برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Seeing the shades in the black and white picture Anglophone media has produced out of the recent crack down of the Islamic Republic's police on women's dress code.

خیلی جالب است. چند روز است که از چند شنید‌ه‌ام که دوست دارند بدانند من راجع به سیاست تازه‌ی پلیس درباره‌ی بدحجابی چطور فکر می‌کنم.

واقعا فکر می‌کنید حالا چون من از مشروعیت جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم یا مثلا مخالف جنبش‌های غیراورگانیک دانشجویی، زنان و کارگری هستم، لابد از حجاب اجباری در ایران راضی‌ام و از اقدام پلیس برای اعمال قدرت حکومت بر بدن زنها خوشحالم؟

بگذارید راحتتان کنم. برای منی که اهل خدا و پیغمبر و حتی درویش‌بازی این بساط‌ها نیستم، هیچ
توجیهی برای قانون حجاب اجباری وجود ندارد. طبیعتا من به عنوان یک مرد عادی خیلی بیشتر خوشم می‌آید در جایی زندگی کنم که در آن زنها آزاد باشند هر جور که دوست داشتند خودشان را بیارایند، هر اندازه که خواستند از جذابیت جنسی‌شان استفاده کنند و هر اندازه که می‌خواهند از زندگی‌شان لذت ببرند.

طبیعتا این را از دیدگاه سکسیستی مد روز به سبک مهدی جامی و ابراهیم نبوی -- که نمی‌دانم آی، زیبایی قدرت زن است و ما مردها نباید بگذاریم این چادر چاقچوریهای سبیلوی زشت دهاتی از روی حسادت به این هلوهای ما دست درازی کنند و ما مردها باید بمیریم و چنین ذلتی را نبینیم که کسی به این اشیاء خوشگل زیبای متحرک و خوش بر و باسن ما را که خودمان را در آنها خالی میکنیم تعرض کند و این همان کاری است که عرب‌های سوسمارخور جاهلی بی‌شرف با دخترهای هلوی سبزه و چشم سیاه خودشان می‌کردند و... -- نمی‌گویم.

اگر هم زن بودم هیچ دوست نداشتم کسی مردهای دور و برم را مجبور کند که جوری لباس بپوشند یا خودشان را بپوشانند که هیچ جوری نتوانند از جذابیت جنسی‌شان بهره ببرند. (اگر هم همجنسگرا بودم هم طبیعتا به همین نحو.)

ولی می‌بینم که اغلب مردم عادت دارند فکر نکنند و فقط با احساساتشان به همه چیز عکس‌العمل نشان دهند. مثلا عکس‌العمل مردم به آن تکه فیلم جیغ و داد آن زن بی نوا که به زور می‌خواستند سوار ماشین پلیسش کند، حالم را بسیار بیشتر از شنیدن آن جیغ و داد به هم زد.

من هیچ جور اصل این برنامه‌ی پلیس برای دخالت در لباس و آرایش مردم را تایید نمی‌کنم. ولی می‌خواهم کمی آنهایی را که قلمشان بیشتر از آلت تناسلی‌شان دستور می‌گیرد تا از مغزشان به فکر وادارم:

- این ویدیو یک استثنا را نشان می‌داد یا یک قاعده را؟
- آیا می‌شود گفت که پلیس دستور داشته که با خشونت فیزیکی تمام با افرادی که به نظرش متخلف‌اند برخورد کند یا نه؟ آیا نشانه‌ی دیگری از این خشونت فیزیکی در این ماجرا دیده‌اید که بشود ادعا کرد این جور رفتار بطور سیستماتیک در پلیس دیده شده است؟
- آیا می‌دانید که قبل از اینکه این ویدیو ضبط شود ماجرا چه بوده است؟ آیا احتمالش نیست که پلیس در اثر عکس‌العمل خشن خود همین دختر بعد از یک گفتگوی غیرخشن مجبور به برخورد فیزیکی شده باشد؟ آیا فکر می‌کنید اگر مثلا در نروژ یک کار غیرقانونی (مثلا پخش موزیک با صدای بلند بعد از نیمه شب)‌ بکنید و پلیس بعد از چند باز تذکر اصرار شما را به آن ببیند شما را دستگیر نمی‌کند و به کلانتری نمی‌برد؟ آیا جیغ و داد کردن و مقاومت شما برای سوار شدن به ماشین پلیس الزما نشانه‌ی حقانیت شما در آن موقعیت است؟
- آیا اشکال سر نحوه‌ی رفتار در این مورد خاص است یا سر اصل اعمال قدرت حکومت بر بدن شهروندانش؟
- آیا این اعمال قدرت را جمهوری اسلامی واقعا تازه شروع کرده است؟ آیا این نوع برخورد قرار است تا آخر سال به همین شکل ادامه پیدا کند؟ آیا همیشه همینطور بوده است؟
- آیا هیچ تغییری در میزان تحمل حکومت درباره‌ی حجاب در این سی سال دیده نمی‌شود؟ در روش‌هایش چطور؟
- آیا واقعا می‌توان با سند و استدلال ادعا کرد که جمهوری اسلامی بیشتر از همیشه به اعمال قدرت سیستماتیک دست زده است؟

