آخرین روزهایی است که پاریس هستم. باید به زودی بار و بندیلم را جمع کنم و بروم لندن برای یک سال کامل خر زدن و درس خواندن. از شهر لندن و آدمهای انگلیسی دیگر بر عکس سابق هیچ خوشم نمیآید. حالا مفصلتر راجع به آن مینویسم و کمی هم دربارهی پاریس که حدود ۹ ماه در آن زندگی کردم توضیح میدهم. ولی از اینکه دوباره بعد از چند سال وارد یک محیط آکادمیک، آنهم در لندن که این روزها از هر زمانی کازموپولیتنتر است و پر از آدمهای باحال از سراسر دنیاست، میشودم هیجان زدهام. بخصوص که کلی دوست ایرانی هم در لندن دارم که اتفاقا چندتایشان هم همکلاسیهایم خواهند بود.
ولی میخواستم بگویم که آخرین شمارهی «چلغوز» بخاطر خاطرات منتشرنشدهی رفسنجانی توسط سیستم امنیتی نروژ کشف شده (و در واقع من در فرودگاه ) حسابی گل کرده است و در ایران دارد دست به دست با ایمیل میچرخد. اگر هنوز حوصلهی خواندن آن را از روی نسخهی تصویری یا نسخهی چاپی نکردهاید، نسخهی متنی آن را در سیستم تازهی «ایرانیان» وارد کردهام و قاعدتا باید در همین یکی دو روز در «ایرانیان» منتشر شود. منتظر باشید که خبرتان میکنم.