برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ | 21 April 2007

 در کنفرانس اسپن برلین چه گذشت

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Because of the Chatham House Rules, I can't talk about many of the interesting things that happened during the Aspen conference. But I can say that my blunt and clear defence of the legitimacy of the Islamic Republic and rejection of the two popular arguments against its legitimacy angered a lot of participants, so much that one of them even accused me of working for the Islamic Republic. Because I simply said that if human rights violation is the basis for rejecting a government's legitimacy, the US would also lose legitimacy over Patriot Act, Guantanamo Bay, Invasion of Iraq and Abu Ghuraib. And if the lack of free elections in Iran (which is very much disputable) is another reason for loss of legitimacy, how about countries like such as Saudi Arabia, Pakistan, Jordan, Egypt, UAE, etc, where there is basically no election? No one has been able to present a strong legal or even moral case for the illegitimacy of the Islamic Republic and this is the starting point for many arguments about regime change, civil disobedience or nuclear issue. We should start fearlessly challenging these fallacies and logically flawed presumptions and stop being afraid of defamation and personal attacks.

خب، من برگشتم. کنفرانس جالبی بود. البته بر خلاف تصور من یک کنفرانس عمومی و آزاد برای همه نبود و متاسفانه قاعده‌ی چتم هاوس هم بر آن حکم‌فرما بود که اجازه‌ی نقل قول مستقیم از شرکت‌کنندگان را به حاضران نمی‌دهد، مگر اینکه هیچ اشاره‌ای به نام یا مشخصات آنها نشود. برای همین من نمی‌توانم بگویم که دیگران دقیقا چه گفتند. ولی می‌توانم درباره‌ی حرف‌های خودم و بازتاب‌‌های کلی آن توضیح بدهم.

با توجه به گرایش‌های دست‌راستی موسسه‌ی اسپن که رییس سابق نومحافظه‌کارش، جفری گدمین، به تازگی رییس رادیو فردا شده است، طبیعتا آدم‌هایی مثل من در اقلیت بودند. برگزارکنندگان کنفرانس می‌گفتند موقعی که قرار بوده آن را برگزار کنند و از طریق یکی از مرتبطانشان نام من پیشنهاد شده بود، عده‌ای از مشاورانشان گفته بودند که درخشان را دعوت نکنید، او آدمی Controversial (بهترین معادلش می‌شود چی؟‌ جنجالی؟) است. و برگزارکننندگان هم می‌گفتند که چه بهتر. این دقیقا چیزی است که آنها می‌خواهند، وگرنه با نشستن چند نفر که همه با هم موافق‌اند که دیالوگ و بحث شکل نمی‌گیرد.

ولی حرفهای من در اولین پنل روز دوم کنفرانس که درباره جامعه مدنی در ایران بود خیلی‌ها را عصبانی کرد. گفتم که جمهوری اسلامی پس از بحران‌های آخر زمان رفسنجانی فهمید که باید نقش بزرگتری به مردم بدهد و برای همین دولت خاتمی با تایید تلویحی خامنه‌ای شروع کرد به گسترش دادن آگاهی درباره‌ی جامعه‌ی مدنی و در هشت سال دوره‌ی خاتمی هزاران موسسه‌ی غیر دولتی در زمینه‌های گوناگون و با حمایت وزارت کشور دولت اصلاح‌طلب شروع به کار کردند.

ولی از موقعی که آمریکاییها فهمیده‌اند که می‌توانند از پتانسیل‌های موجود در جامعه‌ی مدنی ایران استفاده کنند، بسیاری از این موسسات زیر فشار سیستم اطلاعاتی ایران قرار گرفته‌اند. گفتم که این فشار از موقعی که وزارت خارجه‌ی هلند یکی از پروژه‌های بودجه‌ی ۱۵ میلیون یورویی خود را برای تکثر رسانه‌ای به موسسه‌ی نومحافظه‌کار و بدنام آمریکایی فریدام هاوس داد زیادتر شده است. همین طور از وقتی که معلوم شد بخش‌هایی از دولت آمریکا رسما از نافرمانی مدنی در ایران برای تغییر رژیم آن حمایت می‌کنند و برای همین از راه موسسات آمریکایی در جاهای مختلف دنیا از جمله در دوبی کارگاه‌های آموزش براندازی راه می‌اندازند. تندروها و بدبین‌های داخل سیستم اطلاعاتی ایران با دیدن این شواهد آشکار که توسط خود روزنامه‌نگاران آمریکایی و اروپایی آشکار شده است، بهانه پیدا کرده‌اند تا فشارشان را روی کل جامعه‌ی مدنی افزایش دهند.