سوال آخر کلید ماجرا است و چیزی است که نشان می‌دهد برخود ما با ماجرای امسال چقدر شتابزده و احساساتی بوده است.

درست است که از نظر فراگیری، برخورد امسال حکومت از گذشته بیشتر بوده است. ولی منصفانه اگر نگاه کنیم، امسال بر خلاف تفکر عوام‌زده‌ی مد روز جمهوری اسلامی در چند زمینه پیشرفت بزرگی در این زمینه کرده است:

- برای اولین بار بسیج در این ماجرا بطور داوطلبانه دخالت نکرده است و حتی آن را جزو وظایف ذاتی خودش ندانسته‌است. این در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه ندارد و یک پیشرفت بزرگ برای حاکمیت قانون که از شعارهای اصلی خاتمی بود، به حساب می‌آید. اجرای این قانون به وسیله‌ی پلیس رسمی آن را شفاف و پاسخگو و قابل پیگیری قضایی می‌کند. اگر پلیسی با شما بدرفتاری کند می‌تواند دادگاهی و مجازات شود، ولی بسیج و لباس‌شخصی‌ها به کسی جوابگو نیستند. به علاوه، پلیس بخاطر ساخت و فرماندهی متمرکزش می‌تواند رویه‌ی استانداردی را برای چگونگی عمل طراحی کند و در نتیجه تصمیم‌های خودسرانه و خشن و شخصی رایج در بین بسیج و لباس‌شخصی‌ها به حداقل می‌رسد که همان هم قابل پیگیری قانونی است.

- برای اولین بار بالاترین مقام حقوقی مملکت، یعنی رییس قوه‌ی قضاییه، اختلاف نظرش را با پلیس درباره‌ی این قانون و اجرای آن علنی می‌کند. بعد هم که پلیس برخلاف نظر قوه‌ی قضاییه حدود صد نفر را به دادگاه معرفی می‌کند، دادگاه هیچکدام را مجرم ‌نمی‌شمارد و به صراحت می‌گوید که بدحجابی بر اساس قانون جرم نیست، بلکه بی‌حجابی جرم است و تشخیص بی‌حجاب و بدحجاب هم با قاضی است، نه یک مامور پلیس.

دوست داشته باشیم یا نه، باید قبول کنیم که اصل این مشکل را اقلیتی کوچک و افراطی مذهبی به دلایل مذهبی یا حتی سیاسی تولید می‌کند. همان تفکر سنتی شیعه‌‌ای که خمینی همیشه به آنها بدوبیراه می‌گفت. اگر خیلی جوان نباشید یادتان می‌آید که زمان خمینی چقدر این تفکر به او بخاطر رادیو و تلویزیون و سینما فشار می‌آورد. جوری که خمینی را وادار کرد تا جایی آلوده به جزییات شود که به رییس تلویزیون وقت نامه بنویسد و از پخش یک سریال خانوادگی (پاییز صحرا) که در آن هنرپیشه‌ی زنی زیبا با آرایش و روسری غیر معمول دفاع کند و فشار زیاد این گروه کوچک ولی قوی شیعیان عقب‌مانده و قشری (امثال پیروان خویی) را بگیرد.

اینکه حجاب چطور ناگهان پس از نزدیک دو سال که از نقلاب گذشت ناگهان اجباری و تبدیل به قانون شد ماجرایی مفصل و داستانی پر پیچ و خم است. ولی بررسی منصفانه‌ی آن نشان خواهد داد که حجاب اجباری را جمهوری اسلامی و خمینی بر ایران تحمیل نکرد، بلکه بخش‌های بزرگی از همین جامعه بود که آن را به جمهوری اسلامی تحمیل کرد. این بررسی برای اینجا مناسب نیست و کار من هم نیست، ولی اگر واقعا فکر می‌کنید خمینی به حجاب سفت و سخت اجباری اعتقاد داشت پیشنهاد می‌کنم بروید و با نوه و نتیجه‌اش، زهرا اشراقی و دخترش کمی صحبت کنید و ظاهر و حجاب آن را ببینید.

