یکی از بدجنسیهای رسانههای اروپایی/آمریکایی در این سالها این بوده که هر وقت راجع به برنامهی اتمی ایران حرف میزنند آن را اصولا و از همان ابتدا برنامهی تسلیحات اتمی معرفی میکنند. حالا در این یکی، دوسال اخیر کمی متعادلتر شدهاند و دیگر بطور مستقیم نمیگویند برنامهی تسلیحات اتمی ایران، بلکه میگویند برنامهی اتمی ایران.
البته در سرمقالهها و ستونهایشان خیلی هنوز بدجنسی میکنند. مثلا نیویورکتایمز (که یک موقعی من احمق و ساده فکر میکردم آخر روزنامهنگاری بیطرف و اصولیاست) معمولا در سرمقالههایش برنامهی اتمی ایران را همیشه تسلیحاتی فرض میکند و استدلالهایش را هم بر اساس همین دروغ میسازد و جلو میبرد.
ولی بدجنسیهایشان این اواخر شکلهای خیلی هوشمندانهتری گرفته است و تاثیر عمیقتر ولی ناخودآگاهتری روی خواننده میگذارد.
مثلا اگر دیده باشید خیلی وقتها میگویند «جاهطلبیهای اتمی ایران» یا Iran's nuclear ambitions. هیچکس هم اعتراض نمیکند. آخر بابا لامصبها، «خیالات» یا «آرزوها» یا «جاهطلبیها» دیگر یعنی چی؟ این کلمهی رومانتیک ادبیانه با این معنی مبهم و گلگشاد از کی تا حالا قادر به توصیف واقعیتهای پیچیدهی سیاسی شده است که چپ و راست در متنهای سیاسی این روزها میبینیم؟
ولی خب، ما که میدانیم چرا بجای برنامهی اتمی میگویند آرزوهای اتمی. برای اینکه این کلمه با توجه به معانی و تصاویر دیگری که باز هم با بدجنسی و تحریف محض و البته حماقت احمدینژادی دربارهی ایران خلق کردهاند (ایران نفیکنندهی هالوکاست و ایران تهدیدکنندهی اسراییل به نابودی) معنی دیگری پیدا میکنید. برای همین خواننده وقتی عبارت «آرزوهای اتمی» ایران را میبینید بطور اتوماتیک با خودش این طور آن را معنی میکند: «خب اینها که میگویند مرگ بر آمریکا و اسراییل را تهدید به نابودی میکنند و بخاطر گوش دادن به موزیک غربی یا داشتن مدل موی غربی نوجوانانشان را دار میزنند، اگر خیالاتی داشته باشند که به هر شکلی به اتم ربط پیدا کند، باید خیلی خیلی خطرناک باشد. پس اینها بدون شک دارند بمب اتمی میسازند و میخواهند من و شوهر و دختر و سگم را نابود کنند. تروریستهای کثیف!»
گاهی هم به آن میگویند «ماجراجویی اتمی ایران» و بعضی نادانها هم مثل اکبر گنجی همینها را تکرار میکنند. آخر ایران که پروتوکلهای منع گسترش سازمان ملل را امضا کرده و کاملا تحت بازرسی است و آزانس اتمی هم کوچکترین نکتهی آتویی پیدا نکرده. این کجایش ماجراجویی است؟ اصلا تعریف ماجراجویی در حیطهی امور بینالملل چیست؟ چطور این کلمات بیمعنی و سانتیمانتال (احساساتی) که جایشان در قصه و رمان است وارد ابدیات سیاسی شده است و هیچکس هم اعتراضی نمیکند؟
اما از هم خبیثانهتر کاری دیگر است که رسانههای فارسیزبان هم با حماقت و سادگی عجیبی آن را تکرار میکنند.
در تمام خبرهای مربوط به برنامهی اتمی ایران همیشه در پاراگرفهای آخر مینویسند که آمریکا معتقد است برنامهی اتمی ایران برای ساختن سلاح اتمی است. بعد برای اینکه مثلا به خیال خودشان بیطرفی را رعایت کنند اضافه میکنند که البته ایران این موضوع را رد میکند و میگوید که هدفش تنها مقاصد صلحآمیز از جمله تولید برق است.
بدجنسیشان اینجاست که هرگز اسمی از آژانس اتمی و قضاوت آن دربارهی ادعاهای آمریکا و ایران نمیآورند. چون بیطرفی واقعی روزنامهنگارانه حکم میکند که اگر در یک مسالهای حرفهای دو طرف را منعکس میکنی باید نگاهی هم به یک یا دو موضع بیطرف بکنی و حرفهای آن را هم بازتاب دهی.
حالا اگر آزانس اتمیای در کار نبود و ایران و آمریکا هر کدام بر اساس منافع خودشان چیزی میگفتند درست. ولی حالا که هست، اصول روزنامهنگاری (Accuracy, Fairness, Impartiality) اقتضا میکند که بجز نقل قول از دو طرف، از آژانس اتمی هم نقل قول کنند و قضاوت آن را هم راجع به این اختلاف بیاورند.
ولی چیزی که با دیدن دو نقل قول از ایران و آمریکا در ذهن یک خوانندهی ساده نقش میبندد این است: «آمریکا بخاطر پشرفتها و دقت علمی مثالزدنیاش طبیعتا از روی شکمش چیزی نمیگوید و لابد میداند که ایران در حال ساخت بمب اتمی است. ایران هم که معلوم است آن را تکذیب کند. پس چی؟ بیاید بگوید بله، دنیا، ما داریم بمب اتمی میسازیم و فردا هم میخواهیم بزنیم آمریکا و اسراییل و کل غرب را نابود کنیم. هیچ خری این کار را نمیکند.»
خلاصه اینکه به دوستان روزنامهنگارم در بی.بی.سی فارسی و رادیو فردا و غیره که هنوز ته دلشان با مردمشان است تا با آمریکا و انگلیس دوستانه یادآوری میکنم که هر وقت از ایران و آمریکا نقل قول میآورند ذکری هم از موضع آزانس اتمی دربارهی ایران بکنند که برخلاف نظر آمریکا هیچ اثری از اینکه برنامهی ایران کوچکترین جنبهی تسلیحاتی داشته باشد پیدا نکرده است.
هرکاری که روزنامهنگارهای خارجی میکنند درست نیست. مهم اصول روزنامهنگاری است که دربارهی برنامهی اتمی ایران دارد راحت و در روز روشن زیرپا گذاشته میشود.