برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
  لينک‌دونی هفته
Excerpt: Next Tuesday, 25 September, is my blog's seventh anniversary.

سه‌شنبه‌ی آینده یعنی ۲۵ سپتامبر «سردبیر:خودم» وارد هفتمین سال زندگی‌اش می‌شود.

برای تولد امسال فکر کردم از شما خوانندگان واقعا عزیزم (بدون تعارف می‌گویم) که در این شش سال هر روز لطف و اعتماد کرده‌اید و جلوی من نشسته‌اید و به حرف‌های من گوش داده‌اید یک خواهشی بکنم.

بیایید یک بار هم که شده بجای اینکه من بگویم و شما جواب بدهید، این بار شما بگویید و من سعی کنم پاسخ بدهم. هفت‌سال است که همه‌اش من حرف زدم و شما گوش دادید و واکنش نشان دادید. حالا نوبت شما است.

هر سوالی دوست دارید راجع به هر چیزی که درباره‌ی تجربه‌ی این هفت‌سال که همه با هم بزرگ شدیم بپرسید تا آن‌ها را در روز تولد وبلاگم جواب دهم. سوال‌هایی که اگر مثلا همدیگر را در یک میهمانی یا کافه و بار می‌دیدیم از من می‌پرسیدید. چیزهایی که در این سالها، بخصوص این یکی دو سال اخیر، عصبانی‌تان کرده است و دلتان می‌خواسته بپرسید که آخر من چرا چنین کاری کرده‌ام یا چنین چیزی گفته‌ام. الان فرصت خوبی است. با هم گپ می‌زنیم و کمی سوءتفاهم‌ها را رفع می‌کنیم.

همینجا کامنت بگذارید یا اینکه ایمیل بزنید. هرکدام راحت‌تر است. هر چندتا هم که سوال داشتید بپرسید. هیچ محدودیتی نیست.


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«نانا»
«رویای آريایی»
«آن سوی دیوار»
«عرب عصبانی»
«یک فتحی»
«جمال»
«محمد نوری‌زاد»
«خیاط باشی»
«کریم ارغنده‌پور»
«راه من»
«افسون فسرده»
«مریم ابریشم‌کار»
«هادی خرسندی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«ملکوت»
«پاگرد»
«مرتضی نگاهی»
«شرح»
«محمود فرجامی»
«تبعیدی عصبانی»
«موج»
«حاجی واشنگتن»
«یک پزشک»
«بامدادی»
«زهرا»
«حقوق‌دان پاریسی»
«گناهکار»
«دردنوشته‌ها»
«دانشجوی مسلمان»
«من راه نشین»
«مهستی شاهرخی»
«منبر دات نت»
«مرصاد»
«خوابگرد»
«۳۵ درجه»
«عبدالقادر بلوچ»
«بی‌بی‌گل»
«خورشید خانوم»
«میرزا پیکوفسکی»
«نسل خمینی»
«دادابیس»
«ایمیان»
«طاها بذری»
«بلوط»
«جواد کاشی»
«آق بهمن»
«دستنوشته‌ها»
«ناهید رکسان»
«حسین نوش‌آذر»
«مارسی نیومن»
«فوکو بلاگ»
«دوشیزه شین»
امیرحسین ثابتی
نگاه نو
نگاه نو
ف.م.سخن
حسام‌الدین آشنا
پاسداران
آچار فرانسه
لیلی نیکونظر
گردباد
بی اجازه کوچیکترا نه
رزانیات
سوگلی ریچارد پرل
کمال
سینا دیلی
سیبستان
فانتازیا
راهرو
یادداشت‌هایی از کابل
مازوخیسم محاسباتی
کلنگ کمونیست کارگری
زيتون
دوم دام
زیتون پرورده
آزادنويس
اکبر منتجبی
مسعود ده‌نمکی
غلاف تمام فلزی
پیاده رو
فروغ
آی‌تی.ايران
حمید مافی
از پشت یک سوم
کتابلاگ
روزنامه‌نگار ممسلمان
خاکریزیسم
سولوژن
ایران‌شهر
ایرانی طعنه‌آمیز
علیرضا شیرازی
احمد جلالی
توکا نیستانی
مونتاژ انتقادی
خسرو نقیبی
تادانه
حامد قدوسی
مسعود بهنود
روزنه
امنزیاک
آهستان
نگارک‌ها
پویان و سیما
ارزیابی‌های شتابزده
هوشنگ دودانی
کیبرد آزاد
امور ایران
پویان طباطبایی
لات‌لند
سلمان
ddmmyyyy
نازخاتون
شکرخواه
مهدی یوسفی
بابک داد
شب پیشگویی
خانوم حنا
مریم مومنی
آزاده عصاران
نوک‌تیز
مریم اينا
میرزا
دلبستگی
یک وحید
روزها
انتخاب زنان
سبیل طلا
آشپزباشی
ابراهیم اسکافی
مشکات
خبرنگار مسلمان
۴ دیواری
آدم و حوا
مسیح علی‌نژاد
مهدی محمدی
فریادناممه
حسین رنجبران
سجاد صفارهرندی
فانونایت
شهرزاد
فلیسوف مآب رمانتیک
کامپیتور و ارتباطات
نوه‌ی غلامرضا تختی
مهدی اسماعیلی
هنوز
نیما دارابی
زمستان است
خط قرمز
شب‌نامه‌ها
گل‌آرا حمزه
چرک‌نویس
غربتستان
تبرمرد
کوروش علیانی
محبوبه حسین‌زاده
احسان
بسیج جهانی
نگفتنی‌ها
هادی نیلی
انتخاب انسانی
خرچنگ زاده
یک استکاان چای داغ
نقیز
شنا در شنزار
مرد تنها
مرصاد امروز
وب‌نگاشت
شاخ به شاخ
سمیرا سامانی
مجید تفرشی
بازیگر آماتور
آرش صالحی
شبنم طلوعی
صفا در ال.ای
آرش غفوری
نیکی اخوان
عباس معروفی
سهند شمس
بیروت ریپورت
کافه ناصری
مطالعات فرهنگی رادیکال
لوبيا
سایه
جمهور
جواد روح
ضدمورچه
پسر فهمیده
کشکول جوانی
حمید کریمیان
لگوماهی
حسین پاکدل
جوانفکر
حنیف مزروعی
پژمان نوزاد
نسرین افضلی
سهیل کریمی
امید معماریان
اسماعیل نیوز
فرنگوپولیس
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
هپلی
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
فواد صادقی
نظرات ديگران