متاسفم که بگویم بیشتر ما حتی با اینکه این شواهد و علایم پیشرفت تدریجی را می‌بینیم، آن قدر تحت تاثیر پروپاگاندای رسانه‌های موبورها و چشم‌آبی‌ها هستیم که قدرت تفکرمان را از دست می‌دهیم. عده‌ای‌مان هم همان‌طور که گفتم عقلمان بیشتر به آلت جنسی‌مان بند است تا به مغزمان.

در نتیجه بدون دیدن پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های واقعیت موجود در ایران، چنان درباره‌ی وضعیت ایران حکم‌های سیاه و سفید می‌دهیم که انگار هرگز در آن جامعه‌ی پر از پیچیدگی و ناهمگون زندگی نکرده‌ایم. البته خب، از کسانی که دهه‌هاست از ایران دور بوده‌اند انتظاری نیست. ولی مایی که تمام عمرتان را در همان جامعه سرکرده‌ایم دیگر چرا اینقدر راحت خام می‌شویم؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«ملکوت»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«گناهکار»
«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
شنا در شنزار
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
دنبالک
- برای فرستادن دنبالک [?] از اين نشانی استفاده کنيد:
http://h0der.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1739

نظرات ديگران

چندتا نکته را دوست دارم اينجا بيان کنم : 1- اين آقايان و خانمهايي که اينجا comment مخالف می گذارند مطمئنا" همانهايي هستند که در جريان انتخابات سوم تير خودشان را کشتند که به احمدی نژاد رای ندهيد و ديديم که نتيجه چه شد. اينرا خواستم بگويم که اينها از رای قاطبه مردم خيلی دور هستند و در عوالم خودشان به سر می برند

2- من مطمئن هستم که اکثر مردم با اين طرح موافق هستند که پليس، افراد با ظاهرهای نامانوس را از سطح جامعه جمع کنند ، چون يک تفکری در مردها و خانواده های ايرانی وجود دارد که نگران آن هستند دختر، خواهرو يا همسرشان تحت تأثير اين افراد قرار بگيرند و به شکل و شمايل آنها در بيايند .

3- من خودم حرکتهای خشن را چه به عمد و يا سهو به شدت محکوم می کنم ولی اين دليلی برای مخالفت با خواست اکثريت مردم نيست. 4- اين حرکتها اگر از امر به معروف و نهی از منکر بالاتر برود و به دستگيری و استفاده از ابزار قدرت منجر شود، هيچ ربطی به اسلام ندارد و مسئله ای عرفی و فرهنگی است. چون در سايتهای ديگر comment هايی ديدم که به اسلام بد و بيراه گفته می شود. اينها دق دلی خودشان را از اسلام با اين بهانه ها خالی می کنند و به قول شما کسانی هستند که با آلت تناسليشان فکر می کنند.

Look "Ali" I don't think Hossein necessarily sees Khomeini as his hero. Besides he has passed away now and things have changed since then and had been changing even when he was alive. Some may even argue that he would support the reforms that are happening now as society has changed. "Karineh" you shouldn't be calling the things you have seen in Northern Tehran as "westernized" I see that a westerner could relate to it but that does not make it westernised. You see it takes what is happening away from Iran . Stylish hairdos on men are not against Islam are they? All that stuff you saw is still within Islam isn't ? It must have been if it was accepted and as widespread as you saw it.

Let me also note that the Islamic dress code in Iran is much less strict and not over the top as that in other muslim countries. The "fashionable" hijab some of which is made up of "western style" clothes looks good and show you can be modest in the hijab and fashionable at the same time. It shows that the hijab can be innovated and grow into diverse styles.

This latest dress code crackdown does not sound too bad it is only asking for the headscarf to be moved forward a bit. isn't it? You can still show hair can't you? Anyhow even with it back it is still worn so from an objective point of view it is not that much out of the hijab.

I honestly given the status quo before the crackdown I think that the crackdown will not last long. I mean for so long this was accepted.

