is it AliAkabr or just Seyd Ali? come one mannn who are you fooling? btw, if you ever come to California I'd be happy to meet with u in person

just read what you've written, i promise yourself wont get what's in your mind. if you've seen just a crazy who wastes his time with reading blogs it doesn't mean in iran we have terrific technicians. i've seen them, they're shit,how can you compare them with intelligence technicians in the us. be careful and never think you're the best

In Iran you are guilty untill it is proven that you are innocent. This is totally wrong. You are innocent till proven guilty!

من اطمینان دارم هیچ مشکلی برای رفتن به ایران نخواهی داشت. اصولا مخالفان سابق که راه توبه و استغفار در پیش گرفته اند بهترین ابزار تبلیغاتی برای حکومتهایی اینچنین هستند. تو هم که با نوشته هایت به پابوس رهبر رفتی و راه آدم فروشی در پیش گرفتی. پس مشکلی وجود ندارد. حالا که رسما آدم فروش شدی لحظه یی فکر کن به بزرگمردانی همچون عبدالله نوری و بسیاری از نیکمردان جنبش اصلاحات که هرگز راه مجیزگویی و آدم فروشی برنگزیدند. در ضمن سوای آدم فروشی این نهایت رذالت و دیوثی است که آدمی فرض کند انسانی چون گنجی تمتع مادی از حکومت ایران برده. لابد هاشم آقاجری هم از رانت حکومت استفاده کرده و کارتل واردات و صادرات شده. تو نه فقط آد فروش هستی بلکه از مشهور بودن به جاسوس بودن هم لذت میبری.

بچه جغله بي خيال گنجي شو، گنجي مرد بود، آدم فروش نبود.

بوي آدم فروشي مياد دوباره....

من زیاد از سیاست حالیم نمیشه. ولی اوایل فکر می کردم تو یه ادم کار درست روشن فکری. بعد بزرگتر شدن فکر کردم تو یه ادم باهوش و اینده نگری - بعد بزرگتر شدم دیدم که نه اینطوری ها هم که فکر میکردم نیستی ! متاسفانه از یه ور قضیه داری بدجوری میوفتی. الان رویه وبلاگت کاملا تغیر کرده و این به نظر من دو دلیل بیشتر نمیتونه باشه : 1- از دید روانشناسی : به دلیل سختی هایی که کشیدی و بلاهایی که این چند سال سرت اومده باعث این تغییرات شده. ببین قضاوت نمیکنم که تغییراتت مثبت یا منفیه. فقط میگم تغییرات داری. این شماره یک رو محتمل تر میدونم. 2- طبق یه برنامه ریزی بلند مدت اول با یه رویه خاص سعی کردی که مردمی بشی و بعد بتونی نظرات تفکر خاصی رو القا کنی. احتمال این کمتره. یه حالت سومی هم داره که ترکیبی از این دوتاست.

توصیه من به تو اینه که کمی گسترده تر فکر کن. اینقدر هم زیادی تو سیاست نباش. من خودم شخصا دیگه کم کم دارم خوندن وبلاگت رو کنار میذارم. دیگه حرفات برام جالب نیست. اینقدر دعواهای شخصی که ادمی مثل من ازش سر در نمیارن تو وبلاگ مطرح نکن. وگرنه محدود میشی به چهارنفر ادم.

من سنم کمه ولی ادم باتجربه ای هستم ها...

تا به کسی احترام نذاری، به تو احترام نمی ذاره. وقتی آدم های جمهوری اسلامی رو جلاد و وحشی خطاب می کنن، انتظار دارین اونا هم بیان به حرف ما با دقت و دلسوزی گوش بدن؟!