بعضی وقتها با طرز فکرت مشکلات دارم ( دمکراسی همینه ) ولی از دو تا چیزت خیلی خوشم میاد : 1- نمی زاری تعارف مانع گفتن حقایق بشه 2- بسیار ساختار شکنی ... حتی اگر به ضررت تموم بشه ...

ایول حودر ...

از اينور و اونور ميخوري حال ميده ها نه؟ دمت گرم از اونايي که زياد فحش ميخورن و اصولا فحش خوريشون خوبه خوشم مياد و اينهمه مخالف اگه نگم نشانه درست بودن کاراته حداقل ميشه گفت نشانه اين هستش که ما تحت خيلي ها رو سوزوندي مخصوصا با حرفهات يه زماني باعث به به و چه چه بعضي ها ميشدي که حالا همونها دارن فحشت ميدن

بگردم ازادي بيان رو که چه معجزاتي ميکنه و چطور دوستان قديمي رو در زمره دشمنان ميکنه

قبلاً ازت خوشم نمي اومد نه ولي الان دارم كم كم باهات حال مي كنم بيشتر باهات حال مي كنم !

I find the logic behind these new websites of Chalghooz and the previous one very poor and childish. I cant understand how you could convince urself to publish such crap just to show the way u feel about rooz editors.

اوووه... هفت سال شد؟ خیلیه ها... من فکر کردم وبلاگستان یک‌سال قبل از من به‌وجود اومده... تبریک می‌گم. هفت سال نوشتن مستمر خیلی سخته. من هم سوال‌هایی ازت دارم. اما الان اینجا چهار صبحه و فکرم کار نمی‌کنه...

1-به نظرت امکان داره ایران درست بشه حداقل مثل اوایل دهه 50 یا کلا چون نامردیو کثافتو دزدیو بی هوییتی رفته به خورد مردم ایران باید حداقل 40 ملیونو سربرید تا ایران درست بشه یا اصلا امکانش نیست باید برن 2 تا آدمو از یه قاره دیگه بیارن تا نسله ایرانو از اول بسازن؟ 2- نظرت دراین مورد چیه؟ آیا انسان طبق گفته قرآن از گل آفریده شده و اول آدم و حوا بودن و نسل و شروع کردن یا طبق نظره دانشمندا و اونایی که با علم و منطق سرو کار دارن بعده بیک بنگ انسان به مرور زمان از یه تک سلولی تکامل یافته؟ 3-نظرت درمورد محسن مخملباف چیه ؟ 4- 3 تا از فیلمایی که دوست داری بگو.5- نظرت ئر مورده علی میرفطروس چیه؟

امشب می خواستم ببینم چرا از مرجان جدا شدی ، یکم که گوگلیدم یه چیز جالب پیدا کردم ، نمی دونم چرا وقتی با نیک اهنگ دعوات شده بود به این نوشته مرجان لینک نداده بودی ، به نظرم خیلی کس مغز بازی در اوردی که به این نوشته لینک ندادی http://marjanalemi.blogspot.com/2006/04/blog-post_13.html حتما بخونید ، همیشه پیش خودم می گفتم به مرجان حتما خیانت کردی که از هم جدا شدید ، ولی واقعا از این نوشته زن سابقت کففففففففففف کردم ، خیلی کف کردم

A little bit of more honesty and not being too coward to publish non-prafane, relevant and NON anonymous comments. Only shallow name droppers do that

Salam Hossein, I guess you've got plenty of questions to answer right now and will be enough to keep you more busy for while. Maybe you could do your page on Wikipedia or somewhere else to make things easier. I went through the questions people have asked you, I also want to know the answer to almost all of them! So?