I also need to say that just before the crackdown there was a BBC report about fashion in Iran that had a fair set up by police educating people how they should dress, and a fashion parade with fashionable hijabs (though not as fashionable as what could be seen in public). In addition they showed a fashion college where the female designers are trying to combine fashion with the Islamic dress code.

مدتهاست که گند زدی به هیکل خودت و خبر نداری... تا کجا میخوای توی فاضلاب افکاری که از سر خایه مالی و قلم به مزدی بیرون میریزیشون غرق بشی

واقعا فکر می‌کنید حالا چون من از مشروعیت جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم یا مثلا مخالف جنبش‌های غیراورگانیک دانشجویی، زنان و کارگری هستم، همين كه نوشتيد برام مشخص شد كه چي بايد فكر كنم. بحثي ديگه نمي مونه . اگر اين رژيم فاشيستي رو شما مشروع ميدونيد..پس لطفا حضور داشته باشد درايران و پاسخ هزارهزار معلم وكارگر گرسنه رو هم جوا ب بدين. اگر كه جنبشهاي دانشجويي را ارگانيك ميدونيد ..حتما كه يك روزي معلم داشتيد , لااقل براي معلم خودتون احترام قايل بوديد ؟ نه ؟ شايد هم اين انتظارات بي جا باشه ؟

I really liked the name Dorafshan that somebody gave you... Just to briefly answer those who are so fed up with the words people choose to describe your writings: I would suppose that your critiques have no other choice. Reasonning against what you say is really tough. Something like trying to explain what is wrong with what ahmadinejad said for somebody who could not get how stupid the idea of a 16 year old student producing nuclear energy at home is. You might think it is pretty easy but just try to do it. The idea is so wicked that trying to explain it just makes you feel like a fool. Pretty much like trying to explain the funny point in a joke for somebody.

فرمایش شما درست که خیلی چیزها تغییر کرده و بهتر از قبل شده ولی در همین چند سال اخیر امسال بیشتر از بقیه سالها گیر به مساله حجاب دادن و حضورشون چشمگیر تر از سابق بود. در ضمن اینکه بخوای بگی خمینی مخالف حجاب بوده و مردم بهش تحمیل کردن مثل اینه که بگی لنین مخالف کمونیسم بوده و مردم روسیه کمونیسم رو بهش تحمیل کردن. درسته که آدم مسایل رو سیاه و سفید نبینه ولی این معنیش این نیست که حالا تو چون با روز آنلاین مشکل داری فقط صبح تا شب کارت این باشه ببینی اونها چی می نویسن و بشینی تو اتاقت بامبول تراشی کنی. چند وقته ایران نبودی برای همین هم نمی دونی که پلیس چطوری برخورد میکنه الان. اگه تو نروژ فلان شخص داد بزنه غلط کرده چون هر عقل سلیمی این قانون رو تایید می کنه که نصفه شب نباید صدای موزیک رو بلند کرد. ولی آیا عقل سلیم حجاب اجباری رو تایید می کنه؟ آیا در مقابل قوانین آشکارا احمقانه اونهایی که خفه خون میگیرن شریف ترن یا اونهایی که داد میزنن؟ اینقدر سعی در توجیه نداشته باش. بی طرفی خوبه ولی حتی بی طرفی هم اندازه داره. وقتی هم فکرا و هم تیپ های تو توی ایران زیر فشار هستن مواضع تو به فرض که بی طرفانه هم باشه آیا عاقلانه هم هست؟

آقاي مشدي حسين خان جداً گندش رو در اوردي... احساسي برخورد مي كنيم؟؟ آقاي فلاني و فلاني توي شرت شان را نگاه مي كنند و اين شيوه ي برخورد رو نقد مي كنن؟( شما دقيقاٌخودت به كجات نگاه كردي و اين ها رو گفتي؟؟ جيبت؟ ما تحتت؟) رژيم بد حجابي رو" تحمل" كرده تا الان؟؟ بريم نوه نتيجه ي خميني رو ببينيم؟ تو حالت اصلاً خوش هست؟؟ اگه به قول كورش اين قضيه اساساً "فرهنگي " هست جمهوري "اسلامي" اين جا نقش برگ كاهو رو بازي مي كنه؟ ديگه حالم بد شد. من به عنوان دختري كه يه بار (نه در جريان دستگيري هاي اخير) به جرم بد حجابي دستگير شده و دهن اش تا روي زمين باز موند كه من دقيقاً مشكلم چي بود، مي گم كه جداً خيلي الاغي

