هیچکدام از نویسندگان «روز» هرگز از گل نازکتر به رفسنجانی نگفتهاند. آنها کوچکترین مشکل داخلی را از کاه به کوه تبدیل میکنند و ایران را فاسدترین و ناکاراترین کشور دنیا نشان میدهند، ولی هرگز حتی اشارهای گذرا به اخبار فساد مالی اطرافیان رفسنجانی نکردهاند.
مثلا در روزهایی که خبر مربوط به رشوهخواری مهدی رفسنجانی از شرکت توتال همهی خبرگزاریها را گرفته بود، سردبیران روز، باستانی و نوشابهی امیری که اتفاقا در همین فرانسه هم زندگی میکنند، از کنار آن با سکوت کامل رد شدند. بهنود و نبوی و زیدآبادی و معماریان و بقیهی ستوننویسان ثابت آنها هم هرگز به آن اشارهای نکردند.
برای همین عجیب نیست که آدم میبیند برای حسین موسویان چه میکنند. تیتر زدهاند «اتهام جاسوسی به همکار هاشمی.» انگار که به مادرشان فحش ناموسی داده باشی. همهاش هم دارند سعی میکنند این دستگیری را یک جور تصفیه حساب احمدینژاد با رفسنجانی نشان دهند.
اصولا یکدفعه تمام شبکهی مرتبط با رفسنجانی در خارج و داخل به دفاع از موسویان برخواستهاند. حتی نازیلا فتحی برای نیویورکتایمز جوری خبر را نوشته که انگار موسویان بخاطر انتقاداتش (که تازه خیلی هم رقیق بودهاند) از تیم مذاکره کنندهی اتمی جدید دستگیر شده است و حتی احتمال این را هم نداده که ممکن است وزارت اطلاعات ایران حتی یک درصد سند و مدرکی برای چنین دستگیری بیسابقهای داشته باشد و واقعا موسویان مظنون به جاسوسی بوده باشد.
اتفاقا برعکس، موسویان و دیگر تاجر/سیاستمداران نزدیک رفسنجانی بخاطر منافع مستقیم اقتصادی که از بهبود روابط ایران و آمریکا و تعلیق برنامهی اتمی میبرند، بسیار در موضع تضاد منافع حساسی برای مذاکرات اتمی قرار میگرفتند و به نظر من خامنهای کار کاملا درستی کرد که کل تیم مذاکرات را عوض کرد. کسی که قرار است راجع به مسالهای چنین مهم مذاکره کند نباید هیچ منفعت اقتصادی شخصیای از نتیجهی احتمالی آن ببرد.
همان شبکهی رسانهای که موقع نامزد شدن رفسنجانی برای ریاست جمهوری برایش تبلیغ میکرد و مصاحبه و رپرتاژ آگهی جور میکرد، الان به دفاع از موسویان آمده است و این خیلی چیزها را روشن میکند. بخصوص لینکهایی که آدم این روزها بین براندازان نولیبرال آمریکایی و رسانههایشان و بیزنسمنهای سودبرنده از سرمایهگذاریهای نفتی در ایران و تاجر/سیاستمداران نزدیک به رفسنجانی پیدا میکند.
واقعا از این نظر شانش آوردیم که رفسنجانی رییسجمهور نشد. او به رغم همهی گندکاریهاش، با بیباکی تمام دست اغلب آدمهای فاسد نزدیک به رفسنجانی را از قوهی مجریه قطع کرد. رفسنجانی یک خطر بزرگ برای منافع ملی ایران است و اگر زندگی این همه روزنامهنگار و تبلیغاتچی وابستهاش را تامین نمیکرد، معلوم میشد چقدر به این مملکت و حرکت بینظیر انقلابیاش در طول این سی سال ضربه زده است. هرچند که اگر این «روشنفکران» را کنار بگذارید، مردم عادی خیلی خوب همهی اینها را میدانند و اتفاقا برای همین هم احمدینژاد رییس جمهور شد.