برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۲۵ خرداد ۱۳۸۶ | 15 June 2007

 پدیده‌ی خطرناک عباس میلانی

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Abbas Milani's aim is no different from Reza Pahlavi's. Only their methods differ, which makes Milani even more dangerous for his behind the scenes efforts to bring together the 'reformist' dissident. Read his speech at the FDD conference (I'd say Pentagon advisers) and see for yourself.

وقتی داشتم سخنرانی عباس میلانی را در حضور مسوولان دفتر امور ایران در پنتاگون می‌خواندم، به این فکر افتادم که چقدر حرف‌هایش دارد با رضا پهلوی یکی می‌شود. بخصوص آنجا که راجع به نیاز اپوزیسیون به بیرون آمدن از پاردایم‌های قدیمی چپ و راست می‌کند و تاکیدش بر اینکه اکثریت مردم ایران از حکومت شدیدا ناراضی‌اند و بهترین راه برانداختن جمهوری اسلامی حمایت از دانشجویان و زنان و کارگران ساکن ایران است، نه حمله‌ی نظامی.

این‌ها دقیقا مواضع رضا پهلوی هم هست، فقط پهلوی، از روی بی‌سوادی و کم‌ذکاوتی، این حرفها را به شکل خشن‌تر و ضخیم‌تری می‌زند.

ولی فعلا رضا پهلوی با درست کردن پارلمان در تبعید انتصابی‌اش -- که با شرکت محسن سازگارا که احتمال فکر می‌کند می‌تواند روزی پهلوی را دودره کند و جایش را در رهبری این گروه بگیرد امروز در پاریس افتتاح خواهد شد -- از میلانی جلو افتاده است.

میلانی تا جایی که می‌دانم دارد سعی می‌کند یک سری از اصلاح‌طلبان آمریکاپرست (که ماشاله تعدادشان هم کم نیست) را که خاتمی بریده‌اند،‌ مثل گنجی و تحکیمی‌های سابق و صنعت‌گران حقوق‌بشر و فعالان فراری زنان، گرد هم بیاورد و یک جور مجمع مشورتی موثر تشکیل بدهد و خودش را به عنوان یک رهبر فکری برای براندازی به دولت آمریکا معرفی کند، نه رهبر سیاسی از نوعی که پهلوی می‌خواهد باشد.

البته این وسط باید مجاهدین خلق را هم فراموش نکرد. ولی دیگر در آمریکا هیچ‌کس، حتی دست‌راستی‌ترین جنگ‌پرستان هم به آنها محل نمی‌گذارد. برای همین تقریبا بیشتر فعالیت‌شان را به اروپا و با هدف تاثیرگذاری روی اتحادیه اروپا متمرکز کرده‌اند.

میلانی آدم باهوشی است و همین او را بسیار خطرناک‌تر از پهلوی می‌کند. درس‌خوانده است و سابقه‌ی فعالیت ضد شاه هم به عنوان یک فعال چپ دارد. (هر چند که الان به بک کاپیتالیست قسم‌خورده تبدیل شده است!)

من مدتها به اینکه آیا واقعا میلانی آدم خیرخواهی است یا اینکه حرامزاده‌ای مثل رضا پهلوی است که می‌خواهد هرجور شده حکومت ایران را به کمک مستقیم آمریکا نابود کند و هم ایران را دوباره به نوکر آمریکا تبدیل کند و هم خودش هم از این وسط به قدرت و نان و نوایی برسد.

ولی دیگر این اواخر مطمئن شده‌ام که عباس میلانی دلش برای من و شما و زنان و دانشجویان و کارگران ایرانی نسوخته است. اگر سوخته بود صبح تا شب به وحشی‌ترین آمریکایی‌ها برای راه‌های نابود کردن وطنش مشاوره نمی‌داد. اگر واقعا عقیده به گفتگو داشت و اینکه خود مردم ایران باید سرنوشت خودشان را تعیین کنند، بجای نشستن در کالیفرنیا و تشویق بوش به تعامل با ایران بر اساس برنامه‌ی براندازی‌اش، می‌رفت تهران و با خامنه‌ای گفتگو و تعامل می‌کرد تا بتواند از داخل وضع زندگی مردم را بهتر کند.

این دورویی را گنجی هم دارد. چطور می‌توان با گفتگو با آمریکا که خودش قبول دارد بزرگترین دشمن ایران است آن را اصلاح کرد، ولی وارد تعامل شدن با خامنه‌ای که حداقل ایرانی و هم‌وطن گنجی است گناهی نابخشودنی است و حتی نباید آن را امتحان کرد.

برای همین است که دیگر کسی در تهران گنجی را که تازگی‌های امضا می‌کند «اکبر گنجی، کالیفرنیا» قهرمان نمی‌داند. یا سازگارای زندان‌رفته و اعتصاب‌کشیده یا افشاری انفرادی رفته و...

به همان دلیل که مجاهدین خلق با پیوست به دشمن ابرای همیشه از چشم ایرانیان افتادند، آقایان ظاهرا «اصلاح‌طلب» فراری به آمریکا هم اعتبارشان را از دست داده‌اند. جالب است که این را هنوز نفهیمده‌اند.


راستی، بخاطر مشکلات فنی اگر می‌خواهید برایم کامنت بگذارید باید در وب‌سایت آیینه‌ی «سردبیر:خودم» در بلاگ‌اسپات این کار را بکنید.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=5ce6aa818a9ce75a63de480197bfa538 is currently inaccessible