برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۷ مرداد ۱۳۸۶ | 08 August 2007

 همجنس‌گرایی بیماری نیست

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Closing down an opponent newspaper is similar to assassinating an opponent. Now that Islamic Republic, thanks to Khatami's efforts and Khemeni's help, has taken the option of murdering its opponents off the table (which actually was a popular option during Rafsanjani), they should also learn that instead of banning the media they should use more civilised methods for punishment, such as fines and other financial punishments. It's also pathetic, despite all these secular and liberal 'intellectuals' such as Soroush, Ebadi and Ganji, no one is challenging the dominant view across te political spectrum that views homosexuality as a disease. Soroush, Ganji and Ebadi would easily break easy taboos such as Khomeini, Shariati, etc., but if yuo really want to see weather they are policitians or public intellectuals, you should ask them about homosexuality. They never dare challenging the false assumptions on that, because even if they personally believe homosexuality is not a disease (which is very unlikely for them to believe so), they know that in the dominant homophobic culuture of the middle east -- and unfortunately still in most parts of the world --approving of homosexuality is next to suicide for them. That's why, unlike their claims to be only 'public intellectuals', they are political leaders and can only ride on the waves of popularity; they don't care about the truth, when it's too unpopular.

باعث شرمندگی است که بهانه‌ی تعطیل کردن شرق را مصاحبه با یک همجنس‌گرا اعلام کرده‌اند.

اولا که چرا آقایان نمی‌خواهند بفهمند همان‌طور که ترور مخالفان یا منتقدان کاری خارج از قواعد تمدن است، خفه کردن صدای یک مخالف یا منتقد با بستن روزنامه و رسانه‌اش هم از قواعد تمدن بیرون است. نمی‌‌گویم که رسانه‌ها همیشه بی‌گناه‌اند و هر چیزی هم بنویسند خطری ندارد. ولی بستن یک روزنامه درست مثل ترور یک مخالف از قواعد بازی بیرون است.

همان‌طور که خاتمی به کمک خامنه‌ای توانست عادت کثیف وزارت اطلاعات رفسنجانی را به ترور مخالفانش از بین ببرد، کاش شاهرودی هم بتواند گزینه‌ی تعطیل کردن یک روزنامه با مجله را از مخیله‌ی آقایان بیرون آورد.

به نظرم تعیین جریمه‌‌های مالی از هر روش تنبیهی برای رسانه‌های ایران بهتر است، آن‌هم در جامعه‌ی کاپیتالیست‌شده‌ی رسانه‌ای این روزها که در آن هیچ کس بدون چرب شدن سبیلش از جایش تکان نمی‌خورد.

اگر شرق تعداد تخلف‌های مطبوعاتی‌اش زیاد شده، آقایان می‌توانستند چند روز صبر کنن، دادشگاه تشکیل بدهند و با جریمه‌های مالی آن را تنبیه کنند، نه اینکه این طوری یکدفعه با گیوتین سر روزنامه را قطع کنند و به آدم‌های آن فرصت مظلوم‌نمایی و شهید‌نمایی بدهند و کلی هم تبلیغات منفی در بیرون از ایران درست کنند.

دوم اینکه به پیر، به پیغمبر، همجنس‌گرایی یک انحراف یا بیماری نیست. همان‌طور که بخاطر دلایل بیولوژیک نصف آدم‌های دنیا زن هستند و نصف مرد (و درصد کوچکی هم باز به دلایل ژنتیکی یا چیزی بین این دو) از هر صد نفر آدم حدود ده، بیست درصد هم به دلایل گوناگون همجنس‌گرا هستند.

همان‌جور که من و شما خودمان بدون اینکه بدانیم چرا یا کنترلی روی آن داشته باشیم از جنس مخالفمان خوشمان می‌آید، اقلیتی هم در بین ما هستند که بدون اینکه بدانند چرا یا انتخابی در کارشان باشد از همجنس‌شان خوششان می‌آید. (باز هم درصد کوچکی هستند که تمایلات جنسی‌شان ترکیبی و پیچیده‌تر است.)

