برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
  • Solidarity Iran

    وب‌سایتی که فعالیت‌های این گروه را دنال می‌کند

Excerpt: A response to Sanam Dolatshahi (Khorshidkhanoom)

صنم عزیزم،

ممنونم که با سوال‌هایت فرصتی به من دادی تا منظورم را بهتر توضیح دهم.

ولی قبلش بهتر بود به عنوان یک توضیح درباره‌ی رابطه‌ی مالی و سازمانی خودت را با این کمپین و شادی صدر ذکر می‌کردی. چون مخاطب ما حق دارد که بداند منافع احتمالی هرکدام از ما از این تبادل نظر چیست تا بهتر بتواند قضاوت کند.

پرسیده‌ای:

۱) تو از کجا خواب نما شده بودی که نامه شاهرودی در راهه؟!

من خواب‌نما نشده‌ام. از وب‌سایت «میدان» خودتان این خبر را خواندم که:

با وجود احتمال دستور توقف حکم از سوي رييس قوه قضاييه،
دادگستري تاکستان

مقدمات اجراي سنگسار را فراهم مي کند

با وجود اينکه دفتر رييس قوه قضاييه در نامه اي به دادگستري تاکستان دستور احتمالي توقف حکم سنگسار را داده است، روابط عمومي دادگستري تاکستان اعلام مي کند: در حال آماده کردن مقدمات اجراي حکم سنگسار هستيم.

يکي از مقامات مسئول در دفتر شاهرودي اعلام کرده است که "ما آخرين دستور را به دادگستري تاکستان ابلاغ کرده ايم و متن نامه ي ارسال شده خوب و اميدوار کننده است."

وي در پاسخ به پرسش خبر نگار در مورد محتواي نامه گفته است که از دادگستري تاکستان محتوي را پي يگري کنيد. اما تاکيد کرده است که متن نامه خوب و اميدوار کننده است.

در تماسي که بلافاصله با يکي از مقامات دادگستري تاکستان گرفته شد، وي به خبرنگار گفته است که تا کنون به دست ما چيزي نرسيده و ما طبق آنچه قبلا اعلام شده در بهشت زهراي تاکستان آن دو تن را سنگسار خواهيم کرد.

در عين حال روابط عمومي دادگستري تاکستان اعلام کرده است که در حال آماده کردن مقدمات اجراي حکم هستند.

۲) چرا اگه نگران وجهه ایران و توطئه نئوکان ها برای حمله به ایران هستی، کاری نمی کنی که سنگسار از قانون ایران حذف شه که همه جا آبرومون نره با وجود قانونای این جوری؟ اگه ضد قدرت هستی، چرا قدرت "محلی" رو نقد نمی کنی؟ به هر حال وجود نقض قانون بشر تو ایران خودش یه بهانه ای هست برای اینکه وقتی حرف از اصلاح بزنی یه عده بهت بتوپن و بگن این رژیم اصلاح پذیر نیست! یعنی وجود انواع و اقسام نقض حقوق بشر خودش می تونه عامل براندازی باشه، پس یعنی تو براندازی، نه؟!

آرزوی من است که نه تنها سنگسار، بلکه هر قانون دیگری که باعث تبعیض بین حقوق زنان و مردان می‌شود،‌در هر سطحی، نابود شود. از همین زاویه، همان‌طور که همیشه گفته‌ام، من یک فمینیستم و به آن هم افتخار می‌کنم.

اما تو و رفقایت که من هم همیشه حمایتتان کرده‌ام خوب می‌دانید که قانون چیزی است که در مجلس تغییر می‌کند و اگر شما مثل دوستانتان در کمپین یک میلیون امضا دنبال نافرمانی مدنی نباشید (که می‌دانم نیستید) قاعدتا می‌دانید که سه راه برای این کار وجود دارد: یا خود نماینده‌های مجلس طرح می‌‌دهند، یا قوه قضاییه به مجلس پیشنهاد می‌دهد، یا دولت به مجلس لایحه می‌دهد.

