دنیا دیگر از بیشتر شبیه ۱۹۸۴ نمیتواند بشود
جطور است اسم بخش آنلاین را یکدفعه به «شرق»یا «هم میهن» تغییر دهند و همه را راحت کنند
آقا این رفیق شفیق ما دنبال یک قصهی چند خطی و کوتاه و مختصر میگردد. چیزی به فکرتان نمیرسد؟ لطفا کامنت بگذارید.
یه پزشک که اصلا ماورا الطبیعه را قبول نداره و همه چیز رو از زاویه علم می بینه ، یک پاکت پی سی داره که روش کتاب های پزشکی شو ریخته و حین طبابت از اون کتابهای الکترونیکی استفاده می کنه توی کارش هم خیلی موفقه این پزشک می ره به هند ، اونجا با مرتاض ها و کارهای ماورا الطبیعه اونها که با هیچ علمی قابل توجیه نیست روبرو می شه ، از کارهای محیر العقول انها با پاکت پی سی فیلم و عکس می گیره ، تا اینکه جا کم می یاره ، مجبور می شه یکی یکی کتابهای پزشکیش رو پاک کنه تا حافظه پاکت پی سی جا باز بشه بتونه باز هم از اونها فیلم و عکس بگیره ، اخر کار توی پاکت پی سیش هیچ کتابی باقی نمونده این طرح رو می خواستم بدم به مخملباف تا فیلمش کنه ، حق کپی رایت مربوط به دارنده ایمیل زبان بسته در چی میل هست
چجور قصه ای و برای کی می خوای؟ خودت
What do you mean? What kind of story? What is the intention? Who are the audience? What is the purpose? What do you want to transfer?
سلام. به نظر من یکی از چیزهای جالب وخاص ایرانیها حجم بسیار زیاد جکهایی است که دارند. به نظر من این خودش یک نوع هنره و دوستتون میتونه بره تو جکها دنبال مطلب بگرده...چون هم کمتر از چند خط اند، هم بعضی وقتی گویای مسایل عمیق اجتماعی، هم خنده دار و طنزگونهاند...تو کدوم ادبیات دنیا این همه داستان [بسیار] کوتاه اجتماعی و ... وجود داره؟... من اگه تو ادبیات یه کارهای بودم میگفتم که این جکها رو جمع آوری کنند چون واقعا بیشترشون شاهکارهای ادبیاند و نسلهای بعد میتونند از طریق همین جکها طرز فکر و شرایط اجتماعی زمانه گذشته رو درک کنند... فکر کنم حسین درخشان هم از جک قهوه (ما در قهوه خانه چای میخوریم) خوشش مییاد...من منظوری نداشتمها! خودش یه بار تو یکی از پیامهاش گفته بود... :)