برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Kevin Andreson and Janet Afary's book on Foucault ("Foucault and the Iranian Revolution: Gender and the Seduction of Islamism") represents a new trend in the mainstream American intelligentsia to discredit and delegitimise the Iranian state and revolution and anyone who has had the slightest positive attitude towards it. Whether from the right or the right, what matters these days is to discredit Iran's new interpretation of Islam and democracy which has inspired the entire Muslim world to challenged the U.S. hegemony outside its borders. The book opens with a paragraph repeating the usual reductionist and unintelligent dismissal of Islam in its entirety based on the issue of women's rights and ends with no one but Azar Nafisi's applaud for illuminating Foucault's ideas through the Iranian revolution.

قرار است انقلاب ایران و دوام سی‌ساله‌ی دموکراسی خودجوش و غیرعادی‌اش به گند کشیده شود. فرقی نمی‌کند به چه بهانه‌ای و با چه ايدئولوژی سیاسی. هر کس هر جا هست، با هر قدر سواد، قرار است از همان‌جا حکومت ایران و کسانی را که «به اشتباه» از آن طرفداری می‌کنند تنبیه کند. سلطنت‌طلب، جمهوری‌خواه، کاپیتالیست، مارکسیست، مذهبی، سکولار، لیبرال و سوسیالیست همه دارند سعی می‌کنند حکومت ایران را ضایع کنند.

ولی نمونه‌ای که بیشتر از همه مرا عصبانی کرده است کتابی است که دو ظاهرا مارکسیست ایرانی و آمریکایی (کوین اندرسون و جنت آفاری)‌ نوشته‌اند تا نگاه مثبت میشل فوکو را به انقلاب ایران لجن‌مال و بی‌اعتبار کنند. (اسم کتاب هست «فوکو و انقلاب ایران: جنسیت و وسوسه‌ی اسلام‌گرایی»)

روشنفکرانی که جرات کرده‌ باشند از اصل انقلاب ایران و جمهوری اسلامی و خمینی دفاع کنند به دلایل گوناگون انگشت‌شمارند. ولی میشل فوکو به عنوان یکی از شجاع‌ترین و اوریجینال‌ترین روشنفکران زمانه‌ی ما در همان چند سفر کوتاهش به ایران چیزی را دید و جرات کرد بگوید که تقریبا در میان روشنفکران غربی بی‌نظیر است.

فوکو اول یک استراکچرالیست است ولی بعدا به پست‌استراکچرالیست رو می‌آورد است و ریشه‌ی فهم و ستایشش از انقلاب ایران هم همین دیدنش در پارادایم پست‌استراکچرالیسم است، و گرنه با تئوری‌های استراکچرالیستی هنوز رایج در دنیا هیچ جور نمی‌شود این پدیده را حتی درک کرد و طبیعتا این نفهمیدن منجر به لجن‌مال کردنش منجر می‌شود. (بحثش طولانی است و من هم هنوز با وجود سرنخ‌هایی که در دست دارم، هنوز سواد کافی برای شکافتن این نکته را ندارم و هنوز باید بسیار بخوانم و یاد بگیرم.)

کتاب آفاری و اندرسون را خریدم تا اصل گزارش‌های فوکو را که برای اولین بار بطور کامل به انگلیسی منتشر شده است بخوانم. ولی کتاب که درواقع برای بی‌اعتبار کردن آن نوشته‌ها نوشته شده است بدجوری خودش را اول و آخر کار لو می‌دهد.

آغاز کتاب با یک پاراگراف از طبق معمول فردی ناشناس است که بازهم طبق معمول به بهانه‌ی اسلام و حقوق زنان به فوکو می‌تازد که چطور گول آن را خورده و از آن دفاع کرده است.

هرچند که جواب فوکو به چنین استدلال بچگانه و سطحی (که خودم هم زمانی پیرو آن بودم) در کتاب آمده است، ولی اینکه آفاری و اندرسون این پاراگرف را از نامه‌ی ساده‌انگارانه و بی‌محتوای یک منتقد ناشناس فوکو برای آغاز کتاب‌شان انتخاب کرده‌اند با زبان بی‌زبانی برخورد اوینتالیستی و ساده‌انگارانه‌ی خودشان را با اصل موضوع نشان می‌دهد. (نقد بابک رحیمی را بر آن بخوانید.)

