چند وقت پیش از طرف یک موسسهی غیرانتفاعی انگلیسی پیش من آمدند و گفتند که برای پروژهای رسانهای/آموزشی درباره ایران کمک فکری میخواهند. در یک جلسهی مفصل و پس از تبادل کلی ایمیل من به آنها گفتم که اگر واقعا دنبال فراهم کردن یک دیالوگ واقعی بین انگلیس و ایران، و بازکردن عرصهی عمومی (Public sphere) در ایران هستید من حاضرم به شما کمک کنم. ولی اگر میخواهید مثل گذار و روز و شهرزادنیور و امثال آن بیشتر پروپاگاندای ضد جمهوری اسلامی تولید کنید تا محصول روزنامهنگارانه من هیچ کمکی به شما نخواهم کرد.
پس از مدتی بازگشتند و گفتند که دوست دارند من را رسما به عنوان مشاور پروژه بطور موقت استخدام کنند. قبول کردم و برایشان ایدههایم را عملیاتی کردم. گفتم که استراتژیشان باید تعامل با داخل ایران باشد و برای این کار باید بطور شفاف با محافظهکاران میانهروی داخل حکومت (امثال حسین انتظامی و موسسهی همشهری) وارد تعامل شوند و به آنها پیشنهاد همکاری بدهند.
پیشنهاد کردم دور اهدافی قلابی مثل حقوق بشر و دموکراسی را خط بکشند و در اساسنامهشان با صراحت بگویند که تنها دنبال ایجاد فضایی عادلانه و آزاد برای تبادل افکارند و چهارچوب فعالیتشان را با پذیرفتن کامل مشروعیت جمهوری اسلامی، هم به صراحت قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر کنند.
پیشنهاد کردم اسم وبسایتشان را «میانه» بگذارند و در عمل هم با پایبندی حداکثری به ارزشهای جا افتادهی روزنامهنگاری یعنی دقت، همهجانبهنگری و برخورد عادلانه، یک جور روزنامهنگاری تازه و مسوول را که در ایران سابقه نداشته است در عمل نشان دهند و به خوانندگان و به جمهوری اسلامی ثابت کنند که دنبال پرپاگاندا نیستند و واقعا میخواهند تریبونی باشند برای تمام نیروهای سیاسی موجود راجع به ایران. از اصلاحطلب تندرو گرفته تا حزبالهی تندرو.
بجز طراحی یک سری استراتژی کلی محتوایی و فنی قرار شد به آنها پیشنهاد یک سری موضوع هم پیشنهاد بدهم برای اینکه به افراد گوناگون با سلیقههای متفاوت برای نوشتن مقاله سفارش داده شود. پیشنهاد کردم که در برابر هر دیدگاهی که در یک مقاله میآید، مقالهی دیگری هم با دیدگاهی کاملا متفاوت در مقابل آن سفارش داده شود تا حق خوانندگان برای دسترسی به عقاید گوناگون حفظ شود و در عین حال «...» هم بیطرفیاش را در عمل نشان دهد.
قرارداد من مدتی است که تمام شده است و همین روزها قرار است «میانه» با مشخصات کامل یک پروژهی اورگانیک راه بیفتد.
منتها من هیچ نقشی در تصمیمات ادیتوریال، سفارش و ویرایش مطالب نداشتهام و نمیدانم که حاصل کار چقدر با معیارهایی که پیشنهاد داده بودم سازگار است. هرچند که میدانم استراتژیهای کلی پیشنهادیام را بطور کامل پذیرفتهاند و با من بر سر آنها کاملا موافقند. برای همین امیدوارم که حاصل کار هم از نظر محتوایی و هم از نظر فنی چیز خوبی از آب دربیاید و الگویی شود برای همهی کسانی که میخواهند صادقانه کمک کنند تا جمهوری اسلامی را از درون و به شیوهای کاملا اورگانیک و در چهارچوب ساختار موجود آن به سمت جامعهای باتحملتر، بازتر و عادلانهتر حرکت کند.