آقا به نظر من این ماجرای کنگرهی همبستگی رضا پهلوی و سازگارا را باید جدی گرفت. بخصوص که در این چند روز آشکار شده که کل تلویزیون صدای آمریکا و رادیو فردا که پرمخاطبترین رسانههای بیرون از ایران هستند، پشت این جریان هستند و حمایت جدی از آن را شروع کردهاند.
شهریار آهی که از چند سال پیش در واقع رضا پهلوی و کل این پروژه را میچرخاند در گفتگویی پس از این کنگره آشکارا اعلام کرده است که میخواهند به زودی یک دولت موقت در تبعید و نیز یک پارلمان در تبعید درست کنند.
از این ماجرا بوی بدی میآید. چون به قول روزنامهی نومحافظهکار نیویورکسان اگر تا حالا پروژهی براندازی (چه از راه حمله نظامی، چه از راههای دیگر) در آمریکا زیاد طرفدار نداشته، دلیلش این بوده که آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی نبوده است. بعد مینویسد که این آلترناتیو امروز با این جنبش همبستگی دارد بطور جدی ساخته میشود.
من از یکسال پیش که مقالهی معروف و کلیدی نیویوکر دربارهی شهریار آهی و رضا پهلوی و سازگارا منتشر شد دارم از روی اینترنت تمام حرکات و تحولات مربوط به اینها را با دقت بررسی میکنم. و باید بگویم که به نظر این بزرگترین خطری است که جمهوری اسلامی را در آیندهی نزدیک تهدید خواهد کرد.
مجاهدین خلق دیگر خطر بزرگی حساب نمیشوند، چون نه پایگاه مردمی دارند، نه زبان و گفتمانش در ایران یا حتی آمریکا طرفدار دارد (بخصوص بخاطر گرایشهای قوی چپشان)، نه کسی به آنها پولی میدهد و نه قدرت رسانهای خاصی دارند.
ولی این جنبش همبستگی رضا پهلوی (که اتفاقا آگاهانه سعی میکند خودش را زیاد در روی صحنه به این جنبش نزدیک نکند و برای همین در نشست پاریس غایب بود) به کمک خاینان بیارزشی مثل محسن سازگارا،علی افشاری، امیرفرشاد ابراهیمی توانسته دیسکورس و زبان جدیدی بسازد که هم در دنیا میتواند همه را جذب کند و هم در داخل ایران. این پتانسیل بزرگ را اگر به قدرت رسانهای روزافزون آنها از طریق تلویزیون صدای آمریکا هم اضافه کنید، آنها را به خطری بسیار جدی برای ایران تبدیل میکند.
به نظر من جمهوری اسلامی (که همانطور که قبلا هم نوشتهام یک موی رهبرش با تمام خطاهایش به تمام دار و ندار اپوزیسیون آمریکا یا اروپانشین میارزد) باید این خطر را جدی بگیرد و فکری برای آن بکند.
مهمترین تهدید به نظر من از طرف قدرت رسانهای این جنبش وارد میشود.
جمهوری اسلامی باید به سرعت سیاستهای رسانهایاش را عوض کند و موقعیتی را که تلویزیون صدای آمریکا به دست آورده است نابود کند.
تلویزیونهای داخلی باید در محتوای برنامهها، بخصوص برای مخاطبان جوان، تغییر اساسی بدهد. تکیهی افراطی مخرب بر شعایر مذهبی و پروپاگاندای احمقانهی ضد غرب باید متوقف شود. برنامهسازان خوبی که به دلایل حزبی و عقیدتی منزوی شدهاند باید دوباره به کار برگردند وشروع کنند به ساختن برنامهی جوانپسندتر، بیطرفانهتر و خنثیتر از نظر مذهبی و با باز کردن فضای گفتگو و نقد اعتماد و توجه جوانان کوچه و خیابان را به دست بیاورند.
همزمان سیاستهای کهنه دربارهی تلویزیونهای خصوصی و ماهوارهای هم باید دگرگون شود. جمهوری اسلامی باید به کسانی که میخواهند کانالهای تلویزیونی با کیفیت راه بیندازند ولی نمیخواهند قوانین مذهبی و سیاسی سفت و سخت را مو به مو اجرا کنند، اجازه بدهد که در بیرون از ایران شبکههای ماهوارهای راه بیندازند و حتی یواشکی از آنها حمایت مالی کند.
جمهوری اسلامی باید بفهمد که خطر تلویزیون آمریکایی مبلغ براندازی بسیار بیشتر از خطر یک تلویزیون ماهوارهای ضد آمریکایی است که در آن پسران و دختران جوان بدون ظاهری اسلامی و از موضعی بیطرفانه از منافع مردم و کشور و انقلاب ایران دفاع کنند.
پروپاگاندای دولتی ایران دربارهی مسالهی هستهای، عراق، فلسطین و غیره باید از شبکههای داخلی حذف شود و به شکلی بیطرفانه و با ظاهری غربی از کانالهای ماهوارهای شبه قانونی که مخفیانه توسط جمهوری اسلامی حمایت مالی میشوند ارايه شود.
آقای خامنهای باید درک کند که هیچکس حرف مجریهای ریشو و چادری لوس هرچند جوان تلویزیون ایران را دربارهی جنایتهای آمریکا در دنیا باور نمیکند. اما همین حرفها اگر با زبانی دیگر و توسط دخترانی فهمیده ولی بیحجاب و پسرانی باهوش ولی غیرمذهبی زده شوند، همه باورشان میکنند، چون حقیقت است.
حقانیت اصل جمهوری اسلامی در برابر فشار ناجوانمردانهی آمریکا و متحدان اروپاییاش را میلیونها نفر از مردم عادی دنیا و بسیاری از جوانان ایرانیتبار ساکن اروپا و آمریکای شمالی در این سالها فهمیدهاند و نیازی به وادار کردن آنها به حمایت دروغین و متظاهرانه از اصل جمهوری اسلامی نیست. این آمریکا است که باید میلیرادها دلار خرج کند تا واقعیتهای جلوی چشم مردم دنیا را تحریف کند و آنها فریب بدهد.
وقت آن رسیده که جمهوری اسلامی قبول کند که تاکید افراطیاش بر شریعت و ظاهر اسلام، برعکس انتظارش، دقیقا به خطری امنیتی در میان جمعیت جوان تبدیل شده است و با اصرار بر این رویکرد دقیقا بر خلاف امنیت ملی جمهوری اسلامی است.
انقلاب ایران به رهبری خمینی و حمایت تقریبا تمام مردم ایران برای این نبود که مردم مذهبیتر و مسلمانتر شوند. برای این بود که مردم سلطهی امپراطوری «غرب» را بر کشور و حکومتشان نمیخواستند. هشت سال مقاومت در برابر صدام حسین تا دندان مسلح برای این نبود که مردم به نماز و روزهشان بهتر برسند.
آقای خامنهای، حالا که در عمل با نزدیک شدن به غیرمذهبیترین حکومتهای دنیا مانند کوبا و ونزوئلا و نیکاراگوا نشان میدهید که اولویتهایتان چیست، نگذارید بخاطر راضی شدن چهارتا روحانی قشری و خشکمذهب تمام رنج و آرمان این مردم و این انقلاب برای دست یافتن به آزادی و استقلال و عدالت نابود شود.
وقت کم است و خطر خارجی بیش از همیشه. بجنبید.
راستی، بخاطر مشکلات فنی اگر میخواهید برایم کامنت بگذارید باید در وبسایت آیینهی «سردبیر:خودم» در بلاگاسپات این کار را بکنید.