پاسخ فوکو به این ناشناس عصبانی و ساده‌انگار این است که این خانم تمام جنبه‌ها، همه‌ی فرم‌ها و تمام قابلیت‌های اسلام را به چند کلمه‌ی احساساتی تقلیل داده تا آخر سر هم یک برچسب فاشیسم هزاران ساله روی کل آن بزند و آن را به تمامی رد کند. بعد هم پیش‌بینی می‌کند که مساله‌ی اسلام به عنوان یک نیروی سیاسی مساله‌ای بسیار اساسی در آینده خواهد بود و توصیه می‌کند که برای بررسی هوشمندانه‌ی این مساله اولین شرط آن است که احساس تنفر از آن را دور انداخت. آیا این خودش پاسخی به نویسندگان کتاب نیست؟

شاید. ولی به نظر من تنها با نگاه کردن به پشت جلد کتاب و دیدن ستایش خانم آذر نفیسی در صدر ستایش‌های دیگران از آن است که می‌شود فهمید این کتاب به چه منظوری نوشته شده است.

ولی اگر باز هم ابهامی بود تمجید دیوید فروم، نومحافظه‌کار مشهور و نویسنده‌ی سخنرانی‌های بوش از جمله سخنرانی «محور شرارت» را از این کتاب بخوانید تا بگیرید چه می‌گویم.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«چرک‌نویس»
«لوبيا»
«امور ایران»
«نیما دارابی»
«آهستان»
«محبوبه حسین‌زاده»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ایمیان»
«عرب عصبانی»
«۳۵ درجه»
«بامدادی»
«از پشت یک سوم»
«تبعیدی عصبانی»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«دلبستگی»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
لگوماهی
پاگرد
مریم ابریشم‌کار
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

Regardless of your interpretation of Foucault, I just wanted to point out that the video of debate between Foucault and Chomsky to which you linked, has taken place in 1971. At that time Chomsky was 43 and Foucault was 45. So Chomsky was younger than Foucault. You titled it as if the old boring Chomsky is discussing with the young brilliant Foucault, which is not the case.

Nourizadeh "Reed be Heikalet" in his wednesday program.

از کامنت ها می شود خوب چیزهایی یاد گرفت. از جمله اینکه انگار A Brief History of Neoliberalism به فارسی ترجمه شده. خدا کند مترجمین سانسورش نکرده باشند. سر اینجور کتابها باید بیشتر از سانسور روشنفکران ایرانی ترسید تا از سانسور دولت. در ضمن پشت کتاب به جز آذر نفیسی تغریض فردریک جیمسون هم هست و جالب اینکه جیمسون اصلاً تعریفی از محتوای نقد نویسنده ها نکرده و فقط گفته کتاب برای اولین بار مجموعه کامل نوشته های فوکو در مورد ایران را یکجا جمع کرده. چرندترین بخش کتاب هم همون نامه خانم آتوسا ه است که نشان می دهد فمینیست های ایرانی چقدر پرت هستند. در هر حال خواندن نیمه اول کتاب اتلاف عمر است و نیمه دوم که نوشته های خود فوکو است حرف ندارد.

آره پدرخوانده جان، دلیل اش هم این است که آفاری از «رفسنجانیست»ها و سی آی ای پول گرفته که میشل را «ضایع» کند. ولی عیب نداره عوض اش امید ما به اینه که حسین و میشل (که هردو «بعدا به پست‌استراکچرالیست رو آورده اند» ) با هم متفقا ضدحمله کرده و اندرسون وآفاری و نفیسی و دیوید فروم را افشاگری نمایند.

