برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Masoud Dehnamaki's Ekhrajiha was not an art film, but its first half was a funny, well-made, honest and direct political satire. However, the disgusting classist and partisan manner the Iranian 'elite' have reacted to Dehnamaki reminds of the same attitude they have toward Ahmadinejad. This is a threat to Iran, amid the threat of turning Iran into another Iraq these days.

همین الان دیدن اخراجی‌ها را تمام کردم. (قسمت اول، قسمت دوم) راستش نصفه‌ی دومش را اصلا خوشم نیامد. خیلی تکراری و لوس و مصنوعی و شعاری بود. ولی خب، نصفه‌ی اول فیلم تا آنجا که ماجرای تحول این آدم‌ها جدی می‌شود (آنجا که فرمانده ریشوی مهربان برای تنبیه خودش «بشین پاشو» می‌کند) خیلی بامزه و دوست‌داشتنی و صادقانه بود.

هرچند که خب، به هر حال این تیپ فیلم‌ها در هیچ جای دنیا به عنوان یک اثر هنری ساخته نمی‌شوند، بلکه برای سرگرم کردن مردم درست می‌شوند. و برای همین اینکه در انگلیسی به فیلم‌هایی که فقط برای سرگرمی ساخته شده‌اند می‌گویند Movie و به آنها که ارزش هنری هم دارند می‌گویند Film چیز خوبی است.

بجز این، Politics بخش اول هم خیلی جدی‌تر از بخش دوم بود. دینامیک مربوط به ریاکاری‌اش شجاعانه بود و از آب هم خوب درآمده بود. جوک‌هایش اوریجینال و بامزه بود و بازی‌ها هم برای درآردن این جک‌ها کافی بود. بهترینش به نظر من همان «کفشنده» بود که فکر کنم باید کار امیرفضلی باشد. چون به سبک آبستره‌ی طنز او بیشتر می‌‌خورد. ولی مال هر کس دیگر اگر یاشد به نظر من بهترین جوک فیلم بود.

منتها چیزی که می‌خواهم بگویم بیشتر راجع به ده‌نمکی و برخورد جامعه‌ی «نخبگان» خودخوانده با او است.

من البته مصاحبه‌اش را با شب شیشه‌ای کامل دیدم و همان‌قدر که از نگاه بالا به پایین مجری آن هم به ده‌نمکی بدم آمد، از خلع‌سلاح‌شدنش دربرابر صداقت ضدبورژوازی ده‌نمکی لذت بردم. هرچند که از آن تکه‌ی فیلم‌هندی مانند هم که وقتی ده نمکی بغض کرد درآورند حالم به هم خورد. همانقدر لوس و مصنوعی بود که نیمه‌ی دوم فیلم ده‌نمکی. و البته مقصر ده‌نمکی نبود، بلکه تهیه‌کنندگان برنامه و مجری‌اش که یکدفعه رفتند توی حالت پروپاگاندا و «دفاع از ارزشهای دفاع مقدس» و احساسات صادقانه و فی‌البداهه‌ی ده‌نمکی را با آن موزیک مسخره و تغییر دورین نابود کردند.

ولی اعتراض من، فراتر از آن لحن و جهت‌گیری آن مصاحبه یا خود فیلم، رفتاری است که «نخبگان» خودخوانده با آدم‌هایی از جنس ده‌نمکی که به هر حال از طبقه‌ی اجتماعی- اقتصادی متفاوتی می‌آیند است. از این حیث، ده‌نمکی و رفتار این «نخبگان» شباهت بسیاری به احمدی‌نژاد و رفتار این گروه با او می‌آید.

این نگاه عاقل اندر سفیه، پولدار اندر بی‌پول، «هنرمند» اندر «بی‌هنر» و «روشنفکر» اندر «عامی» به شدت از نظر اخلاقی غلط است و به شکلی بازتولید یک جور نگاه «ارباب» «رعیت/برده» است.