همه می‌‌دانیم که بسیاری از مقامات بالا‌ی جمهوری اسلامی، از جمله رییس قوه قضاییه با حکم سنگسار به شدت مخالف است .هر چند فعلا آقای شاهرودی از اختیارات قانونی‌اش برای متوقف کردن آن استفاده می‌کند، ولی خودش هم خوب می‌داند که تا وقتی مجازات سنگسار از متن قانون بیرون نیاید، ریشه‌کن نمی‌شود و همیشه احتمال دردسرهای این چنینی در شهرهای کوچک هست.

ولی مگرندیدی که همین چند روز پیش قوه قضاییه اعلام کرد که دارد پیشنهادی به مجلس می‌دهد که قانون اعدام نوجوانان را به کل تغییر دهد تا بتواند این رویه غیرانسانی را به کل ریشه‌کن کند؟

حرف من این است که این کمپین‌های رسانه‌ای این چنینی که معمولا رقبای شما در جنبش زنان راه می‌اندازند و شما هم در کمال تعجب این هفته انجام دادید، هیچ ربط منطقی‌ای به روند تغییر قانون ندارد و حتی تاثیر منفی روی آنها می‌گذارد.

متاسفانه مثل بسیاری از «اصلاح‌طلبان»‌ این روزها، شما هم منافع فردی و گروهی و حزبی خودتان را به منافع کشور و مردمتان ترجیح دادید: با اینکه خودتان گزارش کردید که حکم شاهرودی مبنی بر توقف سنگسار به دادگستری محل ابلاغ شده و احتمال اجرای حکم سنگسار تحت چنین شرایطی تقریبا صفر است، به کمک رفقای نئولیبرال‌تان در سازمان‌های حقوق بشری آن کمپین رسانه‌ای جهانی را در عرض ۲۴ ساعت به راه انداختید و مغز صدها میلیون نفر دنیا را، درست شبیه کاری که مجاهدین خلق می‌کند، پر کردید از دو کلمه‌ی سنگسار و ایران. در حالی که می‌دانستید که فردایش که خبر لغو سنگسار اعلام شود دیگر هیچکدام از رسانه‌های نوحافظه‌کار یا نولیبرال (که تو و دوستانت ظاهرا از این گروه دوم بی‌خبرید) علاقه‌ای به پخش آن نشان نمی‌دهند یا لااقل به اندازه‌ی مساوی به آن نمی‌پردازند.

این کمال بی‌اخلاقی و منفعت‌پرستی گروهی همه‌ی شما بود و متاسفم که بگویم حتی گروه رقیب‌تان هم در جنبش زنان تا حالا شبیه به آن را انجام نداده بود. بجای اینکه به من تهمت و برچسب بزنید کلاه خودتان را قاضی کنید و برگردید و اشکال کارتان را ببینید و از آن درس بگیرید.

من همیشه با ساختار قدرت داخلی جنگیده‌ام و خودت میدانی که مثلا راجع به سانسور اینترنت چند سال است دارم فعالیت می‌کنم. ولی از مدتی پیش که به ساختار پیچیده‌ی قدرت بزرگتر یعنی امپراطوری آمریکا پی برده‌ام حواسم هست که این جنگ با ساختار کوچک‌تر قدرت، منجر به کمک به ساختار کوچکتر نشود.

برای همین هم سعی کردم کمی درباره‌ی آن فکر کنم و برای همین بود که به این نتیجه رسیدم که:

اولا گفتمان حقوق بشر و دموکراسی را امپراطوری آمریکا مدت‌هاست که ربوده است و خیلی سخت است که کاری راجع به ایران و کوبا و ونزوئلا و چند کشور دیگر در این دو گفتمان کرد که بیشتر به نفع مردم داخل این کشورها و مقاومت‌شان در برابر قدرت داخلی شود تا به سود ساختار قدرت غالب امپراطور.

ثانیا تنها حالتی که می‌توان با قدرت داخلی جنگید و در عین حال از کمک کردن به قدرت امپراطوری پرهیز کرد این است که آن را در مقیاسی داخلی،‌ به زبان فارسی و به شکلی غیررسانه‌ای و غیر خیابانی تعریف کرد و انجام داد. (من با الهام از ایده‌ی روشنفکر اورگانیک آنتونیو گرامشی اسم این جور پروژه‌ها را اورگانیک می‌گذارم، با جرقه‌ای که دوستم سیاوش در ذهنم انداخت.)

