الان وقت ندارم وارد جزییات شوم. ولی همینطور که دارم واکنشهای گوناگون را به حضور احمدینژاد در نیویورک میبینم، به نظرم این حضورش بسیار مثبتتر از چیزی است که فکرش را میکردم. احمدینژاد بجز یکی دو تا گاف کوچک (از جمله راجع به همجنسگراها) به اعتراف آدمهایی مثل گری سیک سربلند از سخنرانی کلمبیا درآمده و مصاحبهاش هم با CBS بسیار بسیار بازتاب خوبی بین مردم عادی آمریکایی داشته. به نظرم احمدینژاد امسال خیلی فرق داشته با احمدینژاد دو سال پیش که بیتجربه و بیمشورت و خوشخیال بود. حالا سرفرصت شاید بیشتر راجع به آن بنویسم.
ولی چیزی که جالب است، این است که دو گروهی که از همه بیشتر به او حمله میکنند و از حضورش عصبانیاند یکی رفسنجانیستهای داخل و خارج ایران هستند که همانطور که گفتم پس از آمدن احمدینژاد رسما از منتقد جمهوری اسلامی به اپوزیسیون تبدیل شدهاند. (روی جلد امروز «روز» را ببینید که واقعا انگار خود جوزف لیبرمن نشسته و درست کرده) یکی هم دستراستیهای اسراییلی که اصلا فکرش را نمیکردند که احمدینژاد از این مراسم -- که در واقع تنها برای ضایع کردن احمدینژاد و ملتی که نمایندگی میکند درست شده بود -- سالم و بقول گری سیک «بیجراحت» بیرون بیاید و باز هم بقول سیک باعث شود رییس دانشگاه کلمبیا شبیه یک بچهی قلدر دبستانی به نظر بیاید و دوباره صدها میلیون نفر مردم دنیا را دربارهی موضوعات تابوی این سالها به فکر وادارد و تصویر تروریستهای خطرناک و وحشیای را هم که از او و من و شما ساختهاند از بین ببرد.
فقط بگذارید یک چیزی را بگویم که فکر نمیکنم خیلیها بدانند و خودم هم برای اولین بار در سفر دوم اسراییلم از دوستان اسراییلیام شنیدم که نشان میدهد چقدر دستراستیهای اسراییل هیپوکریت هستند.
باورتان نمیشود، ولی موضع رسمی اسراییل درباره کشتار یک میلیونی ارمنیها در اوایل قرن بیستم توسط ترکها نفی آن است. همین مسالهی کشتار ارمنیها تاحالا چند بار روابط بسیار نزدیک ترکیه و اسراییل را دچار بحران کرده است که من فعلا یک مقاله را که عجلهای پیدا کردم نگاه کنید.
در سال ۲۰۰۰ وزیر دادگستری وقت اسراییل گفته بود که کشتار ارمنیها بدون شک یک واقعیت است، ترکیه تقریبا روابطش را با اسراییل داشت قطع میکرد و تا وقتی که وزیر خارجهی وقت اسراییل نامهی «گهخوردیم» رسمی به ترکیه نفرستاده بود، مساله حل نشد.
ولی نکتهی جالب این است که استدلال اسراییل برای فیصله دادن ماجرا دقیقا چیزی است که مثلا ایران دربارهی هالوکاست میگوید و آمریکا و اسراییل هرگز تحمل شنیدن آن را ندارد: یعنی اینکه «قتل عام ارامنه» (عمدا هم آن را در گیومه میگذارند که بگویند آن را قبول ندارند) یک مسالهی تاریخی است و تاریخدانها باید راجع به آن بنشینند و حرف بزنند، نه سیاستمداران.
کاش میشد احمدینژاد در صحبتهای آیندهاش اشارهای هم به این دورویی واقعا بیشرمانهی دولت اسراییل بکند و این نکته را که خیلی افراد کمی میدانند آشکارتر کند و به صحنهی گفتگو بیاورد.