سوال من اینه که جواب این سوالهایی که همه پرسیدن رو کجا باید بخونم؟

جالبه هیچ کس بهت نگفته که شمردن هم یادت رفته و این ششمین سالگرد وبلاگت هست نه هفتمین ؟ فقط همین

----در جواب خیابان شماره 11----: من نمی فهمم اینکه جرج بوش در واکنش به سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه آمریکایی گفته «در کشور ما آزادی هست» یعنی چه و چه ربطی داره؟ اگه احمدی نژاد قبول کرده که به هر سوالی جواب بده در حالی که کمتر رییس جمهوری جرات چنین کاری رو داره، نشان دهنده اعتقاد احمدی نژاد به آزادی بیان است یا نشان دهنده اعتقاد جرج بوش به آزادی بیان؟

سلام حسین درخشان علامت سئوال ایرانیها! همه تقریبا یه چیز را می خواهند بدانند.حسین درخشان محبوب، حسین درخشانی که روزگاری به حق پدر وبلاگ نویسی در ایران بود، حسین درخشانی که برای مردم می نوشت، حسین درخشان محجوب که وقتی صدای آمریکا میامد همه همدیگر را خبر می کردند تا صدای این اعجوبه اطلاع رسانی ایران را بشوند، کسی که به ما کمک می کرد جریان اطلاع رسانی بدون فیلترینگ بدست ما برسد و از دنیای آزاد ما را با خبر می کرد.... چی شد؟ یه روز از خواب بیدار شدم مجله زشت و توهین آمیز چلغوز را دیدم که به جای روز برایم میل شده بود، فکر کردم مال انصار حزب ا. و مسعود ده نمکی چند سال پیش است..گذشت. یک روز واسم میلی رسید که در آن سنگسار انسانی را بی اهمیت جلوه داده بود، چقدر غم انگیز بود که حتی اگر دعواهای سیاسی وجود دارد ما انسانیت را فراموش کنیم.دیدم نویسنده آن تویی...گفتم این یک نفر دیگر است و هودر نیست. و بالاخره اینجا را پیدا کردم...دیدم نه این خودتی... خارج از مسائلی که با بی ادبی تمام به مخالفینت اتهام می زنی و خارج از آن نوشته غم انگیزت در مورد بستن چشمانت به مرگ سنگسار یک انسان...من علاقه پیدا کردم نگاهت را بررسی کنم.. من را به فکر فرو برد...شاید درست بگویی اما چرا از کسانی حمایت می کنی که آنها نیز مثل آن یکی ها روزی تو زرد از آب در خواهند آمد. تو در اصلاح طلبان و فعالین حقوق بشر راستی و صداقت ندیدی و آنها را مذمت کردی اما چطور فکر می کنی این طرفی ها که کارنامشون از اونها مشخص تر است می توانند کشور را نجات دهند. از کی دفاع می کنی حسین؟ تو رو خدا دو سئوال را جواب بده: چرا اینگونه شدی؟ چرا آن مقاله شرم آورت در مورد سنگسار را نوشتی؟ مرسی

سلام جناب درخشان . تبريك!مي خواستم نظر قلبي تو رو راجع به شخص آقاي نبوي بدونم!از نوع نگاهت خيلي خوشم مياد

سلام جناب درخشان تبريك! مي خواستم نظر قلبي تو رو راجع به شخص آقاي نبوي بدونم! از نوع نگاهت خيلي خوشم مياد

سلام من اهل افغانستان هستم ولی همیشه ازوبلاگهای ایرانی دیدن میکنم واستفاده میکنم واگرخوشم بیایند به رسم احترام وادب یک سلامی نیز یادگاری میگذرم زنده باشید وخانه آباد

سلام تبریک. با خیلی حرفات موافقم و با خیلیهاش مخالف بارها کامنتهامو سانسور کردی و اعتراضمو خفه اما به عنوان یک ایرانی تحصیل کرده که در غرب زندگی میکنه باید بگم حالم از رییس بیشعور و بی نزاکت دانشگاه کلمبیا با حرفایی که دیشب زد بهم خورد من واقعا کاری ندارم احمدینژاد کیه؟ حرف من اینه که رفتار هاست با گست حتی در بیابونهای اتیوپی هم بهتراز اینه. واقعا متاسفم برای دانشجوایی که اینو نمیدونن و بیشتر متاسفم برای رییس جمهوری که بعد از فحاشی به کشورش از اون رست روم بیرون نرفت.

