برای اشتراک ایمیل‌تان را وارد کنید: یا به این نشانی یک ایمیل بفرستید: EditorMyself-subscribe@googlegroups.com
۱۱ مهر ۱۳۸۶ | 03 October 2007

 آتشی در نیستان دانش

  لينک‌دونی هفته
Excerpt: SOAS is where I have probably always meant to be. Poor my liberal Iranian friends who have no idea where they have stepped in.

جانم برایتان بگوید که بالاخره درس را شروع کردم. خامنه‌ای نامرد هر چه من ایمیل زدم جواب نداد و آخر سر هم در Facebook برایم یک بیلاخ گنده و مجانی فرستاد که: عمرا اگر من به توی جاسوس اسراییل کثیف پول بدهم.

در نتیجه من ماندم و وام از بانک کانادایی و البته کمک مالی از پدر عزیز و گرامی که همان‌طور که می‌دانید در واقع رییس کل سازمان جهانی موتلفه است، جوری که -- احتمالا بزودی نوری‌زاده «کشف» خواهد کرد -- عسگراولادی برایش کفش‌هایش را جفت می‌کند و زمین‌های کل مناطق اول و سوم شهرداری تهران مال اوست و آن قدر پولدار است که قرار شده هر چه ضرر از جانب ترک ایران توسط شرکت توتال به جمهوری اسلامی خورده است، با یک ماه پول توجیبی ماهیانه‌ی من در لندن جبران کند.

از شوخی گذشته، این دانشگاه یعنی SOAS را انگار برای من ساخته‌اند. صبح تا شب حرف از پست کلنیالیزم و پست استراکچرالیزم و فوکو و سعید و دریدا و بودریار و باختین و بقیه‌ی بروبچه‌های آدم‌فروش عامل جمهوری اسلامی است.

این وسط من فقط نگران دوتا از بچه‌های تازه از ایران آمده‌ام که از وسط دامن آقا برنارد لوییس و ریموند پوپر و کانت و رورتی و راولز و میلتون فریدمن و مایکل ایگناتیف و البته فیلسوف/مترجم برجسته‌ی تمام هستی یعنی آقا رامین جهانبگلو پرت شد‌اند وسط دامن موجود «ترسناکی» به‌نام مارک هوبارت که تمام رشته‌های اندوخته‌های فکری‌شان را در خانه‌ی هنرمندان با یک اشاره آتش می‌زند.

البته انصاف داشته باشم خود من هم اگر سه سال پیش اینجا آمده بودم الان چیزی ازم باقی‌‌نمانده بود و آتش این دپارتمان انتروپولوژی اینجا خرمن هستی‌ام را سوزانده بود.

خلاصه اینکه من سه تا درس برداشته‌ام که مقدار خواندنی‌های هرکدام‌اش از تمام مقداری که من در مثلا کل تابستان امثال خوانده‌ام ببشتر است. ولی خب، خوبشختانه برای فوق‌لیسانسی‌ها امتحانی درکار نیست و فقط باید آخر هر ترم مقاله نوشت. ولی جو ضد کلیشه‌های آکادمیک و ضد اروپایی/آمریکایی‌ای که اینجا حاکم است فکر نمی‌کنم زیاد برایش اینکه چقدر آدم بتواند حرف‌های دیگران را عینا بلغور کند مهم باشد. مهم آن است که چیزهایی که آدم می‌خواند برود و بشود جزیی از شیوه‌ی فکر کردن و نگاه کردن آدم.

مثل مرتضی آوینی که می‌گفت سعی می‌کرده در روایت فتح کاری کند که دوربین بشود جزیی از بدن فیلمبردار، جزیی از تجربه‌ی دریفاتش از واقعیت؛ بشود چشمش.