اینکه من و شما فکر می‌کنیم بخاطر تعلقمان به یک طبقه‌ی اجتماعی-اقتصادی بالاتر به حقیقت یا هنر یا سلیقه یا تفکر الزاما نزدیکتریم بسیار زشت است و از نظر سیاسی هم در جامعه‌ی ایران با این قشر متوسط در حال آب رفتنش (در اثر سیاست‌های نئولیبرال رفسنجانی و خاتمی) بسیار خطرناک است. چرا که یک جور تنش و در نهایت حس انتقام‌گیری طبقاتی درست می‌کند که به نفع هیچ‌کس نیست، بخصوص اصلا به نفع جاافتادن مفاهیمی مثل تحمل و مدارا نیست که در نهایت باعث صلح و ثبات اجتماعی می‌شود. (بحث تئوریکش طولانی است و من هم باید برای شرح دادنش بروم کلی بخوانم.)

برخورد «ارباب اندر رعیت»ی که درباره‌ی احمدی‌نژاد رایج است (و من هم خودم تا همین اواخر از روی نادانی در آن دخیل بوده‌ام) الان خلاف امنیت ملی است. حالا اگر ایران نروژ بود و کسی از بیرون تهدیدش نمی‌کرد، می‌شد گفت که حداکثر خطرش در ناآرامی‌های اجتماعی جلوه خواهد کرد. ولی در شرایطی که همه‌مان خوب می‌دانیم که با هر نوشته یا عمل حزبی-طبقاتی ما به قصد بی‌اعتبار کردن (یا خودمانی‌اش ضایع کردن) امثال احمدی‌نژاد، طرفداران حمله‌ی نظامی یا براندازی از بیرون ایران را یک قدم به هدفشان نزدیک‌تر می‌کنیم، این جور برخورد به ضرر تمام ماست.

جنگ روانی‌ای که آمریکایی‌ها و اپوزیسیون (به اضافه‌ی رفسنجانیست‌ها) از زمان رای دادن اکثریت مردم ایران به آدمی خارج از هسته‌های مرکزی قدرت سیاسی-اقتصادی بر ضد او شروع کرده‌اند آرام آرام افکار عمومی جهان را برای زمینه‌سازی برای حمله به ایران آماده می‌کند.

ساختن تصویری هیتلر خون‌آشام ضد زن و ضد تمدن و ضد حقوق بشری که آمده تا ایران را ویران کند و دنیا را به جنگ بکشد و آن را برای ظهور «امام زمان» آماده کند همان‌قدر ناعادلانه و خطرناک است که ساختن تصویری قدیس‌گونه و میانه‌رو و متعهد به حقوق بشر و صلح دوست از کسی مثل رفسنجانی یا هم‌پیمانانش.

رفسنجانی با وجود بسیاری از کثافت‌کاری‌هایش و لطمه‌ای که به اصل ایده‌های انقلاب ایران و رضایت قشرهای متوسط و پایین از زندگی‌شان ضد، مثل خود محمد رضا پهلوی، نکات روشنی هم در کارنامه‌اش دارد. احمدی‌نژاد با تمام اشتباهات و بی‌تجربگی‌ها و قلدربازی‌های گاه و بیگاهش دارد آرام آرام نشان می‌دهد که واقعا دنبال بهتر کردن وضع زندگی اکثریت مردم در ایران است، نه پر کردن جیب خود و اطرافیانش یا حتی تلاش برای رای اوردن در دور بعد به هر قیمت ممکن. (این سهمیه‌بندی بنزین را کمتر رییس‌جمهوری در دنیا حاضر است در دور اول کارش بکند.)

احمدی‌نژاد یک بازگشت صادقانه و غافلگیرکننده و دموکراتیک به مفهوم «خدمت به خلق» است که رفسنجانی آن را پس از جنگ نابود کرد. ممکن است نفع این خدمت بطور مستقیم به آن درصد کوچک از مردم (ثروتمندان شمال شهر ) نرسد، ولی دود جنگ روانی این روزها علیه او در نهایت به چشم همه‌مان می‌رود. آیا حاضرید میلیاردر شوید ولی در جایی مثل این روزهای بغداد زندگی کنید؟