اولاً دلیل اینکه خیلی ها فکر میکنند علی فرح بخش بیگناهه سابقه دروغ گویی جمهوری اسلامیه. جمهوری اسلامی بار ها و بارها خیلی ها رو به دلایل واهی زندانی کرده. خیلی هاشون بعداً معلوم شده بیگناهن. خیلی هاشون هم از اولش معلوم بوده. مثال عبدالله نوری، عباس عبدی، سحابی، کدیور،سینا مطلبی، امید معماریان ..و خیلی های دیگه که اینا معروفاشونن. خیلی از این ها اولش به جاسوسی و غیره متهم شدن ولی بعداً معلوم شده دادگاه هیچ شواهدی برای ادعاش نداره و تنها دلیل برخورد باهاشون مخالفتشون با سیستمه. برا همین کسی به این سیستم اعتماد نداره. علی فرحبهش این همه مدته که زندانه. هیچ دلیل موجهی برای دستگیریش ارایه نشده. هیچ وکیلی نتونسته ببینتش. با هیچ کس صحبت نکرده. اجازه دفاع بهش داده نشده. هیچ نشریه ای داخل ایران جرات نداره موضوع رو پیگیری کنه.این سابقه دروغ گویی جمهوری اسلامی هم که هست. چرا من نباید فکر کنم که اینم مثل بقیه اتهامات جمهوری اسلامی دروغه. اونوقت تو داری از این کار جمهوری اسلامی دفاع میکنی؟

حسین جان ...اقاجون ایرانی بخصوص جوانش اینجوریه اخلاق و صبر و این حرفها حالیش نیه ! وگرنه انقلاب و لاغیر....حسین خان این تخم لق بخاطر دو چیزه که ورد زبانها شده البته همین مبارزین وبلاگی کلیک کلیگ بنگ بنگ !!!اول اینکه بروزهای انقلاب ۵۷ نظر میکنند که نمیدانند چه خونی از پایین تنهه مبارزه کننده ها در سی سال توسط ساواک ریخته شد تازه اگر خمینی نبود امروز رضا پهلوی دست باباشو تو کاخ مثل پینوشه اینور انور میکشید که چگونه خایه دانشجوها قلاب سنگ کنه ...یکی این امریکا انهم بعد حمله بعراقه که تو دل بعضی ها انداخته که رژیم باید عوض بشه ... اولا دیگه خمینی وجود نداره تازه حکومت هم مثل دوران شاه وابسته نیست و طرفدارهم زیاد داره ...دوما بوش تو عراق بیضه هایش کشیده شد فردا تعداد ۳۳۳۳ کشته امریکایی سر خط اخبار خواهد شد

حالا حرفهای مفت ات به کنار حال نبوی رو عالی گرفتی!

I think it really does not matter if you work or spy or whatever for islamic republic or not. But what drives you in writing such bullshits is just you being a big idiot. It does not make a big difference in the result though!

این یکی خیلی عالی بود. بعضی از کسایی که پاشون رو از ایران میذارن بیرون میگن حیف بمب که بخوره تو اون مملکت!! من کاری ندارم که تو دلت برای خانواده می سوزه یا وطن،اصلا کاری به انگیزه ت ندارم. نفس حرفت به نظرم خیلی درسته. خونه هرچی خراب باشه من که توش نشستم راضی نیستم رو سرم خراب بشه. حالا هرچی مهندس ها از بیرون بگن باید خرابش کنیم از اول بسازیم واسه خودشون میگن. اگه یه مهندسی پیدا شد که بتونه خونه رو از بیرون ببینه و همزمان آدم های توی خونه رو هم ببینه، اون کارش درسته. فرق تو با یکی مثل اسماعیل نوری علا هم همینه. تو هنوز ساکن ایرانی هرچند خارج ایرانی. بگذریم که بعضی ها داخل ایران هستن و ساکن ایران نیستن.

Hussein don't pay attention to distractors. he arrest of people who receive money from outside is the only way Iran can ensure that the imperilaist / globalists do not take over by using an "orange revolution". iran is not Ukraine. Iran is not Georgia. iran is not East germany or Romania. Iran is an old empire. in our history we have been colonizers ourselves. we cant fall victim to the bullshit of the west regarding "civil society". we have a clear historical memory of how empires use anything to expand their domain.

Iran never was colonized. this gives us a national pride unmatched by most people of the third world. eventhough our sovereignty was not always 100 percent, symbolically IRAN HAS ALWAYS BEEN FREE. and we will remain free hopefully forever.