مثلا گفتم که موسسه‌ی کنشگران که مدیرش، سهراب رزاقی، در وزارت کشور مسوولیت بالا داشته است و از آدم‌های مورد اعتماد وزارت اطلاعات و حکومت است پس از چند سال فعالیت ماه پیش تعطیل شد. حتی با وجود اینکه خود رزاقی گفته است که وزارت خارجه‌ و اطلاعات ایران در جریان کامل قراردادهای مابین کنشگران و موسسات اروپایی و کمک‌های مالی آنها بوده است و آنها را تایید کرده است. یا مثلا شادی صدر که باز هم با اطلاع کامل حکومت در موسسه‌ی راهی مشاوره‌ی خانوادگی رایگان به زنان می‌داد و با تماس نزدیک به دفتر رییس قوه‌ی قضاییه جلوی احکام مرگ و سنگسار تعداد زیادی از زنان ایران را گرفته بود، اخیرا دستگیرو موسسه‌ی راهی هم تعطیل شد.

در واقع گفتم که سوءاستفاده‌ی آمریکا از جامعه‌ی مدنی ایران برای تغییر رژیم کل آن را در خطر جدی انداخته است.

ولی راستش را بخواهید تمام بحث‌ها به این ختم می‌شد که بیشتر حاضران بجز دو سه نفر اساس استدلال‌ها و تحلیل‌هایشان را با این پیش‌فرض ناگغته شروع می‌کردند که جمهوری اسلامی حکومتی بدون مشروعیت است. من این را آنجا به چالش گرفتم. گفتم که آخر با چه استدلال حقوقی یا حتی اخلاقی به این نتیجه می‌رسید که جمهوری اسلامی مشروعیت ندارد و بر اساس این مقدمه، موخره‌های خودتان را می‌سازید؟

گفتم که اگر می‌گویید که جمهوی اسلامی بخاطر اینکه حقوق بشری شهروندانش را نقض می‌کند از مشروعیت ساقط می‌شود، با همین استدلال خیلی از کشورهای دیگر دنیا هم که شما کاملا مشروعشان می‌دانید و با آنها حتی روابط حسنه هم دارید از مشروعیت می‌افتند. پاکستان، عربستان سعودی،‌مصر، ترکیه، عربستان، اردن، امارات متحده عربی از ایران بسیار بیشتر حقوق شهروندانشان را نقض می‌کنند. حتی آمریکا هم با این استدلال از مشروعیت می‌افتد، بخاطر قانون پاتریوت اکت و کارهایی که بعد از یازده سپتامبر کرده است و کل پدیده‌های زندان گوانتاموبی و ابوغریب و غیره.

اگر هم استدلالتان دموکراسی است و اینکه چون انتخابات در ایران کاملا آزاد نیست، پس این حکومت مشروعیت ندارد، پس چطور کشورهای بسیار دیگری را که اصلا انتخابات ندارند مشروع می‌شناسید؟

اگر هم استدلالتان حقوقی است باید گفت که جمهوری اسلامی با رای اکثریت مردم مشروعیت گرفته است، قانون اساسی‌اش را دو بار به رای گذاشته و هنوز هم در تمام انتخابات گوناگونش اکثریت مردم رای می‌دهند.

آخر سر یکی از حاضران غیر ایرانی که از شدت عصبانیت سرخ شده بود و لبها و صورت و دستش می‌لرزید خطاب به من گفت که اصلا تو کی هستی و از کجا می‌آیی که این حرف‌ها را می‌زنی؟ تو باید ثابت کنی که عامل رژیم نیستی!