1- آیا مطمئن هستی که افکارت صد در صد درست است؟ 2- به فرض که قبول کنیم که این دیو وحشتناکی که از امپریالیسم تصویر کرده‌ای کاملا درست باشد آیا شایسته است دولت جمهوری ایران خصوصا رهبری را بری از هر انتقادی بدانی؟ 3- آیا برای مبارزه با این دیو نفرت انگیز امپریالیسم شایسته است که کشته بدهیم؟ مثلا در اثر کمبود دارو؟ در اثر کمبود مواد غذایی؟ به خاطر بهایی بودن؟ به خاطر هموسکسچوال بودن؟ در اثر اشتباه نیروی انتظامی؟ آیا حاظر هستی کشته بدهی؟ مثلا پدرت؟ 4- بدون مقایسه آیا فکر می‌کنی زنان از حقوق انسانی در ایران برخوردارند؟ 5- علت اینکه به سادگی به دیگران برچسب می‌زنی چیست؟ مثلا آیا لذت می‌بری کسی را رفسنجانیست بخوانی؟ 6- آیا فکر می‌کنی خدمت فرهنگی که به مردم ایران کرده‌ای از کسی مانند میلانی بالاتراست که به سادگی و بی هیچ رودربایستی ار را خائن می‌نامی؟ 7- فکر می‌کنی بیل اورایلی و حسین شریعتمداری چقدر باهم متفاوتند؟ و تو با نگرش جدیدت چقدر با آنها متفاوتی؟ 8- آیا باور داری هدف وسیله را توجیه می‌کند؟ 9- فکر می‌کنی اگر کار داشتی در جامعه (یعنی یک مسئولیت مثل اکثر انسان‌ها) آیا به تو کمک نمی‌کرد که دید خود را نسبت مسایل به اصطلاح جزیی و بی اهمیت عوض کنی و آنها را بهتر درک کنی؟ 10- فکر می‌کنی ایران چقدر در تمدن امروزی سهم دارد؟ در مقایسه با مثلا فرانسه، آلمان، انگلیس و آمریکا 11- آیا هر کاری که دولت آمریکا می‌کند خطاست؟ مثلا نظرت راجه به حمله به یوگسلاوی چیست؟ 12- نظرت راجع به کشور آمریکا و مردم آمریکا چیست؟ 13- آیا روشنفکر یا نویسنده یا اختراعی در آمریکا انجام شده که به نظر تو برای بشریت مهم بوده باشد؟ 13- آیا فکر می‌کنی عقایدی که داری در ایران نوین است و قبلا مطرح نشده است؟ با فردید آشنا هستی؟ 14- ایرانی بودن برای تو چقدر مهم است؟ اصلا به نظر تو مهم است که انسان برای تعریف هویت خود نیاز به کشور داشته باشد؟ آیا برای تو اتفاقاتی که در ایران و ایرانی می افتاد همانقدر مهم است که بر سودان و سودانی؟ 15- آیا باور داری هویت را خودمان انتخاب می‌کنیم یا با ما به دنیا می‌آید؟ 16- راجع به شرکت‌های مولتی بیلیون دلاری چه فکر می‌کنی؟ آیا فکر می‌کنی برای جامعه ضرر دارند یا خیر؟ 17- نظرت راجع به علم و پیشرفت بشری چیست؟ آیا اعتقاد داری علم برای بشریت بیشتر دردسر داشته تا بیشتر منفعت؟ 18- نظرت راجع به سکس جمعی چیست؟ 19- نظرت راجع به ازداوج چیست؟ راجع به ازدواج باز چه فکری می‌کنی؟ 20- نظرت راجه به مواد مخدر چیست؟

فکر نکنم جواب بدی ولی اگر جواب بدی ازت ممنون می‌شوم.

اومدم ببینم نظرم رو منتشر کردی که بقیه نظرها رو هم دیدم. دقیقاً همین رو می‌گم. چی شد که از اون آدم روشن و آزادی‌خواه امروز به جایی رسیدی که پست‌ترین و کثیف‌ترین و رادیکال‌ترین حزب‌اللهی‌ها و متعصب‌های قشری تبدیل شدن به دوست‌ها و حامیانت؟ بوی گند این‌هایی که این روزها دور و برت هستند و ازت دفاع می‌کنند رو حس نمی‌کنی؟ یعنی این قدر مسخ شدی که دیگه حس‌هات هم درست کار نمی‌کنند و تعفن رو حتی نمی‌بینی و بوش رو درک نمی‌کنی؟

Hey what do you think of that idiot monkey saying there are no homosexuals in iran?!! i mean he is your hero right? why dont you start making up excuses for that too huh?

اگر باید تو دولت ایران مسئولیتی قبول میکردی دوست داشتی شغل چی میبود؟ سعی کن realistic جواب بدی نه اینکه بگی رهبر یا رئیس مجلس خبرگان و ...

