باعث شرمندگی است که بهانهی تعطیل کردن شرق را مصاحبه با یک همجنسگرا اعلام کردهاند.
اولا که چرا آقایان نمیخواهند بفهمند همانطور که ترور مخالفان یا منتقدان کاری خارج از قواعد تمدن است، خفه کردن صدای یک مخالف یا منتقد با بستن روزنامه و رسانهاش هم از قواعد تمدن بیرون است. نمیگویم که رسانهها همیشه بیگناهاند و هر چیزی هم بنویسند خطری ندارد. ولی بستن یک روزنامه درست مثل ترور یک مخالف از قواعد بازی بیرون است.
همانطور که خاتمی به کمک خامنهای توانست عادت کثیف وزارت اطلاعات رفسنجانی را به ترور مخالفانش از بین ببرد، کاش شاهرودی هم بتواند گزینهی تعطیل کردن یک روزنامه با مجله را از مخیلهی آقایان بیرون آورد.
به نظرم تعیین جریمههای مالی از هر روش تنبیهی برای رسانههای ایران بهتر است، آنهم در جامعهی کاپیتالیستشدهی رسانهای این روزها که در آن هیچ کس بدون چرب شدن سبیلش از جایش تکان نمیخورد.
اگر شرق تعداد تخلفهای مطبوعاتیاش زیاد شده، آقایان میتوانستند چند روز صبر کنن، دادشگاه تشکیل بدهند و با جریمههای مالی آن را تنبیه کنند، نه اینکه این طوری یکدفعه با گیوتین سر روزنامه را قطع کنند و به آدمهای آن فرصت مظلومنمایی و شهیدنمایی بدهند و کلی هم تبلیغات منفی در بیرون از ایران درست کنند.
دوم اینکه به پیر، به پیغمبر، همجنسگرایی یک انحراف یا بیماری نیست. همانطور که بخاطر دلایل بیولوژیک نصف آدمهای دنیا زن هستند و نصف مرد (و درصد کوچکی هم باز به دلایل ژنتیکی یا چیزی بین این دو) از هر صد نفر آدم حدود ده، بیست درصد هم به دلایل گوناگون همجنسگرا هستند.
همانجور که من و شما خودمان بدون اینکه بدانیم چرا یا کنترلی روی آن داشته باشیم از جنس مخالفمان خوشمان میآید، اقلیتی هم در بین ما هستند که بدون اینکه بدانند چرا یا انتخابی در کارشان باشد از همجنسشان خوششان میآید. (باز هم درصد کوچکی هستند که تمایلات جنسیشان ترکیبی و پیچیدهتر است.)
هیچکس به انتخاب خودش گی یا لزبین نمیشود و بررسیهای علمی این پنجاه، شصت سال اخیر این را ثابت کرده است. در خود غرب هم -- که ما عقدهایها فکر میکنیم از روز اول تاریخ اسوهی انسانیت و تمدن بودهاند -- تا همین پنجاه شصتسال فکر میکردند همجنسگرایی یک بیماری یا انحراف است.
طبیعتا مذاهب دنیا هم که قرنها پیش و بر اساس شرایط آن زمان درست و غلط و باید و نبایدهایشان را تعیین کردهاند، به همجنسگرایی به چشم انحراف یا بیماری نگاه کردهاند و این فقط هم دربارهی اسلام صادق نیست. تقریبا تمام مذاهب همینطوری به ماجرا نگاه میکنند.
هرچند که شک ندارم اغلب همین مدعیان اصلاحطلبی یا حتی سکولاریزم مثل گنجی و عبادی و سروش هم همجنسگرایی را یک بیماری و انحراف میدانند و حتی اگر غیر از این هم باشد، آنقدر ترسو هستند که جرات ندارند آن را ابراز کنند. میگویید نه، امتحان کنید. آدمهای بیسواد و عقبافتاده و سادهای مثل گنجی و عبادی جرات دارند خمینی و شریعتی را لجنمال کنند، ولی هرگز جرات ندارند بگویند همجنسگرایی انحراف نیست. (دلیلش البته واضح است، چون بر خلاف ادعاهایشان سیاستمدارند، نه روشنفکر و مقبولیت عامه برایشان مهمتر است تا حقیقت.)
تعطیل کردن شرق بخاطر مصاحبه با یک خانم همجنسگرا درست مثل این است که فرض کنید ۸۰ سال پیش -- که در تمام دنیا فکر میکردند زنها از نظر مغزی ناتواناند و برای همین حق رای نداشتند-- یک روزنامه را بهخاطر مصاحبه با یک زن، تنها بخاطر زن بودنش، میبستند. به جان خودم همینقدر احمقانه است.
اگر حالا آقایان اصرار دارند که بهانهای پیدا کنند، لااقل میگفتند ساقی قهرمان عضو یکی از گروههای اپوزیسیون غیرقانونی ضد جمهوری اسلامی بوده است (که فکر کنم هم بوده است، ولی مطمئن نیستم.) این جوری خیلی موجهتر و منطقیتر بود. شبیه به کاری که برای بستن روزنامهی جامعه کردند و مقالّهی حسین باقرزاده را که میگفتند عضو مجاهدین خلق بوده است بهانه کردند.
سوم اینکه اگر حکومت نگران رواج ایدههای نئولیبرال و کاپیتالیستی و سکولار در میان جوانان است و نگران است که اینها اساس ايدئولوژیک جمهوری اسلامی را به خطر بیندازند، به نظر من نگرانیاش کاملا بجا است و این خطر هم بسیار جدی است. ولی راه مقابله با این تفکرات خفهکردنشان نیست. بلکه باید به تفکرات مقابل آنها (یعنی ایدههای پستاستراکچرالیستی و چپ نو) میدان دهند تا خودبخود تعادل ایجاد کند. حالا بعدا دراین باره بیشتر مینویسم.