خیلی جالب بود. اصلا انتظار نداشتم از آدمی تحصیل‌کرده و متمدن که از شنیدن نظر مخالفش این قدر عصبانی شود. به او گفتم که داری مرا بازجویی می‌کنی؟ بعد شوخی کردم که بله، اتفاقا درست حدس زدی. می‌خواهی چک یک میلیون یورویی را که خود خامنه‌ای برایم امضا کرده و فرستاده از نشانت دهم. بعد توضیح دادم که بخاطر کم‌تحملی جمهوری اسلامی در شنیدن نظر منتقدان وبلاگ خود من سه سال است که در ایران فیلتر شده است و من بخاطر این نوشته‌ها آخرین باری که ایران بودم بازجویی و مجبور به امضای توبه‌نامه شده‌ام. در عین حال بخاطر شکستن علنی یکی از بزرگترین تابوهای جمهوری اسلامی یعنی سفر به اسراییل دیگر نمی‌توانم به ایران برگردم. فکر می‌کنی اگر من کوچکترین نقطه‌ی مشکوکی در زندگی‌ام بود سیستم اطلاعاتی اسراییل من را دو بار به کشورش راه داده بود؟

گفتم که من خودم قربانی کم‌تحملی این حکومتم، ولی این چیزها نمی‌تواند کل مشروعیت جمهوری اسلامی ایران را از بین ببرد، همانطور که گوانتامو و ابوغریب و فاجعه‌ی عراق نمی‌تواند مشروعیت کل سیستم حکومتی آمریکا را از بین ببرد.

بعد از کنفرانس فهمیدم که هر چه بحث کنیم، آخر سر به همین جا می‌رسیم و عصبانیت این‌ها هم از این بود که کمتر کسی پیش‌فرض اولیه‌ی تمام بحث‌ها و تحلیل‌های دیگر آنها را، یعنی همین مشروعیت جمهوری اسلامی یا عدم آن را، به چالش گرفته است. این یک نقظه‌ی ضعف بزرگ در استدلال تمام مخالفین جمهوری اسلامی است که اگر رویش انگشت بگذارید، چون جوابی ندارند، فقط عصبانی می‌شوند.

خلاصه در کل خوب بود و برگزارکنندگان هم از اینکه بر خلاف بسیاری از کنفرانس‌های مشابه همه‌ی شرکت‌کنددگان آن با هم موافق نبودند راضی بودند.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ایمیان»
«۳۵ درجه»
«امور ایران»
«از پشت یک سوم»
«تبعیدی عصبانی»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«دلبستگی»
«عرب عصبانی»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«محبوبه حسین‌زاده»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
پاگرد
مریم ابریشم‌کار
بامدادی
مونتاژ انتقادی
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1730

نظرات ديگران

mr. kaine (=emanuel apel?) speaks the language of hate. his mind is poisoned. i strongly disagree with the islamic republic. but he belongs to the people who regard "oriental" people in general inferior to him and his people. this people make also no difference if this orientals are moslems or not. (for example, hanan ashravi is christian like many palestinians and though she is diffamated by certain circles just because of being a palestinian activist).for them not only the islamic republic but iran itself is "illegitime". with regards to his "arguments", the USA would be illegitime, because of the genocide on the "indians" (the remainig got not before 1924 US-citizenship and the right to vote), because of the repeated violation of other countries territories( from all their wars, actually only those against hitler and milosevic were justified) and so forth. israel would be illegitime because of their deals with dicatorships like apartheid-south africa, their occupation of palestinian territories or their denial of the turkish genocide on the armenians (peres: "whatever it was, it was no genocide"...) i won't discuss with such people.

The legitimacy of the Islamic Republic is suspect for several reasons. First, it does not conform to Islamic tenets because it is actively involved in the killing of non-Muslim civilians, especially Jewish civilians, in countries that share no border with Iran, ie Argentina. Second, it has lost its legitimacy in denying the Holocaust and using proxy war to destroy another country which it should have no conflict with. Third, it is trying to impose a messianic ideology on the entire plant by using violence to bring back the 12th Imam.Fourth, it repeatedly violates the territorial integrity of its neighbors.

Truth Main article: Truth If someone believes something, he or she thinks that it is true, but he or she may be mistaken. This is not the case with knowledge. For example, suppose that Jeff thinks that a particular bridge is safe, and attempts to cross it; unfortunately, the bridge collapses under his weight. We might say that Jeff believed that the bridge was safe, but that his belief was mistaken. We would not accurately say that he knew that the bridge was safe, because plainly it was not. For something to count as knowledge, it must actually be true. http://en.wikipedia.org/wiki/Epistemology http://en.wikipedia.org/wiki/Truth You need to understand these two concepts before you can ever be taken seriously by anyone with an ounce of intelligence.

