آقای احمدینژاد در این سفر تازه به نیویورک بهترین فرصت را دارد برای اینکه دو مساله را روشن کند:
اول اینکه تمام حرفهایش راجع به اسراییل پیشبینی هستند، نه تهدید. یعنی باید بجای اینکه بگوید اسراییل نابود خواهد شد، بگوید که اسراییل به دلایل درونی فروخواهد پاشید. این چیزی است که تازگیها (از جمله در مصاحبهاش با جان اسنوی کانال چهار) سعی کرده توضیح دهد. ولی کلماتی که استفاده میکند خیلی مهم است. به نظر من نباید از کلمهی نابودی یا محو شدن استفاده کند، چون ابهامی دارند که به آن جنبهی تهدیدآمیز میدهد. بهتر از کلمهی فروپاشی داخلی استفاده کند و بعد هم دلایل آن را که میتواند دموگرافیک، نابرابری اجتماعی، و ظلم به مسلمانان باشد، بشمارد.
بر اساس هیچ قانونی پیشبینی کردن دربارهی آیندهی یک کشور کار خلافی نیست و از نظر اخلاقی هم هیچ اشکالی ندارد. تهدید است که بر اساس اساسنامهی سازمان ملل غیرقانونی است. آقای احمدینژاد باید از گفتن هر کلمهای که بوی تهدید بدهد خودداری کند، هرچند که ایران همواره به صراحت در معرض تهدید بوده است، ولی خودش نباید از این حربه استفاده کند.
دوم اینکه باید روشن کند که واقعیت تاریخی کشتار دستهجمعی یهودیان (همان هالوکاست خودمان) را نفی نمیکند. ولی به استفادهی سیاسی از آن و بهانهکردنش برای سرکوب صدای منتقدان حکومت اسراییل معترض است. باید روشن کند که این حرفهایش به هیچ وجه نژادپرستانه یا ضدیهودی نیستند، بلکه با برداشت تاریخی خاصی از یهودیت که اسمش صهیونیزم است و پایهی فکری تشکیل حکومت اسراییل است مخالف است. برای این کار بهتر است از خود یهودیان منتقد اسراییل مثل نورمن فینکلستاین (نویسندهی کتاب «صنعت هالوکاست») یا امثال او نقل قول کند و با کلمات دقیق و غیرمبهم منظورش را بیان کند.
خلاصه اینکه دیگر بعد از دوسال آقای احمدینژاد باید بداند که چقدر کلمه کلمهی حرفهایی که میزند در سرنوشت مردم کشورش مهم است و در خارج از ایران باید با زبانی متفاوت با زبانی که با آن در ایران و با مردم کوچه و خیابان حرف میزند صحبت کند. کاش اگر کسی از نزدیکانش این نوشته را میخواند بتواند این پیشنهادها را منتقل کند.