هیچکس به انتخاب خودش گی یا لزبین نمی‌شود و بررسی‌های علمی این پنجاه‌، شصت سال اخیر این را ثابت کرده است. در خود غرب هم -- که ما عقده‌ای‌ها فکر می‌کنیم از روز اول تاریخ اسوه‌ی انسانیت و تمدن بوده‌اند -- تا همین پنجاه شصت‌سال فکر می‌کردند همجنس‌گرایی یک بیماری یا انحراف است.

طبیعتا مذاهب دنیا هم که قرنها پیش و بر اساس شرایط آن زمان درست و غلط و باید و نباید‌هایشان را تعیین کرده‌اند، به همجنس‌گرایی به چشم انحراف یا بیماری نگاه کرده‌‌اند و این فقط هم درباره‌ی اسلام صادق نیست. تقریبا تمام مذاهب همین‌طوری به ماجرا نگاه می‌کنند.

هرچند که شک ندارم اغلب همین مدعیان اصلاح‌طلبی یا حتی سکولاریزم مثل گنجی و عبادی و سروش هم همجنس‌گرایی را یک بیماری و انحراف می‌دانند و حتی اگر غیر از این هم باشد، آنقدر ترسو هستند که جرات ندارند آن را ابراز کنند. می‌گویید نه، امتحان کنید. آدم‌های بی‌سواد و عقب‌افتاده و ساده‌ای مثل گنجی و عبادی جرات دارند خمینی و شریعتی را لجن‌مال کنند، ولی هرگز جرات ندارند بگویند همجنس‌گرایی انحراف نیست. (دلیلش البته واضح است، چون بر خلاف ادعاهایشان سیاستمدارند، نه روشن‌فکر و مقبولیت عامه برایشان مهم‌تر است تا حقیقت.)

تعطیل کردن شرق بخاطر مصاحبه با یک خانم همجنس‌گرا درست مثل این است که فرض کنید ۸۰ سال پیش -- که در تمام دنیا فکر می‌کردند زن‌ها از نظر مغزی ناتوان‌اند و برای همین حق رای نداشتند-- یک روزنامه‌ را به‌خاطر مصاحبه با یک زن، تنها بخاطر زن بودنش، می‌بستند. به جان خودم همین‌قدر احمقانه است.

اگر حالا آقایان اصرار دارند که بهانه‌ای پیدا کنند، لااقل می‌گفتند ساقی قهرمان عضو یکی از گروه‌های اپوزیسیون غیرقانونی ضد جمهوری اسلامی بوده است (که فکر کنم هم بوده است، ولی مطمئن نیستم.) این جوری خیلی موجه‌تر و منطقی‌تر بود. شبیه به کاری که برای بستن روزنامه‌ی جامعه کردند و مقالّه‌ی حسین باقرزاده را که می‌گفتند عضو مجاهدین خلق بوده است بهانه کردند.

سوم اینکه اگر حکومت نگران رواج ایده‌های نئولیبرال و کاپیتالیستی و سکولار در میان جوانان است و نگران است که اینها اساس ايدئولوژیک جمهوری اسلامی را به خطر بیندازند، به نظر من نگرانی‌اش کاملا بجا است و این خطر هم بسیار جدی است. ولی راه مقابله با این تفکرات خفه‌کردنشان نیست. بلکه باید به تفکرات مقابل آنها (یعنی ایده‌های پست‌استراکچرالیستی و چپ نو) میدان دهند تا خودبخود تعادل ایجاد کند. حالا بعدا دراین باره بیشتر می‌نویسم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«گناهکار»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
«شنا در شنزار»
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
ملکوت
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

I personally don't like your ideas and opinions in terms of politics. But I must say people who comment here are very close minded! They comment on you rather than your ideas and this why we are moving back to Stone Age.! One more question: Why do you think Ebadi and Ganji are Bisavad? How do you gage their knowladge? How on earth you are sure that you know more than they do? Although I agree with what you said about them being siasi rather than roshanfekr....

