فارس نیوز خبر داده که «اعترافات» هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو سه شنبه و چهارشنبه شب در ساعت نه و نیم به وقت تهران از شبکه یک تلویزیون پخش خواهد شد.
آنونس تبلیغاتی این برنامه را در بی.بی.سی ببینید
قبل از اینکه ببینم آقایان و خانمها چه گفتهاند، میخواهم با تشریح یک نمودار منطقی ساده شما را کمی به فکر کردن فراتر از کلیشههای ذهنی موجود دعوت کنم.
دربارهی این جور اظهارات دو متغیر مهم وجود دارد که به ما کمک میکند بهتر بتوانیم آنها را تحلیل و در نهایت ارزشگذاری کنیم: ۱) در اثر اجبار گرفته شدهاند یا نه؟ ۲) با واقعیت بیرونی مطابقاند یا نه.
این دو متغیر چهار حالت فرضی به وجود میآورند که در جدول پایین میبینید:
|
آزادانه بیان شدهاند |
تحت فشار بیان شدهاند |
| با واقعیت بیرون مطابقاند |
الف |
ب |
| برخلاف واقعیت بیروناند |
ج |
د |
فهمیدن حالتهای «الف» و «ج» ساده است. حالت «الف» یعنی راست گفتن آزادانه و حالت «ج» یعنی دروغ گفتن آزادانه. قضاوت دربارهی این دو حالت هم ساده است.
چیزی که ما معمولا اعتراف اجباری میخوانیم در واقع حالت «د» است. یعنی اظهاراتی که تحت فشار گرفته شده باشند و با واقعیت بیرون هم تطابق نداشته باشند.
ولی حالت «ب» ما را از نظر اخلاقی سردرگم میکند. یعنی اگر کسی تحت فشار حرف راستی را گفت، چطور باید با آن برخورد کنیم؟
برای مثال اگر هاله اسفندیاری حرفهایی زده باشد که ما بتوانیم تطابق آنها را با واقعیت بیرونی تایید کنیم، ولی آنها را تحت فشار روانی و فیزیکی زده باشد، تکلیف چیست؟
به نظر من منطق ایجاب میکند که این دو مساله را جدا از هم ارزش بگذاریم. یعنی به صرف آزادانه حرف زدن یک نفر نمیتوان حرفهایش را راست خواند و باید بطور مستقل آنها را با واقعیت بیرونی مقایسه کرد تا راست بودنشان یا دروغ بودنشان را فهمید. همینطور نمیتوان بطور اتوماتیک اظهارات کسی را که تحت فشار چیزی گفته است دروغ دانست. بلکه دروغ بودن آنها فقط در حالتی اثبات میشود کهبا واقعیت بیرونی تطابق نداشته باشد.
البته این بحث اصلا از دیدگاه حقوقی نیست، چون از دید قانون تقریبا تمام کشورها از جمله ایران، اظهاراتی که تحت فشار بیان شده باشند هیچ ارزشی برای قاضی ندارند و قاضی تنها بر اساس شواهد و واقعیت بیرونی درباره بیگناهی یا مجرم بودن یک متهم قضاوت کند.
با همین استدلال، به نظرم پخش تلویزیونی این اظهارات اگر همراه با توضیح مفصل دربارهی شواهد و واقعیتهای بیرونی نباشد، تاثیر مخربی دارد.
اگر جمهوری اسلامی میخواهد مردم را قانع کند که بیخودی کسی را دستگیر و متهم نکرده است، بهتر است یا شرح جلسات دادگاه را پخش کند، یا دادستان پرونده را در یک مناظره تلویزیونی زنده بنشاند روبروی وکیل متهم و با زبانی بیطرف و خالی از پروپاگاندا و با اتکای صرف به شواهد موجود، اتهامهای اعلامشده به متهمان را توضیح بدهد.
فردا اگر هاله اسفندیاری بیاید و در تلویزیون هزارتا حرف راست و مطابق با واقعیت هم در تلویزیون بزند، مردم تنها به خاطر اینکه با خود میگویند این حرفها را تحت فشار زده تمام حرفهایش را نادیده میگیرند و دروغ میپندارند.
هدف جمهوری اسلامی باید این باشد که مردم ببینند نقشههای آمریکا برای سرنگون کردن حکومت ایران (و کوبا و ونزوئلا و روسیه و...) جدی است و زاییده تئوریهای توطئه نیست. ولی با این روشی که استفاده میکنند دقیقا به هدفشان ضربه میزنند. بابا کی میخواهید کمی پابلیک دیپلوماسی یاد بگیرید آخر؟