سلام از شما خواهش می کنم مطالب رکیکی که بعضی افراد بی فرهنگ می نویسند رو در سایتتان درج نکنید و یا حداقل بخشهای زشت آنها را حذف کنید. من اخیرا به جمع خوانندگان وبلاگ شما و همچنین آقایان دیگر پیوستم. واقعا از نثر بی ادبانه و زشت برخی از ایرانیان خارج از کشور که خود را مخالف رژیم ایران معرفی می کنند شگفتزده شدم! بنظر من اکثر قریب به اتفاق آقایان نیاز به مشاوره روانی دارند و البته مشاوره فرهنگی . جالب اینه که هیچکدام تحمل کوچکترین انتقاد مودبانه رو ندارند و با الفاظ زشت عکس العمل نشان می دهند. حتی می بینم که در نوشته های اینجا کلمات زشتی دیده میشه. ولی راه درستش اینه که اگه کسی از نحوه تفکر و نگارش کسی خوشش نمیاد اصلا مطالبش رو نخونه نه اینکه بیاد بخونه و بعد فحش بده که در این صورت فقط خودش را آزار داده و بس!

واقعا جالب بود. اگه میشه در مورد حجاب اجباری هم یک مطلب بنویسید.

are you ok? I think a donkey has bitten your brain. go, see a doctor asap.

You will get your precious safe trip to Iran! and back out again. Because there is no other justification for your constant and systematic agreement with and defense of everything that IRI does and dis-agreement with everything that anyone says or does that has a smell of objection against IRI. SO, I hope you have a nice trip; it is starting to look like your trip is closer and closer!

جان از تحلیلت روی هم رفته کیف کردم. مسآله حجاب را باید یک عامل فرهنگی دید که (متآسفانه) به میدان سیاست کشیده شده، اگر حل این مشکل را در فرهنگسازی نبینیم در همان چاله پهلوی-جمهوری اسلامی(بزوربکن یا سر کن) میافتیم. ولی در این حرفت نمی دانم چرا احساس میکنی که باید رفتار و قانون رژیم را توجیه کنی. مثال این خانمی که با جیق و کتک دستگیر شد چه ربطی به قانون پخش موسیقی نروژ دارد؟ اصل این قانون بی عدالتی است. هر کسی هم به این حد مبارزه کند، به مسئولین که قانون را اجرا میکنند گیر بدهد و بی احترامی کند حقش هست و زیاد لازم به درک و فهم پیش داستان ندارد. قانون پخش موسیقی نروژ شاید احمقانه یا ارتجاعی باشد ولی در اساس مورد زور و ظلم قشر معینی از جامعه نیست. به قوانین ج ا ایران تا حدی که به این نوع مبارزه جواب گو و قابل اصلاح بشاند میشود احترام گذاشت و در عین حال باید از کسانی که جرآت سر و کله زدن با این قوانین را دارند خیلی بیشتر از مثال تو قدردانی کرد. این قانون پرستی که تو بیان کردی یک دید کاملا لیبرال است که اصل مسآله را متن قانون میبیند. این مبارزات و استکاکات است که قانون را بوجود می آرد و نهایتا مجبور به اصلاح یا نابودی میکند .اگر این را فراموش کنی یک تکنوکرات لیبرال از آب در می آی.

حسین جان از تحلیلت روی هم رفته کیف کردم. مسآله حجاب را باید یک عامل فرهنگی دید که (متآسفانه) به میدان سیاست کشیده شده، اگر حل این مشکل را در فرهنگسازی نبینیم در همان چاله پهلوی-جمهوری اسلامی(بزوربکن یا سر کن) میافتیم. ولی در این حرفت نمی دانم چرا احساس میکنی که باید رفتار و قانون رژیم را توجیه کنی. مثال این خانمی که با جیق و کتک دستگیر شد چه ربطی به قانون پخش موسیقی نروژ دارد؟ اصل این قانون بی عدالتی است. هر کسی هم به این حد مبارزه کند، به مسئولین که قانون را اجرا میکنند گیر بدهد و بی احترامی کند حقش هست و زیاد لازم به درک و فهم پیش داستان ندارد. قانون پخش موسیقی نروژ شاید احمقانه یا ارتجاعی باشد ولی در اساس مورد زور و ظلم قشر معینی از جامعه نیست. به قوانین ج ا ایران تا حدی که به این نوع مبارزه جواب گو و قابل اصلاح بشاند میشود احترام گذاشت و در عین حال باید از کسانی که جرآت سر و کله زدن با این قوانین را دارند خیلی بیشتر از مثال تو قدردانی کرد. این قانون پرستی که تو بیان کردی یک دید کاملا لیبرال است که اصل مسآله را متن قانون میبیند. این مبارزات و استکاکات است که قانون را بوجود می آرد و نهایتا مجبور به اصلاح یا نابودی میکند .اگر این را فراموش کنی یک تکنوکرات لیبرال از آب در می آی.