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«از پشت یک سوم»
«تبعیدی عصبانی»
«امور ایران»
«زيتون»
«کلنگ کمونیست کارگری»
«نانا»
«سهند شمس»
«دلبستگی»
«عرب عصبانی»
«کوروش علیانی»
«۴ دیواری»
«مارسی نیومن»
«ملکوت»
«مهستی شاهرخی»
«هادی خرسندی»
«عبدالقادر بلوچ»
«محبوبه حسین‌زاده»
«احسان»
«توکا نیستانی»
«مسیح علی‌نژاد»
«آزادنويس»
«سبیل طلا»
«محمد نوری‌زاد»
«تادانه»
«گناهکار»
«بلوط»
«نازخاتون»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بابک داد»
«ناهید رکسان»
«لات‌لند»
«لگوماهی»
«ایمیان»
«پاگرد»
«مریم ابریشم‌کار»
بامدادی
مونتاژ انتقادی
حمید مافی
کیبرد آزاد
خط قرمز
فریادناممه
جواد کاشی
کمال
بسیج جهانی
ایرانی طعنه‌آمیز
۳۵ درجه
طاها بذری
مریم مومنی
میرزا پیکوفسکی
پیاده رو
نگفتنی‌ها
امنزیاک
یک فتحی
حاجی واشنگتن
گردباد
جمال
شنا در شنزار
آهستان
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
حامد قدوسی
هادی نیلی
جمهور
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
یک پزشک
ابراهیم اسکافی
موج
ایران‌شهر
ف.م.سخن
نوک‌تیز
زمستان است
نیکی اخوان
مرد تنها
سولوژن
فروغ
جوانفکر
خیاط باشی
نسرین افضلی
آی‌تی.ايران
فوکو بلاگ
پویان و سیما
رزانیات
زهرا
کتابلاگ
مسعود ده‌نمکی
آرش غفوری
سهیل کریمی
دستنوشته‌ها
محمود فرجامی
اکبر منتجبی
بیروت ریپورت
سلمان
مسعود بهنود
خبرنگار مسلمان
مریم اينا
خاکریزیسم
میرزا
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
هوشنگ دودانی
فانونایت
دوم دام
کافه ناصری
بی اجازه کوچیکترا نه
منبر دات نت
لیلی نیکونظر
نسل خمینی
حسین پاکدل
شرح
حسین نوش‌آذر
مهدی محمدی
کریم ارغنده‌پور
نگاه نو
نگاه نو
زیتون پرورده
یک استکاان چای داغ
لوبيا
سینا دیلی
شاخ به شاخ
خورشید خانوم
شهرزاد
جواد روح
ضدمورچه
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
یادداشت‌هایی از کابل
مرتضی نگاهی
سیبستان
آن سوی دیوار
پژمان نوزاد
من راه نشین
خسرو نقیبی
آق بهمن
نوه‌ی غلامرضا تختی
خوابگرد
پسر فهمیده
اسماعیل نیوز
یک وحید
شب پیشگویی
صفا در ال.ای
حسام‌الدین آشنا
احمد جلالی
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
روزنه
شکرخواه
رویای آريایی
خانوم حنا
چرک‌نویس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
افسون فسرده
آچار فرانسه
نگارک‌ها
زن نوشت
سایه
غلاف تمام فلزی
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
حمید کریمیان
هپلی
نیما دارابی
آشپزباشی
پاسداران
پویان طباطبایی
حقوق‌دان پاریسی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
شبنم طلوعی
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
مازوخیسم محاسباتی
مرصاد
ارزیابی‌های شتابزده
سوگلی ریچارد پرل
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
شب‌نامه‌ها
علی مزروعی
حنیف مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
کشکول جوانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

گوساله نفهم الاغ جاسوس پفيوز سگ، توي بي شرف وطن فروش گه که از طايفه مجانين بازارگرد و نفله دم قهوه خانه هستي به چه حقي به روشنفکرها و باسوادها توهين مي کني؟ گوساله توي رعيت عوام نفهم سگ همانطور که استاد سخن سعدي فرمود همچون سگ کوچه بازار هستي که طاقت ديدن سگان شکاري را ندارند و با ديدن ايشان عوعو مي کنند. مفنگي ريدم تو هيکل نکره آشغالت