پس بگو تغيير رويه اي كه در افكارت داده اي منشاءاش كجا بوده است!! برگشتنت به ايران در يكي دو سال آينده! من هم جاي تو بودم وضعيت فعلي ايران را متمدنانه(!) مي ديدم. عزيز دل برادر! با يك گل بهار نمي شود. حالا حالاها بايد ساليان سال چيز آقايان را بمالي تا بتواني به ايران وارد شوي. به نظر من وقتت را تلف نكن و برو امريكا را بمال تا به آرزويت (نيويورك) برسي. آنجا زودتر از ايران نتيجه مي دهد.

ببين، پُستت خيلی جالب بود. مثل اينکه از حمايتت از تندروها و تماميت خواهها برگشتی. تو اصولاً مثل يه بازيکن فوتبال می مونی که گاهی به اونطرف زمين می ره و برای حريف بازی می کنه و بعد هم به تماشاچيايی که بر عليه ش شعار می دن انگشت نشون می ده! بعد که چند گل به تيم خودش يه دفعه بر می گرده به جايگاه به جايگاه اصليش. من بهت حق می دم با نبوی، نيک آهنگ و گنجی اختلاف نظرهای اساسی داشته باشی و حتی با اينکه کار مودبانه ای نبود حتی بهت حق می دم هر چی دلت می خواد به نبوی و کوثر بگی ولی اينکه آب به آسياب کيهان بريزی که دشمن واقعی ملت ايرانه...

بابام جان! ده همین دیگه! ما نمی خواهیم قوانین رو اصلاح کنیم! چون تلاش برای اصلاح قوانین یعنی مشروع شناختن رژیم! ما کدوم قانون رو اصلاح کنیم که از شر رهبر شما راحت شیم! ؟ هان؟! تازه اصلا قانونی تابعیت نمیشه که ما بخواهیم اصلاحش کنیم! رژیم و نون خورانش دارن با زور چماق حکومت می کنند نه با قانون! کدوم قانون رو اصلاح کنیم که زهرا کاظمی رو نگیرن و نکشن؟ کدوم قانون رو اصلاح کنیم که هر عمله ای نیاد تو خیابون بگه من بسیجیم تو چرا این کارو می کنی؟ عمله ای که اگه یک گلوله کاتیوشا که سهله یک خمپاره هم بخوره کنارش میرینه به خودش! چون اصلا ۵ سال بعد از جنگ به دنیا آمده! کدوم قانون رو اصلاح کنیم که جلوی شکنجه هزاران نفر رو تو زندان ها به خاطر یک حرف٫ یک اعتراض٫ یا یک مقاله بگیریم؟ کدوم قانون رو اصلاح کنیم که همانطوری که خامنه ای و هاشمی و خمینی و غیره گفتند مرگ بر شاه! ما هم الان بتوانیم به بگوییم مرگ بر خامنه ای! و یا هر الاغ دیگری که شخص اول نظام باشد! کدوم قانون رو اصلاح کنیم که بتوانیم یک نسخه از سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی رو نقد کنیم و یا اصلا بتونیم یک کپی از سخنان گهربارشون رو از صدا و سیما تهیه کنیم! اصلا اینجا صحبت قانون و این حرفا نیست! قانونی وجود نداره! قانون قانون جنگله! حتی همین قانون هم رعایت نمیشه چون فساد از دربون در هر اداره ای تا بالاترین مقام هر وزارت خونه ای به وضوح جاری است! اگه مطابق همین قانون هاشون هم مو به مو عمل کنی و مثلا بیزینس توی ایران بکنی که البته غیر ممکن است! یک روز میان جلوت تو خیابون و میگن نصف نصف شریک یا کارت تمومه! کدوم قانون رو بفرمایید ما حالا باید عوض کنیم! قانون گروه های فشار! قانون حمله به خوابگاه های دانشجویی! قانون تجاوز به دختران بعد از امر به معروف و نهی از منکر! برو بابا دلت خوشه! خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است! اول انقلاب بعد قانون!