این نامه صبح امروز بطور خصوص برای شادی صدر و چهارتن از دوستان نزدیک فرستاده شد. هنوز جوابی از طرف شادی نیامده است. ولی به محض گرفتن جواب، آن را در پایین همین متن اضافه خواهم کرد.
شادی صدر عزیز و گرامی،
از میان تمام فعالان جنبش زنان من همیشه تو و روش کارت را پسندیدهام و آن را به روش بخش دیگری از جنبش زنان که میخواهد کارش را در خیابان و شلوغبازی رسانهای در اینترنت و رسانههای خارجی پیش ببرد ترجیح دادهام.
چندبار هم آشکارا از کمپین ضد سنگسار تو و دوستانت حمایت کردهام که سعی میکنید با تعامل با دفتر آقای شاهرودی و بدون سروصدا زنان مظلوم ایرانی را که در دو لایه (ساختار اجتماعی قدرت مردانه و ساختار قانونی) همیشه مورد ستم قرار گرفتهاند نجات دهید.
همینطور به نظرم کاری را که در نوشتن «منشوری از آن خود» شروع کردهاید به شدت تحسین میکنم و همه جا از آن حمایت کرده و خواهم کرد.
ولی میخواهم سوالی دربارهی کمپین رسانهای که از دیروز برای نجات دادن دو زن در شهر کوچک تاکستان شروع کردید بپرسم.
تو که میدانستی آقای شاهرودی به دادگستری تاکستان نامهی رسمی داده و تقاضای توقف حکم سنگسار را کرده است. تو که میدانستی این نامه در راه است و به زودی رسما توسط دادگستری تاکستان دریافت و اجرا میشود و بر مبنای آن حکم سنگسار به دستور مستقیم آقای شاهرودی متوقف. پس چرا این کمپین رسانهای را در اینترنت راه انداختی؟
اگر هدفت فشار روی خود شاهرودی بود که خودت میدانی آنها نیازی به این فشار نداشتند، چون آقای شاهرودی حتی قبل از کمپین رسانهای تو هم به تاکستان دستور توقف داده بود.
اگر هم هدفت دادگستری تاکستان بود که باید بگویم حتی در کانادا که یکی از الکترونیکترین دولتهای دنیا را دارد، روسای دادگستریاش در شهرهایی چنین دورافتاده هنوز فرق ماوس و کیبرد را خوب نمیفهمند. تو واقعا انتظار داشتی کارمندان دادگستری تاکستان مطالب «روز» و «وبلاگهای فارسی» را بخوانند و حتی قبل از رسیدن دستور شاهرودی از ترسشان سنگسار را متوقف کنند؟
حالا فرض کنیم هر دوی این اهداف قابل قبول است. ولی دیگر چرا کمپین رسانهایات را به فضای انگلیسیزبان رساندی؟ چرا اعلامیهی رسمی به انگلیسی صادر کردی و در آن از سنگسار شدن دو زن در ایران در روز آینده خبر دادی؟
تو که میدانی الان تمام رسانههای اروپا و آمریکای شمالی منتظرند که کوچکترین خبر نقض حتی احتمالی حقوق بشر در ایران را توی بوق کنند و تا سه سال توی سر من و تو بزنند. تو که میدانی وقتی مثلا دیدهبان حقوق بشر یا عفو بینالملل یک اعلامیه بدهند، در عرض چند ساعت تمام دنیا را پر میکنند.
شادی جان، تو که میدانستی این حکم تا چند ساعت دیگر بالاخره به تاکستان میرسد و امکان ندارد که آنها دستور شاهرودی را نادیده بگیرند. پس چرا به این راحتی به دشمنان من و خودت و همان زنانی که از آنها دفاع میکنی بهانهی پروپاگاندای ضد ایرانی دادی؟
حالا ببین با این بهانه چه میکند. در یکی دو روز آینده دههزار رسانه در تمام دنیا خبر مربوط به سنگسار این دو زن را طوری مینویسند که انگار قطعی بوده و این زنها، موقعی که آن مرد آمریکایی کمسواد طرفدار بوش دارد خبر آن را در فاکسنیوز یا سی.ان.ان میبیند، ساعتها است جان باختهاند. میلیونها نفر در دنیا با خود میگویند: عجب رژیم بیرحم و غیرانسانیای است این ایران. باید این زنان بیگناه را از چنگ این رژیم قرون وسطایی نجات داد.
ولی میدانی که فقط درصد کوچکی از این رسانهها پسفردا خواهند گفت که: ببخشید بینندههای عزیز. راستش سنگسار این زنها به دستور رییس قوه قضایی ایران متوقف شده است و آنها هنوز زنده هستند. در نتیجه از میلیونها نفری که یک قدم در ذهنشان برای حمایت از حمله احتمالی به ایران نزدیک شدهاند، تنها چند هزار نفر متوجه میشوند که این اتفاق ننگین و سیاه را خود همین جمهوری اسلامی «شیطانی» مانع شده است.
بنشین و بدون پیشداوری یک لحظه با خودت فکر کن. خودت را از دعواهای داخلی سیاسی و حزبی ایران رها کن و بیطرفانه به این کاری که کردی نگاه کن و از خودت بپرس: سود این کار در نهایت به چه کسی رسید؟ ضررش چطور؟ آیا تناسبی بین این سود و ضرر میبینی؟ آیا حواست بود که ناخواسته داری بهانهای جدید برای جنگطلبان دنیا تولید میکنی؟
متاسفم که این را به تو که از همه بیشتر کارها و روشت را قبول دارم میگویم. ولی ماجرای خبر دروغ امیر طاهری را دربارهی اینکه ایران یهودیان را مجبور به پوشیدن بازوبند مخصوص کرده است یادت هست. لابد به خاطر میآوری که این خبر دروغ را چند صد میلیون نفر در دنیا شنیدند و چقدر از آنها روز بعدش از دروغ بودن این خبر مطلع شدند.
شرمسارم که بگویم با وجود تمام حسن نیتات این کمپین رسانهای ۲۴ ساعتهی اخیر تو و دوستانت تاثیر منفی مشابهی خواهد داشت.
راستی، بخاطر مشکلات فنی اگر میخواهید برایم کامنت بگذارید باید در وبسایت آیینهی «سردبیر:خودم» در بلاگاسپات این کار را بکنید.