موسسهی واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک یا Washington Institute for Near East Policy (WINEP) در سال ۱۹۸۵ توسط مارتیک ایندایک که رییس سابق بخش پژوهش لابی اسراییل در آمریکا (AIPAC) بود و بعدا هم به عنوان سفیر آمریکا به اسراییل رفت تاسیس شد.
خیلیها عقیده دارند که این موسسه درواقع بازوی پژوهشی لابی اسراییل یا همان آیپک است، از جمله جان میرزهایمر و استیون والت که در مقالهشان با نام «لابی اسراییل» در مجله بررسی کتاب لندن مفصل راجع به این مساله و نیز تاثیر بسیار زیاد این موسسه بر دولتهای کیلنتون و بوش دربارهی ایران نوشتهاند. ( مارتیک ایندایک طراح استراتژی «مهار دوجانبه» است.)
هیات مشاوران آن هم کسانی هستند مانند پل ولفویتز، ریچارد پرل، جیمز وولزی (ريیس سابق سیا)، وارن کریستوفر (وزیر سابق دفاع)، الگساندر هیگ (وزیر سابق خارجه)، جورج شولتز (وزیر سابق خارجه)، جیمز روش (رییس سابق نیروی هوایی ارتش)، و ساموئل لوییس (سفیر سابق آمریکا در اسراییل).
به راحتی میتواند گفت این موسسه موثرترین سیاستهای ضدایران را در این سالها تعیین و به دولت آمریکا القا کرده است و این را با دیدن حجم مطالبی که دربارهی ایران در این موسسه تولید شده و اینکه چقدر از آنها همین الان در حال اجرا شدن است میةوانید ببینید.
برای همین وقتی یکدفعه سروکلهی محسن سازگارا پس از ترک ایران در این موسسه پیدا شد، همه را شوکه کرد.
پس از اینکه سازگارا متوجه شد کجا استخدام شده است، آنجا را در کمتر از یکسال ترک کرد. جای او را مهدی خلجی گرفت که تا دو، سه سال قبل از آن، پیش از اینکه به بی.بی.سی فارسی و سپس رادیو فردا بپیوندد، در روزنامهی انتخاب، مدیر بخش اندایشه بود. انتخاب وابسته به دفتر تبلیغات حوزه علمیهی قم بود و به سردبیری نمایندهی وقت خامنهای، سید طاها هاشمی، منتشر میشد.
مهدی خلجی الان دو سال است که در موسسه واشنگتن کار میکند و به آنها دربارهی روابط مراجع با جمهوری اسلامی و شخصی خامنهای و دیگر مسایل داخلی ایران مشاوره میدهد. همینطور دربارهی نهضتهای شیعهی نزدیک به ایران مانند حزبالله لبنان.
او همچنین با مراکز پژوهشی دیگر ضدایران دیگری هم در واشنگتن رابطهی نزدیک دارد، از جمله «شورای سیاست خارجی آمریکا» یا American Foreign Policy Center و «موسسهی امريکن انترپرايز» یا American Enterprise Institute که مايکل لدین و بسیاری از سیاستسازان دیگر آمریکایی ضد ایران کار میکنند.
خلجی چند وقت پیش در نشستی با عنوان «فهمیدن تهدید ایران» در «شورای سیاست خارجی آمریکا» شرکت کرد که با سخنان ووزلی، رییس سابق سیا شروع شد و بعد سخنرانان دیگر از جمله خلجی ابعاد گوناگون این تهدید را مفصلتر توضیح دادند.
همین شورای سیاست خارجی چند هفته بعد کمپین تبلیغاتی گستردهی تلویزیونیای را بر ضد ایران شروع کرد که در آن ایران را به عنوان بزرگترین تهدیدکنندهی صلح در جهان نشان میداد و پس از ترساندن مردم عادی آمریکا از آنها میخواست که با کاخ سفید تماس بگیرند و درخواست کنند تا تحریمهای ضدایران شدیدتر شود.
»» ویدیوی یکی از این آگهی ضد ایران را ببینید
من پس از دیدن این آگهیهای گمراهکننده و مطلع شدن از حمایت خلجی از این موسسه و برنامههایش ضد ایرانش مطلبی در وبلاگم نوشتم و توضیح دادم که چرا مهدی خلجی یکی از بزرگترین خائنانی است من میشناسم.
حالا پس از چند ماه، مهدی خلجی، وکیلی را استخدام کرده و به سراغ من و شرکت میزبان وبلاگ من فرستاده و سعی کرده که این وبلاگ را بهخاطر آن مطلب من تعطیل کند و ده هزار دلار هم شرکت میزبان را تیغ بزند.
البته وکیل کانادایی خلجی گفته که نوشتهی من از لحاظ حقوقی نمیتواند به عنوان شکایت به اتهام افترا (Defamation) مطرح شود، ولی با این حال سعی کرده با تهدید مالی شرکت میزبان به هدفش که خفه کردن صدای من است برسد.
متن کامل شکایت خلجی را (که واقعا گاهی دهدار و بچگانه به نظر میرسند) به انگلیسی و به شکل PDF ببنید.
بهرحال فعلا که هنوز موفق نشده و بعید هم هست که بتواند موفق شود و حتی اگر هم بشود و من را از صحنه اینترنت پاک کند، نمیتواند ننگی را که از کار کردن برای بیرحمترین دشمنان مردمش به دست آمده است، پاک کند. من هم افتخار میکنم که قرار است توسط خائنترین ایرانیای که در عمرم دیدهام خفه شوم.
فردا ترجمهی بخشی از شکایتهای او را که بیشباهت به بهانههای سعید مرتضوی از روزنامههای اصلاحطلب برای تعطیل کردن آنها نیست، میآورم تا خودتان قضاوت کنید.