من حساسیت ایران را نسبت به آکادمیسینها یا روزنامهنگاران ایرانی-آمریکایی نزدیک به مراکز قدرت در آمریکا درک میکنم. ولی نمیفهمم که چرا وزارت اطلاعات ایران تازگیها در راه این مسیر دارد این کارهای غیر قانونی و غیرانسانی را میکند و قوهی قضاییه هم آنها را نادیده میگیرد.
آخر بر اساس چه قانونی پاسپورت یک نفر را میگیرند و نمیگذارند از ایران برود، بدون اینکه روند قضایی را دربارهاش شروع کنند؟ در کجای قوانین جمهوری اسلامی آمده که حکومت میتواند همینجوری بدون تشکیل هیچ پروندهی قضایی آدمها را روی هوا نگه دارد.
همین کار را با خود من هم کردند. سبکشان این است که سعی میکنند بدون اینکه وارد روند قضایی شوند به هدفشان که معمولا کسب اطلاعات از طریق گفتگو/بازجویی است برسند.
آقای بازجوی مودب (با اسم مستعار فرجامی)، پس از اینکه ماموران نگداشتد سوار هواپیما شوم، آمد به فرودگاه و به من گفت که من دو راه دارم: یکی اینکه پروازم را داوطلبانه به عقب بیندازم و قبول کنم که بی سر و صدا توسط آقایان مصاحبه/بازجویی شوم، راه دوم اینکه بقول او لجبازی و شلوغبازی کنم و ماموران را وادار به گرفتن حکم قضایی برای جلب و بازجویی کنم.
اینها با زیرکی فهمیدهاند که وقتی یک نفر در ایران زندگی نمیکند، مهمترین هدفش آن است که بتواند برگردد به کار و زندگیاش در خارج از ایران و برای همین حاضر است از خیلی از حقوقش کوتاه بیاید. برای همین عملا کاری میکنند که آدم مجبور شود داوطلبانه از افتادن ماجرا در یک مسیر قضایی جلوگیری کند تا آنها بتوانند و با خیال راحت هر چقدر خواستند آدم را نگه دارند و کسی به پروپایشان نپیچد.
ولی خود این کار کاملا غیرقانونی است. ممنوعالخروج کردن بر اساس قانون ایران حکم قضایی لازم دارد، درست مثل بازداشت موقت یا اجازهی تجسس در خانه و محل کار زندگی مردم. ولی وزارت اطلاعات ایران، مثل تمام سیستمهای اطلاعاتی دیگر، روند قضایی را مزاحم کار خودش میداند و سعی میکند با استفاده از سوراخهای قانون از ورود به آن پرهیز کند.
منتها در کشورهای دیگر بسیاری این سوراخهای قانونی را بستهاند و سیستمهای اطلاعاتی خیلی سختتر میتوانند با کسی بدون وارد شدن به روند قضایی تعامل کنند. (هرچند که بعد از یازده سپتامبر در بسیاری کشورها این سوراخها به عمد حتی بزرگتر هم شدند تا دست سیستمهای اطلاعاتی را به بهانهی مبارزه با تروریزم بازتر بگذارند.)
کاری که به نظرم ما باید بکنیم این است که این سوراخ قانونی را پیدا کنیم و با تعامل با شاهرودی (که به اعتراف تمام فعالان حقوق بشر داخل ایران آدم خیرخواه و اصلاحگر و منصفی است) و نیز با گفتگو با نمایندههای منصف و نسبتا مستقل مجلس مثل عماد افروغ، از طریق تغییر آیینهای موجود، به این روش غیرانسانی وزارت اطلاعات پایان دهیم.