Super Du bist wirklich vernünftiger geworden. Du hast so schnell verstanden wie die Leute wirklich in Europa und U.S.A machen!!!(denken oder leben,…) Die machen immer Propaganda gegen richtige Demokratie , und die vorstellen das als echte Demokratie!!! und die armen und blöden Leute glauben Demokratie heißt was im Europa gibt. viel Glück Ohne Fehler ;)

Naja, du meinst echte Demokratie ist genau wie es im Iran implementiert ist. Also ihr könnt euch alle in die Arme eurer Demokratie-Symbole (ich mein Mullahs) legen. Apropos,denkst du dass dieser Typ etwas von Deutsch versteht!?viel Glück bei ihren wässrigen Interpretationen.

Super Du bist wirklich vernunftiger geworden. Du hast so schnell verstanden wie die leute wirklich in europa und U.S.A machen. Die machen immer propaganda gegen richtige Demokratie,und die vorstellen das als echte Demokratie,und die arme und blöde leute glaben Demokratie heisst was im europa gibt . viel gluck

A friend of mine told me that e was wearing short sleeve shirt and his hand was dipped in a bucket of paint. Elements within regime are acting in a very harsh manner to humiliate people. Humiliation is something that Iranian culture uses often to justify practicing law (read Iranian History). Your analysis about police practicing the law and individuals reacting to it is correct. But there is a huge difference between police in Iran and police in the West. In the west the three organs of the regime are separated and each organ is held accountable. For example in Calgary, Canada police in under investigation for racism against blacks. In Vancouver 6 members of the police were fired because they abused couple of drug users. Give more than one example about police being held accountable in Iran and I will take you seriously. It seems to me that police in Iran is still above the law and it can not be held accountable and that might be because in Iran there is no clear distinction of responsibilities. You have good intentions but I hardly think you can compare police in Iran to police in the West. . In the West police might break the law but it can be held accountable. In countries like Iran and third world in general police abuses its powers and it can not be held accountable in a meaningful manner. You need to compare the Iranian police to Egyptian police, Indian or Pakistan not the West. Also you can not compare hijab to a bylaw for music after 12 PM because they are different by nature. One has to do with one’s choice of dress which can not do any harm on others whereas music after 12AM harms others. You can not compare apples with oranges Hussein. Overall I think your new found religious-nationalism sentiments need more direction and guidance. Cheers

راستش چند وقتی بود مطالبی می نوشتی که با اینکه با بن و اصلش موافق بودم، از طرز تحلیلت که کمی گتره ای بود و مقدار زیادی هم احساسی و لجبازانه و حرف حرف منه، خوشم نمی یومد. این مطلب بعد از مدتها یکی از مطالبی بود که نه تنها از کنه حرفت خوشم اومد، بلکه از طرز تحلیلت هم... نمی دونم چقدر می تونه حقیقت داشته باشه که یک قشر حجاب رو به جمهوری اسلامی تحمیل کردند، چون خیلی دلایل هست که فقط خویی و جوادی آملی و مصباح ها طرفدار این کار نبودند و بهشتی و مطهری هم از موافقانش. حالا شخص خمینی رو نمی دونم، نظرات دختر و نوه اش هم به سختی دلیل دیدگاه های خودش می شه. اما در کل، حرفت رو قبول دارم، هرچند ترجیح می دادم که نیروی انتظامی که به هرحال افراد جامعه هستند، بازهم تن به این کار نمی دادند و بعضی آدمهای غیر از هاشمی شاهرودی هم به مطلب واکنش محکمتری نشون می دادند...