چرا نوشته اید: شهید نمایی و مظلوم نمایی

اگر از تعطیل شدن روزنامه شان ناراحت باشند و به این خاطر آه و ناله کنند یا حتی بد و بیراه بگویند اسم این می شود شهید نمایی؟ تعارف که نداریم! بالاخره این روزنامه تعطیل شده یا نشده؟

لطفا مستند صحبت کنید. گنجی یا سروش کجا همجنسگرایی را محکوم کرده اند یا علیهش مطلب نوشته اند یا اصلا ابراز عقیده ای در موردش کرده اند? شما هم بهتر است از مطمئن بودن خودتان خیلی مطمئن نباشید.

همین موضوع در مورد کل مطلب صدق می کند. بالاخره شما با تعطیلی این روزنامه موافقید یا مخالف؟ نمی شود که در چنین موردی \"تقریبا موافق\" بود.

خسین شهامت داشته باش و جواب بده .تا حالا کون دادی؟

درود منم مطمئن هستم كه همجنس گرايي بيماري نيست.ولي تو بيماري حسين خداييش خامنه اي جونت اجازه ميده تو و ما(ملت) در كيش يا نوشهر كوكتل بخوريم و موسيقي گوش بديم. برو دكتر خوب مي شي بابا!

سلام.من نمی دونم چرا همیشه تصور می کردم تو و ابراهیم نبوی هم جنس باز هستید..اما با این مطلبت مطمين شدم...شهامت داشته باش و بکو....

من بچه خواهرم ۱۲ سالشه و فارسی بلد نیست ولی اگر بنویسه مطالبش ازتو بهتره. اخه گنجی بی سواده؟ لابد تو کره الاغ با سوادی..اونهایی که تو ایران موندن ترسو هستند؟ لابد تو دربدر اواره شجاعی... تو تو همون گوز و چلغوز به عنوان ابدارچی کار کنی بهتره. خاک توسرت

بعد از مدت ها يك مطلب معقول بيشتر به خاطر دفاع از همجنسگرايي البته

نازنین جان ویکی پدیا میگه بین یک تا ده درصد. http://en.wikipedia.org/wiki/Homosexuality#Demographics

خود سروش را نمی دانم ولی آرش نراقی از شاگردان سروش و به عنوان یک روشنفکر دینی که هدفش ادامه ی پروژه ی سروش است خیلی وقت پیش این مقاله را در دفاع از اقلیت های جنسی نوشته بود.

درباره اقلیتهای جنسی (25 نوامبر 2004) http://www.uweb.ucsb.edu/~anaraghi/articles/minorities.pdf

صرفاً محض کنجکاوی، آمار 10-20 درصدی همجنس گرایی رو از کجا آوردی؟ تا اونجایی که من می دونم آمار دقیقش بین 1 تا 2 درصد هست و اگه ما احساس می کنیم بیشتره، چون روشون تمرکز می شه.برام سوال پیش اومد!

اینا که همش بهانه است، مملکت فقط صاحب نداره، هر کی هر غلطی دلش میخواد میکنه! میزنن توی سر همجنسگرا که تو همجنسگرایی! می زنن تو سر غیر همجنسگرا و سنگسارش می کنن که تو غیر همجنسگرایی! معلوم نیست اصلا با این خر توخری این مملکت که واقعا هر کی هر غلطی می خواد می کنه، چطوری سنگ رو سنگ بند شده! این دیگه از اون معجزات آقا امام زمانه! مگرنه حتی توی قرآن هم اگه توجه کنید قوم لوط که همشون همجنسگرا شده بودن، که اصلا کلمه لواط هم از همونجا میاد خدا به پیامبرش میگه شما بیائید بیرون و کارتون نباشه و بعد خودش کامل قوم رو از بین می بره! ولی حالا آقایون مسئول اجرای تمام احکام خدا روی زمین شده اند و به مقام ولایت رسیده اند و دیگران دارن در ولایت ایشان ذوب میشن! ایرانی ام القرای اسلام شده است و بگیر برو تا آخر!

