آقای مهدی جامی در پاسخی که به نوشتهی من با عنوان «رییس سایه رادیو زمانه کیست» فرضیهی من را دربارهی اینکه سید ابراهیم نبوی از طرف مقامات بالاتر هلندی به رادیو زمانه تحمیل شده است، با سکوتش، تلویحا، تایید کرده است.
چیزی که این فرضیه را باز هم قویتر میکند این است که با وجود شواهد بسیار از مخالفت جدی جامی با «روز» و تلاشش برای دور نگهداشتن «رادیو زمانه» از آن، همان مقامات بالاتر هلندی ظاهرا باز هم او را مجبور کردهاند که هرجور اختلاف نظر را با «روز» تکذیب کند.
متاسفانه کسانی که حقوق آقای جامی را میدهند و او را به تکذیب خود واداشتهاند نمیتوانند فارسی بخوانند و در نتیجه یادشان رفته است که جامی در دسامبر ۲۰۰۵ در مطلبی با عنوان «افسانه های خبری از روز آنلاین» سبک روزنامهنگاری و خبرنویسی «روز» را «جیمزباندی»، «قصهنویسی» و«افسانهدوست» میخواند و به درستی و با دقت یکی از خبرهای منتشر شده در «روز» را به تازیانهی نقد میگیرد.
همینطور در نوشتهی دیگری با عنوان «سور-رئاليسم خبری: شواهد همين دو سه روزه» خبرهای «روز» را مانند بعشی از روزنامههای داخل ایران «افسانه» و «ضدخبرهای عوام-گول-زنک» میخواند و آنها را از قصه حسين کرد شبستری هم کمارزشتر میداند. یا در مطلب دیگری با عنوان «تقويم جنسی و روشنفکربازی» گزارش «روز» را دربارهی انتشار یک تقویم جنسی در ایران به باد انتقاد میگیرد و آن را «دفاع از سانسور» و «روشنفکربازی» میخواند و اضافه میکند «چسباندن اين تقويم به ريش آقای مصباح و اصولا سياسی کردن بحث هم واقعا خنده دار است.»
یا در مطلبی دیگر با عنوان «حسادت آقای مردیها مشکل فرانسویها را حل کرد» از چاپ مجدد مقالهای به قلم مترضی مردیها در روز اظهار شگفتی میکند و پس از توصیف مفاله به عنوان «مزخرفاتی به عنوان تحلیل جامعه شناختی» در حمله به «روز» و «شرق» میگوید که اگر مقاله را به دست او داده بودند آن را «راهی زباله» میکرده است.
نتیجهی عملی این انتقادها و مخالفتهای بنیانی مهدی جامی با «روز» ابن بود که آقای جامی تمام تلاشش را بکند که هیچ شباهتی در محتوا و فرم بین «زمانه» و «روز» و در نتیجه تصور هر جور همکاری سازمانی هم پیش نیاید. برای همین آقای جامی از من میخواست که کارم در طراحی وبسایت زمانه هیچ شباهتی با کار قبلیام در «روز» نداشته باشد و این نکتهای است که آقای جامی در سرمقالهای به صراحت به آن اشاره میکند («...می خواستيم سايت شبيه هيچ سايت ديگری نباشد و طرحهای قبلی حسين و يا دانيال را هم تکرار نکند.») و ظاهرا در اثر فشار مقامات هلندی حامی رییس سایه فراموش کرده است.
عصبانیت آقای جامی از اینکه کنترل محتوای سیاسی «رادیو زمانه» را از دستش خارج کردهاند، کاملا قابل درک است. بخصوص وقتی از بالا دستور میآید نوشتههای اکبر گنجی را بر ضد علی شریعتی (که آقای جامی سخت شیفتهی اوست) بطور همزمان در «روز» و «رادیو زمانه» منتشر کند، یا وقتی لابد از همانجا توصیه میآید که مهمترین تریبون رادیو زمانه را در بهترین ساعتش و با بیشترین امکانات رادیویی و ویدیویی به ابراهیم نبوی بدهد تا بر ضد جمهوری اسلامی «طنز» سیاسی تولید کند. (آنهم در حالی که زمانه همان موقع هم یک برنامه طنز سیاسی داشت و هنوز هم آن را نگه داشته است.)
مهدی جامی باید فکر این روزها را میکرد که هرچه «زمانه» موفقتر شود کسانی آن بالاترها هستند که به سرعت به فکر بهرهبرداری سیاسی از این نفوذ بین جوانهای درسخوانده و اهل فرهنگ ایران میافتند. آنها عاشق چشم و ابروی ما نیستند.