مثلا کمپین «منشوری از آن خود» شما یک نمونه‌ی عالی از پروژه‌ای اورگانیک است در گفتمان حقوق بشر. ولی برعکسش، پروژه‌ی «یک میلیون امضا» بهترین نمونه برای یک پروژه‌ی غیراورگانیک حقوق‌بشری است که همان‌طور که خودت می‌بینی این روزها تلویزيون صدای آمریکا دیگر بیشتر دنبال تبليغ آن است تا پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی.

۳) چرا وقتی که هاله اسفندیاری زندانه و دستش کوتاهه از تلاش هایی که براش می شه و کنترلی روشون نداره، می ری می گردی ببینی کی داره برای آزادی اش تلاش می کنه و تو بوغ و کرنا می کنی که فلان شخص مثلا طرفدار جنگ عراق بوده و اینا؟ چرا به خاطر اجندای خودت پرونده هاله اسفندیاری رو که به هر حال نقشی نداشته تو دعوت از آدم هایی که دارن برای آزادی اش تلاش می کنن سنگین تر می کنی؟

بگذار اول بگویم چرا با برخورد قانونی و قضایی با آدم‌هایی مثل هاله اسفندیاری اصولا موافقم.

فرض کن یک استاد علوم‌سیاسی آمریکایی که تابعیت ایرانی هم گرفته رفته باشد بقول دادابیس در دانشگاه امام صادق تهران و ده سال باشد که به عنوان رییس آنجا به باهوش‌ترین دانشجویان جمهوری اسلامی درباره‌ی نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی آمریکا درس بدهد. در عین حال، نامش هم به عنوان عضو هیات مدیره یکی از زیرمجموعه‌های دانشگاه امام حسین سپاه پاسداران که راجع به مسایل نژادی در آمریکا به سپاه پاسداران و وزارت دفاع ایران مشاوره‌ی محرمانه می‌دهد آمده باشد.

شک نداشته باش که این آقا یا خانم آمریکایی به محض اینکه پایش را در خاک آمریکا بگذارد بازداشت خواهد شد و اگر شانس بیاورد و پس از دو سال ناپدید شدن سر از گوانتانامو در نیاورد، ماه‌ها توسط سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا بازجویی خواهد شد و آخرسر هم توسط دادگاه به اتهام همکاری آگاهانه و فعالانه با دشمن آمریکا محاکمه خواهد شد.

هاله اسفندیاری دقیقا معادل برعکس این استاد آمریکایی فرضی ما است. او رییس بخش خاورمیانه در یکی از برجسته‌ترین و نخبه‌پرورترین مراکز آکادمیک سیاست خارجی آمریکا بوده، سال‌ها درباره‌ی جوانان، دانشجویان و جنبش زنان در ایران کار تحقیقاتی برای آمریکایی‌ها کرده و در عین حال در هيات مشاوران گروه جوانان موسسه‌ی تحقیقاتی رند (Rand) که مال پنتاگون است عضو است.

هر کس جای جمهوری اسلامی بود شهروندی با چنین مشخصات را حتما بازجویی و بازداشت و شاید هم محاکمه می‌کرد. ولی خب، اگر هنوز بخاطر تنفر کور از خامنه‌ای و احمدی‌نژاد انصافت را از دست نداده باشی، باید بدانی که جمهوری اسلامی هرگز زندان گوانتانامو برای مخالفان سیاسی‌اش درست نکرده است.

ولی رسانه‌ها و سازمان‌های «غربی»‌ حقوق بشر دارند جوری درباره اسفندیاری حرف می‌زنند که انگار ایران یک خانم مسن بی‌گناه را که به جرم اینکه فقط دلش برای وطنش می‌سوزد و دنبال نزدیکی دو کشور ایران و آمریکا است دستگیر و زندانی کرده.

اینجاست که یک دفعه آدم چیزهایی می‌بیند که معلوم می‌کند پشت این جور دفاع رسانه‌های و سازمان‌های حقوق بشر چیست. مثلا این کسی تو می‌گویی، زینب السویجی، یک زن عراقی تبعیدی ساکن واشنگتن است که سابقه‌اش را در حمایت از بوش برای حمله به عراق و نزدیکی‌اش به جنگ‌طلبان کاخ سفید مثل روز روشن است و فقط احتیاج به دو دقیقه جستجو در اینترنت دارد.