یک آدم « باتجربه، وطن پرست، ضد ارتجاع و ضدامپریالیسم»: حسین درخشان گرامی، چند سال پیش، اولین بار که شما را دیدم حالم ازت بهم خورد. درست مثل همین "یه وبلاگ قدیمی" حرف میزدی، ضد ارتجاع بودی، ولی " میهندوست" و "ضد امپریالیسم زورگو نبودی". موقعیکه سر شام بحث پیش آمد و عده ای راجع به اینکه باید برای تغییر اوضاع ایران ، خود مردم ایران دست به کار شوند و نباید گول تبلیغات آمریکائی ها را بخورند که در رسانه هایشان مردم را شستشوی مغزی می دهند، تو پریدی وسط و با شیوه ای بی شرمانه ای که الان در نوشته همین "وبلاگ قدیمی" می بینی ، به ما حمله کردی و از تبلیغات رسانه ای غرب، به عنوان " آزادی و دمکراسی"نام بردی. باید ببخشی، خلاصه شعورت اندازه شعور همین شخص بالا ،" وبلاگ قدیمی" بود که تشخیص نمیدهد که مبارزه برای تغییر در فضای کشور، عالی ترین نوع مبارزه علیه ارتجاع است و این مبارزه انسان شریف را به مبارزه علیه هر نوع ارتجاعی می کشاند که امپریالیسم بالاترین نوع ارتجاع رایج است. تو هم مثل این کسانی که الان بهت حمله می کنند، در ظاهر گول زننده مبارزه برای" آزادی و دمکراسی و حقوق بشر"، در واقع از نوکری برای خارجی دفاع می کردی. در حالیکه شخص شریف، نوک انتقاد خود را به سیستم کشورش بر می گرداند، بدبختی ها و رنج مردم کشورش و حتی مردم جهان را منعکس می کند، به این دلیل که سرمنشا این بدبختی ها، یعنی مناسبات ناعادلانه و ریشه های آنرا به مردم نشان دهد و با دادن آگاهی ( نه شعار) مردم را برای پذیرش یک سیستم عادلانه تر آماده کند. در این راه ، ما نه با سرمایه داری ملی مشکلی داریم، نه با افراد ملی، چپ و یا مذهبی که خود را پای بند استقلال کشور می دانند، بهیچوجه مسئله ای نداریم. خوب حالا برسیم به تو. تو در این سالها از آن مسیر "خائنانه" و وطن فروشانه بیرون آمدی. داری از جیب پدر که بازرگان موفق و پولداری است، می خوری و خودت را مثل افشاری ها، اکبر گنجی ها، نوری زاده ها و آن پسره منحرف ( رفیق رضا پهلوی و ناز-ان- ین افشار جم و دستیار ریچارد پرل) به این انستیتوها نفروخته ای. در حالیکه من مطمئنم با هوش و ذکاوت تو و زبان انگلیسی بسیار خوبی که می دانی و اعتماد به نفسی که داری، اگر نظیر افراد نامبرده شده در بالا ، به آمریکائی ها خودت را می فروختی، الان نونت تُو روغن بود. یا حتی اگر با رفسنجانیست ها خوب بودی، الان "آقا مهدی" تو را مشاور مالی خودش در همین کانادا می کرد و یا حداقلش این بود که تو را می فرستاد، پول اجاره مغازه هاش در "مال سنتر پوینت" را وصول کنی و یا بشینی تو دفترت و صورتحساب بفرستی برای رانندگانی که از های وی 407، رد می شوند! (راستی اینها اصلا ایرانی میرانی سرشون نمیشه، برای ما تخفیف قائل نمیشن. تازه یکبار هم الکی برای من صورتحساب فرستاد که اصلا از آنجا رد نشده بودم) حالا با این مقدمه کوچولو، سوالم ازت این است حسین درخشان

سلام حسین خان می دونم این دو تا سوال اولم خیلی جوات و ضایع هست و مال زندگی شخصیته و من حق فضولی ندارم ولی لامصب بدجوری انگولم می ده 1- علت جدا شدنت از مرجان؟ 2-پول از کجا میاری ؟ 3-اگه برگردیم به دو سال قبل و انتخابات ریاست جمهوری به کدام کاندیدا رای میدی؟ معین ، رفسنجانی ، کروبی ، لاریجانی یا احمدی نژاد

If you are in London, I suggest to subscribe to Red Pepper...http://www.redpepper.org.uk/ That's the way socialism should work. I think I know what your problem is. Unlike many who think you have been converted to an i-diot ( you have an i-pod) , I reckon your whole ideology is at a cross road: Hating Imperialism is becoming the main feature. Hating in itself does not justify the dictatorship of Iran or any other any other nations. Going further than where you are, will be the start of radicalism. Mind you that most of your reasoning is right, and so are the choking voices from Iran. The revolution was about toppling a an imperial regime, without any alternative. Your arguments give ground to the post revolution regime without any reform. The survival of the government in Iran is not the issue, here there are 75 million lives at stake. All the bests.