راستی شاید بد نباشد اینجا روایت فتح را بیاورم نشان دهم و درباره‌اش آدم بیاورم صحبت کند. اینجا که خانه‌ی هنرمندان تهران نیست. حتی می‌توانم تی‌شرت حمینی‌ام را هم درست کنم و با افتخار بپوشم و حرص شماها را درآورم. :)


سردبیر: خودم و لینکدونی‌اش را هر روز با ایمیل دریافت کنید.
تازه درهمين باره:



دوستان و آشنايان

«دادابیس»
«مرتضی نگاهی»
«آرش «کمانگیر» آبادپور»
«بی اجازه کوچیکترا نه»
«نانا»
«گناهکار»
«خوابگرد»
«یک فتحی»
«تبعیدی عصبانی»
«یک وحید»
«کتابلاگ»
«عرب عصبانی»
«بامدادی»
«کافه ناصری»
«یک پزشک»
«مونتاژ انتقادی»
«دستنوشته‌ها»
«مریم مومنی»
«سلمان»
«خیاط باشی»
«غلاف تمام فلزی»
«ایرانی طعنه‌آمیز»
«مرد تنها»
«لیلی نیکونظر»
«ایمیان»
«شبنم طلوعی»
«جواد روح»
«آزادنويس»
«مارسی نیومن»
«آرش غفوری»
«نگارک‌ها»
«شرح»
«عبدالقادر بلوچ»
«کریم ارغنده‌پور»
«مهستی شاهرخی»
«امنزیاک»
«امور ایران»
«جواد کاشی»
«میرزا پیکوفسکی»
«از پشت یک سوم»
«یادداشت‌هایی از کابل»
«ایران‌شهر»
«ناهید رکسان»
«شنا در شنزار»
سولوژن
شهرزاد
خسرو نقیبی
هوشنگ دودانی
ملکوت
کوروش علیانی
آهستان
سینا دیلی
حامد قدوسی
جمهور
ابراهیم اسکافی
فروغ
گردباد
محمد نوری‌زاد
مریم ابریشم‌کار
اکبر منتجبی
مرصاد
هادی خرسندی
بابک داد
طاها بذری
احمد جلالی
هادی نیلی
سبیل طلا
ضدمورچه
یک استکاان چای داغ
موج
کیبرد آزاد
حسین نوش‌آذر
پسر فهمیده
مازوخیسم محاسباتی
منبر دات نت
آق بهمن
نگاه نو
نگاه نو
مسعود ده‌نمکی
آن سوی دیوار
۳۵ درجه
من راه نشین
کمال
مسعود بهنود
حقوق‌دان پاریسی
حاجی واشنگتن
کشکول جوانی
صفا در ال.ای
شب پیشگویی
سوگلی ریچارد پرل
دردنوشته‌ها
دانشجوی مسلمان
آشپزباشی
پاگرد
آچار فرانسه
۴ دیواری
حمید کریمیان
نیما دارابی
بلوط
ف.م.سخن
پیاده رو
زهرا
خورشید خانوم
رزانیات
لوبيا
حمید مافی
لگوماهی
سهند شمس
حسین پاکدل
نگفتنی‌ها
محمود فرجامی
لات‌لند
زيتون
زیتون پرورده
حسام‌الدین آشنا
محبوبه حسین‌زاده
آی‌تی.ايران
شاخ به شاخ
افسون فسرده
جوانفکر
خبرنگار مسلمان
حنیف مزروعی
چرک‌نویس
شب‌نامه‌ها
بسیج جهانی
فریادناممه
نوه‌ی غلامرضا تختی
پژمان نوزاد
کلنگ کمونیست کارگری
رویای آريایی
علیرضا شیرازی
مرصاد امروز
روزنه
خاکریزیسم
توکا نیستانی
نیکی اخوان
احسان
دلبستگی
مسیح علی‌نژاد
تادانه
نازخاتون
خط قرمز
جمال
بی‌بی‌گل
کامپیتور و ارتباطات
نوک‌تیز
زمستان است
نسرین افضلی
فوکو بلاگ
پویان و سیما
سهیل کریمی
بیروت ریپورت
مریم اينا
میرزا
فانونایت
دوم دام
نسل خمینی
مهدی محمدی
امید معماریان
روزنامه‌نگار ممسلمان
سیبستان
اسماعیل نیوز
مطالعات فرهنگی رادیکال
فرنگوپولیس
آزاده عصاران
هنوز
شکرخواه
خانوم حنا
کافه اندیشه
علیرضا خدابخش
زن نوشت
سایه
عباس معروفی
نقیز
روزها
انتخاب زنان
هپلی
پاسداران
پویان طباطبایی
فلیسوف مآب رمانتیک