به نظر من تو یه تایپیست خستگی نا پذیری خط فکری جمهوری اسلامی رو بدون از قلم انداختن یک واو توی وبلاگ نازت تایپ می کنی چون متاسفانه تو از شعور سیاسی محرومی پس ناچاری برای بزرگ نمایی خودت تن به تایپ افکار پوسیده چهار تا پوفیوس مثل خودت بدی

ايناي كه اينجوري به جاي نقد كردن نوشته(اگر سواد و شعورش رو داشتن !) فحشهاي ركيك مينويسند

جز اينكه نشون بدند تو طويله بزرگ شدند و از يك مشكل روحي رواني رنج ميبرند چيزه ديگه اي رو

ثابت نميكنند.

I agree with the core of what you said. It’s good to question what we see on TV or read or hear, something that I think we used to do much more when in Iran than now that we are outside (cause we have this illusion that all the news we are offered is the truth). Somehow I don’t think this crackdown (as BBC likes to name it) is going to be even close to the past crackdowns’ gravity that people like me used to experience about 15 years ago. So, if we use our memory and remember where we were and where we are right now, of course there has been progress. This is a lost battle for the regime and they know it. Young women and men are more defiant than ever and they won’t give in to any pressure (thanks to Khatami). There are times that the progress slows down but the overall motion is forward. A simple example is my observation from my last year’s trip to Iran: Unlike before, the short, tiny, tight “manteau’s” and the small headscarf for women, and stylish outfits and hairdos for men are now a common exercise among all young people in every part of the city and not just among the rich and westernized population of north of Tehran. So, if this is not progress, what is it? This means that the more traditional and religious population also accepts having not-so-traditional habits in their families. This in turn will put pressure on the government to accept that the population does not really want a strict Islamic government. By the way, the “fake blonde” media of Iranians in LA do more harm to Iran than any of your “moo boor- cheshm abi” media.

I still have a copy of khomeini's order to execute political prisoners,all of them even thoese who were 16 years old , kids who had no idea and just printed some articles i have photos,and khomeins ordered to kill them all.Ok Keep thinking about your hero

هیچ فرقی بین کسانی که به زور می‌خواهند حجاب را از سر دخترها بردارند و کسانی که می‌خواهند به زور حجاب را بر سر آنها کنند نیست. هر دو فاشیست هستند. این وسط یک چیز بیشتر از قبل خودش را نشان داد. سکوت فمینیست‌های عشق کاپیتالیسم در مورد توهین استاد زرین کلک به یک دختر محجبه در نوع خود بی‌نظیر است. دخترهای میلیون دلاری ساکن تهران نشان دادند این توهین [به زن] اشکالی ندارد، چون به یک دختر محجبه بوده است. وگرنه فریاد وا حقوق زنان شان دنیای کلنیالیستیشان را برداشته بود.کسانی هستند که در لایه‌های درونی مقاومت‌های مدنی‌شان فقط برای سوتین و بیکنی مبارزه می‌کنند. این سکوت هم نمونه‌اش.

بزار يه سوال در مورد استثناء و قاعده بپرسم. نوشتي که : «برای اولین بار بسیج در این ماجرا بطور داوطلبانه دخالت نکرده است و حتی آن را جزو وظایف ذاتی خودش ندانسته‌است. این در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه ندارد». خودت بطور صريحي روشن ميکني كه دخالت نکردن بسيج يک استثنا بوده و تا به حال سابقه نداشته.

«برای اولین بار بالاترین مقام حقوقی مملکت، یعنی رییس قوه‌ی قضاییه، اختلاف نظرش را با پلیس درباره‌ی این قانون و اجرای آن علنی می‌کند.». اين هم يه استثناي ديگه. حال که خودت مارا چپ و راست نواخته يي كه بر اساس يک استثناء داريم قضاوت مي كنيم چرا خودت با تکيه بر استثناهایي كه خودت عنوان کرده اي داري اعمال اونا رو توجيه ميکني؟

«مایی که تمام عمرتان را در همان جامعه سرکرده‌ایم» خوب ميدانيم اين فيلم از معدود دفعاتي است كه کسي توانسته ضبط کنه و در معرض ديد عموم قرار بده و الا هر کدام از ما شاهد صحنه هاي بدتر از اين بوده ايم.

سلام جناب حسین خان درافشان:

من با اکثر پستهای تو موافق ام اما این یکی را نتوانستم هضم کنم. قبول که در حال حاضر جمهوری اسلامی از هر حکومتی بخواهد با زورآمریکا یا انقلاب یا سلطنت طلبان و.... سر کار بیاید بهتر است ولی نمی شود توجیه کرد چون این از اونها بهتر است کاری بهش نداشته باشیم و بخواهیم ماتحتمان را برای دفاع از آقایان جر بدهیم چون به هر حال گزینه بهتری دم دست نیست.