؛احمدی‌نژاد یک بازگشت صادقانه و غافلگیرکننده و دموکراتیک به مفهوم «خدمت به خلق» است که رفسنجانی آن را پس از جنگ نابود کرد؛ ؛ساختن تصویری هیتلر خون‌آشام ضد زن و ضد تمدن و ضد حقوق بشری که آمده تا ایران را ویران کند و دنیا را به جنگ بکشد و آن را برای ظهور «امام زمان» آماده کند همان‌قدر ناعادلانه و خطرناک است که ساختن تصویری قدیس‌گونه و میانه‌رو و متعهد به حقوق بشر و صلح دوست از کسی مثل رفسنجانی یا هم پیمانانش؛ خدمت به خلق یعنی: بالا رفتن نرخ تورم علیرغم افزایش قیمت نفت. خدمت به خلق لبنان و ساختن بیمارستان و جاده. زدن توی سر خلق به خاطر بد حجابی. شکنجه دانشجویان دانشگاه امیر کبیر. دسترسی آسان خلق به مواد مخدر. شلاق زدن خلق به جرم آبجو خوردن. سنگسار. اعتراف گرفتن از هاله اسفندیاری. و بستن روزنامه شرق. خیلی خوشحالم که اینقدر از خدمت به خلق طرفداری می کنی. خوب یه سری بیا ایران از این خدمات بهره مند شو بابا حیفه اونجا تو کانادا حروم میشی. آیا حکومتی که بنیانگذارش در رساله دیه زن را برابر با تخم چپ مرد میدونه ضد زن نیست؟ آیا رساله خمینی رو خوندی و دیدی قوانینش برای زنها چیه؟ آیا قوانین ایران رو خوندی که میگی ضد زن نیست؟ اصلا انگار تو بهتر از اونایی که تو ایرانن میدونی بگو ببینم وضعیت زنها در ایران چطوره؟ آیا حرفهای احمدی نژاد رو راجع به امام زمان گوش دادی؟ حالا چون رفسنجانی بده احمدی نژاد خوبه؟ اینقدر خری؟

Have you ever thought about replying back to some of the comments (which they make sense), you receiving everyday ? I think you do know that they are right and you are wrong . obviousely it is not in your benefit to admit!

بارها گفتی که نفرت از احمدی نژاد چشم یه عده رو کور کرده، فکر نمی کنی که نفرت از هاشمی هم چشم خودت رو کور کرده باشه؟ شاید اینکه خارج از ایران هستی باعث بشه که خیلی چیزها رو نبینی. تشبیه احمدی نژاد به مصدق یه کار خیلی اشتباهه. اینکه چون ایران در خطر حمله خارجی قرار داره، اصلاً دلیل نمی شه که در مقابل کارهای اشتباه و احمقانه این آقا هیچ کاری نکنیم. اگه دو روز تو تهران باشی، می فهمی که احمدی نژاد اصلاً اونی که فکر می کنی نیست. نتایج مصیبت بار تصمیمات این آدم داره مملکت رو نابود می کنه، بدون شک!

Where the fuck do YOU live asshole? Baqdad or Paris/London/Toronto. So put a lid on it and mind your own crappy life

داداش خسته نباشی

حالا شما که در همه چیز سررشته داری (از نقد فیلم تا سیاست) بیا یک مقاله هم در مورد این انتصابات فامیلی احمدی نژاد بنویس (همونی که به نظر تو به دنبال پول و مقام نیست!) تا ما هم ازضلالت در بیایم و مانند شما رستگار شویم. راستی خود سانسوری و هیچ نگفتن هم به همه اون دلایلی که گفتی خیلی منطقی هست. اجازه بدیم که این بابا همه چیز رو به باد بده مبادا که یک بار نظام خدشه دار بشه! این هم آخر عاقبت "پست استراکچرالیزم"!! و نظام مقدس که نباید گفت بالای چشمش ابروست.

My dear Hossein, I have recently been in Iran, and let me tell you that what Ahmadi nedjad does has not helped what so ever the low income people around the country. I went to villages and talked to people. AN has promised many of those poor villagers money, do you think they have received any? nope, nothing! indeed, contrary to what you think those who have benefited from Mr. AN are those from upper class and with property and money! sorry to break this news to you, since you have not been in Iran, you have no idea what goes on Iranian people. I think you should truly get your view updated! you are getting exposed to IRI news without seeing what goes on Iranian people. those who have money simply got richer and those who were in middle class now are poorer. the middle class is disapearing. hope you just not blindfoldly promote for Mr. AN. best.