کلاشینکف دیجیتال
کلفه گینزبورگ
امیرعلی قاسمی
مشکات
سفره ماهی
سفره‌ماهی
پاک‌نویس
ارزیابی‌های شتابزده
لیلا خدابخشی
تکینسون
علی معظمی
عنکبوت
سرزمین آفتاب
آدم و حوا
چخوف منو نديدی؟
امشاسپندان
علی مزروعی
خارج از جعبه
مريم نبوی نژاد
وب‌نگاشت
تبرمرد
ققنوس
بچه‌های سوم تیر
منقل، مخده و پلوراليسم ديني
فالشیست
ddmmyyyy
بازیگر آماتور
شهاب اسفندیاری
فانوس خيال
آینه ایرانی
محمد تاج‌دولتی
معصومه ناصری
انتخاب انسانی
نیما نامداری
مژده
چلـــغوز
پرگلک
پیام یزدانجو
پیام یزدانجو
من و مانی
شبح
کاملیا انتخابی فرد
خودمونی
حرف غریب
راهرو
شادی شاعرانه
و اما بعد
امير حسابدار
پاسداران
ایمان
پاگنده
بارانی آبی
اندیشه امروز
معصومه اتبکار
دفترچه‌ی ممنوع
حسن عابدینی
دیدی گفتم
مه‌زود
میان خطوط
جنگ و صلح
صبحانه
کوچه مدرسه حجتیه
آسمانِ سرپناه
حسام فروزان
حقیقت ایرانی
رازیگر
نیستان
یک وبلاگ ساده
غربتستان
تلخوش
قائم‌پناه
ژرف
یولداش
روزگاری که سپری می‌شود
رنگارنگ
مرمرو
کاپیتان هادوک
خاطرات مشبک
کوچ
افکار خصوصی
سیاحت‌نامه میرزا
روی جاده نمناک
کنج
دلتنگستان
کتابدار
نکته
يوتی‌اف-هشت
بازيگر آماتور
نفیسه مطلق
با شما نيستم
سکتور صفر
پارکينگ
پياله
ايستادن در مقابل باد
مهندس سعيد
يه وجب خاک اينترنت
احسان پريم
مهاجر
افعانستان امروز
از امروز
آذر و آيينه‌اش
بهنود کوچک
وبلاگ گوبا
روزگار من
يادداشت‌های سينمايی
اسپ‌سوار
دنيا دست کيه
نمای تزديک
عصيان
ایگناسیو
کتابچه
علاف تمام فلزی
تن‌تن‌سک
آسمان
یک جعبه شکلات
حرفهایم...
از کانادا
ندای امروز
دنيای يک ايرانی
عمو حميد
احسان و هزاره سوم
روزنگار
وب‌نوشت ابطحی
بزرگمهر حسین‌پور
دندانپزشک
پريشان بلاگ
سياست از نگاه دوم
برما چه گذشت
خاکستری
حرف‌های يک الپر
کاوه شجاعی
کاکتوس تيلا
کاپوچينو
خط سوم
ترزا
آبکش
خبرنگار
نيمه‌شب
صادق الوندی
الپر
صورتک
ساده‌تر از آب
مرتضی و ما
پرنیان
علی قدیمی
الفبا
کلانتر
زوزه
ریویو
فانتازیا
محسن طالب
یلدا معیری
شهروند نصف‌جهانی
اسکورپیو
نعمت احمدی
لباس شخصی
علی خلیق
این مرد
یادداشت‌های فرهنگ
روزهای زندگی‌ام
یک بلاگر
دانشگاه غیرانتفاعی کیش
بچه‌های قلم
یاک
وحید پوراستاد
وب‌نامه
علی‌اکبر قزوینی
پناه
نوشی و جوجه‌هایش
اینجا و اکنون
مهاجرانی
جمیله کدیور
فانوس
صنوبر
پرنوشت
نادر فتوره‌چی
جنبشی استشهادی
بهزاد بلور
اشکان خواجه‌نوری
مصطفی تاجزاده
عباس عبدی
آرش صالحی
مسرت امیرابراهیمی
سبقت
عطا خلیقی
لیلی پوررند
آخوندها از مریخ نیامده‌اند
زرنوشت
گل‌دختر
علیرضا حقیقی
گل‌آرا حمزه
نگاه ایرانی
پاپتی
گوز آن‌لاین
وب‌گشت
لوبیسمم
فاطمه رجبی
نگاه یک ایرانی
هزاران نقطه
ریچارد سمبروک
نامحرمانه
غربت‌نوشته‌ها
رشید اسماعیلی
مجید تفرشی
احمدی‌نژاد
شهیر شهید ثالث
احمد شیرزاد
موشک انداز
مژده غضنفری
ابراهیم فیاضی
نظرات ديگران