خیلی نیروی انتظامی هنر داره بره جلوی ورود مواد مخدر رو بگیره.

هي يارو ميبينم که حسابي کيره جمهوري اسلامي تا دسته رفته تو کونت و از دهنت زده بيرون و حسابي نمک گير شدي بچه کوني زرت و پورت زيادي نكن همون بهتره که کيره اون هزب آلله هاي مادر جنده رو ساک بزني و کس و شعر نگي لاش پاش

هیچ کس به اندازه شما به آلت تناسلی اش فکر نکرده . به نظرم شما بیمار جنسی هستید. مطالبتان گویای این است .از یک آدم تحصیل کرده بعید است که چنین کلماتی را به کار ببرید. بهرحال اشخاص بیماری چون شما در همه جای دنیا یافت می شوند ولی گناهان زنان چیست که باید خودشان را در عذاب بگذارند چرا که شما ممکن است بیماری تان عود کند.

you say...". اگر خیلی جوان نباشید یادتان می‌آید که زمان خمینی چقدر این تفکر به او بخاطر رادیو و تلویزیون و سینما فشار می‌آورد. جوری که خمینی را وادار کرد تا جایی آلوده به جزییات شود که به رییس تلویزیون وقت نامه بنویسد و از پخش یک سریال خانوادگی (پاییز صحرا) که در آن هنرپیشه‌ی زنی زیبا با آرایش و روسری غیر معمول دفاع کند ..." Do you remeber that time winter of 1367 in a radio program, the reporter asked a housewife that who would be her role-model and she responed as "Oshin" not Fatemeh Zahra. What was khomeini's response? If you dont remember, let me help you, He ordered to execute that woman, the reporter, and the program producer... just because a housewife deicided to choose Oshin over Fatemeh Zahra... so do not think of Khomeini as your hero.... hope you dare to publish this comment

با بخشی از صحبت های تو موافقم اما نه همه. ببین مهم این نیست که من مرد یا زن برای کسب لذت جنسی صرف میخوام خودم و جنس مخالفم آزاد باشه مهم اینه که حکومت سنگر دفاع از آزادی رعیت رو میخواد هل بده عقب تر مردمی که حتی برای انتخاب پوشاک حق انتخاب ندارن مردمی که به ناموسشون توی خیابون دست درازی میشه چطور می تونن به فکر آزادی سیاسی مطالبات اقتصادی فرهنگی و هزارویک توقعات به جای دیگه باشن که ندارن؟ همه می دونن که هدف اصلی این فشارها اینه که سطح آزادی مردم پایین نگه داشته بشه تا به مسائل اصلی گیر ندن. یه جور دیگه هم به همین نگاه کنی میشه پرت کردن حواس مردم از اتفاقاتی مثل مذاکرده با امریکا تعلیق غنی سازی و این جور چیزا. پس موضوع این نیس که مخالفان این طرح دارن با آلت تناسلیشون اون طور که تو گفتی فکر می کنن که البته این نشون دهنده اینه که فکر کردن با الت تناسلی احتمالا برای تو وجود داره که بهش توجه کردی بلکه مهم اهداف و اغراض سیاسیه طرحه. در ضمن من قول میدم تا یکی دو سال آینده موضوع اجبار حجاب عملا برداشته میشه و میشه مثل ماهواره توی این قضیه شک نکن

حسین جان تو هم بدتر از من استاد ک ُس گفتنی ها. چندتا قرینه و برهان جنبی و حاشیه ای رو به خدمت می گیری که چیز مهمی رو ثابت کنی که از بنیان دروغه. الحق که آخوند زاده ای و استاد سفسطه. سیبی که گندید همه ش رو باید انداخت دور. داستان جمهوری اسلامی اینه. یادت باشه شاهرودی نقش زندان بان مهربون رو بازی می کنه و داروغه ها نقش زندان بان منفی رو. اینجوری می شه زندانی رو گیج کرد و قاضی الاقضات هم مفتکی محبوبیتی به هم می زنه... زندان نبودی مثه اینکه. ولی واردی ملت رو ک ُ س مخ کنی و کی ر مغز. اینجوری می شه که عقل می ره توی آلت تناسلی. وگرنه ک و ن لق جامی و نبوی و شریعتمداری و خویی و خ های دیگه از دم.