Larry

http://www.gentoo.org/main/en/about.xml

از چشمهات خوار..سگی میباره!

من راه دور نمی‌رم، سوآلم اینه که تو این مقاله‌ی زیدآبادی که سراسر حقیقت و منطق هست، چی دیدی که می‌گی طرف باید از گفتنش خجالت بکشه؟ چیزی غیر از یک تحلیل واقع گرایانه است؟ غیر از اینه که داری کورکورانه از از احمدی‌ نژاد دفاع می‌کنی، عین اونایی که چشم بسته فحش می‌دن؟ یعنی حتی یک منتقد میانه رو و خوش نیت مثل زید آبادی رو هم دیگه نمی‌تونی تحمل کنی؟ خدا وکیلی این کارت یعنی چی؟ این یکی دو سال اخیر هم همه‌اش همین کارا رو کردی که مثل منی هم رو که بهت اعتماد داشتم به خودت بدبین کردی.

تولد وبلاگت مبارک!

یادته وقتی هاله اسفندیاری دستگیر شد چس ناله کردی که اگر یک استاد دانشگاه آمریکایی به ایران مشاوره میداد آمریکایی ها هم حتما همین کار را می کردند؟ حالا بگو ببینم آیا رئیس دانشگاه تهران تخم دارد از جرج بوش دعوت کند برای سخنرانی در دانشگاه تهران؟ آیا امکان دارد جرج بوش بیاد دانشگاه تهران و از پاک کردن فلسطین از صفحه جغرافیا حرف بزنه؟ یا رفتار دولتمردان جمهوری اسلامی را محکوم کنه؟ آزادی بیان خوبه فقط وقتی برای تو و اربابان آشغالت؟

با سلام حسین درخشان عزیز! اول از همه سالروز تولد وبلاگت رو تبریک میگم! هم به تو و هم به خانواده ی وبلاگ نویسان فارسی زبان که همگی واقعاً مدیون زحمات شما در این سالیان هستند. اما به جای تعارفات معمول بگذار سوالات بی پایانم رو شروع کنم به پرسیدن! ببین نزدیک به یک ساله که دارم وبلاگت رو می خونم. و در این مدت مرتب به آرشیوت هم سر زدم. نکته ی عجیبی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که چرا در مورد حماسی که زمانی این قدر ازش بد می گفتی یا احمدی نژادی که این قدر ازش بدت می اومد تغییر عقیده دادی؟ به عبارت دیگه، الان بسیاری از کسانی که قبلاً باهشون رابطه داشتی مثل نبوی و یا خیلی از وبلاگ نویس های بزرگ، دیگه ازت جدا شدن و به نظرم دلیل جدا شدن اونها در درجه ی اول نوع جهان بینی تو نیست، دلیل اینه که چرا جهان بینی ات تغییر کرده!؟ جسارت نباشه ولی آیا واقعا می تونید حداقل به اون افرادی که ازتون جدا شدن ثابت کنید که سر و سری با دولت ندارید...!؟ :) چند مورد دیگه رو هم باید بگم! اول اینکه رادیو هودر رو تلاش می کنم سر بزنم اما انگار خرابه! مرمت بکنید لطفاً! دوم اینکه بابت چلغوز تشکر ویژه بکنم که واقعاً کاری عالی است! سوم اینکه تبریک بگم! نوع نگاه جدید تون و سبک نوشتن مقالات تون (با اون منابع و ارجاعات و لینک های فراوانی که به عنوان مدرک ذکر می کنید.) واقعاً تحسین بر انگیزه! چهار اینکه شما لائیک هستید!؟ :)) ممنون خدانگهدار

مشکل عمده شما دیکتاتور بودن ذاتی تان (مثل بقیه از جمله آقای نبوی ) است بخصوص توهین به عقاید بقیه ( عقایدی که ممکنه غلط و درست باشن) -عجله در موضع گیری - اتهام زدن به دیگران صرفا از روی نظرات شخصی (البته این مشکل محدود به شما نیست)

الان نظرت راجع به اسرائیل چیه؟

تبريک ميگم! کاري رو که فکر ميکني درسته ادامه بده

حسین عزیز من فکر می کنم تو در سالهای اخیر خیلی رشد کردی و شخصیتت پخته تر شده است. نوشته هایت بسیار منطقی و تحلیل هایت بسیار دقیق و زیبا هستند. می توانم درک کنم که افراطی های ایرانی چه موافقین حکومت و چه مخالفین آن تحمل و درک نوشته های تو را ندارند. ولی بنویس و همیشه بنویس. بگذار من وامثال من از نکته بینی ها و تحلیل های دلنشین و منطقی ات لذت ببریم. و اما یک سوال: خرج و برج زندگی ات از کجا تامین می شود؟

