جنگ آمریکا علیه ایران الان جنگ اقتصادی است، از راه تحریمهای یکجانبهای که در شورای امنیت سازمان ملل و نیز بطور یکجانبه و سرخود و با فشار به شرکتهای اروپایی اعمال میکند. ولی شرایط دنیا در این ده سال اخیر عوض شده و چین و روسیه و هند و آمریکای جنوبی تبدیل به رقبایی بزرگ برای اقتصاد آمریکا شدهاند.
ولی با وجود تمام فشارهای افزایندهی اخیر برای منزوی کردن ایران از نظر مالی و تحریم بانکها و موسسات مالی و شرکتهای گوناگون ایرانی، خود آمریکاییها و انگلیسیها اعتراف میکنند که این تحریمها نتیجهی دلخواه آنها را نداشه است.
اگر سرمایهگذاران و بانکهای آلمانی و انگلیسی و فرانسوی رفتهاند، جایشان را موسسات و بانکهای رقبای اقتصادی آمریکای از چین و روسیه و هند و آمریکای جنوبی گرفتهاند. درواقع ایران باز هم به آن انزوای مالی مورد نظر آمریکا و انگلیس (و از این به بعد هم «سرکولند» یا فرانسهی سابق) نرسیده است و در نتیجه فشاری که میخواستند از طرف جامعهی بازار و صعنت ایران و در نهایت از طرف مردم کوچه و بازار روی حکومت بیاورند و آن را در حمایت از برنامهاتمی دوشقه کنند، اتفاق نیفتاده است.
این واقعیتی است که رسانههای دنیا و همینطور روزنامههای داخل ایران (که متاسفانه تقریبا همه طرفدار اقتصاد نئولیبرال هستند) نمیخواهند گزارش کنند، همانطور که مثلا توافقات تازهی ایران و آزانس اتمی را هم دوست ندارند زیاد پوشش بدهند.
ولی گهگاه گزارشهایی از دستشان درمیورد و برای مثال گزارش فایننشال تایمز از تهران که چند وقت پیش با این مضمون -- که تحریمها اثری روی کوچه و بازار ایران نگذاشته است -- چاپ شد، را میشود ذکر کرد.
این گزارش کوتاه بسیار خوب نشان میدهد که دنیا از آن حالت تک قطبی دههی ۹۰ درآمده است و دیگر نمیتوان به سادگی کشوری را کاملا از نظر اقتصادی منزوی کرد و تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران در شدیدترین حالت هم نمیتوان ایران را به زانو درآورد. (عجیب است که این گزارش در داخل ایران بازتاب چندانی نداشته است.)
این شکست به زودی در سیاست رسمی آمریکا در قبال ایران تغییر اساسی خواهد داد که به زودی راجع به تبعات آن بخصوص بر روی اپوزیسیون سهگانهی ایرانی (پهلویسم، رجویسم، و رفسنجانیسم) خواهم نوشت.