آن وقت اینکه سازمان عفو بین‌الملل با آگاهی از سابقه‌ی این زن می‌آید و از او دعوت می‌‌کند که به نفع هاله اسفندیاری و آزادی آن در نیویوک‌ سخنرانی کند مشخص می‌کند که نیت اصلی پشت این دفاع چیست. برای همین من به عنوان یک روزنامه‌نگار وظیفه‌ی خودم می‌بینم که این واقعیت تلخ را ببینم و گزارش کنم.

در واقع در این مورد دوم من موضوع‌ام خود هاله اسفندیاری نیست، چون توضیح دادم که چرا با برخورد قضایی با او توسط جمهوری اسلامی کاملا موافقم.
بلکه موضوع حرفم آشکار کردن نیت سیاسی پشت این جور حمایت‌هایی است که از طرف سازمان‌های حقوق بشر می‌شود و در واقع ربط دارد به همان ایده‌ی ربوده شدن گفتمان حقوق بشر که پایین‌تر راجع به آن صحبت می‌‌کنم.

۴) چطور تو کامنت چند وقت پیش من رو سانسور کردی، چون من گفته بودم "تو مخت گوزیده" اما حالا راه به راه به گوز آن لاین لینک می دی؟

من نمی‌دانم کامنت تو چی بوده. ولی در وبلاگ من چیزی که زیاد است فحش و بد و بیراه است که به اجازه‌ی خودم خوانندگان عزیز به بنده داده‌اند. مثلا ببین همین اصطلاح «گوزیده» را چند نفر تا حالا استفاده کرده‌اند. :)

ولی راجع به «گوز آن‌لاین» باید بگویم که بله. من قبلا هم گفتم که از آن هرجور بتوانم حمایت می‌کنم و حالا که به‌خاطر حکم دادگاهی کانادایی تعطیل شده باید بگویم که من بجز شماره‌ی آلفای آن در نوشتن و انتشار آن هم همکاری نزدیک کرده‌ام و این را هم افتخار خودم می‌دانم که بت «اصلاح‌طلبان» قلابی نولیبرال را که از فرط تنفر از رقیب سیاسی‌شان (احمدی‌نژاد و لاریجانی) به دامن دشمن کشور و مردمشان (آمریکا) افتاده‌اند شکستم.

اگر هم دقت کنی تمام جیره‌خواران و طرفداران آقایان که در اینترنت فارسی‌زبان فت و فراوان پیدا می‌شوند، ما را بایکوت کردند که نکند تشت رسوایی‌شان از بام بیفتد. آقایان و خانم‌های طرفدار آزادی بیان هیچکدام تحمل شنیدن نقد ما را ندارند.

ولی در هر صورت ما کارمان را کردیم و فعلا هم که از وب‌سایت فکاهی‌نویس دربار «ستون نظام» آقای هاشمی رفسنجانی بیننده بیشتری داریم.

طبق معمول هم می‌دانم که دو سال دیگر خیلی‌ها از جمله موج‌سوارانی مثل آقای فکاهی‌‌نویس می‌رسند به جایی که ما امروز هستیم و شروع می‌کنند به دفاع از جمهوری اسلامی و علی لاریجانی و حمله به نولیبرال‌ها.

حالا ببین، این خط و این نشان. چند ماه دیگر این ۱۳ شماره «گوز» تبدیل به یک نمونه‌ی کلاسیک از طنز سیاسی امروز ایران خواهد شد، همان روزی که وقتی ابراهیم نبوی نوشتن در جامعه را شروع کرد و بسیاری از تابوهای آن روز را شکست مردم روزنامه‌اش را روی هوا می‌بردند. خود من و تو یکی‌شان بودیم. یادت هست؟