i know i'm repeating myself but check this out: http://waltermignolo.com about western modernity claiming to be universal: http://waltermignolo.com/2007/01/02/telling-half-of-the-story/#more-13

I just saw your latest posts ...noticed you are attending a Uni and that you are showing it off so much. I personally study in a very posh Uni in the UK and it hasnt been difficult for me to get in although I am not from a very great academic background. So, dont show off your SOAS much cause it is not as prestigous as you think and its entry standards are not that high! You are still the same Hossein Derakhshan who struggles with studying!

مبارک ِ..... اینقدر با این بلاگستان سر و کله نزن. یکی از بهترین دانشگاه های علوم انسانی دنیا رفتی... استفاده کن... کار علمی کن... دنیا هم که فقط ایران نیست. کارای دیگه هم هست که بکنی... :)

... دریدا و فوکو و سعید حتی به درد جامعه خودشون هم نخوردن. حسین ... متاسفانه تو هنوز از یک غربزدگی خفیف رنج میبره و دفاعت از جمهوری اسلامی بر اساس درک خودت از تئوری های این ادمهاست. اینجور دفاع از جمهوری اسلامی با اینکه در شرایط بحرانی امروز از هیچی بهتره اما در بلند مدت جز وابستگی و عقب موندگی چیزی را به ارمغان نخواهد ورد.

I am sure you will be "olaghi bar oo ketabi chand"at best after finishing ur study, good luck

This was a fun read, both yoru post and the comments and counter comments! I somehow agree with you, but Arash is also very right in suggesting that Iran cannot just hoop over to postmodernism, without having settled its accounts with modernity, first, adn modernism second. Also, while you are hovering over derrida and foucault and what not, don't loose site of Jameson! He is is smartest critique of postmodernism! And if one is not careful, one is at grave danger of losing all ground and becoming totally schizophrenic!

حسین خوب خوشحالم که میبینم خوشحالی ولی بابا بیخیال این شو که فکر کنی حتما کانت بد است و سعید خوب است مگه قرار است که یکی درست باشد اون یکی غلط این که تو تازه با ادبیات پستکولونیزم آشنا شدی و باهاش حال میکنی که دلیل نمیشود بابا تو قفسه های کتابخونه سواس یه نگاه بکن ببین چقدر از کتابهای این گرایش فکری مال حداقل ده - پونزده سال پیش است به هر حال امیدوارم موفق باشی و در سواس هم بهت خوش بگذره چون یکی از جالبترین جاهاست

حضرت درخشان من با نظر آرش در مورد تو بشدت موافقم و تنها اضافه می کنم که تهت باد میده یا بهتر بگم گرد باد می ده!

ببین عسل من. به کسی که سرما خورده قرص سرما خوردگی میدن به کسی هم که اسهال داره قرص اسهال میدن. هر جامعه ای هم یه مریضی خاصی داره که باید نسخه خودش رو براش پیچید. نسخه دریدا به درد یه جامعه علم زده می خوره. توی یه جامعه ضد علم هم باید حرف از کانت زد تا شاید مشکل مردمش با علم حل بشه. فکر نکن چون بحث های پست کلونیال و ضد پوزیتیویستی و جادوگر مسلکی و گند و گوه بازی الان مد روز فلسفه پیشرو در جهانه الزاما این حرفا به درد جامعه عقب مونده علمی ایران می خوره. ما به اندازه کافی فالگیر و جادوگر و پست کلونیال تو ایران داشتیم. ما دکارت لازم داریم ما کانت لازم داریم ما گودل لازم داریم. ما دریدا و فایرابند نمی خوایم. همه ملت ما یه پا دریدا هستن خودشون. تو دوست داری فقط یه جوری با بقیه متفاوت باشی و خاص باشی فکر کنم. اصلا برات مهم نیست که چه جوری . فقط دوست داری متفاوت باشی و این نشون دهنده یه کمپلکس روانیه. حتی ممکنه ناشی از یه تجاوز در دوران کودکی باشه. خودت رو بیش از این چس نکن. تی شرت خمینی یعنی دهن کجی به اعدامی های سال 60 و 67 و همه اونهایی که تا حالا تو ایران شکنجه شدن. من نمیگم ینگه دنیا این خبرا نیست ولی کسی مجبورت نکرده اگه از بوش بدت میاد حتما تی شرت خمینی تنت کنی یا از کون چاوزی بخوری که میخواد رییس جمهور مادام العمر بشه. نهایتا هم اینکه خدا یه عقلی به تو بده یه پول تپلی هم به من بده.