اقای درخشان من کاری به بهانه ها ندارم اگر کسی لایق باشد که روزنامه ای با او مصاحبه کند مطرح بودن چگوگی سکس او بیهوده است ولی این خانم ادبیات خاصی ندارد وبلاگهای زیادی هستند که پورنو مینویسند این مصاحبه را ببینید بعد فکر و قضاوت کنید: http://manwamohajerat.blogfa.com/post-79.aspx

سیبیل کاملاً درست میگه. این حرفها مال دهه هفتاد و حتی قبل از اونه. در واقع این مدرنیته بود که به قول فوکو رژیمهای کنترل گر برای نفوذ و کنترل بدن آدمها به وجود آورد. حداقل اسلام به طور سنتی اش کاری به تفتیش بدن آدمیزاد ندارد. این ج.ا. هم نسخه فاسد شده اسلام توسط مدرنیته است.

گنجي داقاي درا خشان اخه جريانه هم جنس گرايه چي کار به شيرين عبادي و اره .مطلب کم مياوريد چيزه ديگر است.دوست فهميده چطوري ميگويي که فکر ميکنم عبادي و گنجي مخللف هستند مگر با فکر کردن ميشود راجب به کسي نظر داد سوم شما لتف کنيد تهمته بيسودي به عبادي و يا گنجي نزنيد خنده دار ميشه .در ضمن ممنون که نظرات همه حتي بد دهنان را چاپ ميکنيد من بودم نميکردم .رضا مونيخ

شیرین عبادی آشکارا در یک کنفرانس مطبوعاتی در برلین اعلام کرد که همجنسگرایی را بیماری یا انحراف نمی‌داند: ((روزنامه‌نگاری از شيرين عبادی پرسيد که روی کار آمدن احمدی‌نژاد برای او به عنوان يک فعال حقوق بشر چه دگرگونی‌هايی دربرداشته است و آيا صحت دارد که از طرف او در هلند نقل قول کرده‌اند که در صورت بازگرداندن همجنسگرايان به ايران خطری متوجه آنان نيست تا وقتی که دست به عمل همجنسگرايانه نزده باشند. آيا به اين ترتيب همجنسگرايان ناچار نيستند بر احساسات خود سرپوش بگذارند؟ ... {پاسخ عبادی:} و اما در مورد نقل‌قول‌هايی که اينجا و آنجا از من می‌شود بايد بگويم که مسأله‌ی تازه‌ای نيست. گاهی حتا امضای مرا بدون اطلاعم زير اعلاميه‌ای می‌گذارند که روحم از آن خبر ندارد. از آنجا که نمی‌توانم تک تک اين نقل‌قول‌ها را بخوانم و تکذيب کنم، بارها گفته‌ام که نظريات من در کتاب‌هايم و نشريات رسمی حقوق‌بشری منتشر می‌شود. در مورد همجنسگرايی بايد بگويم که الان در ايران به موجب قانون، مجازات همجنسگرايی برای مردان اعدام و برای زنان صد ضربه شلاق است. و اگر زنی سه بار مجازات شود بار چهارم اعدام می‌شود. اين نحوه‌ی برخورد با همجنسگرايان طبق قانون در ايران است. اين چنين مجازات‌های سنگين در دنيای حقوق‌بشر جايز نيست. خصوصاً اينکه علم ثابت کرده است که همجنسگرايی مسأله‌ای ژنتيک است. بنابراين تعيين مجازات برای کسی که در ايجاد ژن هيچ نقشی نداشته، چه معنايی می‌تواند داشته باشد؟))

کنفرانس مطبوعاتی شیرین عبادی در برلین - http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=2460

حسین،‌ متاسفانه باید بگم سطح سواد تو و شیرین عبادی در مورد مسئله همجنسگرایی زیاد تفاوتی نداره. با یادداشت سیبیل طلا موافقم. این کتاب رو اگر تونستی بخر و حتما بخونش. قبلا خورشید خانم معرفی کرده بودش. http://www.amazon.com/Sexing-Body-Politics-Construction-Sexuality/dp/0465077145

راستی، گنجی هم جایی در یک مصاحبه گفته که همجنسگرایی بیماری یا انحراف نیست. باید بگردم و لینکش رو پیدا کنم.