سلام من از وقتی که اون مقاله وبلاگ شما رو تو مجله نمی دونم چی

حسين عزير سلام هفتمين سال تولد وبلاگت را بهت تبريك ميگم. دقيقا 4 سال است كه من هر روز بلا استثنا وبلاگ تو رو ميخونم.من نماينده نوعي از انسانها هستم كه وابسته به جريان فكري خاصي نيستم بلكه هميشه سعي ميكنم منصفانه ببينم و قضاوت كنم. تو اين 4 سال من هم يك روند فكري خوبي را طي كردم.روندي كه فكر ميكنم با تو ريشه هاي مشتركي داشت و در اين چند سال به تبلور رسيد.من دقيقا در جريان تغييرات تدريجي كه در جريان فكري و وبلاگ نويسي تو بوجود آمد هستم وميدانم كه اين اواخر چقدر دور و برت خلوت شد و دانستم كه آنان كه زماني به عنوان افرادي متفكر قبولشان داشتم، چقدر سطحي بودند.قبلا هر روز وبلاگ نبوي رو ميخوندم و خيلي از فكر و طنزش خوشم ميومد ولي الان باور كن حتي رغبت نميكنم سر تيتر نوشته هاش رو بخونم.تو خيلي خوب سطحي بودن افكارشان را روشن كردي.من خيلي متاسف شدم كه اينچنين وبلاگستان فارسي تو را تنها گذاشت و چقدر برام سخت بود كه حتي يك نفر پيدا نشد كه كمي به خودش جرات دهد و در مورد نوشته هاي تو منصفانه فكر كند.همه آنها دارند راحتترين كار ممكن را انجام ميدهند، يعني صرفا اعتراض ميكنند.آنها فكر ميكنند خيلي هنر كرده اند كه تشخيص داده اند جمهوري اسلامي مثلا حقوق بشر را رعايت نميكند.مشكل آنها اينست كه نميتوانند كل را يكجا ببينند.نميتوانند ببينند همين نظام جمهوري اسلامي كه آنها نقد ميكنند در خاورميانه دموكراتترين است.آنها نميتوانند بفهمند كه اروپا و آمريكا آنقدرها هم خير خواه نيستند. آنقدر گفتمان ضد جمهوري اسلامي در وبلاگستان و طبقه به اصطلاح روشنفكر رايج بود كه آدم فكر ميكرد درستترين عقيده همونه.ولي تو به عنوان اولين نفر تونستي بر خلاف جريان آب حركت كني.كاري بسيار بديع بسيار راديكال بسيار ظريف بود.اين به من هم جرات داد كه اونطوري فكر كنم كه درسته نه اونطوري كه اكثريت ميگن.نوشته هاي تو به من جرات داد كه ريشه هاي ضعيف افكار راديكالم را كه در زير آوار تفكرات روشنفكرانه رايج داشت نابود ميشد، را پيگيري كنم يك چيزي منو آزار ميده و از تو سوال ميكنم : واقعا چرا در وبلاگستان اينهمه گرايش به آمريكا و بر ضد جمهوري اسلامي وجود داره؟؟؟ فكر كنم اين جاي فكر كردن داره.كه آمريكا چگونه توانسته تا اين حد گفتمانهاي موافق خود را زياد كند؟؟!!!اين به عملكرد نامناسب جمهوري اسلامي در برقراري ارتباط هم برميگرده. وقتي ميگفتي "خامنه اي خيلي بهتر از بوش است" كاملا ميفهميدم كه چه ميگفتي.وقتي ميگفتي "انرژي هسته اي اقتدار ايران را افزايش ميدهد و اين اقتدار باعث افزايش آزادي در فضاي داخلي ايران ميشود" خيلي لذت بردم خيلي ياد گرفتم.در اين چند ماه اخير به درستي داري افكار خودت را روشنتر و واضحتر بيان ميكني. حسين عزيز هميشه بنويس و بدان كه كساني هستند كه همرا با تو رشد ميكنند.

میشه یه جوری از مزدوری دست برداری لطفا

کاش میشد به جای نوشتن حرف زد واقعاً مسائلی رو که می خوام مطرح می کردم چون حقیقتاً فرصت تایپ ندارم ببینم تا فردا چی میشه. ولی میشه یه پیشنهاد کنم: یه خط موبایل (مثلاً از این سیم کارتهای فری) بگیر و بذار رو ویس میل، بعد هر دو روز در میون پیامها رو گوش کن و اگه جواب خواست بنویس. ها؟ نظرت چیه؟

چرا از مرجان جدا شدي؟ پول اين همه سفر و کلا زندگيت از کجا مياد؟ يهني کارت چيه؟

سلام آقای درخشان. تشکر از دست و دلبازیت در رفع محدودیت در سئوال.خواستم بدانم با داشتن وبسایت چگونه میتوانم یک تلویزیون اینترنتی و به طور مستقیم داشته باشم . من میخواهم هر روز یک ساعت برنامه مستقیم داشته باشم تا با ملتم حرف بزنم . من از امکانات تخصصی شما برخوردار نیستم . ولی به راحتی میتوانم برنامه زنده داشته باشم . خواهشم از تو این است که بگو چگونه میتوانم . با تشکری دوباره .