حسین جون...نشاشیدی شب درازه داداشم. دفه اولت که نیست دانشگاه ثبت نام می کنی که... لیسانس ایرانتو زیرش زاییدی بعد گوز گوز کردی که دانشگاهای ایران بده و رفتی کانادا اونجا هم گهی نشدی.... هر وقت لیسانس گرفتی بعد راجع به دکتر جهانبگلو زر بزن...تازه اون موقع میشه گفت یه جوجه خروسی شدی که میخاد قوقولی قوقو یاد بگیره....جدا بی سوادی بد دردیه.

پاراگراف آخر رو خوب امدی :)

I pretty like ur taste of music...wondering whats ur views on Kiosk.

نوشته های جدید حسین ، از دانشگاه ، مثل نامه های جودی آبوت شده به بابا لنگ دراز عزیز ، باحاله ...

حالا که به همه دکترا میدن تو هم سعی خودت رو بکن شاید یک دکتری چیزی هم بتو دادن. البته اگر به تو دکتری دادن یادت باشه حتما یه آمپول بزن تو کون رهبر چلاق ات شاید یک کم چشماش باز بشه و از این خماری دربیاد

Ethics of Care را ترجمه کرده اند «اخلاق مبتنی بر مراقبت» یا «اخلاق ِ تیمار». بعد هم بنظرم تعبیرت از اخلاق کانتی (deontologic) و اخلاق فایده گرایانه (teleologic) درست نیست (بحث طولانی است) و در عین حال اخلاق مراقبت رو به نقصهاش هم باید توجه کنی...

خوشحالم بالاخره درست رو شروع کردی. موفق باشی

خیلی باهات حال میکنم ، گرچه معتقدم که خیلی از کس شعرهات هم واقعا کس شعره ولی در این بین حرف درست هم می زنی ، (مثلا اخیرا خیلی داره دیجیتالی صفر و یک فکر می کنی که هر کی با احمدی نژاد بده با طرفدار رفسنجانیه سیاه و برعکسش سفید ولی خیلی از حرفات مثل صنعت حقوق بشر و امریکا و بودجه هلند و ابراهیم نبوی و ... را قبول دارم به شدت ) کلا توی دید من نسبت به جهان خیلی تاثیر داشتی ، از اون شش سال قبل که خر شدم و با راهنمای تو وبلاگ ساختم خیلی دیدم نسبت به جهان و دنیا عوض شد ، خیلی از نظراتت را در مورد کاری که امریکا الان داره می کنه قبول دارم ، منم مثل خودت توی این سه چهار سال اخیر ورژن شخصیت و طرز تفکرم اپ گرید شد ، از اون ادم امریکا پرست و کس مشنگ تبدیل شدم به یه کسی که هم خیلی از تصمیمات امریکا را قبول داره و هم خیلی از کارهای امریکا را سم کشنده برای بشریت می دونه دیگه مثل احمقها هر حرفی نبوی کس لیس بچه باز(توی وبلاگ مرجان خوندم، اگه خواستی می تونی این تیکه از کامنت را حذف کنی) و نوری زاده و بهنود ونیک اهنگ و روز ... و حتی خودت بزنن قبول ندارنم تو باعث شدی به نظرم خواننده های وبلاگت فکر کردن یاد بگیرن و خودشون تحلیل کنن که این حرفی که فلانی می زنه درسته یا نه ، تو باعث شدی خواننده هات از یه ادم که هر چی توی تلویزیون و ماهواره می گه دیگه سر بسته قبول نکنن حسین خان خیلی باهات و طرز تفکرت که ریده به همه استاندارهای بین المللی حااااااااااال می کنم تو به گردن من حق داری جدی می گم ، خیلی حال می کنم که وبلاگت تعداد بازدید کنندهاش پوز خیلی از سایتهای هلندی را زده

Glad to hear that you are doing well. Read your books and try to be a bit less condescending towards academics.

Good luck man....Glad you are settling down well in London. Worth keep eyes on British politics. Extremly sophisticated, and amazingly entertaining. Beside, thanks to our lefti mayor, Ken the King, culture in London is so vivid.