برای به گند کشيدن انقلاب نياز به کسی نيست .در ایران سران نظام این کار را خوب بلدند. ضمنا این تئوريها را در ساحل امن کانادا يا امريکا بلغور کردن راحت است. برويد ایران و آنجا زندگی کنيد تا ببينيد فرق تئوری و واقعيت چيست. وای به اینکه سر از انفرادی اوين در اوريد . در آنجا فوکو موکو تو ... ضمنا معنی تئوری يادتون نره.

غصه نخور عوضش دیوید هاروی تو کتاب جدیدش که ترجمه هم شده پته این نئو لیبرالا رو ریخته روی آب

نقد بدون تنفر... مشکل خیلی از ماها همینه که قبل از فکر کردن موضع خودمون رو گرفتیم. بعد از این دیگه می شه تلاش برای توجیه اون موضع که کار سختی هم نیست. مشکل وقتی بزرگتر می شه که یه جمع نزدیک از آدمها موضع پیش فرض یکسانی رو گرفته باشن. کم کم فکر احمقانه همدیگه رو تقویت می کنن و ... دیگه واقعا سخته با اینجور جماعتی بحث کرد... وضع جامعه مثلا روشنفکری ایرانی هم یه همچین چیزیه. یه جمع با پیش فرض های مشابه که همدیگه رو مرتب تایید می کنن...

ببين اين کتاب به دلايل مختلف کتاب بسيار چرندی‌ست:

1- آفاری و اندرسون فوکو را غلط می‌فهمند، و حتی نوشته‌هايش درباره‌ی انقلاب را هم درست نخوانده‌اند يا از قصد واژگون جلوه می‌دهند.

2- آفاری و اندرسون «تشيع» را نمی‌فهمند، و جالب است که فوکو را متهم می‌کنند که درباره‌ی تشيع ديد اوريانتاليستی دارد ولی بعد خودشان نوع ديگری ذات‌باوری احمقانه نسبت به آن نشان می‌دهند. راجع به بی‌سوادی‌ای که آفاری و اندرسون درباره‌ی تشيع در اين کتاب به خرج می‌دهند می‌شود يک مقاله نوشت. از يک جهت ديد آفاری و اندرسون نسبت به تشيع واقعآ شبيه به استراکچاليست‌هاست (ولی استراکچاليست نيست)،‌ چون آن‌ها فهم خود از تشيع را به تفسير اسطوره‌ها و آيين‌هايش تقليل می‌دهند،‌ خارج از هرگونه ظرف تاريخی (يعنی تاريخ تطور تشيع)، و بدون هيچ‌گونه توجهی به تنوع در عمل و اعتقاد به حتی همين اسطوره‌ها و آيين‌ها (حتی مثلآ وقتی به تحقيق ماری هگلند درباره‌ی عزاداری محرم در يک روستا در ايران اشاره می‌کنند، فقط انگار نصف مقاله‌ی او را خوانده‌اند!!! که واقعآ گريه‌دار است).

3- دوگانه‌ی سنت-مدرنيته که واقعآ ديگر نخ‌نما شده و آن‌قدر نقد شده که واقعآ يا سواد همراه با جرعت زياد می‌خواهد و يا حماقت فراوان که کسی دوباره بخواهد روی اين دوگانگی تاکيد کند (البته محافل روشن‌فکری ايرانی را ولش کن که هنوز خود را خلاص نکرده‌اند از اين حماقت!) به‌طور وسيعی در آراء آفاری و اندرسون نفوذ دارد. راجع به اين هم می‌شود مقاله نوشت، ولی خوب کار بيهوده ايست چون قبلآ نوشته شده ولی ظاهرآ آفاری و اندرسون نخوانده‌اند!

از اين که بگذريم، می‌خواهم فقط بگويم که نمی‌توانی پارادايم‌های ديدن جهان را به استراکچاليزم و پست‌استراکچاليزم تقليل بدهی. مثلآ همين مارکسيزم که نوشته‌ای آفاری و اندرسون تحت تاثيرش هستند هزار تا مکتب دارد که يکی‌اش استراکچاليست است. و اين نويسنده‌ها هم قطعآ استراکچاليست نيستند.