I continue to be astounded by the depth of your degenracy . Though you're the suavist Islamist I've ever seen...purely style and quite Orwellian...but you already know that. Are you sure you're not related to Joseph Goebble?

سلام حسین جان! شاید تو کنفرانس خوب برات ترجمه نشد پس لازم دیدم که دوباره بگم: طبق معیارهای مدرن، یک سیستم سیاسی بواسطه رای مردم در انتخابات آزاد و دمکراتیک مشروعیت پیدا می کنه. انتخابات آزاد و دمکراتیک هم در ایران وجود نداره، همون طور که دیدی، برای مثال تعداد زیادی از نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات اخیر صلاحیت شون مورد تایید قرار نگرفت، تازه اینها از خود نظام بودن! این انتخاباتی که در ایران برگزار می شه، هر چقدر هم میزان مشارکت توش بالا بشه، مثل انتخاباتی هست که در زمان صدام در عراق برگزار می شد، مثل انتخاباتی هست که در سوریه و مصر برگزار می شه، همیشه هم صدام، اسد و حسین پیروز انتخاباتن! البته نظام جمهوری اسلامی یک کم باهوش تره و هر از گاهی افراد جدیدی را وارد معرکه می کنه تا زیاد نمایشی به نظر نیاد! پاریس خوش بگذره!

oh and something else: its interesting that "human rights activists" like frida always discover their feelings for iranian victims of the current iranian regime when its coming to say something general about the country.otherwise, the iranians are just scum for them.

the USA does have political prisoners, it executes teenagers, it brings down democratic elected governments, if you curse bush and have the wrong name you can disappear for a long time without trial,and on and on...by the way, the death penalty endorsers in the USA (the overwhelming majority of the population) and their counterparts in iran have very much in common.

Islamic Republic is an illegitimate regime because it is a religious apartheid. The rights of the citizens are determined by his or her religion .

The last I checked, in the US, 50% of its women have equal rights as men. Practicing ANY religion is free. US does not stone women to death, does not hang teenagers, does not kills homosexuals ; US does not have "political prisoners" in its jails, One can stand and shout and curse president Bush and nothing happens to him...and on and on. Pick another argument, what you just gave would fly.

اگر 27 سال پيش پدران ما به قانون اساسي راي دادند دليل نمي شود كه ما هم به آن راي بدهيم . اگر حكومت هاي ديگر مشروعيت ندارند دليل نمي شود كه ما در ايران حكومت مشروع با انتخابات آزاد وبدون برادربزرگ نخواهيم . حتي اگر اصلاح طلبان اجازه فعاليت داشتند چون ماهيت حكومت تماميت خواه با اصلاحات منافات دارد نمي توانستند كارموثري براي كشور انجام بدهند همانطور كه خاتمي نتوانست چون براي بسياري از اصلاحات نياز به تغييرات پايه اي داشتيم.

سلام جناب آقاي درخشان بيشتر از دو سال هست كه ميام و به وبلاگت سر ميزنم اما اولين باري هست كه نظر ميدم! راستش از 7-8 ماه قبل نوع تفكرت يوخده عوض شده! اون اوايل (نخنديد لطفا!) با خودم مي گفتم اين حسين رو گرقتن حالا اين يكي ديگه ست كه داري جاي اون مينويسه! اما كلا ادبيات گفتاريت تغيير نكرده! بگذريم! منطقت در به چالش كشيدنشون در کنفرانس اسپن برلین خيلي جالب بود! به هر حال اميدوارم موفق باشي

an iranian female blogger (forgot her name) said it less political and more poetical than me: "there is now one generation of iranian women who doesnt know the feeling of the warm wind in their hair."