سلام خیلی خوشحالم که تحصیل رو شروع کردی و داری مطالعه میکنی، خیلی عالیه، مطالعه آکادمیک دگماتیزم رو کم میکنه

دمت گرم، از بس بی دلیل این ملت متوهم کوبیدنت دیگه آبدیده شدی

اگه تی شرت زدی، یه سری هم برای من بزن، باهات حساب می کنم. دستت درد نکنه.

دمت گرم!

می‌دانستی برناد لویس از همین دانش‌گاهی که تو در آن هستی فارغ‌التحصیل شده؟

میتونی تیشرت هیتلرت رو هم اگر خواستی بپوشی. حرص ما در نمیاد. امیدوارم یه چیز بدرد بخوری یاد بگیری در هر حال.

"صبح تا شب حرف از پست کلنیالیزم و پست استراکچرالیزم و فوکو و سعید و دریدا و بودریار و باختین و بقیه‌ی بروبچه‌های آدم‌فروش عامل جمهوری اسلامی است."

1. احتمالا آن توبه نامه فوکو را در مورد متن معروفش در ارتباط با انقلاب 57 نخوانده اید. 2. ادوارد سعید اتفاقاً در ایران خیلی مطرح نیست. گذشته از موضع فلسطینی اش، اولاً یک مسیحی بود و ثانیاً شرق مورد نظرش مشخصاً عرب ها بودند نه مسلمانان. شما واقعاً از ایران خبر ندارید؟ 3. دریدا هم مشخصاً برای تئوری(ضد تئوری) های ادبی اش بیشتر معروف است تا برای نظرات سیاسی اش. مسخره به نظر شما نمی رسد حالا که درجمهوری اسلامی امکان چاپ کتاب هیچ کدام از طرفداران دریدا وجود ندارد، از دریدا اینطوری نام ببریم؟ جستجوی وبلاگی گوگل آدرس وبلاگ هایشان را به شما می دهد. 4. شما واقعاً لازم است که آرشیو شرق را سرچ کنید و مقاله خواندنی "حذف مفهوم طبقه از مبارزه چپ" را بخوانید. هول نکنید! نوشته «رفسنجانیست ها» نیست. یک مارکسیست فرانکفورتی آن را در صفحه اندیشه چاپ کرده 5. من نمی دانم به عنوان کسی که پنج سال است دارم این وبلاگ را میخوانم و برای اولین بار کامنت می گذارد چه بگویم! شما تصورتان را از فضای عینی ایران یا از دست داده اید و یا مساله یک تصفیه حساب شخصی است. شما در فضای آکادمیک میل نمی کنید در نوعی اورینتالیسم واژگون(زنده باد سعید) غوطه ور هستید. تصور شما از ج.ا حالا به هر دلیلی همان تصویر اخته شده ی رسانه ای است. تصویر یکسان، بدون ترک، به شدت بیواسطه و به همان میزان نفع گرایانه. فرق شما با فاکس نیوز در موضع گیریی است که اعتبارش فقط داخل مرزهای خودتان است. وگرنه هر دوی شما به یک اندازه ما-شرقی های بدبخت- را به یک ایماژ، یک تصویر با دو روی کاملا یکسان تقلیل می دهید. 6. نوشتن کماکان ادامه خواهد داشت. اما بگذارید انگیزه خودم را از این نوشته شرح بدهم. دلم می خواست عوض این حرفا از شما راجع به SOAS بپرسم و اینکه یک دانشجوی مهندسی می توان در آن برای یک رشته انسانی پذیرش بگیرد یا در مورد فایننشال اید و یا درخواست کمک بکنم که بتوانم وارد دانشگاهی بشوم که چپ معاصر در آن جولان بدهد. اما الان حتی وحشت دارم که اسم واقعی ام را چه برسد به میلم وارد کنم. حتی دارم با خودم کلنجار میروم که به خاطر آن ای. پی از قید پست کردن این کامنت بگذرم. به شما کنایه نمی زنم. با داخل صحبت میکنم. بیست و پنج سال زندگی در ایران به ماها خیلی چیزها یاد داده. به خصوص این دو ساله. دهه شصت که یادمان نیست.

U r in a right path. I like u as always .

خوشحالم که راضی هستی از دانشگاهت. از صمیم دل آرزوی موفقیت می کنم برای شما.