حسین جان ببین تو در مقابل گنجی نمی تونی مدعی سواد باشی. گنجی مرد عمل است و مگسانی چون تو را در این عرصه سیمرغ جایگاهی نیست. اگر هم ماموریت داری و سبیلت چرب شده هم بدان که زور بیخود می زنی. حرفات در همان قالب گوز و چلغوز می گنجد و بعید می دانم هیچ آدم حسابی به آن اهمیت بدهد

حسين جانم قربانت گردم بابا می دونم می خواهی مثلاً حال بدهی ولی داری الکی با ميانمايگی این کار را می کنی. اینکه بگويی همجنسگرايی يک امر طبيعی است و فلان درصد از آدم ها حال می کنند با همجنسان رابطه جنسی داشته باشند چون طبيعی است، حسابی دردسرساز می شود و به قول خارجی ها قضييه می برد در حوزه نچرالايز کردن که حالا خر بيار و باقالی بار کن و جواب این ژنتيست های ديوانه را بده که دنبال ژن همجنسگرايی هستند. می دانی کجايش خطرناک می شود؟ وقتی آقايان عالم و دانشمند از روه تحقيقات عموماً غير کامل و ایمپريکالشان می آيد خصوصيات همجنسگرايان "واقعی" و طبيعی" را در می آورد و بعد هرکس در آن "خصوصيان" نگنجد می شود غير واقعی و دروغی! اینها همه اتفاق افتاد و این کويير تئوريست ها راجع بهش نوشته اند. عموماً کويير تئوريست ها سعی می کنند بی خيال این بحث طبيعی غير طبيعی بشوند. در مورد ساقی هم...در ایران در دوران انقلاب که هرکی طرفدار يک حزب بودی ساگی حزب توده چی بوده که اونها هم اصلاً کار مسلحانه نمی کردند و بی زحمت مزخرفات در مورد این آدم پخش نکن که به اندازه کافی دارد سر این جريان شرق فحش می خورد!

دیوث عوضی. خود خامنه ای دستور تعطیل کردن هرتکی و دسته جمعی روزنامه ها رو داد

نامه ای به مجتبا پور محسن: اقا مجتبی اشتباه و خطا از تو نيست! از سيستم روزنامه نگاری ايران است که مثل همه چيز اين مملکت در و دروازه و پايه و اساس ندارد. آخر برار جان اين دوستان روزنامه شرق يا همشهری يا راديو زمانه به تو و امثال تو که اصلن دوره روزنامه نگاری نديده ايد و نمی دانيد الفبای روزنامه نويسی و يک گفت و گوی روزنامه ای چيست چطور اطمينان می کنند؟ از من دلگير نشو اما قبول کن که چند سالی است هر که از عمه اش قهر می کند می رود با يک دو شاعر و نويسنده مصاحبه ای می کند و بعد اسم خودش را می گذارد روزنامه نگار. فرقی هم نمی کند که روزنامه اصلاح طلب يا راست و محافظه کار يا کارمند ورق پاره ای ننگين مثل کيهان باشد. پس برار جان اول یرو و حرفه ای را از پايه و اساس بياموز و بعد شروع به کار کن. نگاه کن در کشورهای ديگر روزنامه نگاری علم است و تحصيل و تجربه می خواهد. حالا تو امثال تو چه تحصيلی در اين رشته داشته ايد؟ معلوم است که وقتی کسی از اصول روزنامه نگاری به اطلاع باشد از اين «شاهکارها» هم انجام می دهد. در اين خرااب شده عذر و بهانه هم که زياد است. اينکه بگوييم مرتضوی دنبال بهانه بوده عذر بدتر از گناه است. تو اگر پيش از مصاحبه مخاطبت را می شناختی و آثارش را خوانده بودی و مجله اينترنتی را که سردبيری می کند نگاهی کرده بودی (تمام اينها از مقدمات بديهی کار روزنامه نگاری حرفه ای است) با آگاهی و اطلاع کافی به سراغ طرفت می رفتی. نه اينکه حالا که کار از کار گذشته بگوئی نمی دانستم، نمی شناختم، پيدا نکردن. اينها همه نشان از غيرحرفه ای بودن و سهل انگاری تو دارد. اميدوارم از من دلگير نشوی و کمی تأمل کنی به اين چند سطری که از روی دلسوزی برايت نوشتم. موفق باشی