خیلی جالب است که یک سری آدمهای مریض که تنفرهای شخصی کورشان کرده دارند شایعه میکنند که کل این ماجرای اخراج شدن من از میزبان قبلیام ساختهی خود من است برای اینکه خودم را سر زبانها بیندازم و مظلوم جلوه دهم.
یاد حرف یک سری آدم میافتم که وقتی زدند سعید حجاریان نگونبخت را در روز روشن ترور کردند میگفتند خودزنی بوده است. واقعا که مغز این دوستان معمولا تبعیدی ما را انگار کرم خورده است.
من که فقط بیشتر از ۱۲ هزار نفر روی فهرستی ایمیلی وبلاگم دارم مگر مغر خر خوردهام که در این فصل تعطیلات و مسافرت بخاطر چهارتا لینک این طرف و آن طرف (که آنهم از موقعی من با «اصلاحطلبان رفسنجانیست» وارد جنگ شدهام تقریبا به صفر رسیدهاست) بیایم و تمام دومینها و وبسایتهایم را (از جمله چلغوز، Blogs by Iranians که برایم خیلی مهم هستند) بفرستم روی هوا؟ که چی به دست بیاورم؟ من که میدانم بخاطر انتقادات اخیرم از جنبشهای دانشجویی و زنان و کارگری و نیز اصلاحطلبان آمریکانشین و بیزنس حقوق بشر در ایران هیچ کس از حقوق انسانی من دفاع نخواهد کرد. من که میدانم آدمهای حقیری مثل ابراهیم نبوی با آن همه ادعاهای گندهاش دربارهی آزادی بیان و حق مخالفت، از خفه شدن من نه تنها ناراحت نمیشوند، بلکه جشن هم میگیرند. آخر برای چی باید خودم را بدبخت کنم و اینهمه خرج و کار روی دست خودم بگذارم.
اگر هنوز هم وجدان دارید، ولی تحت تاثیر حرفهای آدمهای مریض قرار گرفتهاید به این دو تا لینک پایین نگاهی بیندازید تا ببینید ماجرا کاملا جدی است:
۱) متن نامهی وکیل مهدی خلجی (PDFز) به شرکت میزبان من و ثبتکنندهی دومینهایم
۲) متن تمام مکاتبات من و شرکت میزبان که در آن از من میخواهد هر جای اسم خلجی در وبلاگم هست پاک کنم و پس از تمرد من خودش آنها را از داخل دیتابیس پاک میکند و آخر سر هم به من ۴۸ ساعت وقت میدهم تا از سرور خارج شوم و بعد هم تهدید میکند که اگر این موضوع را علنی کنم همانجا درجا سرویس را قطع خواهد کرد که آخر سر هم همین کار را میکند.
واقعا این قدر تا حالا نامردی و بیانصافی در عمرم ندیده بودم. فردا بالاخره متن شکایتهای وکیل خلجی و دروغهایی را که به شرکت هوستینگ تحویل داده و آنها را با آنها ترسانده ترجمه و منتشر میکنم تا ببینید اصلا اصل ماجرا چیست.