مثل اینکه فکر کردی تو تلویزیونی که از این حرفای جواد باس بزنی. داداش خودت بهتر می دونی، خواننده هات همچین بی زبون هم نبوده اند این چند وقت. ماشالله خیلی هاشون وبلاگ هم دارن.چی داری میگی؟ دلت هوس فحش اضافی کرده؟؟

به هدف های شریف با وسائل غیر اخلاقی و نا شریف نمی توان رسید میدونم که در تعاریف شریف و اخلاق و همه اینها خیلی بحث هست و همه مفاهیمی کاملا نسبی و متغیر هستند . سئوال اینکه این حرف را در کل قبول داری یا نه و اگر جوابت آری ست در این سالها به آن پایبند بودی یا نه گاهی بد نیست صادقانه اعتراف کردن ;)

من دلیل اصلی جدا شدن شما از همسرتان را میخوام بدونم

تولد سردبیر خودم مبارک ... آقا این ماجرای هزینه درس و زندگیت توی لندن خواستم ببینم چی شد؟ حل شد بالاخره دنبال پول بودی؟

حسین خان! یکی از انتقادات وارده بر شما استفاده شخصی برای درج اگهی گوز چلغوز و .. هست علیرغم اینکه خودت اصرار داری کارای تبلیغاتی نشود!

سوال: تو واقعاً خجالت نمی‌کشی؟ تو یک روز آدم حسابی بودی. بین وبلاگ‌نویس‌ها اعتبار داشتی. نوشته‌هات رو کمابیش همه وبلاگ‌بازها می‌خوندن و یه چیزی هم یاد می‌گرفتن. پسر خوبی بودی. توی جمع‌های وبلاگی مورد توجه و استقبال همه بودی. ایده‌های خوب داشتی. فکرت باز بود و یه آدم آگاه به زمانه و روزگار خودش بودی. بعد کم کم شروع کردی به بد دهن شدن. بعد کم کم به فعالان حقوق بشر و زنان در ایران گیر دادی. بعد کسانی که تو ایران زندانی بودن رو افشا کردی و پرونده‌هاشون رو سنگین‌تر کردی. بعد کم کم تبدیل شدی به یه خودفروخته‌ی تمام عیار که بازوی اینترنتی شریعتمداری و قاضی مرتضویه. عکس سفاک‌ترین جلاد ایران رو کاغذ دیواری وبلاگت کردی. تمام فعالیت وبلاگیت تبدیل شد به افشای این و اون و دعوا با دوستای سابقت. سید حسن نصرالله و حرب‌الله لبنان و ایران و ده نمکی و احمدی نژاد و مصباح یزدی شدن قبله‌ی آمالت و گنجی و عبادی و روشنفکرها و طرفدارهای حقوق بشر و زنان شدن دشمن. هی شروع کردی روی ابزار آلات احمدی‌نژاد و خامنه‌ای سرسره بازی کردن. هی براشون راه‌کار صادر کردی که به نظر من این کار رو بکنی خوبه و اون کار رو بکنی بده. هی سپاه رو توجیح کردی. هی گفتی قوه قضاییه حق داره آزادی‌خواه‌ها رو بگیره و چوب تو آستینشون کنه. خلاصه از اون جوون فعال و پر انرژی و مورد احترام تبدیل شدی به سمبل خود فروختگی و آدم فروشی و مورد تنفر همه واقع شدن. چرا این جوری شد؟ چرا با خودت این کار رو کردی؟ من یه موقعی تو وبلاگم لینک تو بالاترین لینک بود. ازت همیشه دفاع می‌کردم. نوشته‌هات رو دنبال می‌کردم و برات احترام قائل بودم. اون موقع‌ها تو سردمدار مبارزه با سانسور اینترنت بودی. حالا چی؟ تبدیل شدی به توجیح‌گر سانسور. هی می‌گی اینا حق دارن که گیر می‌دن، می‌گیرن، می‌زنن، می‌بندن... هی می‌گی انقلاب اسلامی بهترین و گوگول‌ترین و مامانی‌ترین اتفاقی بود که می‌تونست برا ما بیفته. واقعاً شرم نمی‌کنی این حرف رو می‌زنی؟ بعضی‌ها می‌گن چون می‌خوای برگردی داری این پاچه‌خواری‌ها رو می‌کنی که اومدی ایران نگیرنت. بعضی‌ها می‌گن واقعاً عضو باند و دار و دسته‌ی قاضی مرتضوی شدی. کدومش درسته هودر؟ چی شد که به این حال و روز افتادی؟