حالا کی گفت تو جزء اربابایی (ارباب "خوب" که میگه نگاه ارباب به رعیتی برای "همه" بده) ؟؟

سلام آقای درخشان. یه سوال مهم ازت دارم. چند ساله ایران نبودی؟؟؟ راستش رو بگو... اول اینکه موقعیکه چون بحث تئوریکش طولانی میشه و شما تنبلیت میاد بری کتاب بخونی حق نداری مدعی بشی. جالب اینکه همونجایی که نظریه میدی خودت میگی حالشو نداری بری چیزی بخونی. آقای نابغه کتاب نخونده من به عنوان یک لیلی پوتی که از بالا هم به کسی نگاه نمیکنه میخوام باهات مناظره کنم. موضوع مشخص هم این ادعای اقتصادی تو هست که میگی وضعیت اقتصادی در دوران خاتمی بد شد و الان خوب داره میشه.

Damm-et garm, Hoder. I remember listening to an interview with Dehnamaki on Radio Farda, I think it was, and it was the same kind of vulgar, infantile attempt at trying to humiliate him that you are talking about. I've seen the same kind of vulgarity in your comments section. Rich royalist + politics = Tourrete's baby

Hussein your perspective about the evils of the wealthy and virtues of the poor is very black and white. Who gave you to you to judge people who are successful business men and women? Are you suggesting that people who have money have no right to have an opinion? The way you look at wealthy people is in such a way that implies even if they have an opinion, at best, anti-good people (poor people). This perspective is wrong because you assume that poor people by the virtue of being poor are naturally good and have a right in the property of others. What happened to responsibility and accountability? The problem with the people of the left, such as you, is that they think they have a moral responsibility to redesign the structure of the society. I wish you stopped insulting people and actually started analyzing the situation on the ground. If so many people are angry at the policies of the government of Iran, it is their right because government receives its mandate form people and not else where. By simply saying rich people are wrong because of their support for this and that you simply resort to populism and populism is void of substance. Everyone has a right to have an opinion and your opinion is not better than theirs or visa versa! Less accusations and more substance please! cheers

حسین آیا واقعا احمدی نژاد " آدمی خارج از هسته‌های مرکزی قدرت سیاسی-اقتصادی" بوده است آن چنان که تو گفته ای؟ آدمی که استاندار همان رفسنجانی بوده. از دست همان رفسنجانی به عنوان استاندار نمونه جایزه گرفته. همین الان مرکزی ترین هسته های قدرت و ثروت (امثال ذوالقدر و فیروزآبادی و دیگر آدمهای قدرتمند سپاه) متحد اصلی اش هستند, چه طور می تواند دور از هسته ی مرکزی قدرت و ثروت باشد.

اين دو پاراگراف آخر واقعا" معركه بود. مرد حسابي! پاشو برو ايران ببين اوضاع چيه. جون مردم به لبشون رسيده. خيلي پررويي مي خواد كه آدم بشينه از احمدي نژاد تعريف كنه و گندكاريهايشو توجيه. واقعا" بايد خجالت بكشي. چرا اين قدر تابلو شرف و حيثيتت رو فروختي؟! واقعا" تا ايراني هايي مثل تو روي كره زمين هستند هيچ اميدي به آينده ايران نيست.

امثال این جناب ده نمکی وقتی چنین فیلمی میسازند خیلی بیشتر دل آدم را به درد میاره تا دیگران. همین ده نمکی که خیلی با تظاهر کردن آشناست و در فیلم به انواع آن پرداخته، در سالهای 66 تا 70 در دانشگاه تبریز چه ها که نمیکرد، از کتک زدن استاد گرفته تا به دردسر انداختن خیلی از هم کلاسی ها و هم دانشگاهیانش برای هیچ و پوچ. نمیدانم سال 66-67 گریه دانشجویی که بی دلیل تعلیق خورد را یادش هست؟ التماس دخترکی که مشکلش جوراب سفید بود را چطور؟ سیلی که تو گوش دانشجویی دیگر زد برای بلند خندیدن را چی؟ و دهها مورد دیگر ک حتما انجام آن را این عضو شریف انجمن اسلامی در آن دوران وظیفه خود میدانست. روزگار غریبی است.