قربانت،

حسین درخشان


بخاطر مشکلات فنی اگر می‌خواهید برایم کامنت بگذارید باید در وب‌سایت آیینه‌ی «سردبیر:خودم» در بلاگ‌اسپات این کار را بکنید.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«آق بهمن»
«فانونایت»
«مرتضی نگاهی»
«ناهید رکسان»
«گردباد»
«تبعیدی عصبانی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«مهستی شاهرخی»
«مرد تنها»
«لوبيا»
«آهستان»
«نانا»
«یک پزشک»
«علی معظمی»
«بامدادی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«۳۵ درجه»
«امنزیاک»
«مریم مومنی»
«پسر فهمیده»
«تادانه»
«روزها»
«انتخاب زنان»
«عنکبوت»
«ف.م.سخن»
«ایمیان»
«شهرزاد»
«اکبر منتجبی»
«خبرنگار مسلمان»
«خوابگرد»
«دوم دام»
«گناهکار»
«نگاه نو»
«نگاه نو»
«کتابلاگ»
«شبنم طلوعی»
«ملکوت»
«کوروش علیانی»
«آزادنويس»
«ابراهیم اسکافی»
«سینا دیلی»
«موج»
«زهرا»
«میرزا پیکوفسکی»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«فریادناممه»
«علیرضا خدابخش»
«بیروت ریپورت»
«سرزمین آفتاب»
سولوژن
پیاده رو
نیما دارابی
خسرو نقیبی
بلوط
خورشید خانوم
حسین نوش‌آذر
طاها بذری
توکا نیستانی
جمهور
هادی خرسندی
خیاط باشی
جواد کاشی
شکرخواه
آدم و حوا
هنوز
کافه ناصری
لیلی نیکونظر
ایران‌شهر
از پشت یک سوم
مازوخیسم محاسباتی
دستنوشته‌ها
زيتون
شب پیشگویی
امور ایران
عبدالقادر بلوچ
آرش غفوری
فروغ
من راه نشین
چخوف منو نديدی؟
بابک داد
کریم ارغنده‌پور
حقوق‌دان پاریسی
احمد جلالی
روزنامه‌نگار ممسلمان
کیبرد آزاد
خاکریزیسم
مسعود ده‌نمکی
بی اجازه کوچیکترا نه
نگارک‌ها
نوه‌ی غلامرضا تختی
مونتاژ انتقادی
مریم ابریشم‌کار
رویای آريایی
مطالعات فرهنگی رادیکال
احسان
محمد نوری‌زاد
دلبستگی
یک استکاان چای داغ
شنا در شنزار
فلیسوف مآب رمانتیک
خط قرمز
علیرضا شیرازی
آن سوی دیوار
نسرین افضلی
زمستان است
مهدی محمدی
پویان و سیما
محمود فرجامی
سایه
حاجی واشنگتن
کمال
بی‌بی‌گل
صفا در ال.ای
نازخاتون
سیبستان
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
محبوبه حسین‌زاده
امید معماریان
عباس معروفی
آشپزباشی
جوانفکر
حسین پاکدل
مسیح علی‌نژاد
ارزیابی‌های شتابزده
زیتون پرورده
فوکو بلاگ
شاخ به شاخ
کلنگ کمونیست کارگری
آی‌تی.ايران
شرح
چرک‌نویس
ضدمورچه
سلمان
سبیل طلا
عرب عصبانی
پویان طباطبایی
هوشنگ دودانی
جمال
یک وحید
سهیل کریمی
حامد قدوسی
زن نوشت
امشاسپندان
کامپیتور و ارتباطات
آچار فرانسه
مسعود بهنود
شب‌نامه‌ها
نگفتنی‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
هادی نیلی
کلاشینکف دیجیتال
مریم اينا
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
مرصاد
وب‌نگاشت
خانوم حنا
تبرمرد
غلاف تمام فلزی
سهند شمس
مرصاد امروز
ققنوس
آزاده عصاران
لگوماهی
حسام‌الدین آشنا
منبر دات نت
لات‌لند
کافه اندیشه
پاسداران
نیکی اخوان
پاک‌نویس
تکینسون
سوگلی ریچارد پرل
بچه‌های سوم تیر
نقیز
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
روزنه
میرزا
فالشیست
پاگرد
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
هپلی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
نسل خمینی
مشکات
افسون فسرده
پرگلک
کلفه گینزبورگ
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
سفره‌ماهی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
حمید کریمیان
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
جواد روح
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
فرنگوپولیس
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
امیرعلی قاسمی
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
سفره ماهی
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
لیلا خدابخشی