من هم از حرفهایی که زدی حال کردم. ما انتقادهای زیادی به جمهوری اسلامی داریم اما دلیل نمی شود که هیچ انتقادی هم به آمریکا نداشته باشیم. یا آنقدر خام باشیم که نفهمیم همین ج.ا. با همه معایب دموکراتیک ترین و حتی آزاد ترین کشور منطقه است. و از آن مهم تر امن ترین. شک ندارم که مردم عراق حاضر بودند الآن یک حکومت صد برابر بد تر از ایران داشتند ولی امنیت داشتند. اون فلان فلان شده هایی که این مزخرفات را می گویند اصلاًَ جان من و توی شرقی برایشان یک جو ارزش ندارد. همان روزی که در ویرجینیا تک سی نفر کشته شدند در عراق نزدیک دویست نفر کشته شدند. اما خبر عراق بلافاصه رفت ردیف آخر و اصلاً تکرار نشد ولی حواشی خبر ویرجینیا تک هنوز هم جزو خبرهای اول رسانه هاست. این ها دلشان به حال من و توی ایرانی نسوخته. داستان این است که بعد از روسیه ایران بزرگترین منبع گاز طبیعی را دارد و با توجه به مساحت کشور ممکن است چند برابر این بعداً کشف شود. نکته این است که بیش از پنجاه درصد برق آمریکا از سوختن ذغال سنگ تولید می شود و به زودی وضع تولید برق در آمریکا به جاهای ناجور خواهد کشید. خلاصه دعوا سر دموکراسی نیست. سر لحاف ملا است. ج.ا. هم اگر خر نبود و مثلاً به زندگی خصوصی مردم کار نداشت خیلی به طرفداران خودش اضافه می کرد.

That is great Hossein, with all the money and resorces that US is allocating to buy "Iranians" and do its so called regime change one has to clearly speak up even if in disagreement with IRI on some issues!

Damet Garam! If you said in such a clear way- as it is now in this post- Well done! Indeed when you question the basic assumptions, they need to come up with a way to deal with this regime in an equal way, to negotiate and play the game!

ببين، نظرات تو ديگران را ناراحت می کند زيرا از نظر اصلاح طلبان هم تندتر و محفظه کارانه تر است. اولاً اين را نمی توان انکار که نتيجه اصلاحات کامل سيستم در ايران به تغيير سيستم حکومتی می انجامد که خود يک نوع براندازی است. ثانياً درست است که ايران يکی از دموکرات ترين حکومتهای خاورميانه است ولی اين را هم حتماً می دانی که آزادی خواهان در کشورهايی مثل پاکستان و عربستان بسيار قليلند. برای اثبات اين موضوع می تونی همين امروز بری تو خيابون و اولين پاکستانی يا عربِ مسلمان رو که ديدی نگه داری و ازش در مورد چند مساله مملکتی و جهانی سوال کنی. ثالثاً حکومت کنونی ايران مشروعيت ندارد به دهها دليل ولی چون يک حکومت مرکزی قوی است هر نوع براندازی که قدرت حکومت مرکزی را کاهش دهد خطرناک است. اين هيچ دليلی برای مشروعيت نيست و مشروعيت بايد حاصل شود. امام خمينی(ره)

خیلی خوشم اومد، بالاخره یکی یه جایی باید می آمد این سیستم یک بام و دو هوایی رو به چالش میگرفت. همین که این حرفها رو زدی یه عده میرن خونه شب بهش فکر میکنن. من نه تنها دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارم بلکه توسط بسیجی های عزیز (یا بسیجی نماهای عزیز) کتک مفصل هم خوردم. اما درهرصورت با سیستم یک بام و دو هوایی که آمریکا راه انداخته (که از کنارش به انرژی های ما مفت مفت دست پیدا کنه) اصلا موافق نیستم. آفرین که بحث رو مطرح کردی. دست مریزاد

سلام وقتی خونسرد و با منطق ومودب صحبت می کنی، حرفهایت منطقی و قابل شنیدن می شود، مثل همین نوشته. ولی امان از وقتی که روی دنده ی بی ادبی و بی منطقی می افتی. همین الگوی دیالوگ را اگر ادامه دهی، از همه آفات زمانه به دور خواهی بود. موفق باشی

the question is not so much if the islamic republic is illegitime but if its the best for the country. have a look at the millions of iranians who are living abroad and guess how many of them left the country BECAUSE of the islamic republic. and yes, there have to be free elections where the moojahedin,the communists, the monarchists, the jebeh-melli and all the others can participate. and yes, all political prisoners have to be released.and no, a return to the states of the shah is NOT the solution. and yes, the USA-neocons and their allies and puppets are pure hypocrits and must not be taken serious . (yes, taken serious as a danger but not as a political force which wants to improve or assert anything in iran or elsewhere except theor strategical and economic interests).

Hossein jan, I see your point but I could not find you proposal about how to modify this regime. You were just saying the down side of other political solutions. Can you come up with a solution which does not have any down side? Damet garm to your braveness to talk with such opponents.